۱۳۹۱ بهمن ۱۱, چهارشنبه

بتــــــرس از چـــرخ گـــــردون ؛ ای ستمـــــــگر


وزارت اطلاعات: دستگیری‌های دیگری در راه است


وزارت اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی روز چهارشنبه (۱۱ بهمن) در راستای موج دستگیری‌های اخیر روزنامه‌نگاران، با انتشار اطلاعیه‌ای از احتمال "احضار و دستگیری‌های دیگر یا آزادی بازداشت‌شدگان قبلی" خبر داد.در این اطلاعیه از بازداشت‌های چند روز گذشته به عنوان بخشی از عملیات "کشف یکی از بزرگترین شبکه‌های رسانه‌ای" ذکر شده که به مدت "چندین ماه تحت نظر سربازان گمنام امام زمان" بوده است.وزارت اطلاعات "بی بی سی و چند دولت غربی" را که در این اطلاعیه از آنها نام برده نشده، متهم به سازماندهی این "شبکه رسانه‌ای" کرده است.وزیر ارشاد ایران نیز گفته بود که دستگیری‌ روزنامه‌نگاران به دلایل مطبوعاتی نبوده و این افراد متهم به "ارتباط با خارج از کشور" هستند.بر اساس تازه‌ترین خبرها علی دهقان، دبیر سرویس اقتصادی روزنامه بهار نیز روز چهارشنبه بازداشت شده است.

رادیو آلمان

راه های شنـاسایی و مقابـله با دزدان انـرژی


بی‌خوابی تنها دلیل خستگی و کسالت نیست. دلایل دیگری نیز وجود دارد که باک انرژی شما را خالی کرده و باعث می‌شود که احساس خستگی بکنید. برای شناسایی و مقابله با دزدان انرژی با ما همراه باشید. کار سختی نیست فقط کافی است در رژیم و عادت‌های غذایی‌تان تغییراتی ایجاد کنید. خواهید دید که احساس سرزندگی و شادابی خواهید داشت.


1. احتمالاً گلوسیدها را از برنامه‌ی غذایی‌تان حذف کرده‌اید


اگر در طول روز زیاد احساس خستگی می‌کنید یکی از دلایلش این می‌تواند باشد که شما رژیم بدون گلوسید گرفته‌اید. یعنی اینکه کربوهیدرات را از برنامه‌ غذایی خود حذف کرده‌اید. یک چنین رژیمی شما را بی انرژی می‌کند. باید بدانید که مغز انسان با پروتئین کار نمی‌کند بلکه با گلوسیدها امورات خود را می‌گذراند. این‌گونه است که بدن ما گلوسیدهایی که مصرف می‌کنیم را به گلوکز تبدیل می‌کند و این گلوکزها منبع اصلی تأمین انرژی بدنمان هستند. عدم مصرف گلوسیدها باعث می‌شود که انرژی لازم را برای فعالیت‌های روزانه نداشته باشید. توصیه می‌کنیم گلوسیدهای پیچیده مثل نان سبوس دار، حبوبات و سبزیجات نشاسته‌ای را به برنامه‌ی غذایی‌تان اضافه کنید.

۱۳۹۱ بهمن ۵, پنجشنبه

به آغـوش کوچـک مـن بیـا ...

 به آغـوش کوچـک مـن بیـا ...
وقتی آسمان این همه بخیل است

وقتی ابرها ناخن‌خشكی می‌كنند


وقتی دست‌هایی كه باید سایبان مهربانی‌ات باشند، اینهمه كوتاهند


وقتی شاخه‌های بهار تا دیوار خانه تو نمی‌رسند

وقتی گردبادهای گریز در چشم‌هایت قدم می‌زنند


به سراغ دست‌های من بیا

به آغوش من كه برایت همیشه گرم است ...

عزیز من! این آغوش هر چند كوچك، ولی برای تو یك دنیا جا دارد.


این آغوش هرچند كوچك،
ولی می‌تواند سرمای ترسی كه در جانت بیتوته كرده است
را به تابستانی‌ترین ظهر ممكن برساند.

وقتی "گل‌ها فقط برای دیدن تو چانه نمی‌زنند" و كسی نیست كه برایت زنده بماند و زندگی كند


وقتی ثانیه‌های حیات، سال‌اند، وقتی مرگ در دو قدمی ما نفس می‌كشد و جوان می‌شود

وقتی دار و ندار جهان به پای اسلحه‌هایی می‌ریزد كه فقط بلدند آدم بكشند؛


به آغوش من بیا ...

به این مطمئن‌ترین مكان دنیا كه برای تو می‌تواند جان‌پناهی باشد.

چرا كه عاقلان دنیا! سرپناهت را به موشك گرفتند و بازی‌های كودكانه‌ات را ناتمام گذاشتند.


