ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۹, سه‌شنبه

سازمان عفو بین الملل، از تداوم سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران خبر داد


سازمان عفو بین الملل، از تداوم سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران خبر داد

 جـــرس: در پی تشدید فضای خفقان در ایران، سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای تفصیلی، حکومت و مقامات جمهوری اسلامی را به سرکوب رو به گسترش مخالفت ها در ايران متهم کرده و آورده است "در آستانه انتخابات مجلس در اين هفته در ايران سرکوب آزادی بيان به شدت اوج گرفته است."

به گزارش تارنمای سازمان عفو بین الملل، در این بیانیه که روز سه شنبه (۲۸ فوریه/۹ اسفند) با عنوان "دستور داريم تو را له کنيم" منتشر شده، همچنین آمده است: "طی ماه های اخير، گروه های مختلفی از جمله وکلا، دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان سياسی و خويشاوندان آنها، اقليت های دينی و قومی و کسانی که با خارج و به ويژه رسانه های خارجی ارتباط دارند، در موجی از دستگيری ها قربانی شده اند."

سازمان عفو بین‌الملل در این بیانیه‌ تفصیلی که بالغ بر ۷۱ صفحه‌ می شود، همچنین به شرح وضعیت تعدادی از منتقدان زندانی و تحت فشار و در حصر پرداخته، و علاوه بر وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، که "از بهمن ماه سال گذشته در حصر خانگی به سر می‌برند"، به مهدی خزعلی، وبلاگ نویس منتقد که اخیرا به ۱۴ سال حبس، ۱۰ سال تبعید و ۹۰ ضربه شلاق محکوم شده، اشاره گردیده است.

سازمان عفو بين الملل با اشاره به "موج دستگيری ها" پس از اعتراض های ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹، و پس از آن، به این نکته اشاره کرده است که "تداوم سرکوب، پوچ بودن ادعای جمهوری اسلامی در حمايت از اعتراض در خاورميانه و آفريقای شمالی را به خوبی به نمايش می گذارد" و آورده است "اين کارنامه وحشت آور حقيقتا دورويی حکومت ايران در تظاهر به همبستگی با معترضان در مصر، بحرين و کشورهای ديگر منطقه را به نمايش می گذارد."

در بیانیه‌ی سازمان عفو بین‌الملل به فشار به اصحاب رسانه، روزنامه‌نگاران و خانواده‌های آن‌ها از جمله فشار بر خانواده کارمندان تلویزیون بی‌بی‌سی ‌فارسی نیز اشاره شده است.

در گزارش سازمان عفو بین‌الملل همچنین به افزایش شمار اعدام‌ها در سال ۲۰۱۱ میلای در ایران اشاره شده و آمده است که میزان اعدام در ملاء عام در این سال در مقایسه با سال ۲۰۱۰ میلادی چهار برابر افزایش داشته است.

در این گزارش، همچنین تاکید شده است که "در آستانه انتخابات مجلس در روز ۱۲ اسفندماه، وضعيت بدتر شده است. اين سرکوب، رسانه های الکترونيکی(سایت ها و وبلاگها) که از نگاه دولتمردان تهديد جدی به شمار می روند را نيز هدف گرفته است."
در ادامه آمده است: "دی ماه امسال، يکی از فرماندهان ارشد نيروی انتظامی گفت گوگل موتور جستجو نيست بلکه «ابزار جاسوسی» است. در همان ماه، پليس سايبری که اخيرا تشکيل شده اعلام کرد که صاحبان کافی نت ها بايد دوربين مدار بسته داخلی نصب کنند و پيش از فراهم کردن امکان استفاده از کامپيوترها اطلاعات هويتی کاربران را ثبت کنند."

در گزارش سازمان مستقل و غیردولتی عفو بین الملل، "فشار بر صاحب نظران مستقل خارج از کشور" نیز مورد اشاره قرار گرفته و آنرا نشانه گسترش سرکوب ها توسط جمهوری اسلامی آورده است.

سازمان عفو بين الملل از جامعه جهانی خواسته است تا چالش در خصوص پرونده هسته ای جمهوری اسلامی مانعی برای اعمال فشار بر مقامات جمهوری اسلامی جهت رعايت تعهدات حقوق بشری نشود و نگرانی جامعه بین الملل در مورد برنامه هسته ای تهران، نباید باعث شود که این کشور برای رعایت حقوق بشر تحت فشار قرار نگیرد.

این سازمان خواسته است تا ماموریت احمد شهيد، گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در خصوص ایران، توسط جامعه جهانی تمديد شود.

پیام تبریک شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت کسب جایزه اسکار برای فیلم “جدایی”


به نام خداوند بخشنده مهربان
جناب آقای اصغر فرهادی، نویسنده و کارگردان گرامی ایران
صمیمانه‌ترین درودها و تبریک‌ها و قدردانی‌ها، نثار شما و همکاران ارجمند و هنرمندتان.
پیروزی تاریخی شما در کسب جایزه اسکار، موجی از شادمانی و امید در دل یکایک ایرانیانی پدید آورد که از خشونت بیزارند و جویای صلح و هم‌زیستی مسالمت‌آمیزاند. همدلی و قدرشناسی میلیون‌ها ایرانی آزاده و وطن‌دوست با محصول فرهنگی و اثر هنری ارجمند شما، و نیز جایزه ارزشمند اخیر، گواهی براین امر در داخل و خارج است.

اگر سانسور و محدودیت‌های فرهنگی و ناامنی اجتماعی تا سقف انحلال خانه سینما و محروم ساختن کارگردان‌های ارجمندی چون جناب آقای جعفر پناهی پیش رفته؛ این پیروزی مهم و شایان تجلیل، حامل موجی از امید برای همه‌ی فرهیختگان و نخبگان و کنشگران مدنی است. و نیز پیام‌رسان این مهم که می‌توان با وجود تمام تهدیدها و موانع و مشکلات ملموس در جامعه‌ی استبدادزده، برای ارتقاء وضع فرهنگی و آگاهی‌بخشی و تغییر وضع موجود کوشید و اثرگذار بود.

شورای هماهنگی راه سبز امید
۸ اسفند ۱۳۹۰

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

جمعی از نمایندگان ادوار مجلس، خواستار عدم مشارکت در انتخابات ناسالم مجلس نهم شدند


مردم شریف و آزاده ایران
با تقدیر و تشکر از همراهی شما با جنبش سبز و راهپیمایی 25 بهمن، به رغم فشارهای امنیتی و جو پلیسی حاکم، و با توجه به درپیش بودن انتخابات نمایشی مجلس نهم و نقشی که این رخداد می تواند در سرنوشت آتی کشور داشته باشد، پیرو بیانیه قبلی به تحلیلی در مورد نحوه مواجهه با این انتخابات نمایشی پرداخته ایم که امیدواریم مورد توجه شما قرار گیرد.

اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحت دارد : «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند». و در اصل ششم آمده: «در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه‏پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد». بنابراین اعمال حق حاکمیت ملی فقط با رأی مردم در همه ارکان نظام معنا و مفهوم می یابد و از جمله وظایف حاکمیت پایبندی به این حق و تأمین شرایط و الزامات اعمال این حق از سوی شهروندان است. روشن است که اگر حاکمیت با نقض این حق راه انتخابات را بروی شهروندان ببندد یا به گونه ای انتخابات را مهندسی کند که در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار گیرد، نقض عهد در اجرای قانون اساسی بوده و مشروعیت و مقبولیت خود را خدشه دار و استبدادورزی را جایگزین مردمسالاری کرده است.

از این رو با تأکید مجدد بر ضرورت تأمین حق رأی، حق انتخاب شدن وحق انتخاب کردن به عنوان محور اصلی اداره کشور از سوی حاکمیت، آن را بنیاد تبلور حق مردم درتعیین سرنوشت خود و تحقق حاکمیت ملی می دانیم و علاوه براین:
- تحقق این حق و تدارک بروز آزادانه آن مناسبترین شیوه برای تأمین امنیت ملی و اجتماعی و گروهی و فردی کلیه ایرانیان و تأمین سعادت و رفاه و سربلندی آنان است .
- پایمال کردن این حق ابتدائی و مقدس توسط اقتدار گرایان حاکم، ملت را از توانایی های اساسی خود برای مقابله در برابر مطامع و دست اندازی بیگانگان نسبت به کشور محروم می کند. مرور تاریخ معاصر، به ویژه دو تجربه مهم جنگ اول ودوم جهانی، که کشورمان را تا پرتگاه تجزیه و تقسیم و اشعال خارجی کشاند، دراین باره بس عبرت آموز است.
- از مشروطه تا کنون مبارزات مستمر مردم کشورمان برای دستیابی وتأمین این حق اولیه و تبدیل آن به محور اصلی پویائی سیاسی ملت ایران بوده و طبعا نمایشی و کم اثر کردن آن در عرصه ملی و بین المللی پیامدهایی بس خسارت بار بدنبال دارد.
- در شرایطی که بدلیل عملکرد دولت کودتایی احمدی نژاد در عرصه داخلی و ماجراجویی در عرصه خارجی، به رغم بهره مندی این دولت از درآمد نفتی بیش ازهمه دولت های پس از انقلاب ( رقمی معادل 600 میلیارد دلار)، وضعیت اقتصادی کشوربحرانی و معیشت مردم بدلیل گرانی افسار گسیخته و افزایش نرخ تورم و بیکاری به تنگنا افتاده و اقشار بیشتری را زیر خط فقر برده است، انتخابات آزاد و منصفانه می توانست راهگشایی برای عبور از این شرایط باشد. بااینکه از سال 87 مراجع رسمی از اعلام آمارهای اصلی شاخص های کلان اقتصادی کشور همچون نرخ های رشد اقتصادی و سرمایه گذاری امتناع کرده اند و این بهترین شاهد و نشانه بر وخامت بار بودن وضعیت اقتصادی مردم بوده است اما مجالس هفتم و هشتم برآمده از نظارت استصوابی نتوانستند کمترین اعمال نظارت و قدرتی در این باره از خود نشان دهند بگونه ای که دولت احمدی نژاد کمترین پایبندی را به اجرای قوانین داشته و اداره کشور را به شیوه عهد قجری به پیش برده و به این وضعیت بحرانی رسانده است. کاهش نرخ های رشد اقتصادی و سرمایه گذاری به پائین ترین و افزایش نرخ های تورم و بیکاری به بالاترین رقم در سالهای اخیر و کاهش ارزش پول ملی به میزان 50 درصد در سال جاری در برابری با ارزهای خارجی بخوبی اثباتگر این مدعاست.

