۱۳۹۲ مهر ۶, شنبه

آقای روحانی سخنرانی شما در راستای مصلحت نظام، ولی کاملن ضد منافع ملی ما بود


پیش گفتاری از سخنان حسن روحانی

ایرانِ من : آخوند کلید نشان روز چهارشنبه سوم مهر (۲۵ سپتامبر) در مجمع سازمان ملل روی منبر رفت و به روال همیشگی روضه دو طفل مسلمی خواند که نه تنها کسی گریه نکرد، بلکه اخمها نمایان، سگرمه ها در هم، لب و لوچه ها آویزان، دهانها باز، و مشت ها گره کرده ماند. زیرا به جای آن که شنوندگان پای منبر او پیر زنان و پیر مردان، و امت خردباخته باشند تا هر هجویاتی را می شنوند باور کرده، و به شیون و زاری پردازند.

ولی این بار این آخوند فراموش کرده بود که حاضرین در جلسه افرادی فرهیخته، سیاستمدار، دوراندیش و آگاه بودند و با درایت و نکته سنجی واژه به واژه گفتار ناموزون و درس انشای وی را به خوبی می سنجند و درک می کنند.بدیهی است اینگونه روضه خوانی ها مفید به حال، و برازنده امت ناآگاه و دنباله رو است که در این ۳۵ سال به پرورش آخوند پرداخته و توانستند بر اشتها و شمار مفتخوران اجتماع ما بیافزایند.


روضه خوانی آخوند کلید دار، و نصیحت کردن جهان و سرزنش نمودن آمریکا و کشورهای دیگر. همان گونه که می دانیم، آخوند بلد است روضه بخواند و زمین و زمان را به هم بدوزد. این بابا هم، از “مردم سالاری دینی” گفتگو می کند دو واژه ای که چون آب و روغن هرگز با هم قاطی و مخلوط نمی شوند.

رئیس جمهور فلسطین و کشورهای دیگر

آقای کلید نشان در جایی می گوید: “……آنچه بر مردم مظلوم فلسطین می رود، چیزی جز یک خشونت ساختاری نیست. سرزمین فلسطین در اشغال است. حقوق اولیه فلسطینیان به طور فاجعه باری نقض می شود….”. از آنچه این آخوند می گوید ما نمی دانستیم که مردم ایران به رئیس جمهور فلسطین، لبنان، سوریه، و عراق رأی داده اند تا ایران، و ایشان رئیس جمهور کشورهای عربی است و نه ایران!!.

زیرا آقای روحانی در این روضه خوانی و سفسطه بازی در سازمان ملل، به درستی نشان داد که از کمترین هویت ایرانی بهره ای نبرده، و تنها رسالت او در این مسافرت که به هزینه ای کمرشکن و بر عهده ملت در بند انجام گرفته، مانند پیشینیانش آقایان خاتمی و احمدی نژاد، حمایت و پشتیبانی از منافع ولایت فقیه، و عربهای فلسطین، سوریه، لبنان، و عراق بوده، که همگی برخلاف منافع ملی و کشور ما است، و ما تاکنون از همه آنان ضربه دیده ایم و دشمنی دیدیم تا همکاری و دوستی!.

دلیل دیگرتازیگری روحانی

آقای روحانی بیانات خود را با عبارات عربی آغاز می کند که این شایسته یک نماینده ایران نیست. درست است که مردم ما بیشتر مسلمانند، ولی کشور ما از باورمندان گوناگون و متفاوتی تشکیل یافته و اگر آقای روحانی ادعا می کند که رئیس جمهور مردم ایران است، می بایست سخنرانی خود را با چکامه و یا گفتاری از شاعران، نویسندگان، و اندیشمندان ایرانی آغاز می کرد . این خود یک دهن کجی بود که نامبرده به دیگر باوران کشورمان چون زردشتی، مسیحی، یهودی، و مانند آن نشان داد. باید حرفی زد، و چیزی گفت که حقوق همگان در آن رعایت شده باشد. همچنین به کار بردن واژه های “تعامل”، “اعتدال”، چون “مستضعف” در زبان فارسی که زبان رسمی ایرانیان است، نادیده گرفتن و بی توجهی به فرهنگ ما است.