عزیز من! من شاید كوچك باشم؛

شاید دست‌های من برای به آغوش كشیدنت كوتاه باشد.

ولی دلم به اندازه تمام تابستان‌های تاریخ گرم است و آغوشم مطمئن‌ترین جا برای توست.


به آغوش من بیا و آرام بگیر ...

از این همه صدای مسلسل‌هایی كه در تاریخ راه می‌روند و گوش جغرافیا را كر كرده‌اند.


به آغوش من از نگاه‌های هیز مردانی كه چشم‌هایشان روی شكمشان باد كرده است و لبخند می‌زنند تا دندان‌های كرم‌خورده‌شان را به زنان روی دیوار نشان دهند.

عزیز من، خواهركم، مطمئن‌ترین و گرم‌ترین
نقطه جغرافیا آغوش كوچك من است كه برادر بزرگ توام.
حمید سلمانی 

۱۳۹۱ بهمن ۲, دوشنبه

سر اعدامی بر شانه مامور اعدام


ایرانِ من : تصویری نادر در تاریخ اعدام در جهان، صبح امروز در تهران ثبت شد؛
  


ما اصولا با "اعدام" مخالفیم ؛
تحقیقات گسترده در زمینه اعدام (خصوصا در ملاء عام) نشانگر این واقعیت است که این عمل نه تنها ابزاری برای جلوگیری از وقوع دوباره جرم نیست بلکه موجب بروز ناهنجاری های اجتماعی و گسترش خشونت در جامعه می باشد .
علیرغم برخورد شدید و اعدام بزهکاران اجتماعی شاهد هستیم که جرایم اجتماعی در ایران سیر صعودی دارد، و به نظر می آید تنها راه برخورد با این گونه مسائل توجه به ریشه های چنین معضلاتیست.

اما در حال حاضر آیا وقت آن نرسیده که به اعدام های علنی که چندی است به بهانه های مختلف در میهنمان تشدید شده اعتراضی علنی داشته باشیم ؟!

وطن ما کشوری است که اعدامی قبل از اعدام سرش را روی شانه مامور اعدام میگذارد و هق هق گریه میکند....
لعنت به روزگار....
لعنت....
به ایزد قسم زورگیری جرم سنگینی است اما اعدام حکمش نیست
امروز دو نفر را به خاطر ۷۰ هزار تومان دزدی اعدام کردند....
به خاطر ۱۵ یورو ... به خاطر ۲۰ دلار ...

بگذریم ازینکه یکیشون گفته برای خرج عمل مادرم دست به سرقت زدم ;
بگذریم ازینکه شاکی رضایت داده ;
بگذریم ازینکه یکیشون 20 سال و یکیشون 24 سال داشت;


حمید

۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

تایید حکم اعدام یک فعال سایبری؛ شرح شکنجه ها و...


ایرانِ من به نقل از خبرگزاری هرانا – حکم اعدام وحید اصغری که در شعبه ۶ دیوان عالی کشور نقض شده بود، مجددا با تایید حکم اعدام توسط دادگاه انقلاب به دیوان عالی کشور ارجاع شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم اعدام وحید اصغری وبلاگ نویس و دانشجوی انفورماتیک دانشگاه بنگلور هند دی ماه سال گذشته توسط قاضی صلواتی صادر واسفندماه سال گذشته توسط شعبه ۶ دیوان عالی کشور بدلیل ایرادات اساسی از قبیل عدم سنخیت اتهامات وارده و اعترافات متهم نقض گردیده بود.

پرونده وحید اصغری مجددا برای رفع اشکالات به شعبه بدوی ارسال گردید که با تایید حکم اعدام توسط این قاضی دادگاه انقلاب، پرونده وی مجددا به دیوان عالی کشور ارجاع شد.

اصرار دوباره قاضی صلواتی برحکم اعدام این دانشجوی وبلاگ نویس زندانی و ارسال پرونده وی به شعبه ۶ دیوان عالی کشور در حالی صورت می‌گیرد که، نقض دیوان به پرونده، نقض کلی و علی الاطلاق بوده و می‌بایستی تحقیقات در پرونده دوباره صورت می‌گرفت که متاسفانه و در یک روال مشکوک وغیر قانونی توسط صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، متهم فقط یکبار در تاریخ ۱۱ آذر ماه سال جاری به دادگاه فراخوانده شد که بدلیل عدم صلاحیت قاضی و دادگاه انقلاب برای رسیدگی به جرایم رایانه‌ای و اطفال وحید اصغری در دادگاه حاضر نشد.