با توجه به آنچه آمد ما عملکرد حاکمیت را در مهندسی انتخابات پیش رو عدول از اجرای قانون اساسی ونقض عهد با ملت و جلو گیری ازعرضه واقعی مطالبات مردم ارزیابی کرده و به عنوان رسواترین نمایش غصب حق اولیه انتخاب ملت از جانب استبداد مطلقه و بی پروایی و بیشرمی برای بهره برداری از انتخاباتی نمایشی می دانیم. دراین مسیر حاکمیت با اعمال سیاست ارعاب و گروگان گیری افراد ملت توسط دست اندرکاران حکومتی به منظور باج خواهی از شهروندان در تن دادن به غصب حق حاکمیت ایشان روی آورده است. گروگان گیری رهبران جنبش برای اعاده حق حاکمیت ملی، موسوی و کروبی به عنوان نماد و تبلور حق انتخاب مردم در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، گروگان گیری همسران و خانواده های آنان و زندانیان سیاسی، گروگانگیری امنیت ملی و صلح منطقه با ماجراجویی و رجز خوانی به منظور بالا بردن تنش بین المللی و منطقه ای حتی تا حد کشاندن خطر جنگ به مرزهای کشور به منظور ایجاد جو خفقان بیشتر جهت غصب آرای مردم، و بالاخره گروگان گیری صندوق های رأی.

در برابر چنین رخدادی شاهد مقاومت مدنی، مسالمت آمیز و اجماع بی سابقه نیروهای منتقد و معترض به وضع موجود و بلا موضوع شدن شر کت در انتخابات هستیم، و عدم شرکت در این انتخابات در واقع گردن ننهادن ملت بر باج خواهی گروگانگیران راهبران جنبش دموکراسی طلبانه سبز مردم ایران و اعتراض به غصب حق رأی و حاکمیت خود می باشد. و این در شرایطی است که حاکمیت یکدست اقتدارگرایان درپی کودتای انتخاباتی خرداد ۸۸ وضعیت کشور را درعرصه داخلی، بین المللی، ومنطقه ای بحرانی کرده است. همه بلایا و گرفتاری های حادث کنونی در درجه اول ناشی از سلب حق انتخاب مردم و مشارکت همه جانبه و فراگیر آنان برای دسترسی به عقل جمعی و اراده عمومی برای حل و فصل بحران های سنگینی است که استبداد مطلقه بر کشور تحمیل کرده است.

همانطور که در بیانیه اول تاکید کرده بودیم انجام انتخابات مهندسی شده نه تنها افزایش ضریب امنیت ملی کشوررا در پی نخواهد داشت بلکه آنرا در برابر مطامع و دست اندازی بیگانگان به خطر می اندازد. فقط انجام انتخابات آزاد و سالم و رقابتی باحضور گرایش ها و جریانات متکثر و متنوع موجود در متن جامعه ملی می تواند عامل ثبات دهنده کشور و بازدارنده از دست اندازی بیگانگان به حریم امنیت ملی باشد. اکنون همان حاکمیتی که با سلب آزادیهای عمومی، مردم را از حق اساسی انتخاب نمایندگان واقعی خود و مشارکت در تدوین سیاست های لازم برای خارج کردن کشور از بحران داخلی و بین المللی محروم کرده است به شگرد تازه ای دست زده و در روزهای اخیر از همان مردم محروم از حق و آزادی انتخاب میخواهد که با شرکت در هلهله تبلیغاتی وی "ضریب امنیت ملی" را بالا ببرند . امروز مهمترین دشمن امنیت ملی ایرانیان کسانی هستند که بجای اعتماد به درایت ملی و عقل جمعی مردم و جلب مشارکت آنان در حق تعیین سرنوشتشان قیم گونه و سلطان منشانه بجای آنان تصمیم میگیرند و اشکارا میگویند « شما رای بدهید اما گزینش و انتخاب را بعهده ما بگذارید». تاکید می شود امنیت کشور فقط با مشارکت حقیقی و یکپارچه قاطبه ملت، و از طریق اعتمادسازی نه اعتمادسوزی بدست می آید. اعلام مشارکت مصنوعی و رقم درصد شرکت کننده به خودی خود نمی تواند موجب ارتقای امنیت ملی کشور شود. اعلام عدم حضور در انتخابات توسط اصلاح طلبان و قریب با تفاق شخصیت ها و نیروها و تشکل های سیاسی منتقد دوستدار آزادی و استقلال ایران پیشاپیش مشروعیت انجام این انتخابات و نتایج آنرا از بین برده است و حاکمیت بهیچوجه قادر به مشروعیت سازی برای آن نیست.

خوشبختانه موجی از بیداری عمومی در سراسر کشور نسبت به برگزاری این انتخابات نمایشی بوجود آمده است. گسترش این جنبش مدنی بی سابقه برای عدم مشارکت، استبداد حاکم را بوحشت انداخته و چون همیشه برای مقابله با مبارزه مسالمت آمیز و قانونی مردم راهی جز اعمال خشونت , تجاوز به حقوق و آزادیهای مردم و سرکوب و حبس و حصر وبراه انداختن کار زار های تبلیغاتی تهمت پراکنی و هتک عرض و آبروی سیاست ورزان منتقد و رهبران آنان نیافته است . بازداشت دهها نفر از شهروندان در سراسر کشور به جرم شعار نویسی برای مطالبه حق اولیه انتخابات آزاد و سالم و بر علیه انتخابات فرمایشی و بسیج چشمگیر نیروهای نظامی و امنیتی و لباس شخصی برای جلوگیری از شرکت مردم در راهپیمائی های اعتراضی مسالمت آمیز از این زمره اند. بازداشت دهها نفر در استان خوزستان و کشته شدن دوتن از افراد بازداشتی شهرستان شوش در بازداشتگاه سندی ننگین در کارنامه حاکمیت اقتدارگرا در برخورد با حق اعتراض مردم دراین باره بوده و انجام اینگونه اعمال از نظر ما شدیدا مطرود و محکوم است. و قطعا در روز ۱۲ اسفند ۹۰ افراد معترض عدم حضور خود در انتخابات را به شکلی کاملا مدنی و معنادار در قالبی که مقاومت مدنی آنها را برای پیروزی جنبش سبز میسر سازد، و در همبستگی با حصر خانگی آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد بصورت خانه نشینی به نمایش خواهند گذارد.

مردم عزیز ایران
تاریخ گذشته و بویژه یکصد ساله اخیر ایران بخوبی نشان داده است که مجالس گوش بفرمان و یکدست در خدمت استبداد خطر و اقعی برای امنیت کشور بوده و در روز حادثه بیش از هر کس در سنگر دفاع از کشور غایب بوده اند . امروزعدم مشارکت شما در این صحنه سازی بیشرمانه سلب حق انتخابتان بهترین گواه برای جامعه جهانی و گویا ترین پیام برای کلیه بدخواهان نسبت به ایران و مردم آن است که در دفاع از حریم امنیت و کیان این کشور با مردمی یکپارچه و متحد و آماده برای دفاع از آزادی و حق حاکمیت و استقلال خود روبرو هستند و نه جمعی مستبد منزوی در درون و برون قلمرو استبداد خویش.

ما به عنوان جمعی که در مقطعی بارای شما مردم به مسئولیت نمایندگی درخانه ملت مفتخر شده و بار سنگین این امانت را بر دوش خود احساس می کنیم دعوت به عدم شرکت در این صحنه سازی نمایش انتخابات را مقاومت مدنی و سراسری و در واقع ایستادگی و پایداری شهروندان در دفاع از حق رأی و انتخاب خویش و پاسداری از حقوق پایه شهروندی و اجرای بدون تنازل قانون اساسی می دانیم .

در پایان ما با ارجگزاری برمقاومت و پایداری بی نظیر راهبران و زندانیان سیاسی جنبش سبز از درون سلول ها و زندان ها و تأکید بر اهمیت ویژه این عمل، ایستادگی آنان را نماد تلاش و کوشش ملی برای اعمال و استقرارحق حاکمیت ملی می دانیم و مطمئنا فداکاری و ایثار ایشان چراغ راه مردم به سوی عدالت و آزادی است.

نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی در خارج از کشور: احمد سلامتیان، حسن یوسفی اشکوری، رجبعلی مزروعی، فاطمه حقیقت جو، سید علی اکبر موسوی (خوئینی )، واسماعیل گرامی مقدم.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۴, پنجشنبه

دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید به تجمعات ۱۱ اسفند در اماکن عمومی و خانه نشینی در ۱۲ اسفند

به‌ نام خداوند بخشنده مهربان

مردم شریف و آگاه ایران 


پیش از هر سخنی، لازم است بار دیگر از حضور آگاهانه همراهان شجاع و متعهد جنبش سبز در سراسر ایران به مناسبت اولین سالگرد ۲۵ بهمن سپاسگزاری کنیم. این حضور نشان داد که به رغم تلاش اقتدارگرایان برای حاکمیت جو ارعاب، و با وجود دشواری های زندگی روزمره، احساس مسئولیت نسبت به آینده این مرز و بوم در ایرانیان زنده و شعله امید به تغییر روندهای اداره کشور برای دستیابی به فردایی بهتر در دل یکایک ما پاینده است. لشگرکشی نیروهای امنیتی، لباس شخصی، انتظامی و نیروهای ویژه به خیابان ها و دستگیری های فله ای در خیابان ها، رسواگر دروغ گویی های حاکمان شد: معلوم شد جنبش سبز همچنان سرزنده و پویا، و حکومت از ناهمدلی خیل عظیم معترضان آگاه و هراسناک است. و نیز معلوم شد که همراهی اقتدارگرایان با جنبش های آزادیخواهانه مردم منطقه دروغ بزرگی بیش نیست و آزادی اعتراض برای همه خوب است بجز مردم ایران.

اینک در آستانه برگزاری انتخابات نمایشی نهمین دوره مجلس شورای اسلامی توسط کسانی هستیم که کارنامه شان مملو از بی اعتقادی به «جمهوریت» و بی اعتنایی به «اسلامیت» نظامی دارد که در ابتدای شکل گیری، عزم آن کرده بود که برپایی جمهوری اسلامی، زمینه را برای حاکمیت ارزش های والای اخلاقی در عرصه های زتدگی فردی و اجتماعی ایرانیان هموار سازد، و اینک در گرداب بی اخلاقی حکمرانانش گرفتار گشته است. امروز کسانی مردم را به شرکت در انتخابات می کنند که ذره ای برای رأی مردم ارزش قائل نیستند و در پی آنند تا در اولین فرصت، بقایای نشانه های جمهوریت و مردم سالاری را نیز بزدایند و با خاطری آسوده، انتصابی شدن همه مناصب را اعلام کنند.

این روزها مردم از خود می پرسند مگر مجلس کنونی چه تغییری در زندگی شان بوجود آورده که حالا با شور و شوق در انتخابات مجلس آینده شرکت کنند؟ برای چه باید در انتخاب مجلسی که قوانین مصوبه آن مورد بی اعتنایی مجریان قانون و حتی گاه خود قانونگذاران قرار می گیرد، و نقش نظارتی اش بر دستگاه های اجرایی کشور با یک تماس تلفنی از مراکز قدرت تعطیل می شود، مشارکت کنند؟

دستگاه های تبلیغاتی اقتدارگرایان سعی می کنند با انتقال نقطه ثقل مشکلات کشور از داخل به خارج، احساسات میهن دوستانه ایرانیان را برانگیزند تا از این راه، بر نابسامانی های عدیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که مسبب آن هستند سرپوش گذارند و از پاسخگویی به مردم فرار کنند. گردانندگان نمایش انتخاباتی می خواهند این بار هم از حربه های تبلیغاتی نخ نمایشان استفاده کنند و با تبلیغات گسترده در باره خطراتی که کشور را تهدید می کند، بحران سازی و بحران نمایی کنند و از مردم بخواهند برای مقابله با آن بحران ها به پای صندوق های رأی بیایند.شگفتا که کسانی که انقلاب را از محتوا واصالت آن تهی کرده‌اند امروز برای ترغیب شرکت مردم در انتخابات به انقلاب و چهره های بارز آن متوسل می شوند! شرکت در انتخاباتی نمایشی که باعث ترغیب حاکمیت استبداد به ادامه سیاست‌های ضد ملی و ضد مردمی منجر و به تثبیت استبداد بینجامد، در واقع نه تنها وظیفه‌ای انقلابی نیست بلکه مغایر با آرمان‌های ملت در انقلاب اسلامی سال ۵۷ است.

حال و در پی استقبال گسترده ای که از دعوت برای عدم شرکت در انتخابات شده، می خواهند عدم شرکت را خلاف اهداف انقلاب، قانون و شرع بنمایانند.

به حکمرانان باید گفت بجای توسل به ماشین تبلیغاتی فرسوده تان و بجای آن که رابطه تان با مردم را یا بر تهدید، یا بر تزویر و یا بر تطمیع بنا کنید، سر تسلیم در برابر حقیقت فرود آورید، به نظر آنان تمکین کنید و به شعورشان احترام بگذارید. این است راه رسیدن به وحدت ملی واقعی و این است راه حفاظت از منافع ملی ساکنان این مرز و بوم در مقابل طمع ورزی های قدرت های بیگانه. مردم ما در مقابل تهدیدهای خارجی از کیان میهن خود، و نه از شما، دفاع خواهند کرد. مگر نمی بینید که در میان صفوف منتقدانتان، حماسه آفرینان دیروز جبهه های نبرد و خانواده های شهیدان سرافراز جنگ تحمیلی چه پر شمارند؟

به دولتمردان باید گفت آنچه فراموش شده این است که «جمهوریت» یعنی شرکت انتخابات برای شهروندان یک «حق» است و تمکین به نتایج آن برای دولتمردان یک «تکلیف». رأی دادن حقی است که مردم اگر بخواهند می توانند از آن برای تداوم یا تغییر روندهای جاری در ادارة کشور استفاده کنند و اگر هم بخواهند با عدم شرکت در آن، نارضایتی شان از شیوه حکمرانی حکومتشان را اعلام کنند. جمهوریت یعنی نظارت بر اعمال حکومت از آن مردم است که از طریق رسانه های آزاد، مجلس آزاد، احزاب آزاد و تجمعات مسالمت آمیز آزاد انجام می گیرد. حال که همه این آزادی ها را نادیده گرفته اید، از انتخاباتی که عاری از شرایط برگزاری عادلانه و منصفانه است چه انتظاری می توان داشت؟

به وعاظ السلاطین باید گفت که شرکت نکردن در انتخابات مغایر با شرع نیست. شارع مقدس انسان را آزاد آفریده و پاسداشت آزادی او را چنان ارج و مقامی داده که از او خواسته جز در برابر حق و حقیقت سر تعظیم فرور نیاورد. تفسیری از دینداری که انتخابگری آزادانه و آگاهانه را از انسان سلب کند، از دین جز کالبدی بی روح باقی نمی گذارد. شریعت بازیچه دست قدرتمندان نیست تا هر چه بر خلاف نیل و اهداف خویش دیدند را غیرشرعی بنامند.

به فرماندهان دستگاه سرکوب باید گفت مگر شما با سرکوب مردم معترضی که تنها و تنها به دنبال رأی گم شده و مصادره شده شان بودند، شهادت ده ها تن از جوانانی که هر یک سرمایه ای برای آینده این کشور بودند، دستگیری صدها نفر که جز پاسداشت از جمهوریت نظام دغدغه ای نداشتند، حبس خانگی چهره های تابناک دوران مبارزه و جنگ تحمیلی، سانسور مطبوعات و تعطیلی احزاب سیاسی نمی خواستید سکوت گورستانی بر کشور حاکم شود؟ اینک مردم می خواهند نتایج این سکوت گورستانی را به نمایش بگذارند. در گورستان، کسی جشن نمی گیرد، حتی برای دلخوشی شما ! اگر می خواهید به قول خودتان تنور انتخابات را گرم کنید، مانند انتخابات سال ۸۸ ارقام را دستکاری کنید، به صدا و سیمای غیرملی سفارش بدهید از همین حالا گزارش های تفصیلی از استان های مختلف تهیه کند و صف های انتظار را طولانی تر از همیشه نشان دهد، فردای روز رأی گیری میزان مشارکت را بی سابقه توصیف کنید و برای یکدیگر پیام های تبریک ارسال کنید، اما گناه این مردم چیست که نمی خواهند هیزم آن تنور باشند؟

و به همراهان جنبش سبز باید خاطر نشان کرد که مبارزه مدنی، به شکل های مختلف صورت می گیرد. گاه به خیابان می آییم و بدون توسل به خشونت، حضور اعتراض آمیزمان را نشان می دهیم، و گاه در خانه می مانیم و نارضایتی مان را با نیامدن به پای صندوق های رأی به رخ می کشیم. به همراهان خود و مردم یادآوری کنید که امروزه قدرت واقعی در دست آنهاست و غیرقابل پیش بینی بودن کنش های اجتماعی آنها، خواب راحت از اقتدارگرایان سرکوبگر ربوده است. کدام جنبش اجتماعی و مدنی در جهان سراغ دارید که پیش از هرکجای دیگر، زندان ها را تسخیر کرده باشد و آزادگان سرافراز دربند اینگونه با شهامت و بی اعتنا به رعب و وحشتی که سرکوبگران سعی در القای آن دارند بر علیه خودکامگی غریو آزادی سر می دهند؟

خلاقیت و پیگیری و حضور فعال کوشندگان آزادی‌خواه و دموکراسی‌طلب سبز در روزهای مانده تا ۱۲ اسفند، افزون بر آگاهی بخشی در مورد انتخابات دروغین آتی، و تبیین مواضع حق‌طلبانه و مشروع جنبش سبز، موجب گسترش و تداوم و تعمیق این جنبش اعتراضی و مدنی خواهد شد. ابتکار و همفکری یاران جنبش سبز در شبکه‌های اجتماعی حقیقی و مجازی، همراه با امید, پایداری, شجاعت مدنی و پیگیری مستدام مطالبات قانونی و خواست‌های انسانی ، مددرسان تغییر سازنده در اوضاع نابسامان قعلی و خروج کشور از وضع بحرانی کنونی خواهد بود.

لذا از همگان دعوت می کنیم با برنامه ریزی قبلی، در روز پنجشنبه ۱۱ اسفند، بیرون از خانه با حضور گسترده و پر شور در اماکن عمومی(مراکز خرید ، میادین ، پارک ها و…) به‌ویژه در فاصله ۴ تا ۶ بعد از ظهر، برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمایشی، و در روز ۱۲ اسفند به نشانه همبستگی با رهبران زندانی جنبش سبز، یک روز را همراه خانواده در حبس خانگی بمانند و این بار اعتراض خود را اینگونه به نمایش بگذارند.


راه سبز امید تا آخر سبز می ماند و امیدش را برای بهروزی مردم این سرزمین از دست نمی دهد.

شورای هماهنگی راه سبز امید

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۳, چهارشنبه

وضعیت روزنامه‌نگاران و شهروند وب‌نگاران دستگیر شده نگران کننده است

بنا بر اطلاعات گردآوری شده از سوی سازمان، این زندانیان از بدو دستگیری با هدف اعتراف‌گیری در سلول‌های انفرادی بندهای ٢٠٩ و دو الف زندان اوین که در کنترل وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند، نگاهداری می‌شوند، از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم شده‌اند و شدیدا تحت فشار قرار دارند تا اعتراف کنند با مخالفان و رسانه‌های مستقر در خارج از کشور ارتباط داشته‌اند.

از سوی دیگر، بنا بر گفته‌ی خانواده‌ی سعید ملک‌پور محکومیت به مرگ این زندانی که از سوی دیوان عالی تائید شده بود به اداره‌ی اجرای احکام ارسال شده است. این به معنای اجرای حکم سعید ملک‌پور در روزها و یا ساعات آینده است. محکومیت به اعدام دو وب‌نگار زندانی دیگر وحید اصغری و احمد هاشم‌پور نیز از سوی دیوان عالی تائید شده است.

در تنش میان جمهوری اسلامی ایران و جامعه جهانی، این حرفه‌کاران مستقل رسانه‌ها در تیرراس رژیم قرار گرفته‌اند. خشونت از حد گذشته‌ی مسوولان رژیم علیه روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی غیر قابل پذیرش است. ناوی پیلای کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل و احمد شهید گزارش‌گر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، به فوریت باید برای حفاظت و نجات جان روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی در ایران اقدام کنند..

در تاریخ اول اسفند ماه اعلام شد، مهسا امرآبادی روزنامه‌نگار و همسر روزنامه‌نگار زندانی مسعود باستانی از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب اسلامی تهران برای "نوشتن گزارش و حمایت از همسر زندانی‌اش" به ٥ سال زندان که چهارسال آن تعلیقی است، محکوم شده است. این روزنامه‌نگار پیش از این در تاریخ ٢٢ مهرماه ١٣٨٩ از سوی شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، به یک‌سال زندان محکوم شده بود.. مسعود باستانی همسر این روزنامه‌نگار، همچنان در زندان رجایی‌شهر بسر می‌برد. وی در تاریخ ١٢ تیرماه ١٣٨٨ بازداشت شد و مرداد ماه همان سال در دادگاه استالینی محاکمه و از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب اسلامی به شش سال زندان محکوم شده است.

یادآوری
١٧ دی ماه احسان هوشمند و سعید مدنی از سوی ماموران وزارت اطلاعت در منازل خود بازداشت شدند.

١٨ دی ماه حیدر مصلحی وزیر اطلاعات، در مصاحبه مطبوعاتی با تائید بازداشت‌های اخیر اعلام کرد " افراد دستگیر شده دنبال اجرای طرح‌‌ها و برنامه‌های آمریکا در روند انتخابات مجلس نهم از طریق شبکه‌های مجازی و اجتماعی بودند و از طریق فضای مجازی با خارج از کشور ارتباطاتی داشتند."

٢٠ دی ماه، محمد سلیمانی‌نیا مدیر سایت یو ٢٤ شبکه اجتماعی متخصصان ایرانیان، طراح و میزبان بسیاری از سایت‌های انجمن‌های جامعه مدنی و روشنفکران ایرانی، پس از احضار به دادگاه انقلاب کرج بازداشت شد. سایت یو ٢٤ از یک هفته پیش از دسترس خارج شده‌است.

٢٥ دی ماه، پرستو دوکوهکی وبلاگ‌نویس و مدافع حقوق زنان و مرضیه رسولی، روزنامه نگار و همکار صفحات فرهنگی و ادبی بسیاری از روزنامه‌های تهران، در منازل خود بازداشت شدند.

٢٨ دی ماه سهام‌الدین بورقانی روزنامه‌نگار و همکار سایت دیپلماسی ایران در منزلش بازداشت شد.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۱, دوشنبه

غارت بیت المال به سبک احمدی نژاد

این روزها مردم عادی در ایران اصطلاح عامیانه بخور بخور را به کار می برند. برخی نیز می گویند منابع کشور به راحتی غارت می شود و هر گونه اعتراض به آن با مشت آهنین سرکوب می شود.

سوء استفاده در بودجه !
یک نماینده مجلس رسما فاش کرد که در بودجه 91 ردپای سوء استفاده های کلان مالی وجود دارد که هیچ توجیه روشنی ندارد.
موید حسینی صدر نماینده خوی و عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت: در جدول 12 یا 13 در آخر پیوست شماره یک بودجه، حدود 600 میلیارد تومان کمک بلا عوض به اشخاص حقیقی و حقوقی وجود دارد که مصداق بارز سوء استفاده است . برای مثال به سه بنیاد تحت عنوان بنیاد شمس و مولانا بالغ بر 500 میلیون پول تدارک دیده شده و معلوم نیست این پولها کجا خرج می شود!
جالب آنکه این پولها در قسمت های غیر قابل بازرسی هزینه می شود . وی افزود: بالغ بر 600 میلیارد تومان بدون حساب و کتاب به بنیاد ها ،مجموعه ها و نهادهای مختلف که پشت آنها افراد ذی نفوذ هستند داده می شود و این بودجه ها قابل بازرسی نیست و مشخصا به افراد با نفوذ داده می شود و قابل سوء استفاده است.

پولهای بی حساب کتاب هر سال در بودجه
حسینی افزود: متاسفانه هر ساله این بودجه افزایش پیدا می کند سال گذشته این بودجه حدود 350 میلیارد بود و امسال 600 میلیارد شده است که معلوم نیست در کجا ای پولها خرج می شود..این بودجه ها بدون حساب و کتاب هستند و در پیوست می آیند که قابل بازرسی نیست و خیانت در بیت المال بودجه محسوب می شود.
نماینده خوی گفت: به بنیادها، نهادها و مجموعه های مختلف که پشت آنها افراد ذی نفوذ است بودجه ای که در جدول پیوست است را اختصاص می دهند و به این طریق پول را از بیت المال خارج می کنند، اینها مصداق بارز سوء استفاده های کلان است که دولت خارج از بازرسی و حسابرسی درنظر گرفته است.

خزانه و وزارت نفت در میان بوده
اظهارات این نماینده مجلس نشان داد که دولت طی سالهای قبل نیز مبالغ کلانی را به جیب زده و مشخص نیست آنها را کجا هزینه کرده است.
دیوان محاسبات دو ماه قبل از انتخابات جنجالی سال 88 به محرز بودن تخلفات دولت اشاره کرده بود .حسابرسان دیوان محاسبات پیش از این در گزارش تفریغ بودجه سال 86 ازتخلفاتی سخن گفته بودند که خزانه داری کل کشور و وزارت نفت از نهادهای مورد پرسش واقع شده بودند .
نکته بسیار جالب آن است که دولت احمدی نژاد گویا هیچگونه نگرانی از افشای تخلفات اش ندارد.

یارانه کیلو چند؟!
این سوء استفاده در خصوص هدفمندی یارانه ها هم افشا شده است و ظاهرا دولت در لایحه بودجه سال 91 هیچگونه ردیف و اعتباری برای یارانه ها در نظر نگرفته است.
طبق اعلام دیوان محاسبات دولت قرار بود 9/2 میلیارد دلار از در آمد نفت را که صرف یارانه ها کرده بود در 3 ماه اول سال 90 تسویه کند که از انجام این کار سر باز زده است.
همچنین پنج ‌هزار‌میلیارد تومان در قالب تنخواه گردان از بانک مرکزی برای پرداخت یارانه‌ها استقراض کرد. این رقم باید تا ۲۸ اسفند تسویه می‌شد که هنوز نشده است.
احمد توکلی هم روز شنبه در تهران گفت: دولت در ۱۷ مورد نقض قانون در اجرای هدفمندی یارانه‌ها داشته است.

سهم صفر تحقیقات و صنعت و تولید از بودجه
طبق اعلام مجلسی ها دولت حتی بودجه شرکتهای دولتی را به گونه ای تنظیم کرده که حداکثر راهکارها برای گریز از قانون برای آنها پیش بینی شده است. همچنین بررسی اولیه بودجه مغشوش 91 نشان داد که دولت هیچگونه عدد و رقمی برای امر تحقیق و پژوهش و همچنین دانشگاهها و مراکز علمی و صنعتی در نظر نگرفته است.
به گفته مصباحی مقدم عضو کمیسیون اقتصادی مجلس دولت حتی هیچگونه تسهیلاتی برای رونق بخش تولید در شرایط تحریم اقتصادی هم قائل نشده است.
بودجه 91 چنان مغشوش و نابسامان است که رییس مرکز پژوهش های مجلس، با اشاره به تخلفات دولت در بودجه 91 گفت: اگر دولت همکاری نکند مجلس نمی تواند کار خود را انجام دهد و بودجه را ببندد؛ در این صورت مجبور هستیم مطابق اصل 110 قانون اساسی که مربوط به تنظیم قوای سه گانه و رفع اختلاف میان آنها است، عمل کنیم.
با این حال ماشین تخلف و دروغگویی دولت کماکان فعال است و دولت برای تداوم تخلفات مالی خود به انواع دروغها و شعبده ها مبادرت می کند بی آنکه نگران پاسخگویی در باره آن باشد.

ترفند جدید برای فریب مردم
در جدید ترین ترفند ، دولت برای گران کردن حامل های انرژی در ابتدای سال آینده به حقه ای جدید متوسل شده که از دید رسانه ها و محافل اقتصادی پنهان نمانده است.
یک مقام مسئول در کارگروه کنترل بازار دو روز قبل به خبرگزاری مهر گفت: دولت قرار است در ماه اسفند، یارانه نقدی مردم را بیشتر و حدود دو برابر کند تا مردم بتوانند همانند فاز اول اجرای قانون هدفمندی یارانه ها آرامشی را از این بابت داشته باشند تا چنانچه دولت در فاز دوم، قیمت حامل های انرژی را افزایش داد، قبل از آن پول به حساب مردم واریز شده باشد !
دولت برای بستن دهان مردم البته قرار است کارهای دیگری نیز انجام دهد. توزیع گسترده کالاهای اساسی و توجه بسیار پررنگ دولت به تامین آن از جمله سناریو هایی است که یک روزنامه اقتصادی در تهران آن را به نقل از افراد نزدیک به کارگروه تنظیم بازار مطرح کرده است.
سوء استفاده های مالی کلان دولت احمدی نژاد طی چند سال اخیر برای مردم تا حدی ناگفته مانده است . وی که با شعار فریبنده دولت عدالت گستر و مبارزه با اشرافی گری وارد صحنه سیاسی ایران شده بود طی چند سال اخیر آرام و بی صدا به حیف و میل های گسترده پول نفت و به عبارتی هزینه کردن های کلان بی فاکتور مبادرت کرده است و به گفته اصولگرایان اکنون هم قصد دارد با مطرح کردن موضوع اشرافی گری برخی چهره های نظام سوار بر موج انتخابات و فریب مردم شود.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

تقدیر شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای مشارکت در فراخوان اعتراضی ۲۵ بهمن



به نام خدا

درود بر تمام آزادگان و یاران آگاه جنبش سبز

فراخوان راهپیمایی اعتراضی 25 بهمن‌ماه، با واکنش توام با ترس حاکمیت اقتدارگرا، و با استقبال شهروندان آزادی‌خواه و فعالان جنبش سبز همراه شد. رهبران در حبس جنبش سبز و زندانیان سیاسی سبز البته به این مشارکت اعتراضی و حضور معنادار و همدلانه افتخار خواهند کرد.

32ماه پس از انتخاباتی که در آن آراء واقعی مردم تاراج شد، حاکمیت سیاسی برآمده از کودتای انتخاباتی، با گسیل داشتن نیروهای امنیتی و انتظامی و سرکوبگر خود به خیابان‌های شهرهای بزرگ (به‌ویژه در پایتخت)، و با احضار گسترده‌ی کنشگران مدنی و تهدید فعالان سیاسی، کوشید مانع از شکل‌گیری تجمعات گسترده اعتراضی همراهان آگاه جنبش سبز شود. خیل گسترده‌ی نیروهای ارعاب‌گر در تهران و برخی از دیگر شهرهای بزرگ کشور بیش از هرچیز نشان‌دهنده‌ی عمق بی‌پشتوانگی مردمی حاکمان و نمایشگر دوباره‌ی بحران مشروعیت صاحبان قدرت بود. حاکمیت زر و زور و تزویر که تلاش می‌کند ایران را به «کره شمالی با بزک دموکراسی» مبدل سازد، در آستانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی مجلس نهم نشان داد که به چه میزان از حضور مدنی مخالفان و مشارکت سیاسی شهروندان در هراس است. یک راهپیمایی اعتراضی به اوضاع وخیم کشور (که حق قانونی و انسانی شهروندان است) حتی با حضور توام با «سکوت» هموطنان برتابیده نشد. هزاران شهروند خاموش تنها به جرم حضور در پیاده‌روهای شهر، با تهدید و ارعاب و برخوردهای غیرقانونی مواجه، و چند صد تن از آنان با بازداشت غیرقانونی مجازات شدند. بازداشت‌هایی که امیدواریم با عقلانیت و احترام حداقلی صاحبان قدرت نامشروع به حقوق اساسی شهروندان، هرچه سریعتر پایان یابد.

شورای هماهنگی راه سبز امید با تقدیم درود و ابراز احترام به شهروندان آزاده‌ای که به هر شکل ممکن در فراخوان اعتراضی 25 بهمن حضور داشتند و اعتراض خود را به اوضاع بحرانی کشور و نیز ادامه‌ی بازداشت غیرقانونی زندانیان جنبش سبز، به‌ویژه تداوم حبس آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد، ابراز کردند، از حضور و مشارکت مسئولانه تمامی یاوران و همراهان آزاده‌ی جنبش سبز قدردانی می‌کند. قطعا خلاقیت و پیگیری مستدام و هوشمندانه مطالبات قانونی و خواست های انسانی ایرانیان موجب گسترش و تداوم و تعمیق این جنبش اعتراضی و مدنی خواهد شد.

شورای هماهنگی راه سبز امید
27 بهمن‌ماه 1390

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

خبرنگارانی که از ورود به مجلس منع شدند



اخراج مسیح علی‌نژاد از مجلس هفتم، برخورد حذفی‌ با خبرنگاران را کلید زد. این روند در مجلس هشتم به اوج رسید. ممنوعیت ورود و تهدید، بخشی از رفتار نمایندگان با خبرنگاران شد. خبرنگاران اصولگرا هم بی‌نصیب نماندند.
روز ۱۲ اسفندماه ۱۳۹۰، نهمین دوره‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار خواهد شد. انتخاباتی که به نظر می‌رسد یکی از متفاوت‌ترین انتخابات در عمر ۳۳ ساله‌ی جمهوری اسلامی باشد. بسیاری از گروه‌های سیاسی داخل کشور برای اولین‌بار با صدور بیانیه‌هایی اعلام کرده‌اند که نامزدی معرفی نخواهند کرد و در این انتخابات، رای نخواهند داد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با صدور بیانیه‌ای، از لفظ «تحریم انتخابات» به صراحت استفاده کرده است. این اولین‌بار است که یک حزب سیاسی با مجوز سازمان احزاب در جمهوری اسلامی، از لفظ تحریم انتخابات استفاده کرده و حضور پای صندوق‌های رای را تحریم کرده است. با اعلان آیین‌نامه تخلفات انتخاباتی، وزارت کشور اعلام کرده است که «تبلیغ تحریم انتخابات» نیز تخلف انتخاباتی محسوب شده و قابل پیگیری قضایی خواهد بود.
از سوی دیگر، گروه‌های اصلاح‌طلب دیگر نیز بعد از مواجهه با پاسخ منفی جریان حاکم به پیشنهادات سیدمحمد خاتمی، رئيس‌جمهور پیشین ایران، ایده‌ی پیشنهادی او مبنی بر «مشارکت مشروط» را مردود دانسته و اعلام کرده‌اند که «به ناگزیر در انتخابات پیش‌رو شرکت نخواهند کرد.»
نهمین دوره‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی در شرایطی برگزار می‌شود که فضای اطلاع‌رسانی داخل کشور با چالش‌های جدی روبرو است. تعداد نشریه‌های اصلاح‌طلب یا مستقل به کمترین میزان بعد از آغاز دوران اصلاحات و شش سال ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد رسیده است، در آخرین گزارش منتشره‌ی برآورد نقض آزادی بیان سازمان «گزارشگران بدون مرز» و «کمیته حمایت از خبرنگاران» بار دیگر جمهوری اسلامی با بیش از ۴۰ روزنامه‌نگار زندانی، «بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان» لقب گرفته است.
روزنامه‌ی اصلاح‌طلب «اعتماد» بار دیگر توقیف شده است و فضای کار برای خبرنگاران رسانه‌های خارجی در ایران تنگ‌تر شده است. خبرنگاران خارجی بعد از حمله‌ی نیروهای لباس شخصی و بسیجی‌های دانشجو به سفارت انگلیس در تهران، با محدودیت‌های تازه‌ای از سوی وزارت ارشاد مواجه شده‌اند و به آن‌ها ابلاغ شده بود که اجازه‌ی پوشش اخبار حمله به سفارت را جز از طریق مجراهای رسمی و نوشته‌های روزنامه،های دولتی ندارند.
در هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی، برخی از خبرنگاران پارلمانی نشریه‌های مستقل یا اصلاح‌طلب به صحن مجلس ممنوع‌الورود شدند، رویه‌ای که از مجلس هفتم شروع شد و در هشتیمن دوره‌ی مجلس شدت گرفت.
از اتهام‌زنی تا ضرب و شتم در راهروهای خانه‌ی ملت
انتخابات هفتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی در حالی برگزار شد که بسیاری از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم، در صحن علنی مجلس دست به اعتصاب زده بودند. مجلس ششم با اکثریت نمایندگان اصلاح‌طلب، در دوران معروف به «بهار مطبوعات» تشکیل شد و احمد بورقانی که به «معمار رسانه‌ها» در دوران اصلاحات معروف بود، سمت کارپرداز فرهنگی مجلس را برعهده داشت و تلاش داشت که رابطه‌‌ی روابط عمومی مجلس شورای اسلامی با خبرنگاران رسانه‌‌های مختلف را در ابعاد مختلف گسترش دهد.
فروردین ماه ۱۳۸۴، مسیح علی‌نژاد، خبرنگار پارلمانی روزنامه‌ی «همبستگی» و خبرگزاری «ایلنا» به دستور هیئت رئیسه‌ی مجلس ممنوع‌الورود به پارلمان شد. مجلس هفتم دلیل اخراج وی را «توهین و بی‌ادبی و بی‌نزاکتی» عنوان کرد، اما مسیح علی‌نژاد و رسانه‌های کارفرمای او علت را خبری عنوان کردند که علی‌نژاد برای اولین‌بار منتشر کرده بود. این خبرنگار در این خبر اختصاصی افشا کرده بود که هر یک از نمایندگان مجلس در آستانه عید نوروز، چکی به مبلغ یک میلیون و یکصدهزار تومان به عنوان پاداش دریافت کرده‌اند.
اخراج مسیح علی‌نژاد از مجلس واکنش‌های انتقادی بسیاری را برانگیخت، خبرنگاران پارلمانی بسیاری از نشریات اصلاح‌طلب برای یک هفته اعلام تحصن کرده و از پوشش اخبار پارلمانی سرباز زدند. برخی دیگر در نامه‌ای سرگشاده خطاب به هیئت رئیسه‌ی مجلس این حرکت در نوع خود تازه‌ی مجلس را «اقدامی برای جلوگیری از جریان اطلاع‌رسانی» معرفی کردند. خبرنگاران پارلمانی نمایندگان جناح اکثریت مجلس هفتم را به چالش کشیدند که خبر دریافت پاداش هرگز از سوی مجلس و نمایندگان تکذیب نشده است، این نشان می‌دهد که خبر دریافت پاداش میلیونی صحت دارد و در چنین شرایطی ممانعت به عمل آوردن از ورود خبرنگاری که کار حرفه‌ای خود را انجام داده است معنایی جز ایجاد موانع در امر اطلاع‌رسانی ندارد.
اخراج مسیح علی‌نژاد از مجلس هفتم، برخورد حذفی با خبرنگاران را کلید زد که در مجلس هشتم به اوج خود رسید
اخراج مسیح علی‌نژاد از مجلس هفتم، برخورد حذفی با خبرنگاران را کلید زد که در مجلس هشتم به اوج خود رسید
اعتراض‌ها نتیجه‌ای در پی نداشت و مسیح علی‌نژاد دیگر نتوانست به وظیفه‌ی حرفه‌ای خود در سمت خبرنگار پارلمانی ادامه دهد و رویه‌ای کلید خورد که در سال‌های باقی‌مانده‌ی مجلس هفتم و همچنین مجلس هشتم ادامه یافت.
برخورد با خبرنگاران و شکایت نمایندگان جناج اکثریت در مجلس هفتم از خبرنگاران منتقد در چهارسال دوره‌ی این مجلس ادامه داشت و در یکی از شدیدترین نمونه‌ها، حمله‌ی فیزیکی یکی از نمایندگان به خبرنگار را موجب شد.
مهدی کوچک زاده، نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس هفتم و عضو «ائتلاف آبادگران» در اعتراض به مقاله‌ی خبرنگار پارلمانی روزنامه‌ی «شرق» به سوی او در راهروی مجلس حمله برد و و با ناسزاگویی به این خبرنگار، او را تهدید کرد که اگر به انتشار گزارش‌های انتقادی از این نماینده و آبادگران ادامه دهد، «باید مراقب جان خودش باشد.»
این اقدام کوچک زاده واکنش دیگر خبرنگاران پارلمانی را برعهده داشت و بیش از ۲۰ خبرنگار پارلمانی با انتشار نامه‌ای سرگشاده به کارپرداز فرهنگی مجلس هفتم نوشته و اظهار داشتند «چنین برخوردهای تهدیدآمیزی بارها از سوی نمایندگان مجلس هفتم نسبت به خبرنگاران رخ داده و قاطعانه تقاضا داریم تا برخورد قانونی با این نماینده‌ها صورت گیرد.»
مجلس هفتم با مهدی کوچک‌زاده و دیگر نمایندگان هتاک به خبرنگاران برخورد جدی نشان نداد و شکایت خبرنگاران بی‌نتیجه ماند. مهدی کوچک‌زاده، بعد از آن در صحن علنی مجلس نیز با علی مطهری، یکی دیگر از نمایندگان مجلس دست به یقه شده و به سوی او صندلی پرت کرد.
ممنوعیت‌های یک روزه برای خبرنگاران
بعد از انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸، مجلس برای اولین‌بار در اقدامی غیرمنتظره از ورود برخی خبرنگاران پارلمانی در روزهایی مشخص ممانعت به عمل آورد.
در مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸، از ورود برخی خبرنگاران پارلمانی که پیش از آن هر روز به مجلس می‌رفتند و اخبار را پوشش می‌داند، جلوگیری شد. سجاد سالک، خبرنگار پارلمانی روزنامه‌ی «تهران امروز»، میلاد پیامی و مهدی حسنی عکاسان روزنامه‌ی «اعتماد» و سمیه قشقایی چهار نفری بودند که برای یک روز مشخص از ورودشان به مجلس ممانعت به عمل آمد تا نتوانند اخبار روز تحلیف را پوشش دهند.
در مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸، از ورود برخی خبرنگاران پارلمانی که پیش از آن هر روز به مجلس می‌رفتند و اخبار را پوشش می‌داند، جلوگیری شد
در مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸، از ورود برخی خبرنگاران پارلمانی که پیش از آن هر روز به مجلس می‌رفتند و اخبار را پوشش می‌داند، جلوگیری شد
مسئولان اداره‌ی کل اخبار و رسانه‌های مجلس پیش از آن اعلام کرده بود که اسامی تمامی خبرنگاران برای ورود به مجلس در اختیار این اداره قرار گرفته است و آن‌ها تعیین صلاحیت می‌کنند که چه کسانی اجازه‌ی حضور در مراسم تحلیف محمود احمدی‌نژاد را دارند.
در مجلس هشتم اما نه فقط محدودیت‌های یک روزه برای ورود خبرنگاران وضع شد، بلکه تذکر به زنان خبرنگار به دلیل حجاب، احظار به حراست مجلس شورای اسلامی و تماس‌های تهدیدآمیز با روزنامه‌های مستقل و اصلاح‌طلب و حتا رسانه‌های اصولگرا برای تعویض خبرنگار در این دوره‌ی مجلس به اوج خود رسید.
ممانعت از حضور در مجلس به دلیل سوال از زندان کهریزک

اردیبهشت ماه ۱۳۸۹، موسی قربانی نماینده قائنات در مجلس هشتم شورای اسلامی، در واکنش به سوال یکی از خبرنگاران پارلمانی که از وضعیت رسیدگی به پرونده‌ی کهریزک پرسیده بود واکنش تندی نشان داده و بعد از پرسیدن نام او از دیگر خبرنگاران، گفته بود:«اسمت را به حراست می‌گویم تا گوشت را گرفته و تو را بیرون کنند!»

پیش از این نیز در بهمن ماه ۱۳۸۸، احسان محرابی و اعظم ویسمه، دو خبرنگار پارلمانی که در وقایع بعد از انتخابات بارها سوال‌هایی مربوط به بازداشت‌شدگان، قربانیان کهریزک و سرکوب‌علیه منتقدان را از نمایندگان پرسیده بودند به ناگاه ممنوع الورود شده و از ادامه‌ی فعالیت آن‌ها در پارلمان جلوگیری به عمل آمد. به اعظم ویسمه، خبرنگار «پارلمان نیوز» ابلاغ کرده بودند که وزارت اطلاعات مستقیم از مجلس خواسته است که او را برای پوشش اخبار مجلس، به ساختمان‌های مجلس راه ندهند. اعظم ویسمه با گذشت نزدیک به ۲ سال، هنوز ممنوع‌الورود به ساختمان‌های مجلس شورای اسلامی است.
فشارهای و محدودیت‌های حراست و اداره‌ی اخبار و رسانه‌های مجلس در هشتیمن دوره‌به جایی رسیده است که صدای اعتراض رسانه‌های اصولگرا را هم بلند کرده است
فشارهای و محدودیت‌های حراست و اداره‌ی اخبار و رسانه‌های مجلس در هشتیمن دوره‌به جایی رسیده است که صدای اعتراض رسانه‌های اصولگرا را هم بلند کرده است
نسرین وزیری، خبرنگار «خبر آنلاین» نیز بعد از آزادی از زندان دیگر اجازه‌ی حضور در مجلس را پیدا نکرد. او نیز یکی از خبرنگارانی بود که پرونده‌ی وقایع کهریزک را دنبال می‌کرد و با سوال‌های خود نمایندگان را به چالش می‌کشید. کیوان مهرگان نیز که در حال حاضر سمت دبیری سرویس سیاسی روزنامه‌ی «روزگار» را برعهده دارد از ورود به مجلس هشتم منع شده است.
از ورود صبا آذرپیک خبرنگار پارلمانی روزنامه‌ی توقیف‌شده «اعتماد» به مجلس نیز برای مدتی محدود جلوگیری به عمل آمد. این خبرنگار پارلمانی در مجلس هشتم بارها به حراست احضار شده و و تذکر گرفته یا تهدید شده است.
فشارهای و محدودیت‌های حراست و اداره‌ی اخبار و رسانه‌های مجلس در هشتیمن دوره‌به جایی رسیده است که صدای اعتراض رسانه‌های اصولگرا را هم بلند کرده است. سایت «فردانیوز» در مطلبی انتقادی مجلس را متهم کرد که در برخوردهای حذفی و غیرقانونی با خبرنگاران راه دولت را در پیش گرفته است و از این حربه به عنوان چماقی بالا سر خبرنگاران پارلمانی استفاده می‌کند. این رسانه‌ی اصولگرا با بیان این که اداره‌ی اخبار و روابط عمومی مجلس بارها از حضور خبرنگاران رسانه‌های اصولگرا به مجلس به شکل مقطعی جلوگیری به عمل می‌آورد نوشت که برخورد با خبرنگاران اصولگرا در مجلس ششم که دست اصلاح‌طلب‌ها بود به مراتب بهتر بود و آزادی عمل خبرنگار در دوران اکثریت اصلاح‌طلب‌ها بر مجلس، بیشتر از مجلس اصولگرا بود.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

یک سال گذشت و هنوز خبری نیست



در اولین سالگرد حبس رهبران جنبش سبز نگرانیم ، هنوز
نگران آن هستیم که چه بلائی بر سر میهن عزیز مان آماده
بهمن ماه سال ۱۳۸۹ بود که میر حسین موسوی و مهدی کروبی به
حمایت از انقلابیون و تظاهرات کنندگان مصر و لیبی‌ فراخوانی
دادند برای روز ۲۵ بهمن که مردم ایران راه پیمأیی سکوتی را  بر پا کنند. 
 در آن روز تهران از میدان فردوسی‌ تا میدان آزادی
شلوغ بود در دو طرف و سرتاسر خیابان آزادی ماموران گارد
ویژه و بسیجیان لباس شخصی‌ پوشانده بود از ساعت ۴ بعد از ظهر
به بعد کم کم به تعداد مردم افزوده میشد مردم از خیابان های
اطراف وارد خیابان انقلاب می‌شدند به اندکی‌ نکشید که سر تا
سر خیابان مملؤ از مردم حامی‌ جنبش سبز شد
در آن روز مردم به قصد راه پیمایی مسالمت آمیز و سکوت به
خیابان آماده بودند اما...
اما خود ماموران حامی‌ حکومت ایران خیابان‌ها را با هیاهو شلوغ
کردند و با سر دادن شعار هایی حامیان جنبش سبز را به تحریک
وا داشتند تا اینکه به درگیری انجامید و دو نفر از عزیز ترین
فرزندان ایران صانع ژاله و محمد مختاری در آن روز به شهادت رسیدند. آن ها
جانشان را برای آزادی دادند آنها و دیگر جوانان چه می‌خواستند؟
میر حسین موسوی و مهدی کروبی چه کسانی‌ بودند؟ غیر از اینکه از
خود حکومت جمهوری اسلامی  بودند؟ مگر همان موسوی نبود که در زمان نخست
وزیریش مردم و جوانان را آزاد نمیگذاشت؟ مگر مهدی کروبی
در زمانی‌ که ریاست مجلس را بر عهد داشت مملکت ما در چه
حالی‌ بود؟ آیا غارت و چپاول از سوی آخوندها و آخوند صفتها
صورت نمیگرفت؟ به راستی‌ موسوی و کروبی که بودند؟ غیر از این که
ماموران خامنه‌ای بودند؟ پس چرا باعث این شدند که خون جوانان
ما خون صانع، خون محمد و ...... در خیابان ریخته شود؟ آیا
نمیتوانستند همین اشخاص را به ریاست جمهوری برسانند تا
مردم به خواستشان برساند؟ آیه مردم کسی‌ را که می‌خواستند از
خودشان نبود؟ و هزاران سوال بی‌ جواب که خیلی‌ دیر است بعد از
گذشت ۲سال از انتخابات ۸۸ پرسیده شود.
و اکنون امروز در اولین سالگرد ۲۵ بهمن ماه ،ماهی‌ که ماه آزادی
ایران بود است هستیم و به امید این که ایران مان آزاد شود سی‌ و چند
سالی‌ است که بهمن ماه‌های زیادی را گذراندیم و آیا ایران مان آزاد
میشود؟؟؟؟؟؟
روح شهیدان راه آزادی شاد بد
حمید سلمانی
۱۳۹۰/۱۱/۲۵

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

آزادی چهار روزنامه‌نگار از زندان


روز گذشته چهار روزنامه‌نگار ایرانی که اخیراً بازداشت شده بودند٬ آزاد شدند. از اتهام و چگونگی آزاد شدن آنان اطلاعی در دست نیست. سازمان‌های بین‌المللی نسبت به تداوم فشارها علیه روزنامه‌نگاران در ایران هشدار می‌دهند.
بنا بر گزارش‌ها٬ چهار روزنامه‌نگار که در هفته‌های اخیر بازداشت شده بودند٬ روز شنبه (۷ آبان / ۲۹ اکتبر) آزاد شدند. مهدی افشارنیک٬ محمد حیدری٬ علی اکرمی و محسن حکیمی روز ۱۳ مهر توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بودند. این روزنامه‌نگاران همگی در این مدت در بند "دو الف" زندان اوین نگهداری می‌شدند و هنوز از مفاد اتهام مطرح شده علیه آن‌ها خبری در دست نیست.
این روزنامه‌نگاران همگی از همکاران سابق یا فعلی روزنامه‌های "اصلاح‌طلب" هستند. مهدی افشار نیک٬ روزنامه‌نگار حوزه انرژی و ستون‌نویس روزنامه "اعتماد"٬ علی اکرمی٬ روزنامه‌نگار و مسئول دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران٬ محسن حکیمی٬ روزنامه‌نگار حوزه اینترنت و از نزدیکان به نهضت آزادی٬ و محمد حیدری از همکاران روزنامه‌های "نوروز"٬ "یاس نو" و "اقبال" است که در بنیاد دکتر علی شریعتی نیز فعالیت می‌کند.
هم‌زمان با بازداشت این روزنامه‌نگاران٬ سازمان "گزارشگران بدون مرز" در بیانیه‌ای این اقدام را محکوم کرده بود. در این بیانیه آمده بود: «جمهوری اسلامی گرفتار فساد و بحران گسترده در درون حاکمیت، از همه‌ی ابزارها برای به سکوت وادار کردن روزنامه‌نگاران منتقد استفاده می‌کند. از سانسور و کنترل مقالات روزنامه‌ها و محتوای وب تا بازداشت روزنامه‌نگاران و به گروگان گرفتن خانواده‌های آن‌ها در ایران.»
احمد شهید٬ گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران٬ نیز که گزارش نخست خود را روز ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر) منتشر کرد٬ به موضوع دستگیری روزنامه‌نگاران و تداوم و افزایش فشار بر روزنامه‌نگاران پرداخته بود. در گزارش احمد شهید از نامه "کمیته محافظت از روزنامه‌نگاران" که در اوت ۲۰۱۱ به احمد شهید داده شده٬ یاد شده بود که در آن نام ۳۴ روزنامه‌نگار زندانی آمده است. برای اکثر این روزنامه‌نگاران وثیقه‌های سنگین تعیین شده است. مثال مشخص در این میان احمد زیدآبادی است و شرحی کوتاه از محکومیت و بازجویی‌های خشن علیه او. در این گزارش همچنین به وضعیت محمد داوری، سردبیر وب سایت "سحام نیوز"، اشاره شده که به وضعیت زندانیان در بازداشتگاه کهریزیک پرداخته بود و همین روند بسته شدن کهریزک را به جریان انداخت و منجر به بازداشت خود داوری شد که به گفته مادرش برای شرکت در اعترافات تلویزیونی علیه خود به شدت زیر شکنجه قرار گرفته است.
وزیر ارشاد: وظیفه روزنامه‌نگار صیانت از نظام است
سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق روزنامه‌نگاران در حالی به ادامه اعمال فشار و محدودیت بر روزنامه‌نگاران ایرانی انتقاد دارند که وزیر ارشاد جمهوری اسلامی هفته گذشته به مناسبت گشایش هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها سخنانی درباره "وظیفه روزنامه‌نگاران ومطبوعات" ایراد کرده بود.
به گزارش ایرنا٬ محمد حسینی٬ وزیر ارشاد٬ در سخنرانی افتتاحیه نمایشگاه گفت: «در شرایط كنونی كه بیگانگان بدنبال آلوده كردن فضای كشور هستند، رسالت مطبوعات و رسانه‌ها، صیانت از نظام جمهوری اسلامی، آرمان‌های امام و انقلاب است.» وی افزود: «اكنون "دشمنان" سرمایه‌گذاری فراوانی در حوزه رسانه و مطبوعات بویژه مخاطب قرار دادن فارسی‌زبان‌ها انجام می‌دهند كه این خود نشان‌گر نقش‌آفرینی مطبوعات و رسانه‌ها در كشور است.»
گزارش‌ها از تهران حاکی از وجود جو امنیتی در نمایشگاه مطبوعات است. محمد خزعلی٬ نویسنده و تحلیل‌گر مسائل سیاسی٬ در وبلاگ خود نوشت: «در میان خیل نشریات رانت‌خوار دولتی که با پول بیت‌المال به جان و مال و آبروی مردم می‌زنند، رهزنانی که ناشیانه خود را رفیق غافله می‌خوانند و گرگانی که در پوست میش نگنجند و هماره پنجه خونین‌شان از پوست بیرون زند، احساس ناامنی می‌شود و هر لحظه منتظری که یکی از پشت خنجر زند یا پنجه و دندان به رویت کشد!» این نویسنده همچنین از کنترل خود توسط نیروهای حراست در طول بازدید از نمایشگاه خبر داد. بنا بر گزارش‌ها برخی از نشریات نیز از شرکت در نمایشگاه‌مطبوعات خودداری کرده‌اند.

طرح سبز/ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم



کیست که در راهپیمایی ۲۵ خرداد ۸۸ حضور داشته باشد و به حضور خود نبالد؟ کیست که پس از این همه از حضور در آن تجمع مسالمت آمیز پشیمان باشد؟ روزهایی را بیاد بیاورید که رسانه‌های جهان در تسخیر جنبش سبز بودند. روزهایی که سکوت ایرانی، توانست گفته‌ها و نوشته‌ها را تسخیر کند و رسا‌تر از همهٔ فریاد‌ها به گوش همگان برسد. براستی با آن تجمع مسالمت آمیز و آن سکوت سهمگین به کدام ذهن بیدار رسوخ نکردیم؟ کدام قلب مهربان را تسخیر نکردیم و بر کدام لوح سپید سکوتمان را ننوشتیم؟
آن روز‌ها، راهپیمایی ۲۵ و ۲۸ خرداد ۸۸، تراز جدیدی را از ایران و ایرانی به افکارعمومی معرفی کرد. شاید هیچکدام از رفتارهای جمعی ایرانیان در سالیان پس از انقلاب نتوانسته بود تا این حد افکار عمومی را با خود همراه سازد و نظر جهان را به خود جلب کند. همه اقرار کردند که این مردم به دنبال رای خود آمده بودند و غیر حق خود، چیزی نمی‌خواستند. حتی اقتدارگرایان و اصحاب خشونت هم در مقابل عظمت این روز تسلیم شدند و تا به امروز نتوانسته‌اند خدشه‌ای به اصل آن وارد کنند و تنها برای فریب اذهان و عوام فریبی، سعی می‌کنند تا خواسته‌های مردم را به نوعی من درآوردی تفسیر کنند و خاطر خود را بفریبند.
هیچکس نمی‌تواند جمعیت ۲۵ خرداد۸۸ را انکار کند، اما آنچه آن جمعیت را ماندگار کرد و آنچه این راهپیمایی به آن مشهور شد، رفتار مسالمت آمیز و سکوت مهیب و سرسام آور مردمی بود که دوست و دشمن را مقهور خود ساخت. شاید اگر راهپیمایان ۲۵ خرداد به دام خشونت حاکمیت می‌افتادند، تجمع ۲۸ خرداد و تجمعات دیگر تکرار نمی‌شدند و جنبش سبز این گونه ریشه نمی‌دواند و پا نمی‌گرفت. همین که دختران و زنان این همه در تجمعات جنبش سبز پر رنگ و موثر حاضر می‌شدند، تائیدی دیگر بر فضای سالم و مسالمت آمیز آن تجمعات بود.
جامعه‌شناسان می‌گویند آنچه یک جنبش را ماندگار می‌کند، خواسته‌ها و آرمان‌های آن نیست، بلکه شیوهٔ رفتار و شناسه‌های عملی اوست. تاریخ یک جنبش هم، کمتر به خواسته‌های زمانی و مکانی کنشگران می‌پردازد و اغلب داستان رشادت‌ها و گذشت‌های آن را روایت می‌کند. حتی هویت یک جنبش هم با رفتار او شکل می‌گیرد. بی‌دلیل نیست که خیلی‌ها دلیل خشم کشورهای تونس و مصر را به تمامی نمی‌دانند، اما نوواژهٔ «روز خشم» را همه می‌فه‌مند. حتی کسانی هم که با دلیل خشم آن‌ها موافق نیستند، نمی‌توانند روز خشمشان را انکار کند.
بر همین سیاق، معلوم نیست خواسته‌های جنبش سبز تا چه اندازه برای مردمان دیگر مهم و قابل درک باشد. حتی معلوم نیست این خواسته‌ها تا کی ادامه دارند و تا چه اندازه درست‌اند، اما مسالمت آمیز بودن، «راهپیمایی سکوت» و سبزبودن جنبش، ورای خواسته‌ها برای همه قابل فهم است و ابراز همدلی جهانیان با ما ناشی از همین است. آنچه جمعیت ۲۵ خرداد را ماندگار کرد و ریزش سرکوبگران را و همدلی جهانیان را سبب شد، سکوت بود. «سکوت» بود که در تجمع ۲۵ خرداد، مرز‌ها را در نوردید و فرای گفته و رنگ، پیام ملت ایران را به عالم و آدم بازگفت و جنبش سبز را جهانی کرد.
پیش از آنکه جنبش‌های عربی واژهٔ «روز خشم» را باب کنند، ایرانیان دروازه‌های خشم خود را به روی حاکمان گشوده بودند. خشمی که از جنس سکوت بود و سکوتی که سرشار از ناگفته‌ها بود. در وضعیتی دشواری که جنبش‌های ایرانی دارند و در حالی که «حاکمیت به صد زبان از جنبش می‌خواهد سکوت‌اش را بشکند و مسالمت آمیز بودن خود را انکار کند» و به دام خشونت بیافتد تا راه سرکوب را هموار کند، هیچ تجمعی نباید به دام خشونت بیافتد. خشونت خواستهٔ خشونت طلبان است و اگر داغی را تسکین می‌دهد، صد داغ تازه می‌آفریند. به آئین سبز خود پای بندباشیم.