ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۷, سه‌شنبه

Gestern war Nasrin's 41. Hungerstreikstag

Iran E Man " Hamid Salmani"
Reza Khandan:
Dienstag, den 27.11.2012
Ich habe nicht die Absicht, meine Freunde zu
beunruhigen. Das Gefühl der Gefahr,
veranlasst mich euch zu warnen .
Gestern war Nasrin's 41. Hungerstreikstag
und ihre körperliche Verfassung hat ein
gefährliches Stadium erreicht.
Gestern ist sie ins Gefängnisklinikum
gebracht worden und sie wird ab morgen
jeden Tag dort Untersucht werden.Ihr
Blutdruck ist so niedrig, dass es kaum
messbar ist.
Die Verantwortlichen der Justizapparat
können alles leugnen aber die Wahrheit wird
ans Licht kommen. Irreführende
Erklärungsversuch, Begründung und gar
Vertuschung wird denen bei ihr Problem nicht
helfen.
Nasrin hat keine gesetzwidrige Forderung. Sie
sagt : " Warum wird unsere 12 jährige
Tochter wegen ihrer Mutter bestraft! "
Bisher hat niemand aus dem riesigen
Justizapparat sich bemüht, diese juristisch-
einwandfreie Frage zu beantworten.
Übersetzung: Farzaneh

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۵, یکشنبه

ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ اﺣﻤﺪ ﺷﻬﻴﺪ ﺩﺭ اﺳﻠﻮ ﺩﺭﺑﺎﺭه ي ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ

اﻳﺮاﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ اﺯ ﺩﻭﻳﭽﻪ ﻭﻟﻪ :

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضعیت حقوق بشر در ایران  در یک کنفرانس مطبوعاتی در اسلو، پایتخت نروژبا قرائت بیانیه‌ای نظر خود را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز کرد.

احمد شهید در آغاز بیانیه‌ی خود از دولت‌های آلمان، سوئد و نروژ قدردانی کرد و گفت که این سه کشور با تقاضای او برای اجرای "مأموریت فاکت‌‌یابی" در کشورهایشان بدون قیدوشرط موافقت کرده بودند. وی گفت که این مأموریت بسیار موفقیت‌آمیز بود و او توانسته است مجموعه‌ی ارزشمندی از اطلاعات را طی مأموریت خود در برلین، استکهلم و اسلو گردآوری کند.

به گزارش شبکه سی ‌ان ‌ان، احمد شهید در کنفرانس مطبوعاتی خود در ۲۲ نوامبر (۲ آذر) در اسلو گفت: «در طول ۱۲ روز گذشته من با ده‌ها فرد ایرانی‌تبار، فعال حقوق بشر، مقامات دولتی و کارشناسان آکادمیک ملاقات و گفت‌وگو کردم.»

وی از تمام کسانی که اطلاعات خود را، به‌ویژه کسانی که به‌عنوان شاهد عینی دست‌اول، مشاهدات خود را در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران در اختیار او گذاردند، تشکر کرد.

آقای شهید تأکید کرد که وی برای سنجش میزان اعتبار و باورمندی اظهارات شواهد، معیارهای سختگیرانه‌ای در نظر گرفته است. بر پایه‌ی این سنجه‌ها، وی در این سفر به شهادت‌های قابل باوری دست یافته است که تصویری بسیار نگران‌کننده از وضعیت حقوق بشر در ایران را بازتاب می‌دهند.

افزایش نگران‌کننده‌ی شمار اعدام‌ها

احمد شهید گفت که شمار اعدام‌ها در ایران به مرز هشدارآمیزی رسیده است که طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته سرعت‌گرفته‌اند. «بر اساس گزارش‌های موثق، چنان‌که خود دولت ایران نیز موردهای بسیاری را تأیید کرده، شمار اعدام‌ها در دو هفته‌ی گذشته دست‌کم ۳۲ مورد ولی احتمال می‌رود که ۸۱ مورد بوده باشد.»
گزارشگر ویژه سازمان ملل گفت که به‌رغم تقاضای‌‌های مکرر جامعه بین‌الملل برای توقف اعدام‌ها در ایران و ابراز نگرانی نسبت به تشکیل دادگاه‌های منصفانه علیه متهمان، فقط در ماه اکتبر سال جاری ۱۰ نفر، از جمله سعید صدیقی، اعدام شده‌اند.

وی گفت: «افزایش اعدام‌ها در ایران برای من بسیار هشداردهنده است، و من دولت ایران را یکبار دیگر فرامی‌خوانم به تعهدات بین‌المللی خود در تضمین دادگاه‌های منصفانه و توقف مجازات اعدام پایبند بماند.»

