ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

با مطالبات صنفی و انسانی کارگران اعلام همبستگی می‌کنیم

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به‌ مناسبت اول ماه مه

روز جهانی کارگر گرامی باد!
روز جهانی کارگر (اول ماه می) فرصتی است برای گرامی‌داشت کارگرانی که برای احقاق حقوق انسانی و صنفی خود می‌کوشند و از پرداخت هزینه ابایی ندارند. سنت دیرینه‌ی گردهمایی اعتراضی کارگران در اغلب کشورهای جهان، در ایران ما اما امکان تحقق نمی‌یابد. چند سال است که جریان اقتدارگرای حاکم اجازه نمی‮دهد کارگران زحمتکش و آزاده کشور حتی در قالب راهپیمائی مدنی، خواسته های انسانی و صنفی و قانونی خود را مطرح سازند. این درحالی است که کارگران عزیز ایران سال پررنج و دشواری را پشت سر گذاشته‌اند. درد و رنجی که از بحران اقتصادی، رکود و تورم، سیاست‮های اقتصادی ناکارآمد دولت احمدی ‮نژاد و بی کفایتی مدیران، و نیز تحریم‮های بین‮ المللی ناشی می‌شود.

در حالی که شمار قابل توجهی از واحدهای تولیدی، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها با مشکلات متعدد در چالش‌اند، ورشکست شده‏ و یا در معرض توقف و تعطیلی قرار دارند، باندهای ثروت ـ‏ قدرت حاکم به واردات بی‏ رویه روی آورده و بازار ایران را از کالاهای چینی پرکرده‏‏اند؛ و این همه، توام شده با اختلالات جدی و رکود صنعت نفت و گاز.

در چنین وضعی، کارگران کشور به‌خاطر دارا نبودن سندیکاهای مستقل قادر نیستند به‌طور سازمان‌یافته به مقابله با بحران‌های موجود برخیزند، از مطالبات و خواسته‏های خود دفاع کنند، و مانع از سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد اقتدارگرایان حاکم شوند. ضمن این‌که آنان از حقوق دوران بیکاری و تأمین اجتماعی مناسب و پشتوانه‌های حمایتی لازم صنفی برخوردار نیستند تا هزینه و آسیب کمتری در مواجهه با بحران اقتصادی متحمل شوند.

کارگران در سال گذشتە با وجود تشدید سرکوب، علیه تعویق پرداخت دستمزدها، اخراج‌ها، افزایش تورم، بیکاری و فقر، کاهش امنیت شغلی، تداوم و گسترش کار پیمانی و قراردادی، تبعیض جنسیتی، تعطیلی واحدهای تولیدی و واردات بی رویە کالاهایی خارجی و برای کسب حقوق سندیکائی مبارزه کردند و هزینه سنگینی را متحمل شدند. مبارزه و کنش اعتراضی کارگران، امیدواری فراوان به حضور بیش از پیش کارگران در متن تحولات اجتماعی-سیاسی کشور ایجاد کرده است.

بین خواسته‌های کارگران با مطالبات جنبش سبز وجوه مشترک کم نیست؛ از جمله‌ی این اشتراک‌ها و در رأس آن‏ها تأمین آزادی و عدالت و امکان فعالیت امن تشکل‏های صنفی و جمعیت‌های سیاسی، آزادی اطلاع‏رسانی، حق برگزاری تجمعات اعتراضی و راهپیمایی است.

کارگران در کنار خواسته‌های انسانی خود، خواستار به‌رسمیت شناخته شدن حق تشکیل‌ سندیکاها و اتحادیه‮های مستقل کارگری، حق قراردادهای جمعی، حق اعتصاب و گردهمائی کارگران، پرداخت به‌موقع دستمزدها، افزایش دستمزدها، تامین امنیت شغلی و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی بین کارگران زن و مرد، لغو کار کودکان، متوقف شدن اخراج و بیکارسازی کارگران، و نیز برخورداری بیکاران از بیمه بیکاری‏ هستند.

برپایه‌ی آمارهای موجود، جمعیت کارگری کشورمان بالغ بر ده میلیون نفر است که با درنظر گرفتن خانوارهای تحت پوشش نیمی از جمعیت کشور را دربرمی‌گیرد. به بیانی، هرگونه سیاستگذاری حکومتی در زمینه مسائل کارگری زندگی نیمی از جمعیت کشور را متاثر می‌سازد.

این در حالی است که این جمعیت عظیم کارگری فاقد تشکل‌های صنفی و سندیکاهای مستقل برای ابراز وجود و احقاق حقوق صنفی‌ هستند. حاکمیت اقتدارگرا برخلاف حق قانونی تشکل‌یابی شهروندان در اصل ۲۶ و تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها در اصل ۲۷ قانون اساسی، و نیز تعهد به مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کار، اجازه‌ی تشکل‌یابی به کارگران و برپایی تجمع و راهپیمایی را به آنها نمی‌دهد. این در زمانی رخ می‌دهد که مسائل و مشکلات جامعه کارگری به حادترین شکل جلوه‌نمایی می‌کند؛ از جمله آنکه:

- اقتصاد نفتی ایران در سالهای اخیر به‌دلیل برخورداری از درآمد افسانه‌ای نفت تبدیل به اقتصاد وارداتی شده است. درآمد نفت که باید صرف سرمایه‌گذاری و تولید و اشتغال می‌شد برای واردات کالا از کشورهای خارجی (و بیشتر از چین) هزینه شده است. نتیجه‌ی چنین سیاستی، تعطیلی یا کاهش ظرفیت تولیدی بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی و بیکاری کارگران و دو رقمی ماندن نرخ بیکاری در همه‌ی این سالها بوده است. بیکاری خیل عظیمی از افراد جویای کار و اخراج پی در پی کارگران به همراه در خطر بودن امنیت شغلی بخش قابل توجهی از شاغلان، امنیت خاطر زندگی را از جمعیت کثیری از کارگران گرفته و آنها را در برابر وضع حادث به‌شدت آسیب‌پذیر ساخته است.

- دولت هرساله به تعیین رقم حداقل حقوق کارگران اقدام می‌کند. برای سال جاری این رقم حدود ۳۹۰هزار تومان تعیین شده که فاصله بسیاری با خط فقر در سال گذشته (یک میلیون تومان) دارد. برپایه ماده ۴۱ قانون کار در مورد لزوم در نظر گرفتن نرخ تورم و تأمین هزینه یک خانوار کارگری این حداقل باید پاسخگوی زندگی معمولی آنها باشد؛ اما با توجه به افزایش اندک حقوق کارگران در مقایسه با نرخ تورم ۲۲ درصدی سال ۹۰ و به‌ویژه افزایش شدید قیمت محصولات مصرفی (به‌خصوص مواد خوراکی) به‌راحتی می‌توان دریافت که این حداقل دستمزد پاسخگوی زندگی معمول برای خانواده‌های کارگری نیست. این وضع جدای از پیامدهای ناشی از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌هاست که زندگی کارگران و خانواده های آنان را تحت تأثیر و فشار مضاعف قرار داده است.

- وضعیت کارگران پیمانکاری و قراردادی و فصلی همچنان در ابهام و ناامنی است. این کارگران از پوشش قانون کار و در نتیجه بیمه و حمایت‌های لازم محرومند. در موارد زیادی حتی حداقل حقوق مصوب شورای عالی کار نیز به آنان پرداخت نمی‌شود. این به معنای تداوم وضع نامطلوب موجود و زندگی توام با درد و رنج در شرایط سخت است.

- شرایط کارگران زن که در بسیاری موارد ضمن دریافت حقوق کمتر از قانون مصوب، زیر پوشش قانون کار قرار ندارند، و نیز وضع کودکان کار، که شمار آنها بیش از دو میلیون تن برآورد می‌شود، تصویر و شرایط ناخوشایند و تاسف‌باری را به شکل برجسته به نمایش می‌گذارد.

- افزون بر این‌ها، برخورد شدید امنیتی و قضایی با فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و اعضاء هیات مدیره آنها در سال‌های اخیر، نماد آشکاری از سیاست‌های ضدکارگری اقتدارگرایان حاکم است. پایداری همه فعالان کارگری را که به دلیل دفاع از خواست‌های انسانی و صنفی‌شان مورد سرکوب، خشونت و زندان غیر قانونی قرار گرفته اند ارج می‌نهیم و گرامی می‌داریم.

شورای هماهنگی راه سبز امید با تاکید بر پشتیبانی خود از مطالبات به‌حق کارگران کشور، و ضمن تبریک روز جهانی کارگر به تمامی کارگران و زحمتکشان ایران، با اعتراض‌ها و مبارزات آنان در جهت کسب حقوق صنفی و انسانی و قانونی‌شان، و برای بهبود شرایط زندگی‮ و پی‮ ریزی آینده ‮ای بهتر، اعلام همبستگی می‮‮ کند.



شورای هماهنگی راه سبز امید

نهم اردیبهشت ۱۳۹۱

ویژه نامه روز جهانی کارگر؛ ۱۱ اردیبهشت



ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

«مردم ایران اکثریت خاموش نیستند»



تاریخ انقلاب های متعددی را در حافظه دارد که به رغم شعارها و آرمان های اصلاحی دچار فساد شدند و در این میان 
انقلاب اسلامی ایران نیز از این موضوع مستثنا نبود. انقلابی که مردم برای آن هزینه های فراوانی دادند. این انقلاب در شرایطی رخ داد که مردم از نواقص بسیاری رنج می بردند. شاه نیز زمانی به صرافت ایجاد تغییرات افتاد که دیگر بسیار دیر شده بود. سیل خانمان کن انقلاب مردم جاری شد و همه چیز را با خود برد. شاید اگر به قوانین مشروطه ـ که از قضا برای به ثمر رساندن آنها نیز خون دل ها خورده شده و هزینه های فراوان داده شده بود ـ به درستی عمل می شد و حکومت 
های پس ازآن به آنها وفادار بودند، دیگر نیازی به تکرار تجربه انقلابی دیگر نبود.

معمولاً نسل جوان ایران پدران خود را سرزنش می کنند که چرا نظام شاهنشاهی را ساقط کردند و نظام شاهنشاهی دیگری را با مختصات دینی جایگزین آن نمودند. به نظر من این سخن که بسیار هم شنیده می شود درست نیست. نسل جوان نیاز به دقت و تحلیل دقیق تر دارد. در نگاه من مردم خواسته هایی داشتند که در نظام پیش از انقلاب برآورده نشده بود و این موضوع آنها را به خیابان کشاند. مردم زمانی به خیابان ها می آیند که طرف مقابل سخن آنها را نشنود یا نخبه ها را که صدای مردمند اسیر زندان و یا تبعید سازد و خلاصه صداها را خفه کند. در چنین حالی مردم، فریاد را بر مباحثه ترجیح می دهند، زیرا طرف مقابل پیشاپیش با عملکرد خود نشان داده است که اعتقادی به تعامل صحیح و مباحثه ندارد. مباحثه در فضایی آزاد شکل می گیرد و آزادی در آن روزگار گوهری نایافتنی بود. متاسفانه این حقیقتی انکار ناشدنی است، و نسل جوان امروز باید آن را بداند و به کاری که پدرانشان انجام دادند احترام بگذارد. زندگی کردن در گذشته و گذشته را عاری از هر نقصی دیدن، کار نادرست است، کاری که باعث خمودگی می شود. طبیعتا در هر کار نواقصی نیز وجود دارد، آنچه مردم در به ثمر رساندن انقلاب کردند هم بی نقص نبود امّا در مجموع آنان وظایف خود را به درستی انجام دادند.
حضور مردم در خیابان ها، باعث دوباره به صحنه آمدن نخبگان شد، نخبگانی که در بند بودند و یا ناامید از اصلاحات در کنجی فروخفته و در نظر من مشکل از همین جا آغاز شد. مردم به گروه های سیاسی و نخبگان فعال در آنها نظیر جبهه ملی، نهضت آزادی ، مجاهدین خلق و کمونیست ها اعتماد کردند و حاصل آنچه را برایش خون ها داده بودند به دستشان سپردند و این همۀ اشتباه مردم در ماجرای انقلاب بود. در واقع نسل جوان به جای سرزنش نسل پیش در تغییر نظام باید از آنان بپرسد چرا امانت خود را به کسانی غیر قابل اعتماد سپردند و چرا درهای پرسشگری از آنان را بستند؟ آسوده خاطری مردم و اعتماد آنان به گروه های سیاسی و نخبگان، زمینه استبداد و انحراف را در اصول انقلاب فراهم آورد و آنان نیز مغرور از پیروزی حکومت را به روحانیونی پرمدعا و بی خبر از اصول سیاست سپردند .
من مخالفتی با نخبگان ندارم و یکی از مشکلات جمهوری اسلامی همین نخبه کشی است، امّا عمده مسئله این است که نخبگانی که در پیروزی انقلاب هم سهیم بودند، برای آن خون دل خوردند، به رغم داشتن تخصص، یا عرصه را به نفع روحانیون ترک گفتند یا بر حقانیت آنان مهر تایید زدند و با آنان همکاری نمودند. به نظر من گروه های سیاسی درگیر در موضوع انقلاب از امانت مردم به درستی نگاهداری نکرده و به راستی در به ثمر رساندن آرمان هایی که مردم برای آنها خون ها داده و کاری احترام انگیز انجام داده بودند، بازماندند.
نخبگان ایران، امروز، باید به جبران مافات برخیزند. آنها می دانند با حمایت برخی از گروه های سیاسی در اول انقلاب، حکومت روحانیون در ایران شکل گرفت و با ریختن خون مردم به پای این نهال، ریشه هایش تقویت شد. امروز نخبگان و گروه های سیاسی مختلف در داخل و خارج، نیازمند آن هستند که اعتماد از دست رفته مردم ایران را دوباره به دست بیاورند. مردم ایران مارگزیده هستند. آنها یک بار به میدان آمدند و در پی اصلاح امور هرچه در توان داشتند انجام دادند. مردم ایران نه اکثریت خاموش که اکثریت روشن و آماده اند، آتش زیر خاکستر. این اکثریت آماده می دانند در یک نظام دموکراتیک مردم همه کاره اند اما برای جلوگیری از آنارشیسم نمایندگانی را برمی گزینند که صدای آنان باشند. طبیعتاً این نمایندگان نخبگان جامعه هستند.
امروز نخبگان و گروه های سیاسی نیاز به سازماندهی و هماهنگی اکثریت آماده داخل ایران دارند. نخبگان داخل نباید تعامل با نخبگان خارج از کشور را از یاد ببرند و این دو در داخل و خارج باید همواره در خاطر داشته باشند آنان تافته های جدابافته از مردم نیستند و اگر ارزش و احترامی دارند به واسطه حضورشان در کنار مردم است. آنان باید بدانند اعتماد مردم به آنها برای سازمان دهی افکار، گروه ها و سیاست های مبارزه هیچ حق از پیش تعیین شده ای را برایشان به وجود نمی آورد، زیرا چنین تصوری زمینه های استبداد و خودمحوری را دوباره به وجود می آورد.
امروز همگان باید از تاریخ درس بگیرند و بدانند مشکل انقلاب ایران در آن بود که گروه های سیاسی مختلف سلیقه ها و افکار گوناگون را سازماندهی نکرده بودند و در آن هنگامه روحانیون سوار بر امواج احساسات مذهبی مردم شدند و یک سلیقه را بر همگان تحمیل نمودند. امروز برای پیشگری از تکرار آن تجربه، نمایندگان سلیقه های مختلف باید برای رسیدن به وجه و حتی وجوه مشترک بکوشند و در این راه از هیچ کوششی در همزیستی و تعامل مسالمت آمیز دریغ نورزند. بی شک مردم نیز بازوهای فعال نخبگان و اندیشمندان هستند اما در راستای کوشش هایی که به عمل می آید در ابتدا باید آب رفته اعتماد مردم به جو بازگردد.
مردم ایران اکثریت خاموش نیستند آنها اکثریت منتظرند، منتظر کسانی که دوباره به آرمان ها و خواسته هایشان پشت نکنند، کسانی که دوباره آنان را در مهلکه ای دیگر نیندازند. مردم ایران سی و چند سال است که تاوان اشتباه گروه های سیاسی مورد اعتماد را در اول انقلاب می دهند. سکوت آنان نشانه خاموشی، بی اعتنایی و رضایتشان نیست. مردم ناراضی اند اما برای دوباره به میدان آمدن تردید دارند آیا نخبگان سیاسی خود را آماده کارزار و همراهی با مردم کرده اند که آنان را اکثریت خاموش می خوانند؟ در نظر من به رغم وجود همهمه های فراوان و مبهم، این گروه ها و نخبگان سیاسی هستند که باید از لاک خاموشی بیرون بیایند و در راه همبستگی برای آزادی میهن کاری صورت دهند.
تیتر از موج سبز

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

اگه واسه شما انقدر پول اشتباهی واریز می شد چیکار میکردید؟؟

به نام اون سه‌ حرفی‌ قشنگ

درد و دلی‌ با خود در غربت؛

چند روزی است که  در محافل خبری و سایت‌ها و فیسبوک خوانده‌ام که  کارگر زحمتکش شهرداری کیف  گمشده‌ای به ارزش یک میلیارد تومان  را به  صاحبش باز گردانده  و در قبال  کار با ارزش  او در بسیاری از رسانه‌ها  و  محافل خبری  قدر دانی شده است و به  پاس این کار ،  شهرداری به وی مزایایی از قبیل استخدام دائم در شهرداری ، پاداش نقدی ، و مرخصی اهدا کرده است.


وقتی‌ امروز کمی‌ به عقب بر می‌‌گشتم در مرور خاطراتم و مرور عکس‌های خود ، رسید پرداخت پول خودم را دیدم که وقتی‌ برای واریز باقی‌ مانده حقوق خودم به حساب شخصی‌‌ام کارمند بانک صادرات ایران  به جای مبلغ ۳۳۰.۰۰۰  تومان  به  اشتباه ۳۳.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰  ریال ( یا ۱.۳۲۰.۰۰۰ یورو ) به حساب من ریخته بود و من  چند ساعت بعد همان روز آن پول  را خودم  بدون این  که  بانک تا  آن لحظه  متوجه موضوع  باشد با کارمند باجه  بانک در میان گذاشتم  که تا پول را از حساب من خارج  کند.

در آن لحظه  کارمند  بانک خوشحال  بود ولی‌  نه آن کارمند  و نه هیچ فرد  دیگری از من یک تشکر کوچک هم  نکردند. 
( توقع زیادی نبود  )

امروز که دیدم از کارمند شهرداری این همه قدر دانی میشود با خود می‌گفتم  اگر همین کارگر عزیز ۳۳ میلیارد به حساب شخصی‌ اش واریز می شد چه کار میکرد ؟؟؟؟  باز هم پولی‌ که در حساب شخصی‌ اش بود باز میگرداند ؟؟؟؟ چه قدر از او تشکر میکردند ؟؟؟؟
دریغ و افسوس از یک تشکر از طرف کارمند و بانک در قبال کار من.

و به جای قدردانی ناچیز فرار از ایران و آوارگی در غربت سهم من بود از جمهوری اسلامی.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه

بیانیه کمپین سفارت سبز در خصوص به شمارش افتادن آخرین نفس های حکومت اسلامی ایران

خامنه ای در جلسه مهمی در بیت رهبری با حضور مسئولین امنیتی و اطلاعاتی مسائل زیر را مطرح و خواستار اقدام شده است 
تا زمانیکه خدا با ماست و بر سر چین و روسیه زده،آمریکا نمی تواند کاری بکند.حکمی که دو سال پیش بر اساس جریان روز ،بعنوان بمب اتمی حرام است ، توسط ماگفته شد،اکنون غرب آنرا حجت تلقی نموده متقابلا بر اساس نیاز خود و مجاب اسرائیل،مسئله را قطعی و بزرگ جلوه نموده است.آنچه همه نیروهای ارزشی نظام باید بدانند و عمل کنند این است:گرچه تفاهم هسته ای بصورت مقطعی بمنظور حل مسائل اقتصادی و لغو تحریم ها بوده ،اما سربازان گمنام بر اساس سنّت تقیّه در مرجع فقه شیعه کماکان به وظایف شرعی خود در حصول به آخرین و پیشرفته ترین وسیله دفاعی نظام ،بصورت کاملا هوشیار و آگاه و در اختفاء مطلق و مکان و زمینی دیگر ادامه دهند.البته دشمن با این کار ما ،پروژه استفاده از روش برکناری رژیم صدام علیه نظام را فعلا تعطیل نموده و چه بسا سعی خواهد نمود از برنامه ای که علیه برکناری قذافی و از آغاز تسلیم اتمی و مماشات وی با غرب با برنامه ریزی لازم و سرانجام با تحریک مردم حاکمیت وی را واژگون نمود استفاده نماید..لذا باید مراقب بود پس از توافق اتمی و لغو تحریم ها مطمئنا دشمن برخی مسائل را که به حاشیه رفته بود منجمله حقوق بشر و صدور انقلاب که از آن بغلط بعنوان تروریسم نام میبرند دوباره زنده نمایند.بایدتضمین های لازم اخذ شود که این مسائل قبل از تفاهم نهایی حل و فصل شود.ضمنا ما طرح گام به گام روسیه را ترجیح میدهیم تا نقش شان درین مسئله پر رنگ شده و پشتیبانی مجدد آنها در محافل تداوم یابد.مسئولین مربوطه باید ازین فرصت برای ایجاد یاس و نا امیدی جریان های مختلف سبز و فتنه و ضدانقلاب خارج ،حداکثر استفاده و تبلیغ را بعمل آورند.این بساطی را هم که تحت عناوین اتحاد ، شورا ،جایگزینی و غیره در خارج راه انداخته اند ،با ابتلائشان به نفاق تعطیلشان نمائید.خودتانرا هم برای سومین سالروز فتنه خرداد آماده کنید.دشمن نقشه هایی دارد طوری اقدام شود که بدانند اگر بیایند بیرون چه می کنید و چه می بینند.عده ای هم که تنبیه شده اند وادارشان کنید بنویسند و بگویند تا جرات های شیطانی مخالف بترسند و زبون شوند.( یعنی: بزرگنمایی فجایع صورت گرفته در ایام انتخابات برای ایجاد وحشت در جامعه و یأس و عدم حضور مردم در صحنه مبارزه خیابانی در سالگرد کودتای ۲۲ خرداد.) باتوجه به مراتب فوق باستحضار هموطنان میرساند :
الف-درین جلسه طیف احمدی نژاد به بهانه نفوذ عوامل دشمن در آن حضور نداشته است
ب-حتی اگر بصورت مقطعی برای عبور از تحریم ها و مشکلات فعلی و تا محدوده زمانی اجرای سنت فقهی تقیّه در مرجع شیعه و بازگشت مجدد آشکار به پروسه تسلیحات کشتار جمعی هسته ای ،مسائل با غرب و قدرتهای بزرگ حل شود .مشکل اصلی خامنه ای با مردم ایران و جامعه جهانی کماکان روی مسائل زیر باقی بوده و از زیر میز روی میز بررسی و اقدام ،گذاشته خواهد شد
یک-نقض فاحش حقوق بشر.دو- تروریسم. سه-ترافیک مواد مخدر به جهان
رژیم با بزرگنمایی عمدی مشکل هسته ای ،سعی کرده بود، مسائل مهم فوق ،به حاشیه برود.نظرباینکه دول عربی منطقه، اعم از شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب ازین سازش رژیم و تغییر رویکرد غرب از جمله نزدیکی ایران_آمریکا بیمناک بوده و حاصل این کار را قدرت یابی رژیم در منطقه علیه منافع خود تلقی می نمایند.در نتیجه در اولین فرصت ،بازگشت به مطالبات گذشته خود از رژیم از جمله خسارات انفجارهای تروریستی که در سرزمین های عربی اعم از عربستان لبنان عراق و شمال آفریقا و نیز آرژانتین انجام گرفته،از سر گرفته خواهد شد.رژیم باید پاسخگوی مردم آمریکا و فرانسه در انفجار پایگاههای نظامی این دو کشور در لبنان در سالهای ۱۹۸۲به بعد باشد
دو_همانطور که از اظهارات خامنه ای در جلسه سرّی مشهود است ،وی تصمیم به خوردن جام زهر اتمی را نه تنها بخاطر فشار تحریم ها ،بلکه عمدتا بعلت آگاهی مردم از میزان ناکارآمدی حاکمیت در مواجهه با جامعه جهانی و از دست دادن مشروعیت داخلی خود در پی رخدادهای بعد از کودتای ۲۲ خرداد ۸۸ گرفته است.
سه_این جلسه نشان میدهد مطرح شدن مجدد مسئله حقوق بشر دلمشغولی بزرگ و در واقع پاشنه آشیل حاکمیت بوده و خامنه ای دستور داده از غرب قول عدم طرح آنرا بگیرند در نتیجه شایسته است اپوزیسیون داخل و خارج روی این قضیه اتفاق نظر و اتحاد عمل داشته تمامی مسائل نقض حقوق بشر طی ۳۳ سال اعم از اعدام های اوائل انقلاب و کشتار جمعی زندانیان در سال ۶۷ و قتل های زنجیره ای و ترورهای خارج از کشور و کشتار و شکنجه و تجاوزات بعد از کودتای ۸۸ بخصوص مسئله هلوکاست کهریزک و اعدام بیگناهان بطور روزانه در نوشته ها بیانیه ها مصاحبه ها مطرح و اغلب به دادگاه بین المللی برای رسیدگی به جنایات علیه بشریت رجوع داده شود .حتی اگر مثل همیشه در آخرین مراحل سازش هسته ای پشیمان نشده و جام زهر اتمی را بنوشند و حتی اگر حکومت آمریکا دست دموکرات ها باقی بماند.آمریکا و جامعه جهانی نمی توانند مسائل حقوق بشر، تروریسم و ترافیک قاچاق مواد مخدر در جهان را ،نادیده بگیرند .لذا باید اپوزیسیون داخل و خارج حول محور این مسئله متحد و تبلیغ جهانی نموده بگوش جهانیان رسانده شود که مسئله عمده ما و جامعه جهانی حقوق بشر و تروریسم است و نه مسئله هسته ای زیرا در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی آنچه که باعث برکناری این رژیم شد ،نه برنامه اتمی ،بلکه اجماع جهانی علیه نقض حقوق بشر و اتخاذ روش های تحریم سیاسی و قطع رابطه با آن رژیم و اتحاد نیروهای مبارز داخل و خارج تحت رهبری نلسون ماندلا بعنوان سنبل دموکراسی و آزادی بود.در قضیه میکونوس ،اروپایی ها در اعتراض به این تروریسم آشکار ،رژیم را تحریم سیاسی نمودند. باید افکار عمومی جهانی بسمت اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران و تحریم سیاسی رژیم جریان یابد .آنچه که مسلم است حل مسئله هسته ای آغازی بر پایان رژیم است ،چه حل شود یا نه ،بنا بر آنچه که گفته شد ،تغییر رژیم حتمی است.آنچه که خامنه ای را خشمگین نموده اتحاد مردم در تحریم انتخابات و اتحاد اخیر اپوزیسیون حول محورهای حداقلی مشترک بوده و اینکه قدرت واقعی دست ما مردم است ،قدرت خود را باور کنیم و برای تغییر رژیم با اتحاد و عزم راسخ تری گام بر داریم
کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی_اسلو
نروژ
۲۳ آوریل ۲۰۱۲

روزنامه کلمه چهارم اردیبهشت


ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

اسامی و مشخصات ۱۰۱۰ تن از بازداشت شدگان امنیتی سال ۹۰ منتشر شد


اسامی و مشخصات ۱۰۱۰ تن از بازداشت شدگان امنیتی سال ۹۰ منتشر شد

.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در این رابطه، اصناف ۱۰۶ مورد بازداشت، اقلیت‌های قومی ۶۹۲ مورد، اقلیت مذهبی ۲۹۰ مورد، اندیشه و بیان ۳۵۶ مورد، دانشجویان ۵۲ مورد، زنان ۷ مورد، فرهنگی ۱۲۰ مورد، کارگران ۴۵ مورد، کودکان ۳ مورد را شامل می‌شوند.
بر اساس گزارش مذکور، بازداشت های فله ای شهروندان در طرح امنیت اجتماعی و اخلاقی نیروی انتظامی نیز بالغ بر ۷۸۳۰۳ مورد شده است که اکثر آن مربوط به بازداشت خرده فروشان مواد مخدر و برخوردهای تحت نام اراذل و اوباش بوده است.

در این بخش از گزارش و در مقایسه با بازداشت‌ها صورت گرفته توسط نیروهای امنیتی در سال گذشته ۳% افزایش در سال ۱۳۹۰ داشته‌ایم بر همین اساس در بخش کارگری بازداشت‌ها ۱۱% کاهش داشته است و هم چنین در بخش مذهبی ۹% کاهش، قومی ۳۵% افزایش، صنفی ۵۴% افزایش، فرهنگی ۶۲% افزایش، زنان ۱۴% افزایش، کودکان ۱۰۰% افزایش، دانشجویی ۷۸% کاهش، اندیشه ۲۱% کاهش داشته است.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

موج تورم در سبد خانوار؛ سال بدی که از بهارش پیداست


موج تورم در سبد خانوار؛ سال بدی که از بهارش پیداست

  جرس: کشاکش میان دولت و مجلس برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها کماکان ادامه دارد. دولت مصمم به اجرای این قانون است اما منتقدان او در مجلس می گویند که این اقدام به طوفانی از تورم در کشور منجر خواهد شد. اثرات تورمی اجرای فاز اول هدفمندی یارانه ها تا همین جای کار بخش های صنعتی و تولیدی کشور را درگیر کرده است.
 قیمت تمام شده کالاها از پله های تورم یکی پس از دیگری بالا می روند و بسیاری از تولید کنندگان در بخش های مختلف ناگزیر به تعطیلی بنگاه هایشان شده اند. تحریم های جامعه جهانی علیه برنامه هسته ای نیز به نوبه خود بر تورم تاثیر گذار بوده است. این تحریم ها با ایجاد نوسان در بازار ارز و سکه طی ماه های اخیر به تورم در قیمت کالاهای دیگر کمک کرده اند. پس از مذاکرات هفته گذشته میان ایران و گروه 1+5 کمی از تب قیمت ها در این بازار کاسته شده است اما وضعیت اقتصادی کماکان ملتهب است و شاخص قیمت ها با شتاب در جاده صعود حرکت می کنند.

دولتی که مسوولیت نمی پذیرد

مقام های دولت حاضر به پذیرش مسوولیت خود در بالا رفتن قیمت کالاها نیستند. "محمود احمدی نژاد" رییس دولت دهم در اسفند ماه گذشته با بیان اینکه گرانی‌های اخیر ربطی به هدفمندی یارانه‌ها ندارند، گفت: "علت این گرانی‌ها چیز دیگری است که به موقع‌اش آن را توضیح خواهم داد." این تاکتیکی است که رییس دولت همواره از آن استفاده کرده و دستهای پنهان را عامل بحران های سیاسی و اقتصادی معرفی کرده است. با این وجود، منتقدان او در مجلس نگران هستند که پیشروی های دولت برای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها وضعیتی مهارناپذیر را برای تورم ایجاد کند. "علی لاریجانی" رییس مجلس هشتم روز پانزده فروردین در یک سخنرانی ضمن انتقاد از قانون هدفمندی یارانه ها گفت:"مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند با طرح غیرکارشناسی که طوفان تورم ایجاد می‌کند، نظیر وضعیتی که در چندماه گذشته رخ داد و ثروت مردم را تقلیل داد، موافقت کند." او سپس طی نامه ای به آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی از وی تقاضا کرد که جلوی اجرای فاز دوم این قانون را بگیرد. این نامه برای بررسی بیشتر به "هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه" رفته که "محمود هاشمی شاهرودی" مسوولیت آن را به عهده دارد. هنوز وضعیت این قانون در کشاکش اختلاف های دو قوه مشخص نیست اما قیمت بسیاری از کالاها از آغاز سال جدید تاکنون به شکل قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرده است.

اسناد افزایش تورم

محصولات لبنی و گوشتی از جمله کالاهایی بوده اند که در هفته های اخیر با جهش قیمت روبرو شده اند. بر اساس گزارشها، قیمت ماست دو لیتری از 4 هزار و 200 تومان به 4 هزار 600 تومان، نرخ کره 50 گرمی از 400 تومان به 500 تومان و قیمت پنیر 400 گرمی از هزار و 700 تومان به دو هزار تومان رسیده است. خبرگزاری "فارس" از رسانه های حامی حکومت نیز روز دوشنبه(28 فروردین) طی گزارشی به افزایش قیمت تمام شده گوشت در بازار اشاره کرده و آورده بود که بالارفتن قیمت یونجه دلیل اصلی گرانی قیمت گوشت بوده است. در این گزارش آمده بود "هر کیلوگرم گوشت گوساله در بازار تهران به کیلویی 20 هزار تومان رسیده است" حال آن که "چند ماه پیش قیمت گوشت گوساله 13 هزار تومان بود و طی هفته گذشته به 18 هزار تومان رسیده بود." خبرگزاری "مهر" نیز روز شنبه(26 فروردین) با "سعید سلطانی سروستانی" مديرعامل اتحاديه سراسرى دامداران ایران گفتگو کرده بود و وی در این مصاحبه گفته بود: "قيمت هركيلوگرم گوشت قرمز (گوسفند) در بازار نبايد از ۱۸۰۰۰ تومان و قيمت هركيلوگرم گوشت قرمز (گوساله) نبايد از۱۴۰۰۰ تومان در بازار بيشتر باشد در حالى كه مشاهده مى كنيم متاسفانه قيمت گوشت قرمز(گوسفند) در شمال شهر تهران به ۲۵۰۰۰ تومان هم رسيده است." در همین حال نرخ حبوبات نیز در هفته های اخیر وارد شوک قیمت شده و گزارش پایگاه خبری" جوان امروز" حاکی از این بود که صاحبان سوپرمارکت ها اکنون باید هر کیلو از انواع حبوبات را با قیمت ۳ هزار و ۷۰۰ تومان از بنکداران بخرند حال آن که پیش از آغاز سال جدید همین کالاها را با نرخ دوهزار و ۳۰۰ تومان خریداری می‌کردند. پودرهای شوینده نیز از جمله کالاهایی است که قیمت آن با آغاز سال افزایش پیدا کرده و بنا به گزارش روز سه شنبه( 29 فروردین) خبرگزاری کار ایران(ایلنا) قیمت این کالا از ابتدای سال 9 درصد افزایش یافته است. قیمت مصالح ساختمانی نیز به موازات اقلام خوراکی بالا رفته است و ریيس اتحاديه آهن فروشان روز دوشنبه(28 فروردین) به ایلنا گفت که قیمت كنوني ميلگرد و تيرآهن نسبت به فروردين ماه سال 90 حدود 50 درصد افزايش داشته است. محمد آذر تصریح کرده بود که "رشد قابل ملاحظه قيمت اين محصولات نسبت به مدت مشابه سال گذشته ناشي از تفاوت قيمت هاي جهاني و رشد نرخ ارز در كشور است،‌ ضمن اينكه اجراي قانون هدفمندي يارانه ها نيز بر اين وضعيت بي تاثير نبوده است."

داد حامیان حکومت هم درآمده است

افزایش قیمت کالاها در ماه های اخیر به حدی بوده که برخی از چهره های حکومتی نیز به آن واکنش نشان داده و از دولت خواسته اند که در این باره چاره اندیشی کند. "آیت الله ناصر مکارم شیرازی"، از مراجع تقلید حامی حکومت روز چهارشنبه(23 فروردین) نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی را غیرواقعی دانست و گفت :" اگرچه تورم را ۲۱ درصد اعلام می‌کنند، اما واقعیت چیز دیگری است. ما شاهد قیمت‌هایی هستیم که جهشی بالا می‌روند." او تصریح کرد :" "مسولان در محاسبه نرخ تورم چیزهایی را جزو سبد خرید مردم قرار می‌دهند که این‌ها تأثیری در زندگی روزمره مردم ندارد." در روز بعد خطیبان جمعه در بسیاری از شهرهای کشور نگرانی خود را از افزایش قیمت ها اعلام کردند. "احمد علم‌الهدی"٬ امام جمعه شهر مشهد هم در خطبه های روز جمعه(25 فروردین) گفت که گرانی کالای اساسی در این کشور هیچ توجیه اقتصادی و سیاسی ندارد و مسئولان دولتی باید فشار گرانی را از دوش مردم بردارند." محمد شاهچراغی٬ نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه سمنان هم با انتقاد از گرانی برخی کالا‌ها در جامعه از دولت خواست برای از بین بردن گرانی تلاش کند. "ابراهیم مهاجریان" نیز در خطبه‌های نماز جمعه طبس گفت: "گرانی‌هایی که به ویژه در سال جدید شاهد آن هستیم، صدای مردم را درآورده و وضعیت آنها را نگران کننده کرده است." محمد سعیدی هم در خطبه‌های نماز جمعه قم اظهار کرد که "پدیده گرانی به طور افسار گسیخته خودش را نشان می‌دهد و گرانی‌های اخیر موجب نگرانی مراجع تقلید و مردم شده است." در این میان اظهار نظر "غلامعلی حداد عادل" رییس کمیسون فرهنگی مجلس پیرامون افزایش قیمت ها نیز انعکاس وسیعی در سطح رسانه ای داشت. او شامگاه پنجشنبه (۲۴ فروردین) در برنامه تلویزیونی "دیروز، امروز، فردا" گفت که "از طریق همسرش در جریان افزایش قیمت‌ها قرار گرفته و نمی‌داند رمز و راز افزایش قیمت‌ها چیست." حداد در این برنامه تصریح کرد که "مردم از نمایندگان مجلس درباره گرانی‌ها سوال می‌کنند و مسوولان دولتی نیز باید به نمایندگان در این خصوص توضیح ارائه دهند."

واقعیت های یک سالِ سخت

آهنگ پیش رونده قیمت ها خبر از سالی سخت می دهد. ناکارآمدی دولت و انزوای بین المللی دو دلیل عمده انقباض اقتصادی است. تحلیلگران مدام هشدار می دهند که ایران به زودی در وضعیت ریاضت کامل اقتصادی قرار خواهد گرفت. این سخنی نیست که فقط از جانب منتقدان طرح شود. "محمود بهمنی" مدیرکل بانک مرکزی جمهوری اسلامی نیز 30 آذر ماه سال گذشته گفته بود که "باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم٬ گویا در شعب ابی‌طالب گرفتار شده‌ایم.". آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بعد از این سخنان سعی در عادی نشان دادن وضعیت کرد و گفت که " نظام جمهوری اسلامی امروز نه تنها در شرایط شعب ابی‌طالب نیست بلکه در شرایط بدر و خیبر قرار دارد." با این حال لمس واقعیتهای اقتصادی توسط شهروندان ایرانی گواهی از نگرانی روزافزون آنان است. آنان میان دیده های خود و ادعاهای مقام های حکومت درباره وضع اقتصادی مطمئنا به دیده های خود اعتماد می کنند.

هشدار جدی رئیس قوه قضائیه به رسانه ها، سایت ها و وبلاگ نویسان

جـــرس: رئیس قوه قضاییه بدون اشاره به اغماض و عدم اراده دستگاه قضایی در برخورد با دانه درشت های دولتی و حکومتی، توقعات و انتظارات از این قوه را بسیار بالا توصیف کرد و برگزاری دادگاه فساد بزرگ مالی (اختلاس سه هزار میلیارد تومانی) و نیز آنچه "مقابله جدی با اخلالگران امنیت اجتماعی مردم" خواند را، نمونه‌هایی از پاسخ دستگاه قضایی به توقعات عمومی دانست.

قاضی القاضات جمهوری اسلامی همچنین بدون اشاره به فضای سانسور و خفقان و کنترل حاکم بر رسانه ها و مطبوعات کشور، "وجود رسانه‌های پرقدرت و سالم" را ضروری خواند و هشدار داد: مجازات توهین به افراد و مسئولان در قانون نظام جمهوری اسلامی بسیار سنگین است و دستگاه قضایی به هیچ فردی اجازه نمی‌دهد که با توهین کردن به افراد راه را برای "مقاصد سیاسی" خود باز کند.

به گزارش روابط‌عمومی قوه قضاییه، صادق آملی لاریجانی در جلسه روز چهارشنبه مسئولان عالی قضایی، با تاکید بر لزوم برخورد کریمانه و محترمانه تمام بدنه دستگاه قضایی با اربا‌ب‌رجوع و پرهیز از برخوردهای نامناسب با مراجعان به دستگاه قضایی گفت: وظیفه قوه قضاییه برخورد با ظلم و رسیدگی به مظالم است اما این برخورد باید در عین احترام و توجه به کرامت انسانی صورت گیرد.

رئیس قوه قضاییه خطاب به رسانه‌ها و افراد دارای تریبون هشدار داد:‌ "روزنامه‌ها، رسانه‌ها و تمامی افراد و گروه‌هایی که دارای تریبون هستند باید بدانند که حق سوءاستفاده از این قدرت را ندارند گرچه متاسفانه برخی روزنامه‌ها، سایت‌ها و حتی وبلاگ‌هایی که مثل قارچ روییده‌اند براحتی به افراد توهین می‌کنند و همواره در مقام افترا و شایعه‌پراکنی هستند و حتی آن هنگام که دستگاه قضایی بر حسب وظیفه قانونی خود به برخورد با این متخلفان می‌پردازد طلبکارانه اعلام می‌کنند که چرا دستگاه قضایی برخورد می‌کند."

لاریجانی با اشاره به این‌که طرح این مسئله که "چرا قوه قضاییه با سایت‌ها و روزنامه‌ها و رسانه‌هایی که توهین می‌کنند برخورد می‌کند" اعلام کرد: این مسئله نیز خود نوعی توهین به قوه قضاییه است و من اعلام می‌کنم که قوه قضاییه بشدت و با قاطعیت با تمام کسانی که آبرو و اعتبار افراد و مسئولان را می‌برند برخورد می‌کند چرا که وظیفه ما برخورد است و وظیفه رسانه‌ها نیز شفاف‌سازی و سالم‌سازی جامعه از طریق انتقادهای درست و در چارچوب قانون و به دور از توهین و افترا و بردن آبروی افراد است."

وی بدون اشاره به فضای سانسور و خفقان و کنترل حاکم بر رسانه ها و مطبوعات کشور، "وجود رسانه‌های پرقدرت و سالم" را کمک به سالم‌سازی جامعه دانست و حضور آنها را ضروری خواند و افزود: مجازات توهین به افراد و مسئولان در قانون نظام جمهوری اسلامی بسیار سنگین است و دستگاه قضایی به هیچ فردی اجازه نمی‌دهد که با توهین کردن به افراد راه را برای "مقاصد سیاسی" خود باز کند.

رئیس قوه قضاییه در جلسه مسئولان عالی قضایی اشاره‌ای هم به موضوع اخیر پیش آمده در بانک‌ها و لزوم ارتقای امنیت بانک‌ها کرد و اظهار داشت:‌ اخیرا مصاحبه‌‌ها و اخباری درباره لو رفتن برخی شماره کارت‌های بانکی مردم منتشر شده است که از دادستانی کل کشور و سازمان بازرسی کل کشور می‌خواهم با سرعت به این موضوع بپردازند و صحت و سقم آن را بررسی و نتیجه رسیدگی و گزارش‌های خود را به منظور حفظ آرامش مردم اعلام کند و بانک‌ها نیز موظفند برای ارتقای حفاظت و امنیت مالی مردم تلاش کنند.

آملی لاریجانی به مسئله مذاکرات هسته‌ای ایران و جامعه جهانی گفت: "امیدواریم غربی‌ها سر عقل آمده باشند و روند مذاکرات را باتوجه به احترام و پذیرش حق مسلم ما در دستیابی به انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز ادامه دهند."

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﻭﺑﻼﮒ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﻦ
ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺟﺪﻳﺪ ﻛﻢ ﻛﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ .ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ  ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻡ ﻭ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﺪﺍﻭﻡ ﺍﺧﻴﺮ.ﺷﺮﺍﻳﻄﻲ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﺣﻘﻴﺮ ﺑﻪ ﺷﺒﻜﻪ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﻛﻤﺘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻡ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﺭﺍ ﺣﻞ ﻛﻨﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﻢ
ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻟﺤﻈﺎﺗﻲ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﻡ. ﺑﺪﺭﻭﺩ    ﺳﻠﻤﺎﻧﻲ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

درس های پیروزی آنگ سان سوچی برای ایرانیان



پیروزی چشمگیر خانم آنگ سان سوچی در انتخابات میان دوره ای برمه نشان داد اگرچه در کشورهای استبداد زده ای مانند برمه، راه رسیدن به حاکمیت مردم از طریق مبارزات مدنی عاری از خشونت راهی طولانی است، اما ناممکن نیست


پیروزی چشمگیر خانم آنگ سان سوچی در انتخابات میان دوره ای برمه، درس های زیادی برای ما ایرانیان در بر دارد. مخاطب مهم ترین این درس ها، همراهان جنبش سب...ز هستند. سوچی که بیش از ۱۵ سال حبس خانگی را در کارنامه بلندبالای مبازات سیاسی خود برای مردم سالاری دارد، بار دیگر نشان داده که اگرچه در کشورهای استبداد زده ای مانند برمه، راه رسیدن به حاکمیت مردم از طریق مبارزات مدنی عاری از خشونت راهی طولانی است، اما ناممکن نیست. شاید هنگامی که خانم سوچی در پی انتخاباتی که پیروز آن حزب لیگ ملی دموکراسی برای برمه بود طی کودتای نظامی دستگیر و به حیس خانگی محکوم شد، به ذهن هیچکس خطور نمی کرد روزی فرا رسد که مقاومت و پایداری او و طرفدارانش، نظامیان را مجبور به پذیرش رأی مردم کند. سوچی بار دیگر به آزادیخواهان جهان یاد داد که مقاومت مدنی منفی نه به معنی دست شستن از مبارزه و تلاش، که به کارگیری شیوه های کم هزینه و پرفایده ای است که احقاق حقوق ملت ها را به هدفی دست یافتنی تبدیل می کند.

درس دیگر سوچی را باید اقتدارگرایان فرا گیرند. مبارزه مدنی عاری از خشونت، پایداری در فرایند فرسایشی است که خودکامگان را وا می دارد از توهم قدرت بیرون آمده و تن به تواضع در برابر واقعیت اقتدار رأی مردم دهند. مستبدان در این فرایند یاد می گیرند که از جایگاه فرعونی حاکمیت خود پایین آمده و در مقابل خواسته های شهروندانشان سر تعظیم فرود آورند. علیرغم تصور کودتاچیان در روزها و هفته های نخست پس از کودتا، کودتاهای انتخاباتی در هیچ جای دنیا دوام نیاورده است. این درسی است که خودکامگان خیلی دیر می آموزند، اما چاره ای جز پذیرش آن ندارند. هر چه از عمر چکمه سالاری حاکمان می گذرد، حنای های و هوی تبلیغاتی شان کم رنگ تر و هیمنه رعب و وحشت شان بیشتر در هم می شکند. کار به جایی می رسد که بجای حکومت وحشت بر مردم، این حکومت است که از مردم در وحشت به سر می برد. ضعف نظامی گری در جهانی که آگاهی ها از انحصار دولت ها بیرون آمده، آنان را وادار به پذیرش این واقعیت انکارناپذیر می کند که اگر قدرتی هست، از آن مردم است.

مخاطب درس سوم، خشونت طلبانی هستند که بدون توجه به واقعیت های عینی و قابل درک رفتارها و باورهای مردم، در پی براندازی نظام سیاسی و آلترناتیوسازی از طریق زنده کردن مرده های عرصه سیاست هستند. تجربه خیزش های آزادیخواهانه مردم منطقه ما بخوبی نشان داده که تغییر نابهنگام ساختار قدرت، راه را بر تحول بنیادین فرهنگ سیاسی شهروندان، که لازمه حاکمیت پایدار مردم سالاری است، می بندد. حمله نظامی قدرت های بیگانه یا برافروحتن آتش جنگ های داخلی، استقرار اراده مردم بر عرصه سیاست را بیش از آن به نعویق می اندازد که در وهله نخست تصور می شود. جنبش های اجتماعی به منزله دانشگاه های بزرگی هستند که شهروندان در آن به یادگیری و تمرین حقوق شهروندی خود می پردازند و تنها با اتکا به فارغ التحصیلان این دانشگاه است که می توان آینده ای درخشان و حرکت مستمر بسوی استقرار مردم سالاری را نوید داد.

جنبش سبز مردم ایران نیز در یک سال گذشته و در حالی که رهبرانش در حبس خانگی بوده اند، راه های مقاومت منفی را تجربه کرده است. عدم شرکت گسترده و انکارناپذیر اکثریت شهروندان در انتخابات ۱۲ اسفند، طعم شیرین نخستین تجربة این گونه مبارزه را به یکایک همراهان صبور و بااستقامت چشاند. دولتمردان اگرچه سعی کردند با استفاده از تبلیغات دروغی که به علت شتابزدگی و ناهماهنگی به آشفتگی در ارایه آمار مشارکت منجر شد ناکامی خود را در بسیج آراء کتمان کنند، اما تعدد رسانه ها و تأثیر هر چند بطئ اما شگفت انگیز شبکه های اجتماعی و تماس های رو در رو، واقعیت را چنان برملا کرد که حاکمیت مجبور شد با تمام قوا به میدان بیاید و با سخنرانی های متعدد بر دروغ بزرگ حکومت پافشاری کند. همراهان بزرگ جنبش سبز همه ما را به صیر و استقامت دعوت کرده اند و نهال امید را در دل های رنجدیده و داغدیده مردم این سرزمین، همچنان سبز نگه داشته اند. این پیروزی را باید به مردم برمه تبریک گفت و در انتظار شنیدن تبریک متقابل از سوی آنان ماند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

به استقبال «روز دروغ ممنوع» در سیزدهم خردادماه

یکی از همراهان کلمه در یادداشت کوتاهی، با اشاره به رواج دروغ سیزده در روز سیزدهم فروردین، پیشنهادی شنیدنی و عملی را مطرح کرده است که در ادامه می خوانید:
دیروز روز سیزدهم عید بود. روز سیزده به در و روز طبیعت، و برای بعضی از ما هم روز دروغ سیزده. مانند خیلی ها که دیروز را در دامن طبیعت گذراندند، کم نبودند کسانی هم که دیروز با دروغ سیزده مشغول بودند و به این بهانه با یکدیگر شوخی کردند و خندیدند.
برای ما سبزها که بیشتر برای خودمان دغدغه ی اجتماعی و اخلاقی قائلیم، زیر بار دروغ رفتن، حتی برای یک روز و حتی به شوخی، سخت است. البته می توانیم اینطور توجیه کنیم که یک روز است و همه می دانند که شوخی است و …
اما حالا که به ناچار پذیرفته ایم این یک روز را زیر بار دروغ های شوخی و موقتی برویم، از خود بپرسیم، آیا انصاف نیست که لااقل یک روز در سال را هم، البته کاملا جدی، از خودمان و دیگران و به خصوص از بزرگان و مسئولان و صاحب منصبان کشورمان بخواهیم که دروغ نگویند؟!
شاید بهترین پیشنهاد برای چنین مناسبتی هم درست دو ماه بعد باشد، یعنی روز سیزدهم خرداد که در حین آن مناظره ی معروف، انگشت اشاره ی میرحسین موسوی دروغگویی های مکرر و بی عدالتی رئیس دولت مدعی عدالت را نشانه رفت و زبان دروغ و تهمت را به سکوت وادار کرد.
آن روز و آن لحظه را می توان اوج ایستادگی ملی در برابر موج رو به گسترش دروغ در دولت و جامعه ایرانی دانست و به پاس همان یک لحظه سکوت ناگزیر نماد امپراتوری دروغ در برابر مظهر اراده ی اخلاقی یک ملت، آن روز را به قدردانی نشست.
شأن سیزدهم خرداد بی شک این هست که آن را در مقابل سیزده فروردین، “روز دروغ ممنوع” بنامیم و قدر آن روز و یاد صاحبش را بزرگ بداریم؛ میر عزیز ما که از وقتی که در حصر است، هر لحظه آزادی اش را در انتظاریم