دخالت های نظامی از کی و در کجا؟
آقای کلید نشان فرمودند:

“مداخله نظامی در افغانستان، جنگ تحمیلی صدام حسین علیه ایران، اشغال کویت، مداخله نظامی علیه عراق و رفتار خشن سرکوبگرانه علیه مردم فلسطین، ترور شخصیت های سیاسی و مردم عادی در ایران و بمب گذاری در کشورهای منطقه نظیر عراق ، افغانستان و لبنان نمونه هایی از خشونت در سه دهه گذشته در این منطقه اند…….”

برداشت نگارنده:

افغانستان مورد یورش وحشیانه شوروی قرار گرفت. کشور سلطه طلب و خودکامه ای که در سال… جنگ با ایران آغاز کرد و بخش بزرگی از سرزمینمان را از ما جدانمود. همان شوروی به دنبال تصرف کامل ایران، دستیابی به خلیج فارس و راههای دریایی و منابع نفتی بود. گرچه روش دخالت آمریکا آنهم با پرورش گروه تروریستی القاعده نادرست بود و مورد نکوهش کشورهای جهان است، ولی تنها راه نفوذ و پیشروی با اشتهای کاذب شوروی بود. یورش صدام به ایران نیز نتیجه دشنام دادن و تحریکات متوالی خمینی و افراد دور و کنار اوبود.

در حقیقت مقصر اصلی جنگ ایران و عراق خود ما هستیم و کشور بازنده هم کشورما است. مداخله نظامی آمریکا در عراق هم گرچه به زیان عراقی ها پایان گرفت و شیعیان افراطی را روی کار آورد و جنگ شیعه و سنی را در عراق رواج داد، ولی برای رژیم اسلامی و کشور ما دست کم این فایده را داشت که صدام جنایتکار را سر به نیست کرد. یک نکته را هم باید یادآور شد که رژیم اسلامی تا کنون در بیشتر این جنایت های عراق با تحریک شیعیان، کمک های مالی و نظامی و فرستادن مزدوران خود دست داشته است.



در مورد فلسطین و لبنان هم باید گفت که ملت ما کمترین بدهکاری بدانان ندارد. تا کنون هم آقای علی خامنه ای مملکت را غارت کرده و به ورشکستگی رسانده تا جیب آنان را پر کند از سرمان هم زیاد است. ما باید کلاه خود را محکم بچسبیم که باد نبعد. ملت ایران، هرگز، هیچگاه، به شما، خامنه ای و یا هرفرد و دستگاه دیگر اجازه نمی دهد که از خزانه ملت و جیب مردم برداشته و به فلسطین، غزه، لبنان، سوریه، عراق، و یا هر جای دیگر کمک کنید. اگر از مردم به طور آزادانه بدون شیادی و ترفند آخوند رأی گیری شود خواهیم دید که نه ملت این اختیارات را به شما می دهد، و نه شماها را تأیید می کند.

آقای کلید نشان افزودند:

“فاجعه انسانی در سوریه نمونه دردناکی از گسترش فاجعه آمیز خشونت و افراط در منطقه ماست. از ابتدای بحران و از زمانی که برخی از بازیگران منطقه ای و بین المللی با سرازیر کردن منابع تسلیحاتی و اطلاعاتی و تقویت گروه های افراطی، سعی در نظامی کردن این بحران داشتند، ما تأکید کردیم که بحران سوریه راه حل نظامی ندارد.”