وضعیت وخیم اقلیت‌های گوناگون در ایران

آقای شهید اظهار داشت: «من نسبت به نوع رفتار با اقلیت‌های گوناگون در این کشور، که آماج اصلی سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت ایران هستند، ابراز نگرانی می‌کنم. این فقط اقلیت‌های دینی که به‌رسمیت شناخته نمی‌شوند، مانند بهائیان و یارسان [اهل حق] نیستند، بلکه گروه‌های به‌رسیمت شناخته‌شده‌ای مانند جماعت‌های دینی مسیحیان و جماعت‌های معینی از مسلمانان سنی نیز هدف فشارهای فزاینده قرار دارند. من همچنین به‌شدت نگران اقلیت‌های قومی، ازجمله بلوچ‌ها، کردها، عرب‌های اهوازی، ترکمن‌ها و مردم آذربایجانی هستم که محرومیت‌آنها، در کنار سرکوب‌های سیاسی، با فشارهای زبانی و فرهنگی نیز توأم است.»

بدترشدن وضعیت زنان در ایران

گزارشگر ویژه سازمان ملل در بیانیه‌ی خود به معضلات زنان نیز پرداخت. وی گفت: «وضعیت زنان در ایران طی ماه‌های گذشته بدتر شده است، به‌ویژه از زمانی که سیاست آموزشی تفکیکی [تفکیک جنسیتی] به اجرا درآمده است، و فعالان حقوق زنان مورد آزار قرار می‌گیرند و گاه به‌خاطر آزادی بیان، از جمله دفاع از حقوق زنان و یا حقوق آموزشی و اظهارات فرهنگی دستگیر می‌شوند.»

احمد شهید اشاره کرد که بر اساس یک لایحه‌ی دولت جمهوری اسلامی که در مجلس این کشور در دست بررسی است، زنان زیر ۴۰ سال فقط با اجازه ولی و قیم خود موفق به دریافت گذرنامه خواهند شد.

آقای شهید افزود که وضعیت اقلیت‌های جنسی (دگرباشان) نیز بسیار هشداردهنده است، زیرا دولت بر هر نوع رابطه‌ای که با موافقت طرفین برقرار شده، نظارت شدید دارد.

فشار شدید دولت ایران بر فعالان حقوق بشر

احمد شهید در بخش دیگری از بیانیه‌ای خود گفت: «دولت ایران به آزار، دستگیری و زندانی‌کردن مدافعان حقوق بشر، که گاه خود حقوقدان هستند، همچنان ادامه می‌دهد، و نگرانی جدی در مورد استقلال حقوقدانان و نیز استقلال قوه قضائیه برانگیخته است. در حالی‌که من از آزادی کشیش یوسف ندرخانی در ماه سپتامبر خشنود گشتم، ولی تأسف خوردم که چند روز پس از آن مقامات ایران وکیل‌مدافع او، محمدعلی دادخواه را احضار کردند و او را به اتهامات واهی به زندان افکندند. خانم نسرین ستوده، دیگر حقوقدان و مدافع حقوق بشر هم‌اکنون زندانی است که به دلیل رفتار مقامات با خانواده‌اش در اعتصاب غذا به سر می‌‌برد‌، و من به‌شدت نگران وضعیت او هستم.»

آقای شهید با ابراز نگرانی نسبت به خبر مرگ وبلاگ‌نویس ایرانی ستار بهشتی در زندان گفت که او به دلیل حق قانونی خود در آزادی بیان به زندان افتاده بود و به احتمال در اثر جراحات ناشی از شکنجه جان خود را از دست داده است.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در این رابطه دولت جمهوری اسلامی را خطاب قرار داد و گفت: «من انتظار دارم که دولت ایران تحقیقاتی گسترده، بی‌طرفانه و شفاف در مورد علت مرگ وی صورت دهد و روش تحقیق و نتایج آن را علنی سازد، و هر فردی که در مرگ او دست داشته است را مجازات کرده و خسارت وارده به خانواده‌ی وی را به طور متناسب جبران کند.»

آقای شهید به دیگر قربانیان رویدادهای خونین پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ اشاره کرد. وی یکبار دیگر بر فراخوان گذشته‌ی خود تأکید کرد که مقامات ایران باید برای روشن شدن علت مرگ افرادی که در ناآرامی‌های پس از انتخابات سال ۸۸ کشته شده بودند، تحقیقات بی‌طرفانه‌ای را آغاز کند.

