۱۳۹۲ فروردین ۱۲, دوشنبه

گرم کردن تَنور انتخابات سال ۹۲ به مَعنای پایمال نمودن خونِ جانباختگانِ راه آزادی است

- اصلاح طلبان؛ این قومِ خیانت پیشه:
به راستی هَر چقدر از خیانت پیشگی و دشمنی اصلاح طلبان با ملت ایران سخن بگوییم، باز هم کَم خواهد بود و نخواهیم توانست آنطور که باید و شاید، نقاب از چهره زشت و وقیح اصلاح طلبان بر داریم؛ بدون کمترین شک و تردیدی، اصلاح طلبی، پوچ ترین و بی محتواترین حزبی است که در تمامی طولِ تاریخ ایران دیده شده و ساختارِ این جبهه همیشه بازنده سیاسی، از اساس ویران است و بَر جهل و دروغ و فریب بنیان نهاده شده است.
دنباله روان این حزب با اعتقاد قلبی راسخ به آرمان های طلایی امام راحل شان و همچنین با ایمان و باور کامل به اساس و بنیان جمهوری اسلامی و اصلِ ولایت فقیه، تنها و تنها با دولت وقت مشکل دارند و همه خواسته شان با بَر سر سفره نشستن خود و دوستان شان و افتادن قدرت به دست اصلاح طلبان، خلاصه می شود.
هر گونه شرکت و همکاری در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، به معنای پا گذاشتن روی خونِ پاک ریخته شده ندا و دیگر جانباختگان راه آزادی است.
این دسته کوران، نه به دنبال دموکراسی اَند و نه موافق جدایی دین از سیاست، نه خواهانِ مردم سالاری و رسیدگی و حل مشکلات معیشتی ملت ایران اَند و نه مخالف نقض گسترده حقوق بشر توسط حکومت اسلامی در ایران زمین؛ این جماعت نان به نرخ روز خور، ریا کار و دروغگو، با شعارهای پوپولیسمی، همواره بر موج اعتراضات مردمی سوار شده، قدرت به دست گرفته و سپس به ملت درمانده ایران زمین پشت کرده اند.
در کارنامه سیاه و خونبار این حزب فرومایگان، کمترین نشانی از کوچکترین خدمتی به مردم ایران دیده نمی شود و هر چه بوده و هر چه هست، تلاش برای حفظ پایه های ویران شده نهادِ حکومت اسلامی و افزایش طولِ عمر ننگین رژیم می باشد و سردمداران و دنباله روانِ این حزب، همواره حقوق ملت ستمدیده ایران را پایمال کرده و بر روی خون های به نا حق ریخته شده ایرانیان، دست در دست سید علی خامنه ای، قدم زده اند.

مروری بر انتخابات سال ۸۸ و خیانت اصلاح طلبان:

در خرداد ماه سالِ ۸۸ و پس از کودتایِ رژیم و تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری، مردم ناراضی و معترض ایران زمین با جمعیت میلیونی، به خیابان ها آمده و فریاد عدالت خواهی و حق طلبی سَر دادند؛ میلیون ها نفر از حوانان دلاور ایرانی با مشت هایی گره کرده، خشمی که سال هایِ سال فرو داده بودند را قِی نموده و خواستارِ سرنگونی سید علی خامنه ای شدند.
شعارهایِ مردمی که از تظاهرات های شلوغ آن روزها موجود است خود مُهر تأییدی بر سخنان نگارنده است؛ مردم شعار “مرگ بر اصلِ ولایت فقیه” سر داده بودند و فریاد آزادی خواهی ملت شریف ایران، کاخ دیکتاتورِ پاستور نشین را به لرزه درآورده بود. در روزهایی همچون عاشورایِ سال ۸۸، حکومت به طور کامل کنترل شهر تهران را از دست داده بود و همگان گمان می کردند که روزهایِ پایانی دیکتاتور ایران سَر رسیده است.
اصلاح طلبان موفق شدند تا این جمعیت عظیم را با سلام و صلوات راهی خانه های شان کرده و ولی فقیه شان را از نگرانی نجات دهند؛ واژه خیانت پیش اصلاح طلبان شرم می کند!
اما درست به هنگامی که دیکتاتور در حال سقوط بود، دقیقن زمانی که شیشه عمر رژیم در حال شکستن و خرد شدن بود، شوالیه هایِ یابو سوارِ رژیم با شال های سبز به گردن آویخته، مردم را دلسرد و راهی خانه ها نمودند؛ اصلاح طلبان جمعیت انبوهی را که برای سرنگون کردن رژیم به خیابان ها ریخته بودند را با راهنمایی غلط و پیشنهاد هایی پوشالی و رهبری ضعیف و نقشه هایی اسفبار، راهی خانه های شان کردند و آرامش را به رهبر تروریست شان هدیه نمودند.
اصلاح طلبان بدین خیانت نیز بسنده نکردند و پس از دلسرد نمودن جمعیت انبوه، با طرح سه شنبه های اعتراض وارد میدان شدند و هر سه شنبه، با برنامه ای از پیش تعیین شده، بسیاری از مردمان دلاور را به دامِ مأموران رژیم و نیروهای امنیتی حکومت انداختند و موجب دستگیری فله ای آزادی خواهان گشتند و هنگامی که خیال شان از نبودِ معترضی در میان مردمان راحت شد، دست از سر ملت ایران، آن هم فقط برای مدتی برداشتند.