گفتنی است، قاضی صلواتی با وجود عدم حضور متهم آنهم در اولین جلسه رسیدگی، حکم اعدام وی را دوباره تایید و پرونده را مجددا به شعبه ۶ دیوان عالی کشور تحت شماره ۹۱۰۶۰۷ ارسال کرد.


شرح شکنجه ها و اعترافات اجباری

وحید اصغری، زندانی ۲۵ ساله که به اتهام پرونده موسوم به ” مدیریت سایت های مستهجن و مخالف دین اسلام” که دیماه دو سال پیش به اعدام محکوم شده است اکنون دچار روانپریشی است و خانواده اش خواستار تجدید نظر در این حکم شده اند. این زندانی طبق شکایت نامه اش که متن آن در اختیار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران قرار گرفته است بارها توسط بازجویانش شکنجه و وادار به اعتراف های بر علیه خودش شده است. او شکایت نامه ای برای رسیدگی به اوضاعش خطاب به قاضی صلواتی نوشته که هنوز بی پاسخ مانده است. این پرونده دو متهم دیگر نیز به نام های سعید ملک پور و شهرام وزیری نیز دارد. سعید ملک پور نیز از سوی دادگاه به اعدام محکوم شده است.

وحید اصغری شکایت نامه ای در تاریخ ۲۵ آذرماه ۱۳۸۸ خطاب به قاضی صلواتی درخصوص شکنجه ها و فشارهای که به او وارد شده بود نوشت و خواستار رسیدگی شد. وی در بخشی از این نامه گفته است:« با چشم بند و دست بند مرا شدیدا به چوب بسته و به ـ حالت ـ کاسه سر و به سمت پائین آویزان کردند، با طناب و دستبند و شلاق و سیلی می زدند. ضربه زدن به شکم و پهلو با پنجه بوکس و گذاشتن چاقو زیر گلویم و روی رگ دستم و تهدید به قتل و تجاوز جنسی چند نفره به من به زور هر چه می خواستند را تلقین می کردند و با وعده و اجبار از من اعتراف غیر واقعی و کذب و امضا و اثر انگشت و نوار مصاحبه ی ویدئویی جعلی بارها گرفتند. در حالی که من فقط متهم بودم.»

احمد اصغری،برادر وحید اصغری، با اظهار اینکه حکم اعدام او ناعادلانه است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« سپاه همان روزهای اول به برادرم گفته بود اعدامت می کنیم و در رسانه های مختلف هم نوشته شده بود که برای وحید حکم اعدام صادر شده است در حالی که وحید به تازه گی به دادگاه رفته و حکم او هم ۷ دی ماه امسال صادر شد . این یعنی اینکه قاضی کاره ای نیست و حکم را بازجوهای سپاه برای متهمین سیاسی قبلا صادر می کنند و قاضی تنها وظیفه دارد آن را برای رسمی کردن تایید کند . حالا طرف اصلا جرمی داشته باشد یا نداشته باشد مهم نیست.»

احمد اصغری برادر این زندانی محکوم به اعدام که اکنون در آمریکا به سر می برد در خصوص اتهام های برادرش که منتهی به حکم اعدام او شده است، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« اتهام های زیادی به او زده اند از جاسوس دولت گرفته تا ارتباط با سازمان منافقین و در اختیار گذاشتن فضای اینترنتی به افرادی که سایت های مخالف رژیم راه انداخته اند اما او تنها جرمش این بوده که فضای اینترنتی در اختیار دیگران قرار می داده، اینکه بعد از آن چه مطالبی در آن فضا کار می شده به او دیگر ربطی نداشته است. آنقدر اتهام های برادرم زیاد هست که من وقتی برای اولین بار سایت گرداب( متعلق به سپاه پاسداران) را دیدم فکر کردم این اتهامات احیانا مال مافیای سیسیل ایتالیا و گانگسترهای کلمبیا و با پشتیابانی چند دولت قدرتمند خارجی هست نه مال یک جوان کارگرزاده ۲۱ ساله که برای تامیین مخارج تحصیل اش در هند دامین می فروخته است.»

وحید اصغری، متولد ۱۳۶۵ و متولد شهر میانه (آذربایجان شرقی)، فعال سایبری و دانشجوی مقطع کارشناسی در دانشگاه هند در تاریخ ۶ دی ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد. او در تاریخ ۱۹ اردبیهشت سال ۱۳۸۷ در فرودگاه امام خمینی توسط ماموران لباس شخصی سپاه پاسداران بازداشت شد. به گفته برادرش او پس از ۴ سال بودن در هند برای دیدن مادرش به ایران آمده بود که توسط نیروهای امنیتی در فرودگاه دستگیرشد. وحید اصغری در آن زمان ۲۱ سال داشته است. در اسفند ماه همان سال(۱۳۸۷) شبکه سایبری سپاه پاسداران خبر بازداشت وحید اصغری را به همراه چند نفر دیگر به اتهام مدیریت سایت های مخالف دین اسلام و مستهجن به طور رسمی اعلام کرد.