احمد شهید گفت: «متأسفانه به نظر می‌آید که فضا برای هر نوع اندیشه و بیان مستقل تنگ است و مقامات دولت ایران، به هر دلیلی، با نقض تعهدات بین‌المللی و حتا نقض قوانین خود، مایل بدان نیستند.»

گزارشگر ویژه سازمان ملل در پایان بیانیه‌‌ی خود ابراز امیدواری کرد که دولت ایران در رابطه با آنچه او در این بیانیه‌ و نیز در جزئیات گزارش‌های خود ارائه داده است، به منظور احترام حقوق بشر، آزادی و حاکمیت قانون، رویکرد خود را تغییر دهد.

آقای شهید پس از پایان سخنان خود به پرسش‌های حضار پاسخ گفت.

ﺣﻤﻴﺪ ﺳﻠﻤﺎﻧﻲ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۶, جمعه

نسرین به نیما: با تو چه بگویم؟

بخشی از نامه نسرین ستوده به فرزند خردسالش نیما

با تو چه بگویم که هفته‌ي گذشته از من پرسیدی مامان با ما به خانه می آیی؟
و من در مقابل چشم ماموران بازداشتگاه به تو گفتم: «کارم طول می کشد و دیرتر می آیم». آن وقت تو با سر تکان دادنت گفتی باشد و دستم را کشیدی و با لب‌های کوچک‌ات بوسه‌ای کودکانه بر دست‌هایم زدی…
نیمای عزیزم!
در طول ۶ ماه گذشته دو بار به شدت گریستم. بار اول در سوگ پدرم بود که از عزاداری و سوگواری نیز محروم بودم و بار دوم همان روز بود که نتوانستم با تو به خانه برگردم و وقتی به سلولم برگشتم بی‌اختیار بلند بلند گریستم.

اﻳﺮاﻥ ﻣﻦ :

نیمای عزیزم، سلام
 
نامه نوشتن برای تو سخت است، تو که آنقدر معصومی که نمی‌توانم برایت بگویم از کجا برایت نامه می‌نویسم. تو که از مفاهیم زندان، بازداشت، حکم، دادگاه، ظلم، سانسور، خفقان یا رهایی، آزادی، عدالت، تساوی و ... تصویری در ذهن نداری.
 
از چه با تو سخن بگویم که با «اکنون» تو حرف زده باشم و نه آینده‌ات. چگونه برایت توضیح دهم که آمدنم به خانه دست خودم نیست تا به سویت پر بکشم، تو که به پدرت گفته بودی به مامان بگو کارش را تمام کند و به خانه برگردد. چگونه برایت بگویم که هیچ «کاری» نمی‌تواند مرا از تو این همه دور کند، در واقع هیچ «کاری» حق ندارد مرا این همه از تو دور کند. هیچ «کاری» حق ندارد اينقدر حقوق کودکانم را نادیده بگیرد که طی 6 ماه بازداشت به من یک ساعت ملاقات با تو را بدهد.
 
با تو چه بگویم که هفته‌ي گذشته از من پرسیدی مامان با ما به خانه می آیی؟ و من در مقابل چشم ماموران بازداشتگاه به تو گفتم: «کارم طول می کشد و دیرتر می آیم». آن وقت تو با سر تکان دادنت گفتی باشد و دستم را کشیدی و با لب‌های کوچک‌ات بوسه‌ای کودکانه بر دست هایم زدی...
 
نیمای عزیزم!
 
در طول 6 ماه گذشته دو بار به شدت گریستم. بار اول در سوگ پدرم بود که از عزاداری و سوگواری نیز محروم بودم و بار دوم همان روز بود که نتوانستم با تو به خانه برگردم و وقتی به سلولم برگشتم بی اختیار بلند بلند گریستم.
 
نیما جان!
 
بارها در پرونده‌های مربوط به حضانت کودکان، دادگاه‌ها چنین رای داده‌اند که نمی‌توانند ملاقات کودک 3 ساله را  برای 24 ساعت متوالی به پدر بسپرند. در چنین آرایی مهم‌ترین استناد دادگاه‌ها به سن چنین کودکانی است که نمی‌توانند 24 ساعت دور از مادر بمانند زیرا برای کودک آسیب روحی – روانی به همراه دارد.
 
اما همین دستگاه قضایی می‌تواند حقوق کودکی را نادیده بگیرد که تصور می‌کند مادرش در صدد اقدام علیه امنیت اوست!!!
 