- خاتمی؛ رویاهِ مکارِ و شومَنی بی اخلاق:

خاتمی در چند سالِ گذشته چهره راستین منفور خود را به نمایش گذاشته و با کردارهایِ پست و وقیحانه اش، زشتی و بد سیرتی را به حد اعلا رسانده و به راستی که احمدی نژاد با تمامی بی شرفی و جنایتکاری اش، در برابر این آخوند فرمایه صاحب شرف و آبرو است!
خاتمی نه تَنها در کمالِ وقاحت و بی آبرویی برنامه معذرت خواهی مردم و رهبری از یکدیگر را طراحی نمود، بلکه با شرکت کردن در انتخاباتِ مجلس که حتی خود اصلاح طلبان نیز در ظاهر آن را تحریم کرده بودند، بی شرفی و بی اخلاقی را از حد گذراند و میخی بر تابوتِ روانِ پندار اصلاح طلبی زد.
ایشان در روز دوازدهم اسفندماه، روز انتخابات مجلس نُهم که تمامی ملت ایران و فعالین سیاسی و نویسندگان و فعالین مجازی، تصمیم به تحریم انتخابات گرفته بودند و پیشنهاد جبس خانگی مردم را داده بودند؛ عبای شکلانی اش را دور خود پیچاند و از خانه اش خارج گشت و به پای صندوق های رأی رفت تا از دوست و هم پیاله جنایت کار و خائنش، هاشمی رفسنجانی عقب نیافتاده باشد.
محمد خاتمی؛ آخوندی روی تمامی بی شرفان و بی اخلاق های تاریخ سیاست جهان را سپید کرده است!
این در حالی است که خاتمی شرط گذاشته بود که در صورت عدم آزادی زندانیان سیاسی – عقیدتی و شکسته نشدن حصر موسوی و کروبی، هرگز در انتخابات شرکت نخواهد کرد.! به راستی باید اعراف کرد که خاتمی، یک آخوند به معنای واقعی کلمه است و از تمامی صفات آخوندی، از قبیل پُر رویی، بی شرمی، عوام فریبی، دروغگویی، ریاکاری، پول دوستی، ضد مردم و ضد ایران بودن، و همچنین بی شرافتی و بی آبرویی، برخوردار می باشد.
اکنون که بُت اصلاح طلبان اینگونه ماهیت راستین خود را نشان مردم ایران داده اند، و از خواسته ها و باورهای واقعی خود پرده برداشته و به عنوان یک سرباز ولایت، قد علم کرده است؛ بدون شک اصلاحات و اصلاح طلبان در پیشگاه ملت ایران از کمترین جایگاه و ارزشی برخوردار نیستند و خاتمی با دستان خود، جنبش سخیف اصلاحات را در گورستان تاریخ و در قطعه میهن فروشان، به خاک سپرد.

- گرم کردن تنور انتخابات عین خیانت به ملت ایران است:

داغ کردن تنور انتخابات و همکاری با رژیم عین خیانت و نادیده گرفتن خون های ریخته شده جوانان این سرزمین است.
سید علی خامنه ای، رهبر خودکامه حکومت خونخوار اسلامی، در یکی از سخنرانی های خود، در رابطه با انتخابات چنین گفته است: “به نظر من مسئله ی اول در انتخابات، مسئله انتخاب این شخص یا آن شخص نیست؛ مسئله ی اول، مسئله ی حضور شما مردم است.
حضور شماست که نظام را تحکیم میکند، پایه های نظام را مستحکم میکند، آبروی ملت ایران را زیاد میکند، استقامت کشور را در مقابل دشمنی ها زیاد میکند و دشمن را از طمع ورزیدن به کشور و از فکر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف میکند. این یک مسئله ی بسیار مهم است.”
بنا بر گفته سید علی خامنه ای، هر آنکس که خواستار استحکام پایه های این نظام ضد انسانی و پا بر جایی این رژیم ضد مردمی و خونخوار می باشد، در هر انتخابات حکومت اسلامی شرکت خواهد کرد و رأی خواهد داد و با حضورش به دیکتاتوری ولایت فقیه، مشروعیت خواهد بخشید.
بنابراین هر فردی که در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت کند و رأی دهد و حتی کسانی که تنور انتخابات را با بیانیه های شان داغ می کنند؛ بدون شک دشمن ملت ایران و خائن به آرمان های آزادی خواهانه ایرانیان و یکایک کسانی است که در طی این سه دهه ننگین، جان خود را در راه آزادی ایران زمین از دست داده اند و یا هم اکنون در گوشه زندان ها و تحت بد ترین شکنجه ها به سر می برند.
زمانی که رأی دادن در انتخابات نمایشی کشوری به معنای احترام گذاشتن و اعتبار قائل شدن برای حاکمیت ضد انسانی آن سرزمین باشد و هر رأیی که به صندوق ریخته می شود و هر فردی که در صف رأی گیری می ایستد، به معنای مشروعیت بیشتر داشتن و مورد قبول بودن آن نظام دیکتاتوری در میان شهروندان آن جامعه باشد، وظیفه ملی هر شهروند آن است که در روز انتصابات دولتی، خود را در خانه خود حبس کرده و قدم در خیابان ها نگذارد تا مشتی محکم بر دهان دیکتاتور و دوستدارانش کوبیده باشد و با خالی کردن خیابان ها، نظام جنابتکار را زیر سوال برده و در نزد جهانیان بی آبرو سازد.

۱ نظر:

  1. با سپاس از سیروس پارسای عزیز بابت این مقاله‌ زیبا و به جا ، من هم شخصا با ایشون هم عقیده هستم به همین دلیل مقاله ایشون را به اشتراک گذاشتم در وبلاگ خودم

    پاسخحذف