احمد اصغری با اظهار اینکه خانواده اش درخواست تجدید نظر داده اند، گفت: « در طول چهار سال بازداشت او ما بارها به مراج قضایی مراجعه کرده ایم و نامه های متعددی به مسولان قضایی کشور نوشتیم که همگی بی پاسخ ماندند.حالا هم در خواست تجدید نظر برادر دیگرم داده است و حالا فقط امیدواریم به دادگاه تجدید نظر.»

احمد اصغری در مورد اینکه آیا وکیل برادرش توانسته قبل از دادگاه پرونده موکلش را بخواند و یا با او ملاقاتی داشته باشد، گفت:« دقیقا نمی دانم آقای علیرضا طبا طبایی وکیل برادرم چقدر در جریان مسائل قرار می گرفت و چگونه مراحل طی شد چون خود من هم بسیار مشکل می توانم با ایران ارتباط برقرار کنم . اوایل که خانواده ام را تهدید می کردند که حتی با کسی درباره پرونده برادرم صحبت نکنند و با کسی تماس نگیرند و چیزی نگویند.»

برادر این زندانی در خصوص وضعیت جسمی و روحی او گفت:« کاسه سر، استخوان بینی، استخوان یکی از پاهایش و دنده های اصغر زیر شکنجه شکسته شده اند. گوشش چرک کرده و از نظر روحی دیوانه اش کرده اند. پزشک قانونی شکنجه شدن و روانپریشی او را تایید کرده و به جای آنکه برادرم درمان شود قاضی برای او حکم اعدام صادر کرده است در حالیکه شخص روانپریش را اصلا محاکمه نمی کنند.»

احمد اصغری در خصوص اتهام اصلی برادرش که در خصوص مدیریت سایت های مستهجن اعلام شده است، گفت:« منظورشان میزبانی سایت های کسانی مانند احمد باطبی ،خود من و سایر سایت های سیاسی دیگر است که خوب به نظر آنها مستهجن تر از اینگونه سایت ها در دنیا چیز دیگری نیست، یعنی سایتهای که مربوط به سیاست، نقد دین و خبررسانی درست است.»

برادر وحید اصغری در پاسخ به این سوال که آیا برادرش اتهام هایش را در دادگاه پذیرفته است، گفت:« هیچ کدام از اتهامات را وحید قبول ندارد و در شکایت نامه ای نیز که خطاب به قاضی دادگاهش نوشته است آنچه را که در عرض ۴ سال سپاه پاسداران بر او روا داشته توضیح داده و خواستار رسیدگی به رنجی که کشیده، شده است.»

احمد اصغری درباره دفاعیات برادرش به کمپین گفت:« وحید در شکایت نامه خود گفته که هیچ گونه سایتی نداشته است و تنها گناهش این است که سروری داشته که به سایتهای گوناگون وصل می شده و دمین به دیگران می فروخته است. حالا اینکه بعد از آن در سایت ها چه مطلبی منتشر می شده به صاحب سایت مربوط می شده نه به او که فقط فروشنده فضای اینترنتی بوده است. مثل این می ماند که زمینی را کسی بفروشد و بعد خریدار در آن زمین چیزی ایجاد کند که به نظر دولت خوب نباشد. اما در آن شرایط صاحب زمین مسول چیزی است که بنا شده و نه فروشنده زمین. البته این حرف ها برای کسانی است که منطق داشته باشند نه برای حاکمان ما که رسما دارند خود اینترنت را اعدام می کنند.»

احمد اصغری همچنین درباره اینکه آیا خانواده اش با او ملاقات به شکل مرتب دارند به کمپین گفت:« ما از وحید در ماه های اول بازداشتش خبری نداشتیم. فقط مفقود شده بود. بتدریج متوجه بازداشت برادرم شدیم. یکسال پس از بازداشتش اجازه ملاقات یافتیم و اکنون خانواده تقریبا به طور مرتب او را در زندان اوین ملاقات می کنند.»


حمید سلمانی

۱۳۹۱ دی ۲۸, پنجشنبه

در سال گذشته میلادی ۵۸۷ نفر در ایران اعدام شدند

ایران من : این مطلبی رو که قصد دارم در موردش بنویسم کلا با مطالبی که تا به حال در مورد اعدام و آمارهای زیاد آن شنیدید فرق دارد . می خوام بگم در کنار هر فردی که در زندان های ایران اعدام میشه یک یا چند نفر دیگر هم اعدام میشوند . البته جسمشون اعدام نمیشه ولی این روحشونه که اعدام میشه . خدا به آن جوان سرباز صفری که برای خدمت وظیفه عمومی وارد سازمان زندان ها وارد میشه رحم کند . این جوانانی که الان در تصویر میبینید همان سربازهای مذکور هستند که برای جابجایی فرد اعدام شده وارد صحنه می شوند.