البته که دلم نمی‌خواهد با تو از این که در صدد هیچ اقدامی علیه امنیت «آنها» نبوده‌ام و فقط به عنوان یک وکیل به آراء قضایی و آرایی که علیه موکلانم صادر شده بود، معترض بوده‌ام، اشاره کنم.
 
البته که مایل نیستم به تو ثابت کنم و مثلا بگویم متن مصاحبه‌هایم همگی عیان است و علنی، و اکنون به دلیل انتقاد از آراء قضایی که حرفه‌ی اصلی هر وکیلی است، شایسته 11 سال حبس شناخته شده‌ام.
 
اما مایلم بگویم: اولا نخستین کسی نیستم که چنین حکم ناعادلانه‌ای را دریافت کرده‌ام. اما امیدوارم آخرین آنها باشم، هر چند بسیار بعید می دانم.
 
ثانیا از این که در کنار موکلانم در زندان هستم، موکلانی که دفاعیات من به دلایل غیرقضایی و غیرحقوقی موثر نیفتاد و آنها روانه زندان شدند، بسیار خشنودم و دست کم آرام‌ام.
 
ثالثا دوست دارم بگویم به عنوان یک زن از این که افتخار دفاع از بسیاری از فعالان مدنی و معترضان انتخاباتی را بر عهده داشته‌ام، به دلیل حکم سنگین‌ام به خود می‌بالم. زیرا دوست‌تر داشتم به عنوان وکیل آنها، حکمی سنگین‌تر از آنان دریافت کنم.
 
حالا دیگر تلاش زنان ثابت کرد که دیگران، اعم از مخالف و موافق نمی‌توانند آنها را نادیده بگیرند. اما نمی‌دانم آن را که از همه بیشتر دوست دارم، چگونه به تو بگویم؟ چگونه بگویم که برای قاضی یا بازجویم یا دستگاه قضایی دعا کن. دعا کن تا به عدالت قلبی و آرامش روح برسند تا شاید ما نیز در آرامش زندگی کنیم، مثل خیلی از کشورهای دنیا.
 
 
به اميد روزهاي‌ بهتر
مامان نسرين
اسفند 89
 

ﺣﻤﻴﺪ ﺳﻠﻤﺎﻧﻲ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۱, یکشنبه

Iran parliament to investigate blogger's death

My Iran :
بیانیه کارتین اشتون، نماینده بلند پایه ی اتحادیه اروپا درباره قتل ستار بهشتی
Iran's parliament will investigate the death of a blogger in police custody, a lawmaker said on Sunday following international condemnation of the incident.

Sattar Beheshti was arrested in his home on October 30, rights groups reported, after receiving death threats. The 35-year-old who ran an anti-government blog died possibly as a result of torture, Amnesty International said last week.

Deputy parliament speaker Mohammad Hassan Abu-Torabi Fard said on Sunday a committee would investigate Beheshti's death, according to the Mehr news agency.

"The national security and foreign policy committee of Parliament has investigated this topic and has formed a committee in this regard," Abu-Torabi Fard was quoted as saying.

Conservative and outspoken lawmaker Ahmad Tavakoli, who represents Tehran, criticized Iran's judiciary for failing to address Beheshti's death.

"I recommend that instead of dealing harshly with bloggers, you go after corrupt officials," Tavakoli said, according to Mehr.

But in a statement later on Sunday, Iran's judiciary said it would "quickly and decisively" deal with those responsible for Beheshti's death.

"With the decisive and special order of judiciary chief Ayatollah Sadeq Larijani, all the aspects of the incidents have been carefully studied and the results will soon be announced," the statement said, according to Mehr.

Iran has rejected criticism of its human rights record in the past as political and motivated by Western opposition to the Islamic Republic. But its leadership has taken action on other allegations of mistreatment of prisoners.

In 2009, Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei ordered the closure of the notorious Kahrizak detention centre. The order was given because the centre could not preserve "the rights of detainees", said legislators at the time.

Media is tightly controlled in Iran and blogging has become one of the few outlets - albeit a risky one - for criticizing the state.

Beheshti's family initially gave interviews to media outlets on the circumstances of his arrest, but the International Campaign for Human Rights in Iran said on Thursday it had not been able to contact them in recent days and believed the family had been ordered by authorities to keep silent.

The Committee to Protect Journalists said Iran must explain Beheshti's sudden death, and that the government must "halt its intense harassment of the victim's family".

The day before his arrest, Beheshti said he had been threatened.

"They sent me a message saying, 'Tell your mother she will soon be wearing black because you don't shut your big mouth'," Amnesty quoted him as saying.