برداشت نگارنده:

مردم سوریه که در مدت ۴۰ سال از جور و ستم خاندان اسد و جنایت های آنان به تنگ آمده بودند، به تظاهراتی آرام و بدون خشونت مانند خیزش مردمی ایران در سال ۸۸ دست زدند. آنگاه بشار اسد با مشورت و به دستور رژیم اسلامی ایران، با مردم بیگناه همان رفتاری کرد که رژیم اسلامی از سال ۸۸ با دستگیری، شکنجه، تجاوز، و اعدام زنان و مردان پرخروش ایران انجام داد. آنگاه رژیم اسلامی به دستور ارباب کنونی خود روسیه، سوریه را انبار اسلحه و مهمات، و خزانه مملکت را خالی و ارتش آن کشور را چاق و فربه ساخت. سپس پاسدارانی که بیش از سه دهه است مملکت را غارت کرده اند، در خدمت بشار اسد در آمدند و در کنار آدم کشان وی به کشتن مردم بیگناه پرداختند.

آنگاه آقای کلید نشان افزودند:

” گفتمان های تبلیغاتی و بی اساس دین ستیزانه، اسلام هراسانه، شیعه هراسانه و ایران هراسانه به واقع تهدیدی جدی علیه ثبات جهانی و امنیت انسانی است.”
برداشت نگارنده:


رژیم اسلامی با بازی گرفتن کشورهای غرب، هرچند زمانی به عنوان گفتمان آنان را بدر گوشه ای می کشاند و با لبخند و طعنه و بهانه جویی نشست ها را بی سرانجام به پایان می رساند. این ترفندی است که همواره به کار می برد، همگان را به لب آب برده و تشنه باز می گرداند. حال، این آقای کلید نشان گفتمان با جامعه بین الملل را “گفتمان ها تبلیغاتی” می نامد. از جای دیگری ستیزه گری و ستیزش از ارکان و ساختار رژیم اسلامی است.رژیم اسلامی سوای شماری از افرادی بنام “خودی” که همگی از بستگان تسلیم و وفادار خودشان است، و گروهی مزدور و کاسه لیس فرصت طلب که نمونه آنها را زیاد دیده ایم و نامشان در نزد خوانندگان آشنا است، ستیزش و ستمگری خود را همواره بر افراد”غیر خودی”، دیگر باوران، زنان، کودکان، کارگران، و محرومان جامعه همواره پیاده کرده، و بر کسی پوشیده نیست.
این آقا با عبارت و واژه هایی چون؛ “امنیت انسانی” بازی می کند. زیران انسان و انسانیت نه تنها در نزد رژیم اسلامی، بلکه در اسلام نیز بی معنا و مسخره است. آنچه را رژیم اسلامی و یا اسلام آنان می پذیرد “عبودیت”، و “بردگی” است که از انسانیت جدا است. زیرا با برده و بنده هرگز رفتاری انسانی نمی شود.




بازهم آقای کلید نشان افزودند:

“تروریزم و کشتن انسان های بی گناه، اوج افراط و خشونت است. تروریزم، بلائی خشن، فراگیر و فرامرزی است. اما خشونت ها و افراط هائی که تحت عنوان مبارزه با تروریزم و از جمله استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین علیه مردم بی گناه صورت می گیرد نیز محکوم است. در اینجا باید از ترور دانشمندان هسته ای ایران توسط جنایتکاران نیز سخن بگویم. آنها به چه جرمی ترور شدند؟ سوالی که از ملل متحد و شورای امنیت باید پرسید این است که آیا ترورکنندگان محکوم شدند؟.”

برداشت نگارنده:

تروریسم واژه ای است که با رژیم اسلامی مترادف بوده و همخوانی دارد. شاید بسیاری از هم میهنان ما تا پیش از روی کار آمدن رژیم اسلامی با این واژه آشنایی نداشته اند. ولی از برکت لطف و عنایت رژیم اسلامی واژه ترور و عمل تروریسم جهانی شد. به هرکجا که روی خط و نشان و آثار عملکرد تروریستی رژیم اسلامی مشاهده می شود.

و بازهم آقای کلید نشان افزودند:

‫”‬در برابر همه این بیمها، امیدهای جدیدی نیز وجود دارد: امید اقبال مردم و نخبگان در سراسر جهان به “آری برای صلح و نه برای جنگ”، و امید به ترجیح گفت و گو بر ستیز، و اعتدال بر افراط. یک نمونه زنده، گزینش هوشیارانه امید و تدبیر، و اعتدال توسط مردم بزرگ ایران در انتخابات اخیر است؛که با تبلور مردم سالاری دینی و انتقال آرام قدرت اجرائی نشان داد که ایران لنگرگاه ثبات در دریای ناآرامی های منطقه ای است.”