هرانا؛ در سال گذشته میلادی ۵۸۷ نفر در ایران اعدام شدند

خبرگزاری هرانا - نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز دوشنبه در گزارشی ۳۷ صفحه اعلام کرد که ۵۸۷ نفر در ایران اعدام شدند.

بر اساس این گزارش ۱۴۰ هزار تن از شهروندان به صورت مستقیم حقوقشان از سوی حاکمیت نقض شده است، ۷۰% گزارشات نقض حقوق بشر در طی سال گذشته میلادی از سوی نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های مستقل یا غیر وابسته به حاکمیت گردآوری شده است.

در بخش اعدام زندانیان ۶۳% اعدام شدگان به اتهام حمل یا قاچاق مواد مخدر بوده است ۱۰% اعدام‌ها به اتهام قتل و ۶% اعدام‌ها به اتهام تجاوز به عنف اعلام شده است.

این نهاد حقوق بشری درصد خطای گزارش خود را ۳% در بحث منابع این گزارش اعلام داشته است، بیشتر اعدام‌ها در تهران انجام شده است، استان تهران با ۱۶%، سمنان و فارس با ۹% در صدر جدول اجرای احکام اعدام قرار داشتند.

سال گذشته میلادی ۵۹ نفر در سراسر کشور در ملاء عام اعدام شدند، که اکثر آن‌ها جرائم خشنی چون قتل و تجاوز به عنف را داشته‌اند به عبارتی دیگر ۱۰% اعدام‌ها در ایران در انظار عمومی اجرا شده است.

دستگاه قضایی ۵۴% این اعدام‌ها را گزارش کرده‌اند و نهاد‌های حقوق بشری نیز ۴۶% اعدام را گزارش کردند، این در حالی است که مسئولین قوه قضائیه سال گذشته مدعی شدند در زندانهای ایران اعدام مخفیانه وجود ندارد.

طبق آمار فوق اجرای حکم اعدام در ایران نسبت به گزارش سال گذشته همین نهاد ۹% افزایش داشته است. در بخشی از این گزارش آمده است دستگاه قضایی ۴۴۸ تن از شهروندان را به ۴۶۲ ماه محرومیت از حقوق اجتماعی، ۱۵۶۰۵ ماه حبس تعزیری و ۱۳۳۸ ماه حبس تعلیقی محکوم نموده است.

در طی یکسال گذشته نیروهای امنیتی ۲۲۰۵ شهروند را بازداشت نموده‌اند که از این تعداد ۳۳۶ مورد آن به صورت موردی و ۸۴۲ مورد آن به صورت بازداشت فله‌ای یا بدون مشخص شدن هویت بازداشت شده بوده است.


گزارش مربوطه را اینجا می توانید بررسی کنید

https://hra-news.org/263/best/14695-1.html
   https://www.facebook.com/Hranews

۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

شانتاژ، گروگان‌گیری خانواده‌ها، تهدید‌ روزنامه‌نگاران..


ایرانِ من :  به گزارش سایت گزارشگران بدون مرز، این سازمان مدافع روزنامه نگاران و آزادی بیان، در بیانیه ای که روز چهارشنبه 9 ژانویه (20 دی ماه) منتشر کرده، ضمن اعلام نگرانی عمیق از "دستگیری‌های خودسرانه روزنامه‌نگاران و شهروندان وب‌نگار"، و "تهدید علیه خانواده روزنامه‌نگاران رسانه‌های جهانی در ایران"، اعلام می‌کند که از سه سال پیش ده‌ها مورد تهدید علیه خانواده‌های روزنامه‌نگارانی که برای رسانه‌های بین‌المللی کار می‌کنند، صورت پذیرفته است.

متن بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز به شرح زیر است:

در دو ماه گذشته تعدادی از روزنامه‌نگاران و شهروند وب‌نگاران از سوی نهادهای امنیتی از جمله در شهرهای تهران، بوشهر،کرج و قزوین، احضار و مورد تهدید و بازجویی قرار گرفته‌اند. دو تن از آنها نوجوانانی ١٤ و ١٥ ساله بوده‌اند.

در تاریخ ٥ دی ماه ١٣٩١، ماموران وزارت اطلاعات شهر قزوین به دفتر هفته نامه حدیث قزوین مراجعه و پس از بازرسی محل و ضبط کامپیوترها همه‌ی حاضران در محل را بازداشت و به همراه خود بردند. دفتر این هفته‌نامه نیز پلمپ شد. پس از سه ساعت بازجویی همکاران نشریه آزاد شدند، اما رحیم سرکار سردبیر این هفته‌نامه همچنان در اداره اطلاعات قزوین در بازداشت بسر می‌برد. این دومین بار در کمتر از یک سال است که نشریه‌ی حدیث قزوین، توقیف و سردبیر آن بازداشت می‌شود. وی در تاریخ ١٨ اسفند ١٣٩٠ پس از احضار به دادگاه انقلاب قزوین بازداشت شد، که پس از دو روز با سپردن ٥٠ میلیون وثیقه از زندان به طور موقت آزاد شده بود.

در تاریخ ١٢ دی ماه محمد کیمیایی نویسنده و همکار هفته نامه حدیث قزوین از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزلش پس از بازرسی منزل و ضبط وسائل شخصی و کامپیوترش بازداشت شد. خانواده‌ی وی هنوز از علت دستگیری وی مطلع نشده است. این روزنامه‌نگار نیز در سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات قزوین در بازداشت بسر می‌برد.

در همین تاریخ، در شهر کرج یک وبلاگ نویس ١٤ ساله از سوی پلیس فتا بازداشت شد. بنا بر خبر سایت پلیس سایبری ایران: " نوجوان ١٤ ساله کرجی که اقدام به انتشار داستانهای مستهجن در وبلاگ خود کرده بود شناسایی و بازداشت شد"، این سایت در خبر خود نوشته است که " وی در تحقیقات صورت گرفته به جرم خود اعتراف کرد". و دو هفته پیش‌تر در بوشهر برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی به پلیس فتا احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بودند. در این میان سروش قیصی‌زاده وبلاگ نویس ١٥ ساله نیز احضار و به مدت ٥ ساعت بازجویی شده بود. وی فرزند یونس قیصی‌زاده یکی از روزنامه‌نگاران منتقد و معروف منطقه است. به نظر می‌رسد احضار و بازجویی این نوجوان برای تحت فشار قرار دادن پدرش انجام گرفته است.

سیاست تهدید علیه خانواده‌های روزنامه‌نگارانی که با رسانه‌های جهانی همکاری می‌کنند، از سوی جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه دارد. این تهدیدها که پیش از این نیز در جمهوری اسلامی وجود داشته‌اند، از سه سال پیش در پی پوشش گسترده‌ی اخبار ایران و به ویژه تظاهرات اعتراضی به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات مورد مناقشه‌ی خرداد ١٣٨٨ از سوی رسانه‌های جهانی، بیشتر شده‌اند. اما پس از تشدید تحریم‌ها جهانی علیه ایران که از این میان ابزار‌های ارتباطاتی و پخش و نشر پروپاگاند جمهوری اسلامی را نیز نشانه رفته‌اند، رژیم با ایجاد تضیقات برای رسانه‌های جهانی دست به اقدامات تلافی‌جویانه زده است. در این میان می توان به این موارد اشاره کرد :

لغو مجوز فعالیت برای روزنامه‌نگاران دفتر خبرگزاری رویترز در تهران، با سناریوی قضایی ساخته و پرداخته شده از سوی ماموران وزارت اطلاعات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

تحمیل "روزنامه‌نگاران" نزدیک به نهادهای امنیتی به برخی از رسانه‌ها‌ برای ایجاد رعب و کنترل بیشتر فعالیت‌های آنها.

فشار به همکاران و گزارش‌گران ایرانی و خارجی برخی از رسانه‌های جهانی حاضر در کشور برای تعدیل و تعطیل کردن فعالیت‌های‌شان.
آزار و اذیت این گزارش‌گران و همکاران‌شان در صورتی که تن به خواسته‌های رژیم در جمع‌آوری و یا انتشار خبرهای حساس ندهند. اینگونه برای بسیاری از این روزنامه‌نگاران پرونده سازی شده است، برخی از آنها از سوی ماموران امنیتی به دام افتاده و سپس به اتهامات مختلف از جمله داشتن" روابط منافی عفت" متهم و گاه به سنگسار شدن نیز تهدید شده‌اند.

از این میان می‌توان به مورد خانم ه–کا خبرنگار جوانی اشاره کرد، که پس از اشنایی با یکی از روزنامه‌نگاران خارجی روزنامه‌ای وزین و جهانی، در همایشی که از سوی خود رژیم در بهمن ١٣٨٩ برگزار شده بود، از سوی ماموران وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. وی به داشتن روابط جنسی با مردی " کافر" و جاسوسی برای کشور خارجی متهم و تهدید به اعدام و سنگسار شده بود. این دختر جوان، تحت فشار ماموران وزارت اطلاعات مجبور به اعتراف به "جاسوسی" و امضای اعتراف‌نامه‌هایی شد که در آنها روزنامه‌نگار خارجی را به "تجاوز" به خود متهم کرده بود. پس از این اعترافات، وی مجبور می‌شود تا با ماموران امنیتی همکاری کند و با روزنامه‌نگار خارجی ارتباط گرفته اطلاعاتی را به او منتقل کند و تلاش کند تا او را به ایران بکشاند و به مناطقی که ماموران امنیتی تعیین کرده‌اند، از جمله شهری در نزدیکی یکی از تاسیسات اتمی ایران ببرد. این روزنامه‌نگار جوان پس از ماه‌ها کابوس موفق می‌شود ایران را ترک و به یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شود، اما در خارج از کشور هم ماموران امنیتی برای وادار به همکاری کردن او همچنان خانواده‌‌اش را در داخل کشور تهدید می‌کنند. بسیاری از خانواده‌های روزنامه‌نگاران تحت فشار قرار می‌گیرند تا از آنها خواسته شود به همکاری خود با این رسانه‌ها پایان دهند. تهدیدهایی که مصداق بارز گروگان‌گیری است.

این مورد منحصر به فرد نیست و متاسفانه این روش به شکل نظام‌مند از سوی تئوکراسی غرق در بحران و فساد حاکم بر ایران علیه آزادی اطلاع رسانی بکار گرفته می‌شود. هدف دیگر این اتهامات بی پایه تحت فشار قرار دادن دولت‌های غربی و بدست آوردن امتیاز در مذاکرات برای تعدیل تحریم‌ها‌ست.

گزارش‌گران بدون مرز ده‌ها مورد شهادت در مورد اعمال فشارهای تهوع‌اور و حقیر از سوی جمهوری اسلامی علیه خبرنگاران و گزارش‌گران و خانواده‌های آنها دریافت کرده است، بخشی از شهادت‌ها را به نهادهای سازمان ملل در امر حقوق بشر ارائه داده است.

۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

کودتای انتخاباتی دیگری در راه است

مصطفی تاجزاده

ایران من :

 مصطفی تاجزاده در نوشته کوتاهی به بیان نکاتی پیرامون برخی فعالیتهای انتخاباتی پرداخت و نوشت:  فعال شدن مصباح، جنتی و فرمانده سپاه را نشان از پیش رو بودن کودتای انتخاباتی دیگری است و هدف از تخریبها و هتاکی های اخیر را دور کردن اذهان مردم از انتقاد به سلطنت مطلقه و اشرافیت نفتی – نظامی می باشد.
به گزارش نوروز، عضو دربند جبهه مشارکت با اشاره به سکوت رهبری در هتاکی های اخیر به آقای هاشمی رفسنجانی این سکوت را برای دو قطبی کردن فضای انتخابات برای رای آوردن نامزد مورد نظر رهبری دانسته و معتقد است در سه سال گذشته تنها موردی که رهبری، گروه های خودسر را محکوم کرده در خصوص حمله به سفارت فحیمه انگلستان بوده است.
متن کامل این نوشته در پی می آید:
این روزها دوباره در حال احیای فعالیت های تبلیغی شان در سال ۸۸ هستند. به اشرافیت روحانیت حمله می کنند ولی قصدشان این است که سلطنت مطلقه را از انتقاد رهایی بخشند. چون به هر حال مسبب اصلی وضع موجود اوست. حرف ما روشن است اگر وضع خوب است که همه باید از رهبر تشکر و به او دعا کنند که کشورمان در مقایسه با کشورهای منطقه و دنیا اوضاعش عالی است! و اگر وضع بد است، انتقاد اصلی متوجه ایشان است که ۷۰% اختیارات کشور را مستقیم در دست دارد و ۳۰% بقیه را هم غیرمستقیم اعمال می کند.
هدف دوم از هتاکی های اخیراین است که اذهان را از توجه به اشرافیت نفتی – نظامی که در حال شکل گیری است و رانتی ترین و آلوده ترین نوع اشرافیت پس از انقلاب است، دور کنند. این روزها هرجا که بروند صحبت از فسادهای میلیاردی است و این که چطور دولتی که ادعا می شود پاک ترین دولت های تاریخ ایران است، عملاً تبدیل شده به فاسدترین دولت پس از انقلاب؟!
فقط یک نمونه از این فساد مالی که هیچ کس حاضر نیست در موردش توضیح دهد مربوط به واردات خودرو با ارز مرجع است. یعنی طبق اعلام خودشان یک سوم از دو و نیم میلیارد دلار ارز مرجع که امسال برای واردات خودروهای لوکس تخصیص داده اند، در اختیار یک نفر قرار گرفته که با دلار مرجع(هزارتومان) خود رو وارد کرده و با ارز سه هزار و پانصد تومان فروخته که اگر هیچ سود دیگری نبرده باشد، در همین معامله سود او دو هزار و پانصد میلیارد تومان بوده است. به این ترتیب ارز دارو را که حیاتی ترین نیاز روز انسان هاست به همین سادگی فدای سودجویی فردی کرده اند که دولت و مجلس جرأت ندارند نامش را ببرند!
نکته سوم این که باز هم مثل دفعه قبل رهبر در مورد هتاکی ها سکوت کرده است. دقیقاً مانند سکوتی که در قبال هتاکی های علنی در تبلیغات انتخاباتی کرد. ظاهراً این سکوت از هم اکنون برای دو قطبی کردن فضای انتخابات است تا نامزد موردنظر ایشان رأی آورد و بعد ا زانتخابات اعلام می شود که ایشان مخالف بوده است و اساساً هتاکی کار درستی نیست! و با یک انتقاد کوچک ا زمقصرین که همان جبهه سلفی – تکفیری های پایداری و منصوبان خود، دامن رهبری را به اصطلاح پاک می کنند. و به این شکل حتی ظاهر قضیه را هم حفظ نمی کنند. جالب است در سه سال گذشته تنها موردی که رهبری گروه های خودسر را محکوم کرده حمله به سفارت فحیمه انگلستان بوده است و گرنه نه در مورد قضیه حرم امام رضا و نه مرقد امام و نه راهپیمایی قدس و ۲۲ بهمن و نه هتاکی های اخیر، نه تنها نقدی از جانب ایشان صورت نگرفته است بلکه سکوت تأیید آمیز داشته اند.
نکته چهارم در مورد انتخابات، فعال شدن مصباح و جنتی و فرمانده سپاه است که فعالیت این ها معنایش این است که کودتای انتخاباتی دیگری در راه است. مدتی بود که از تئوریسین استبداد دینی(مصباح یزدی) خبری نبود که اکنون در آستانه انتخابات دوباره به صحنه آمده و برای مردم خط و نشان می کشد. جنتی هم که باید عامل اجرای قانون باشد و مثلا رئیس داوران این مسابقه است، هنوز شش ماه به انتخابات مانده افراطی ترین مواضع را اتخاد کرده است.
نکته دیگر در خصوص فیلمی است که یکی از شبکه های صدا و سیما پخش کرده و در آن به سخنانی از من اشاره می کند. من این فیلم را ندیده ام اما همان حرف همیشگی را می زنم که هرچه تبلیغات بیشتری می کنند نشان دهنده این است که فهمیده اند که جامعه و به خصوص هوادارانشان نسبت به انتخابات ۸۸ و عملکرد اقتدارگراها توجیه نیستند و همیشه تبلیغ یک سویه نشانه ضعف است.
من معتقدم در دوره قبل کودتا شد و قطعا رسیدگی به شکایت ما از نظامیان ابعاد کودتا را باز خواهد کرد و به همین دلیل هم از رسیدگی به این شکایت استنکاف می ورزند. ضمن این که به نظر من همان ستاد کودتا دوباره فعال شده ولی این بار دستش برای مردم کاملاً رو شده است. بنابرین نیاز به اقدامات تبلیغی بیشتر با صرف هزینه های کلان هستند. من معتقدم اگر درست و قانونی رسیدگی کنند انتخابات ۸۸ باطل است و احمدی نژاد باید محاکمه شود و علت این که مرا در انفرادی و دور از بقیه زندانیان سیاسی نگاه داشته اند این است که می ترسند این دیدگاه منتقل شود و گرنه یک بند را در شرایطی که کمبود جا برای زندانی هایشان دارند، به من اختصاص نمی دادند و ارتباطم را با دیگران قطع نمی کردند.
این ها با ژست برنامه هایی همچون دیروز امروز فردا میخواهند نشان دهند که جامعه چند صدایی است ولی اگر اعتماد به نفس دارند و از افشای حقیقت نمی ترسند، همه شنودها، اسناد و اطلاعاتشان را جمع کنند و تنها یک ساعت قبلش به من اعلام مناظره کنند. مرا از همین انفرادی بی هیچ سند و مدرکی در مقابل همه تیم بازجوها قرار دهند تا روشن شود مقصر رهبرو احمدی نژاد هستند یا موسوی و کروبی که به ستم و به شکل غیرقانونی در حصر قرار گرفته اند. طبق اخبار خودشان در روزنامه ها اعلام شده علت این که برای این دو بزرگوار دادگاه نمی گذارند این است که نتیجه آن آبروریزی برایشان است.