The European Union's foreign affairs chief Catherine Ashton said on Sunday she was deeply concerned by Beheshti's death and she called on Iran to conduct a thorough enquiry into the case.

(Additional reporting by Robin Emmott in Brussels and Zahra Hosseinian; Editing by Stephen Powell)

http://www.chicagotribune.com/news/sns-rt-us-iran-beheshtibre8aa0b5-20121111,0,5212949.story

Hamid salmani

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۰, شنبه

» "حاکمان کنونی در این ظلم ها و شکنجه ها شریک و مسئول اند" شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰: ستار بهشتی شکنجه شده بود ...

اﻳﺮاﻥ ﻣﻦ :
۴۱ زندانی سیاسی سبز محبوس در بند ۳۵۰ اوین شهادت دادند که در ساعاتی که ستار بهشتی در این بند بوده آثار شکنجه ها و ضرب و شتم را بر بدن وی دیده اند.
  این زندانیان سیاسی در شهادت نامه ی خود آورده اند: وی در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.
یازدهم آبان ماه سال جاری کلمه از بازداشت و ضرب و شتم ستار بهشتی توسط پلیس امنیت خبر داده بود و کمتر از یک هفته پس از آن خواهر این سبز گمنام اعلام کرد که از پلیس امنیت به وی اعلام کرده اند که که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.
آن زمان کلمه تاکید کرده بود که با توجه به اینکه هنوز جنازه ای به این خانواده تحویل نشده، نمی توان درباره ابعاد دقیق این خبر به طور قطعی قضاوت کرد که آیا این یک سناریوی امنیتی برای آزار خانواده اوست یا فاجعه ای است که ماموران به دنبال سرپوش گذاشتن بر روی آن اند.
کلمه پس از دو روز با انتشار سندی با دستخط ستار بهشتی که در بند ۳۵۰ شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی را محکوم و از سکوت مسئولان امر و رسانه های وابسته به قدرت در کشور انتقاد کرده بود.
اینک ۴۱ زندانی سیاسی در شهادت نامه ی خود با اشاره به این سند منتشر شده توضیح داده اند: ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شده بود.
متن کامل این شهادت نامه که ۴۱ زندانی سبز در بند ۳۵۰ زندان اوین آن را امضا کرده اند و به همراه اسامی آنان در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
‌بسم الله الرحمن الرحیم
جنایت کهریزک ۲ – قتل ستار بهشتی در پلیس امنیت
در رسانه ها خبری انتشار یافته مبنی بر اینکه آقای ستار بهشتی در تاریخ ۹۱/۸/۹ بوسیله پلیس فتا (فضای تبادل اطلاعات) که زیر مجموعه پلیس امنیت نیروی انتظامی می باشد بازداشت شده است و در تاریخ ۹۱/۸/۱۶ به خانواده وی اطلاع داده شده که ستار فوت کرده است و باید جنازه اش را از سردخانه کهریزک تحویل بگیرند. در عین حال آنها را تهدید کرده اند که حق صحبت با رسانه ها را نیز ندارند.
از آنجا که آقای ستار بهشتی از ۹۱/۸/۱۰ تا ۹۱/۸/۱۱ دربند ۳۵۰ بوده و افراد این بند وضعیت دردناک جسمی و روحی وی را از نزدیک مشاهده کرده اند، وظیفه ملی و دینی خود میدانیم مسایل وی را به اطلاع ملت شریف ایران برسانیم.
اتهام آقای ستار بهشتی نوشتن مطالبی انتقادی نسبت به مسوولان نظام در وبلاگ شخصی و “انتقادی اش” بوده است. وی در حضور افراد در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند.
زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.
ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شد.
با توجه به غیر عادی بودن شرایط جسمی وی دوبار به بهداری زندان اوین اعزام شد و پزشک بهداری نیز وضعیت وی را مشاهده کرد.
روز ۹۱/۸/۱۱ ستار را که از فعالان جوان و ثابت قدم جنبش سبز بود مجددا از بند ۳۵۰ به پلیس امنیت منتقل کردند. او هنگام رفتن بسیار نگران بود و به افراد بند گفت اینها قصد کشتن مرا دارند. ۴ روز پس از انتقال وی نیز خبر مرگش به خانواده اش داده شد.
کسانی که داعیه پیروی از امیرمؤمنان علیه السلام را دارند، یعنی همان که وقتی شنید در حکومت او خلخال از پای یک زن یهودی در آورده اند فرمود: “اگر کسی از این ستم بمیرد جای سرزنشی بر او نیست” این ظلم ها و فجایع و قتل ها وشکنجه ها که به دفعات اتفاق افتاده را می بینند و خم به ابرو نمی آورند و حتی خواب یک شب آنها نیز آشفته نمی شود.
در سال های اخیر و پس از انتخابات ۸۸ بارها وبارها این نوع شکنجه ها در مورد دستگیر شدگان در بازداشتگاه پلیس امنیت و پلیس فتا تکرار شده است و افرادی دربند ۳۵۰ بوده و هستند که خود شخصا این نوع شکنجه ها را تجربه کرده اند و ما گواهی می دهیم در موارد متعدد شاهد حضور بازداشت شدگان شکنجه شده توسط پلیس امنیت در بند ۳۵۰ بوده ایم.
ما بر این باوریم اگر با جنایتکاران کهریزک ۱ و شکنجه گران اوین که گزارش جزئیات شکنجه های آنان بارها و بارها اعلام شده است و همه ی مسوولان حکومتی از آنها مطلعند، برخورد می شد و به جای تشویق و ارتقاء مقام، مجازات می شدند، دیگر اینگونه شکنجه های وحشتناک و قتل ها که نشان دهنده کهریزک های دیگر است اتفاق نمی افتاد.
اکنون بر همه ثابت شده است که با زمامداران فعلی “آنچه البته به جایی نرسد فریاد است”، ما ضمن تسلیت و دل آرامی به خانواده مرحوم ستار بهشتی و ملت مظلوم ایران، یادآور می شویم که حاکمان کنونی چه بخواهند و چه نخواهند، در این ظلم ها و شکنجه ها و خون های به ناحق ریخته شده شریک و مسوول هستند.
امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
محمد ابراهیمی
حسن اسدی زید آبادی
امیر اسلامی
رضا انصاری راد
ابراهیم(نادر) بابایی زیدی
عماد بهاور
سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
امید بهروزی
امین چالاکی
سیاووش حاتم
امید خوارزمیان
مهدی خدایی
محمد داوری
امیرخسرو دلیرثانی
سیدمحمدعلی دادخواه
علیرضا رجایی
محمد رضایی
فرزاد روحی
حسین زرینی
عبدالفتاح سلطانی
ادریس سیدین
پوریا شاهپری
محسن(بهمن) صادقی نور
محمدفرید طاهری قزوینی
بهادر علیزاده
افشین کرم پور
حمیدرضا کرواسی
امیر گرشاسبی
جعفر گنجی
سیامک قادری
ابوالفضل قدیانی
علی اکبر قطبی
فرشید لاهوتی
عبدالله مومنی
محسن میردامادی
مصطفی نیلی
محمد علی ولایتی
فرشید یدالهی
محمدحسن یوسف پورسیفی
محمدامین هادوی
سیداحمد هاشمی
--------------------
کلمه/شنبه, ۲۰ آبان, ۱۳۹۱
Hamid Salmani

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۱۹, جمعه

تهديد خانواده ستار بهشتی و "حبس خانگی" آنها

اﻳﺮاﻥ ﻣﻦ :
هم‌زمان با اعتراضات جهانی نسبت به کشته شدن ستار بهشتی، وبلاگ‌نويس زندانی در ايران، یک منبع نزدیک به خانواده وی گفته است اعضای خانواده او که به‌شکل غيررسمی در حبس خانگی به‌سر می‌برند، تهدید شده‌اند که در صورت صحبت کردن با رسانه‌ها دستگیر می‌شوند

کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران امروز جمعه ۱۹ آبان‌ماه به نقل از اين منبع که نخواست نامش فاش شود نوشته است: "مأموران امنیتی همه تلفن‌هایی که خانواده در اختیار داشتند را از آنها گرفتند. از برخی از اعضای خانواده که تلفن‌ آنها گرفته نشده، شماره‌هایشان را یادداشت کرده‌اند برای شنود."

وی افزوده است: "در حال حاضر کسی در منزل مادر ستار نیست و همه اعضای خانواده در منزل خواهرش هستند که در کوچه آنها چهار ماشین که در هر کدام سه چهار نفر هستند رفت و آمد افراد را به خانه کنترل می‌کنند."

این منبع نزدیک به خانواده ستار بهشتی گفته است ارتباط بیرونی اعضای خانواده را به‌طور کامل قطع کرده‌اند و در حال حاضر همسایه‌ها نيز اجازه ورود و خروج ندارند.

مسئولان امنيتی همچنين به خانواده بهشتی گفته‌اند اجازه ندارند مراسم سوم و هفتم را در مسجد برگزار کنند.

منبع نزدیک به خانواده ستار بهشتی گفته است ارتباط بیرونی اعضای خانواده را به‌طور کامل قطع کرده‌اند و در حال حاضر همسایه‌ها نيز اجازه ورود و خروج ندارند. مسئولان امنيتی همچنين به خانواده بهشتی گفته‌اند اجازه ندارند مراسم سوم و هفتم را در مسجد برگزار کنند

ستار بهشتی، وبلاگ‌نويس ۳۵ ساله در ۹ آبان‌ماه به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس‌بوک" توسط پليس فضای توليد و تبادل اطلاعات نيروی انتظامی ايران (فتا) در منزلش در شهر رباط کریم در نزدیکی تهران بازداشت شد.

وی در آخرین پست‌های وبلاگ خود قبل از بازداشت، در مورد سیاست خارجی ایران در لبنان و همچنین اعتصاب غذای نسرین ستوده وکیل و فعال حقوق بشر که در زندان اوین نگهداری می‌شود نوشته بود.

ستار بهشتی پيش از اين نيز در جريان رويدادهای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در ايران چندين بار از تظاهرات اعتراضی مردم و حضور مأموران فيلمبرداری کرده و آن را در اختيار رسانه‌ها قرار داده بود.

وی همچنين در سال ١٣٨٢ در ارتباط با اعتراضات دانشجویی دستگیر و مدتی را در بازداشت به‌سر برده بود.

ستار بهشتی پس از دو روز بازجويی، پنج‌شنبه ۱۱ آبان به بند ۳۵۰ زندان اوين منتقل شد. زندانيان سياسی اين بند تأييد کرده‌اند که ستار بهشتی را با بدنی شکنجه‌شده ديده‌اند
.
ظاهراً پس از انتقال اين وبلاگ‌نويس به بند ۳۵۰، دوباره به وی اطلاع داده می‌شود که برای ادامه بازجويی بايد به پليس فتا تحويل داده شود.

ستار بهشتی با اطلاع‌يافتن از احضار دوباره‌اش به پليس فتا، نامه‌ای را در داخل زندان می‌نويسد و می‌گويد مسئولیت هر اتفاقی که برايش رخ دهد، بر عهده پليس فتا است.

يکی از اعضای خانواده پيکر ستار بهشتی را ديده و گفته است: در سرش فرورفتگی بزرگی بوده و روی سرش گچ کشیده بودند. صورتش باد کرده بوده است. به محض اینکه بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده بوده است

چند روز پس از اين موضوع، روز سه‌شنبه ۱۶ آبان مأموران بدون هيچ توضيحی به خانواده بهشتی خبر مرگ وی در بازداشتگاه را اطلاع می‌دهند.

پيکر ستار بهشتی روز چهارشنبه در قبرستان رباط کريم دفن می‌شود.

به‌گفته منبع نزديک به خانواده بهشتی در روز خاکسپاری مأموران به دست‌های خواهر وی که با رسانه‌های مختلف خارج از کشور مصاحبه کرده بود دست‌بند زده و او را تهديد به بازداشت می‌کنند اما با پادرميانی اعضای خانواده وی آزاد می‌شود.

اين منبع آگاه گفته است مأموران در اين مراسم خواهر ستار بهشتی را تهديد کرده‌اند که در صورت مصاحبه با رسانه‌ها وی را بازداشت خواهند کرد.

وی همچنين گفته است يکی از اعضای خانواده پيکر ستار بهشتی را ديده و گفته است: "در سرش فرورفتگی بزرگی بوده و روی سرش گچ کشیده بودند. صورتش باد کرده بوده است. به محض اینکه بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده بوده است. به محض اینکه بند را باز کردند کاملا کفن خونی شد و علائمی از کالبد شکافی هم روی بدنش بوده است."

مرگ ستار بهشتی بازتاب گسترده‌ای در جهان يافت. سازمان عفو بین‌الملل در بيانيه‌ای کشته شدن ستار بهشتی را بر اثر شکنجه بسيار محتمل دانست و خواستار تحقیق مستقل در مورد سرنوشت وی شد.

سازمان گزارشگران بدون مرز نيز ضمن ابراز تأسف از خبر درگذشت اين وب‌نگار زندانی، در بيانيه‌ای نوشت: "به نظر می‌رسد وی بر اثر اعمال خشونت به هنگام بازجویی به قتل رسیده باشد."

گزارشگران بدون مرز با بيان اينکه "جمهوری اسلامی ایران یکی از نمونه‌های بارز چیرگی مصونیت از مجازات در جهان است"، تأکيد کرد: "جامعه جهانی نباید اجازه دهد جنایات رژیم در زندان‌ها ادامه یابد و مسئولان آن از مصونیت از مجازات برخودار باشند."

فرانسه و بريتانيا نيز به‌شکل جداگانه کشته شدن ستار بهشتی در زندان را محکوم کرده و خواهان روشن شدن تمامی
ماجرا و رسيدگی به آن شدند.
منبع خبر
http://radiozamaneh.com/print/news/iran/2012/11/09/21522

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﮔﺰاﺭﺵ سحام نیوز: یک شاهد عینی که در مراسم روز گذشته تدفین ستار بهشتی حضور داشته، در مصاحبه با خبرنگار سحام نیوز، از زخمی بودن جنازه ستار بهشتی خبر داد. به گفته این فرد، جنازه ستار را در حالی دفن کردند که قسمت های پا و زانوی وی خونی بوده و آثار کبودی و زخم بر سر و صورتش مشهود بوده است.
طبق اظهارات این شاهد، سر ستار بهشتی به شدت مورد آسیب قرار گرفته بوده و کفن وی آغشته به خون بوده است.
متاسفانه ماموران اجازه رویت کامل جنازه را به خانواده وی نداده اند. تنها برای چند لحظه، پس از اینکه پیکر این شهید را در قبر گذاشته اند، صورت وی را به خانواده اش نشان داده اند. به گفته این شاهد، ماموران تمام تلاش خود را کرده بودند که کبودی ها و زخم های صورت ستار بهشتی را با گچ بپوشانند.
بنا به این گزارش، ستار بهشتی به شدت مورد ضرب و شتم از نواحی مختلف بدن شده بود و هنگام شستشو در غسالخانه، آثار آن مشهود بوده است.
بنا به گزارش خبرنگار سحام، ستار بهشتی را در امام زاده محمد تقی رباط کریم(واقع در رباط قدیم)؛ قطعه 7، ردیف3، شماره 11 دفن کرده اند. همچنین فردا از ساعت 2بعدازظهر،علیرغم تهدید شدید ماموران، مراسمی بر سر مزار وی برگزار خواهد شد.
طی روز گذشته خانواده این خبرنگار سبز؛ تهدید به عدم برگزاری مراسم ترحیم شده اند.
بنا به گزارش خبرنگار سحام، ماموران زیادی در بخش های مختلف این امام زاده حضور داشتند و اقدام به فیلمبرداری و در مواردی نیز برخورد با افرادی که با موبایل خود در حال صحبت بودند، می کردند.
از محل زندگی ستار بهشتی هم گزارش می شود که ماموران در تمام محله حضور دارند و تمام عکس ها و اعلامیه های مربوط به مراسم ترحیم وی را جمع آوری کرده اند.
تماس ها با خانواده بهشتی قطع شده است.
سحام همچنین گزارش می دهد که روز گذشته و در هنگام مصاحبه سحام با سحر بهشتی، خواهر ستار بهشتی؛ ماموران اقدام به زدن دستبند به وی می کنند که در حین گفتگو مکالمه قطع می شود. سحر بهشتی را برای مدتی بازداشت و به علت مصاحبه با رسانه ها، تهدید می کنند.
در ادامه، مصاحبه روز گذشته سحر بهشتی (که در برخی سایت ها به اشتباه فاطمه بهشتی نام برده شده است) را می شنویم:
پدر ستار بهشتی نیز که در مراسم تدفین حضور داشت، با صدای بلند فریاد می زد: "برای پسر من کسی گریه نکند. چرا که اگر گناهی کرده به حق کشته شده، اما اگر به ناحق کشته شده باشد، خدا تقاصش را پس خواهد گرفت" !
بنا به اظهارات شاهد عینی، ماموران روز گذشته، با گرفتن دستگاه تلفن همراه شوهرخواهر ستار که برای تحویل جنازه به پزشکی قانونی مراجعه کرده بود؛ هنگام تماس خبرنگاران، خود را به جای نامبرده جا می زدند و از قول وی می گفتند که ستار زنده است و همکنون در بیمارستان است.
ستار بهشتی، وبلاگ نویس و از خبرنگاران گمنام جنبش اعتراضی بود که متاسفانه ده روز پیش در پی یورش ماموران پلیس فتا، دستگیر و زیر شکنجه ماموران کشته شد.

Hamid Salmani