برداشت نگارنده:

این آخوند هم مانند همتای پیشین خود “خاتمی”، با واژه ها و عبارت ها می خواهد سر جهانی را شیره بمالد و برای چندی آنان را در گیجی و درک نادرست از سیاست موذیانه آخوند باقی گذارد. آقای خاتمی موضوع “گفتگوی تمدن ها” را پیش کشید، برای چند سالی بر سر غربی ها شیره مالید، ولی سرانجام آشکار شد که این از ترفند آخوند بود و نه از حقیقت و راستی اش.

نکته دیگر این که این بابا از “مردم سالاری دینی” صحبت می کند. مانند این که بگوییم “فاشیستی سوسیالیستی”. زیرا حکومت دینی، حکومت الله سالاری و آخوند سالاری و از فاشیست ترین نمونه رفتار غیر انسانی با انسان ها است. پس، “مردم سالاری”، و “دینی” در دو قطب مخالف یکدیگر قرار می گیرند و همانگونه که چوب را نمی توان با فلز لحیم کرد و یا روغن را با آب مخلوط ساخت، این دو عبارت “مردم سالاری” و “دینی” وصله نه چسب بایکدیگرند. چنانکه “جمهوری” و “اسلامی” نیز هرگز نمی توانند در کنار یکدیگر باشند.

هم اکنون نیز آقای کلید نشان تز آخوندی خود بنام “آری برای صلح و نه برای جنگ” را پیشه کرده. بدیهی است رژیم اسلامی تنها نگران حمله نظامی آمریکا و به هم خوردن کاسه و کوزه خودشان است، وگرنه خود رژیم اسلامی بزرگترین جنگ افروز، تفرقه برانگیز، و رژیم پرخشونت، خودکامه و آشتی ناپذیر زمان ما است. همان گونه که گفته شد در کشورهای همسایه و نزدیک ما مانند عراق، افغانستان، سوریه، و بحرین جنگ و جدال، و کشت و کشتاری را نمی توان یافت که دست رژیم اسلامی در آن دخالت نداشته باشد.

نکته پایانی

آقای حسن روحانی که با سلام و صلوات و خوشبینی های ناآگانه ۱۸ میلیون مردم ایران به ریاست جمهوری کلید نشان رژیم ایران منصوب گشت، همان ترفندی را در گمراهی مردم ایران و جامعه جهانی به کار برد که خاتمی پس از گزینش خود در پیش داشت. با این تفاوت که این بار از روضه خوانی این آخوند در سازمان ملل، اشک از چشم کسی جاری نشد و مردم جهان به سیرت واقعی او آگاهی یافتند. سخنرانی و یا بهتر بگوییم روضه خوانی وی در سازمان ملل، بیش و کم فوتوکپی و رتوش شده گفتار زشت و نازیبای آقای احمدی نژاد بود. آقای روحانی جنگ و خشونت طلبی، کارهای تروریستی، و ستمگری رژیم ایران نسبت به دیگر باوران را گستاخانه به کشورهای دیگر به ویژه آمریکا داد.

البته بزرگترین ستیزه گری و ستمگری رژیم، تا کنون نسبت به بانوان بوده که آخوند کلید نشان بدان اشاره ای نکرد. او از دخالت آمریکا در عراق و افغانستان و سوریه ایراد می گیرد، در حالی که خود رژیم در همه ناآرامی ها و کشتار این کشورها و چند کشور دیگر همواره دست داشته است. آنوقت آقای کلید نشان از مردم سالاری دینی گفتگو می کند، در حالی که ما می دانیم؛”مردم سالاری”، و “دینی” دو واژه نه چسب بایکدیگرند و مانند آب و روغن هرگز قاطی نمی شوند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر