ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

خودکشی یک پناهجوی ایرانی در آلمان


روز یکشنبه ۲۹ ژانویه (۹ بهمن)، یک پناهجوی ایرانی در کمپ پناهندگی در بایرن آلمان خودکشی کرد. پزشک مخصوص کمپ و دوستان او معتقدند شرایط بد زندگی در این اقامتگاه، این جوان ۲۹ ساله را به سمت خودکشی سوق داده است.

«در اتاق را از تو قفل کرده، پرده‌ها را کشیده و با ملافه‌ای که روی تختش بوده خود را از پنجره حلق‌آویز کرده است. در اتاق آهنی بوده و بازکردنش توسط نیروهای امداد و پلیس زیاد طول کشیده. می‌گویند اگر در زودتر باز می‌شد امکان نجاتش بود».

"محمد رهسپار" ۲۹ سال داشت. گفته می‌شود از پرسنل نیروی انتظامی بوده، گفته می‌شود که در ایران مدتی را زندانی و تحت شکنجه بوده است. حتی برخی دوستان نزدیکش ادعا می‌کنند که براثر شکنجه ناراحتی شدید کلیه پیدا کرده بود.

هفت ماه پیش ایران را ترک کرد و در آلمان تقاضای پناهندگی داد. یک ماه در زیندورف و بعد وورتسبورگ در ایالت بایرن، کمپ "امری کاسرن" که تا آغاز دهه ۹۰ میلادی محل اقامت سربازان آمریکایی بوده می‌شود محل جدید زندگی محمد. «یک اتاق ۱۲ متری با سه نفر هم‌اتاقی و حمامی با سه دوش که ۳۰ تا ۴۰ نفر ساکن در آن طبقه باید از آن استفاده کنند و چهار دستشویی برای همین تعداد».

اینها را رضا می‌گوید، رضا تیموریان پناهجوی ایرانی دیگری که از حدود ۱۵ ماه پیش در همین اقامتگاه پناهجویان ساکن است. او ادامه می‌دهد: «مدل دید به این هایم و به این آدم‌هایی که اینجا هستند یک مدل به خصوصی است یعنی ما ایزوله هستیم. از شهر حدود ۷ یا ۸ کیلومتر دور هستیم یعنی بین اینجا تا شهر اتوبان است و این مسافت را حتما باید با وسیله نقلیه بروی، اگر بخواهی پیاده بروی خیلی طول می‌کشد. اینجا سیم خاردارهایی هست که کاملا ما را از بیرون جدا کرده و یک نگهبانی هست که ورود و خروج‌ها را کنترل می‌کند. یک فضای بازی هست که آسفالت است و احتمالا برای تمرین نیروهای نظامی بوده. اینجا مثل یک پادگان است با ساختمان‌های خیلی قدیمی و راهروهای بزرگ ودرهای آهنی سنگینی که به سختی باز می‌شوند».

رضا از برخورد معدود آدم‌هایی که پناهجویان با آنها سرو کار دارند می‌گوید: «مثلا یک اداره پست هست که سه تا چهار ساعت در روز کار می کند و افرادی که در آنجا هستند با لحن خیلی بدی صحبت می‌کنند و اصلا جواب کسی را که آلمانی بلد نیست نمی‌دهند و می‌گویند باید زبان یاد بگیری درحالی که چیزی تحت عنوان کلاس زبان آلمانی اینجا برای ما وجود ندارد».

این پناهجوی ایرانی از کسانی می‌گوید که معتقدند همه پناهجویان تنها برای گرفتن پول به آلمان آمده‌اند و مشکل دیگری جز مسائل مالی ندارند. رضا البته از گروه دیگری هم سخن می‌گوید، کسانی که در زمان اعتصاب غذای پناهجویان به دلیل اعتراض به کیفیت بد غذا، برای آنان غذای خانگی می‌آورده‌اند.

شرایط بد اقامتگاه، دلیلی برای خودکشی؟

دکتر "آگوست اشتیش"، پزشکی که مسئولیت مراقبتهای پزشکی کمپ وورتسبورگ را بر عهده دارد به خبرگزاری آلمان گفته که شرایط روحی محمد به دلیل زندگی در کمپ از ماهها پیش خوب نبود. به گفته‌ی وی در ماه دسامبر زمانی که محمد برای معاینه به کلینیک رفته بوده از خودکشی سخن گفته و این پزشک، مسئولان کمپ را مطلع کرده و گفته شرایط زندگی او باید تغییر کند. به همین دلیل مسئولان اقامتگاه به او اجازه مید‌هند که به دیدار خواهرش در شهر کلن برود. البته رضا می‌گوید با تقاضای انتقال محمد به شهر کلن، نزد خواهرش به دلیل پیچیدگی‌های اداری هنوز موافقت نشده بود.

با همه اینها سخنگوی مطبوعاتی دولت محلی منطقه‌ای که این کمپ در آن قرار دارد گفته: «ما هیچ نشانه‌مشخصی نداریم که این فرد قبلا در خطر اقدام به خودکشی قرار داشته است».

رضا تیموریان نیز می‌گوید نشانه‌هایی از افسردگی در این فرد ندیده: «خیلی انسان متین و مثبتی بود، خیلی انسان فعالی بود، ورزشکار بود و در اتاقش وسایل ورزشی خیلی اندکی داشت، سالم بود، سیگار نمی کشید، مشروبات الکلی نمی خورد و دوستانی که با او بودند و در طبقه بالای ما ساکن بودند، یک گروه بودند که با هم خوب بودند. من اصلا نشانه‌هایی از افسردگی در او نمی دیدم اما بعد از مدتی احساس کردم که کمی غریب شده، دوستانشان روایت می کردند که ساعتها پشت پنجره می‌نشست و می‌گفت اینجا هم که زندان است».

دکتر اشتیش گفته این تنها مورد خودکشی در کمپ‌های پناهندگی نبوده. او می‌گوید: «تعداد زیادی از پناهجویان در اثر زندان و شکنجه در کشور خود دچار آسیب پایدار روانی شده‌اند و با این وجود ناچارند در اقامتگاه‌هایی که سابق بر این پادگان بوده سکونت کنند و زندگی گروهی در این گونه مکان‌ها آنها را بیمار می‌کند». این پزشک همچنین رفتار با پناهجویان در ایالت بایرن را نامناسب‌تر از سایر نقاط آلمان می‌داند.


روز واقعه

رضا از روزی می‌گوید که شب هنگامش محمد خودکشی کرد: «حالش خوب نبود، آمبولانس خبر می‌کنند و آمبولانس هم او را با زیرشلواری و عرقگیر به بیمارستان می‌برد. در بیمارستان هیچکس زبان او را نمی‌فهمد، محمد یک کلمه هم آلمانی بلد نبود، مترجمی هم حضور نداشته و بنابراین نتوانسته مشکلش را به پزشکان بگوید. در نهایت او را بدون هیچ گونه اقدام پزشکی مرخص می‌کنند».

او می‌گوید محمد حتی نمی‌توانسته به پرسنل بیمارستان بگوید که پولی برای برگشت ندارد و لباسش هم مناسب رفتن به خیابان نیست در نتیجه با همان لباسها و ظاهرا پیاده در سرمای زمستان به کمپ بر می‌گردد.

بعد از بازگشت به اتاقش می‌رود و در را روی خودش قفل می‌کند و چند ساعت بعد، ساکنان کمپ متوجه می‌شوند که محمد پاسخی به درزدن‌های مکرر نمی‌دهد. پلیس و نیروهای امداد و در آهنی که قصد باز شدن نداشته و دست آخر، پیکر آویزان از پنجره‌ای که محمد ساعتها مقابل آن می‌نشست و می‌گفت "اینجا هم که زندان است".

رضا، هموطن و هم‌زیست محمد در اقامتگاه پناهندگان وورتسبورگ می‌گوید: «ما هیچ چیز اضافه‌ای نمی‌خواهیم، تنها تقاضای ما این است که ما را ببینند و ما را بفهمند و بدانند که ما هم انسانیم و اگر انسانها برابرند ما هم خواستار شرایط برابریم. اگر واقعا یک انسان اروپایی می‌تواند در این شرایط زندگی کند، ما هم زندگی کنیم و ما هم ادامه بدهیم. اگر نه به ما بگویند چرا؟ به چه گناهی ما باید در این شرایط زندگی کنیم؟».

و پزشک مسئول کمپ ووتسبورگ خطاب به پناهجویان ساکن این اردوگاه می‌گوید: «خودکشی راه حل نیست».

دعوت شورای راه سبز امید به «پیاده‌روی سکوت» در ۲۵ بهمن


شورای هماهنگی راه سبز امید در اطلاعیه‌ای که روز دوشنبه، ۱۰ بهمن، منتشر شد از «تمامی همراهان جنبش سبز» ایران خواسته است روز ۲۵ بهمن‌ماه، دو هفته دیگر، در تهران و شهرستان‌ها در راهپیمایی سکوت شرکت کنند.شورای هماهنگی راه سبز امید در اطلاعیه‌ای که روز دوشنبه، ۱۰ بهمن، منتشر شد از «تمامی همراهان جنبش سبز» ایران خواسته است روز ۲۵ بهمن‌ماه، دو هفته دیگر، در تهران و شهرستان‌ها در راهپیمایی سکوت شرکت کنند.
آن طور که در اعلامیه این تشکل آمده است، «پیاده‌روی سکوت» روز ۲۵ بهمن‌ماه از ساعت ۴ تا ۷ بعدازظهر در تهران در پیاده‌روهای خیابان‌های انقلاب و آزادی، حد فاصل میدان فردوسی و تقاطع نواب، برگزار خواهد شد.
این تشکل همچنین محل این راهپیمایی سکوت را در شهرستان‌ها خیابان اصلی هر شهر اعلام کرده، اما در عین حال آن را به تصمیم «فعالان محلی» واگذار کرده است.
شورای هماهنگی راه سبز امید مناسبت این «پیاده‌روی سکوت» را «سالگرد حضور خیابانی مردم به دعوت موسوی و کروبی و همچنین سالگرد آغاز زندان خانگی» این دو رهبر جنبش سبز ایران عنوان کرده است.
روز ۲۵ بهمن‌ماه سال ۱۳۸۹ به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی تظاهراتی در تهران و چند شهر دیگر ایران در حمایت از قیام مردم مصر و تونس برگزار شد که در طی آن، به گفته مقامات انتظامی ایران، در تهران دو نفر کشته و ده‌ها نفر بازداشت شدند.
پس از این تظاهرات بود که حصر خانگی این دو رهبر جنبش سبز عملا آغاز شد، از میزان ارتباط آنان با جهان بیرون کاسته شد و اکنون نزدیک به یک سال است که آنها تنها چند بار توانسته‌اند با نزدیکان خود دیدار کنند.
در بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید هدف از راهپیمایی روز ۲۵ بهمن اعتراض به «حاکمیت دروغ و سرکوب، شرایط سخت زندگی، گرانی روزافزون نیازهای اولیه‌ و تنگناهای معیشتی، سلطه ناکارآمدی در اداره کشور، گسترش ناامنی، و فروپاشی ارزش‌های اخلاقی» عنوان شده است.
اردشیر امیرارجمند، مشاور سابق میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، در گفت‌وگو با رادیوفردا در این باره گفت: «این مسائل باعث می‌شود ما تلاش کنیم تا وضعیت را تغییر دهیم، مردم را به صحنه بیاوریم تا حق تعیین سرنوشت آنها ملاک قرار گیرد و مردم بتوانند اعتراض خود را با روش مسالمت‌آمیز به گوش حکومت برسانند.»

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

فراخوان جدید راهپیمایی اعتراضی شورای هماهنگی راه سبز امید برای ۲۵ بهمن


شورای هماهنگی راه سبز امید در آستانه ی ۲۵ بهمن و سالگرد حضور خیابانی مردم به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همچنین سالگرد آغاز زندان خانگی رهبران جنبش سبز در بیانیه ای از تمامی همراهان و حامیان جنبش سبز دعوت کرده از ساعت ۴ تا ۷ بعد از ظهر روز ۲۵ بهمن ماه در تهران در پیاده‌روهای خیابان‌های انقلاب و آزادی، حدفاصل میدان فردوسی و تقاطع نواب، و در شهرستان‌ها در خیابان اصلی هر شهر، بنابر تصمیم فعالان محلی، اقدام به پیاده‌روی سکوت کنند.
این شورا در بیانیه خود تاکید کرده که حفظ هوشیاری و نیز التزام به خط مشی جنبش در پایبندی به اصل عدم توسل به خشونت، از هرگونه سوء استفاده احتمالی جلوگیری خواهیم کرد.
شورای هماهنگی در بخشی از بیانیه خود آورده است: ایران و ایرانیان در چالش با یکی از سخت‌ترین دوره‌های تاریخ خود بسر می‌برند. بی‌کفایتی دولتمردان، منافع و سرمایه‌های ملی را بر باد داده و می‌دهد. با اینکه درآمد نفتی ایران طی سالیان اخیر بالغ بر ۶۰۰ میلیارد دلار (بیش از درآمد همه‌ی دولت‌های پس از انقلاب) بوده و مدعیان عدالت با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم و رفع فقر و فساد و تبعیض بر سرکار آمدند نتایج عملکردشان جز کاهش نرخ‌های رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری به پائین‌ترین سطح، و افزایش نرخ‌های بیکاری و تورم به بالاترین رقم در در دو دهه اخیر نبوده، و به شکلی تأسف‌بار بر دامنه‌ی فقر و فساد و تبعیض در کشور افزوده شده است.
متن کامل این فراخوان که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
به‌نام خدا
«خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد، مگر آن که خودشان آن را تغییر بدهند.» (سوره رعد، آیه ۱۱)
«امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان، و دربندشدگانش پرچم‌داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می‌کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می‌کند. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می‌شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می‌جوید. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه‌ای، بلکه در ایجاد فرصت‌های برابر و توانمندسازی محرومان می‌داند. گفتمانی که فساد را تحمل نمی‌کند و با وعده‌ی آوردن نفت بر سر سفره مردم، یک‌شبه قیمت نان و سوخت و برق و گاز را چند برابر نمی‌سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی‌سازد. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی درصد بیکاری جوانان می‌داند. گفتمانی که از رأی مردم نمی‌ترسد و از رجوع به قانون اساسی نمی‌هراسد.» (بخشی از بیانیه آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی در آستانه ۲۲ بهمن سال ۱۳۸۹)
هموطنان آزاده و آگاه
ایران و ایرانیان در چالش با یکی از سخت‌ترین دوره‌های تاریخ خود بسر می‌برند. بی‌کفایتی دولتمردان، منافع و سرمایه‌های ملی را بر باد داده و می‌دهد. با اینکه درآمد نفتی ایران طی سالیان اخیر بالغ بر ۶۰۰ میلیارد دلار (بیش از درآمد همه‌ی دولت‌های پس از انقلاب) بوده و مدعیان عدالت با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم و رفع فقر و فساد و تبعیض بر سرکار آمدند نتایج عملکردشان جز کاهش نرخ‌های رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری به پائین‌ترین سطح، و افزایش نرخ‌های بیکاری و تورم به بالاترین رقم در در دو دهه اخیر نبوده، و به شکلی تأسف‌بار بر دامنه‌ی فقر و فساد و تبعیض در کشور افزوده شده است. رجوع به گزارش‌های رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران، و همچنین مراجع و نهادهای بین‌المللی به‌خوبی اثباتگر این موضوع است. افشای فساد و اختلاس بانکی بی‌سابقه (سوء استفاده مالی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی) در ماه‌های اخیر تنها یکی از نشانه‌های بارز فساد مالی و اداری دامنگیر کشور است.
تیرماه سال گذشته، مهندس میرحسین موسوی در ارزیابی دور جدید تحریم‌ها علیه ایران و واکنش حاکمیت اقتداگرا، نکات مهم و سخنان ماندگاری بیان داشت، و ازجمله تاکید کرد: «این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم‌های دیگری که در حال افزوده شدن به آن است بشناسند. باید آنها بدانند این تحریم‌ها چه اثری بر سفره آنها و روی نرخ بیکاری و تورم و تولید و پیشرفت کشور و امنیت می گذارد. صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند.» وی همچنین از منظر یک صاحب‌نظر و فعال سیاسی «ملی» اعلام کرد: «جنبش سبز باید از تمام توان بین‌المللی خود استفاده کند تا به قدرتهای خارجی نشان دهد به آنها اجازه نمی‌دهد از ضعف وعدم مشروعیت دولت کنونی استفاده و به استقلال، تمامیت ارضی و منافع عالی کشور آسیب رسانند.» اینها ملاحظاتی بس ارزشمند و درخور توجه و پیگیری است.
اما با کمال تأسف، به نصایح دوراندیشانه دلسوزان کشور بی توجهی شد و اینک، در هنگامه‌ی تورم لجام ‌گسیخته و تشدید تحریم‌ها علیه ایران، و نیز تشدید سرکوب و ارعاب و بازداشت منتقدان و شهروندان ناراضی، مردم ایران دشوارترین روزهای زندگی خود را سپری می کنند. بجای روی کردن به مردم و جبران اشتباهات، هنوز هم بر ادامه سیاست سرکوب پافشاری می‌شود و صدها کنشگر مدنی و فعال سیاسی معترض به اوضاع کشور از کودتای انتخاباتی خرداد ۱۳۸۸، هم‌چنان در زندان‌های استبداد و حبس غیرقانونی بسر می‌برند. آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، و خانم زهرا رهنورد، رهبران آزاده‌ و صادق و همراه جنبش سبز از آن جمله‌اند که از ‌سال گذشته، در حبس غیرقانونی و زندان خانگی محصورند.
در چنین شرایطی است که ۳۹ زندانی سیاسی و آزاده‌ی دربند در بیانیه‌ای خواستار پیگیری اعتراض‌‌ها و خواست‌های حقوق بشرطلبانه و دموکراسی‌ خواهانه‌ی مردم ایران، با اولویت نهادن به آزادی رهبران جنبش سبز شده‌اند.
این حق انسانی و قانونی و شرعی ایرانیان است که به وضع کنونی زندگی خود و نیز شرایط کشور خویش اعتراض کنند؛ اعتراض کنند به: حاکمیت دروغ و سرکوب، شرایط سخت زندگی، گرانی روزافزون نیازهای اولیه‌ و تنگناهای معیشتی، سلطه‌ی ناکارآمدی در اداره‌ی کشور، گسترش ناامنی، فروپاشی ارزش‌های اخلاقی، شرایطی که باعث فروپاشی بسیاری از کانون‌های گرم خانواده‌ها شده، گسترش روزافزون اعتیاد و بزهکاری در جامعه، توسعه‌ی ساعت به ساعت فقر، قرار گرفتن در شرایط ذلت‌بار بین‌المللی که نتیجه سیاست‌های ماجراجویانه و غیرواقع بینانه دولت در طی سال‌های اخیر است، مدیریت پادگانی در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و آموزشی، اعمال سیاست‌های تبعیض آلود در برخورد با زنان، اقوام و صاحبان عقاید و باورمندان به آیین‌های گوناگون و نیز دگراندیشان، حبس غیرقانونی رهبران جنبش سبز و دیگر زندانیان حوادث پس از انتخابات، که همگی برخلاف قانون اساسی است؛ اعتراض به این همه، حق ایرانیان است.
از اینرو، از تمامی همراهان جنبش سبز دعوت می کنیم از ساعت ۴ تا ۷ بعد از ظهر روز ۲۵ بهمن ماه در تهران در پیاده‌روهای خیابان‌های انقلاب و آزادی، حدفاصل میدان فردوسی و تقاطع نواب، و در شهرستان‌ها در خیابان اصلی هر شهر، بنابر تصمیم فعالان محلی، اقدام به پیاده‌روی سکوت کنند. بدیهی است که همه‌ی ما همچون گذشته، با حفظ هوشیاری و نیز التزام به خط مشی جنبش در پایبندی به اصل عدم توسل به خشونت، از هرگونه سوء استفاده احتمالی جلوگیری خواهیم کرد. در مقابل، از نیروهای انتظامی نیز می‌خواهیم به حقوق قانونی هموطنانشان احترام بگذارند و به جهانیان نشان دهند که مانند نیروهای سرکوبگر نظام‌های استبدادی عمل نخواهند کرد.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۰

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۹, یکشنبه

آیا جنگ در چشم انداز نزدیک است یا انقلاب در دسترس؟

در طول هفته های گذشته و در پی تهدیدهای تو خالی سران نظام پلید جمهوری اسلامی دال بر بستن تنگه هرمز، سه ناوگان هواپیمابر آمریکایی و نیز ناوگانهای فرانسوی و انگلیسی وارد خلیج فارس شدند. رژیم هم وقتی که دید مانورهای نظامی موشکی اش در خلیج فارس و تنگه هرمز کاری پیش نبرد به گفته بعضی منابع 38000 نیروی سپاه ضد مردمی اش را به جنوب ایران فرستاد.
شرایط هم به گونه ای در افکار عمومی صف آرایی شد که گویی بزودی جنگی بین غرب و ایران آغاز خواهد شد.
تا آنجایی که به نظام شیاد جمهوری اسلامی برمیگردد، آنها میخواهند به دو دلیل در داخل ایران شرایط را جنگی جلوه دهند و تا آنجایی که میشود بر طبل جنگ بدمند. دلیل اولش این است که میخواهند با خطیر جلوه دادن شرایط و تهدید های دشمن، تضادهای داخل حاکمیت را کم کرده و از ریزش نیروهایشان جلوگیری کنند و د روحله دوم مردم را نسبت به جنایات حاکمیت منفعل کرده و در جامعه با ایجاد فضای جنگی، خفقان را بالا ببرند.
اما آیا واقعا جنگ در کوتاه مدت، یعنی مثلا در طول یکسال آینده امکان پذیر خواهد بود و واقعی؟
از منظر نگارنده تصور شروع یک جنگ همه جانبه برای سرنگونی نظام حاکم بر ایران در حال حاضر غیر واقعی و غیر محتمل است. البته این را در اینجا اشاره میکنم که هر نوع درگیری نظامی کوتاه مدت و یا بهتر بگویم تخاصم نظامی مقطعی مثلا چند روزه غیر محتمل نبوده و خارج از تصور نیست. ولی صحبت ما اینجا یک جنگ تمام عیار برای تغییر حاکمیت است.
در اینکه فصل تغییر حکومت در ایران از سوی آمریکا آغاز شده است، تحلیلی دقیق و صحیح است و نقطه ورود به این سرفصل طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن از سوی تروریستهای جمهوری اسلامی بود.
این فصل اما در برگیرنده چندین فاز خواهد بودکه آخرین فاز آن ورود رسمی به سیاست تغییر حاکمیت و یا رژیم چنج از سوی آمریکا خواهد بود.
فازهایی که در طول سال جاری یعنی 2012 در پیش رو داریم از منظر غرب فازهای تضعیف حاکمیت ایران و به زانو در آوردن نظام پلید جمهوری اسلامی است. اما از آنجایی که ماهیت این رژیم افسار گسیخته تعامل پذیر نبوده و همواره مسیر فرار به جلو با تکیه بر تروریسم بین المللی پیشه اش بوده است در نتیجه این فازها در نهایت به فاز تغییر حاکمیت در ایران با یک تخاصم همه جانبه نظامی در سالهای 2014-2013 میتواند بیانجامید.
صفحه شطرنجی سیاست و تحولات ایران امروز سه بازیکن و یا کارکتر اصلی دارد. اول نظام حاکم است که میخواهد با بود و نبودش منافعش را ولو با هر جنایتی و یا حتی ویران کردن ایران هم که شده، حفظ کرده و بقاء صدور انقلاب ارتجاعی تروریستی" امام راحلش" را حفظ کند و با دست یابی به سلاح هسته ای آن را تضمین کند.
طرف دوم که طرف حساب اصلی این رژیم است را اما مردم ایران و جبهه اپوزسیون سرنگونی طلب تشکیل میدهد. که مردم و مقاومت آن برآنند ولو با چنگ و ناخن و دندان هم که شده حق حاکمیت دزدیده شده مردم را به صاحب اصلی آن برگردانند.
طرف سوم در این تحولات غرب و در راس آن آمریکا است که بدلیل یک قطبی شدن جهان، گاه نقشهای کلیدی و تعیین کننده را بازی میکند. مثل عراق یا افغانستان و یا حتی بخشا لیبی. اما ایران نه شرایطش مثل عراق است و نه مثل افغانستان و حتی وضعیت لیبی را هم ندارد. از اینرو آمریکایی ها هم خیلی محتاط و حساب شده عمل میکنند.
دکترین سیاسی آقای اوباما، تعامل و گفتگو با رژیم فاشیستی حاکم بر ایران بوده است. مردم ایران هم این را بخوبی تجربه کرده اند. بخصوص آن روزهایی که میلیون ها ایرانی ساختارشکن و خواهان تغییرات بنیادی در خیابانهای ایران بودند اما آقای اوباما به شکل سیاسی به یاری جمهوری اسلامی آمد. تا جایی که دیگر مردم در خیابانها فریاد زدند که اوباما، با اونهایی یا با ما؟
این سیاست پیش گرفته شده از سوی آقای اوباما را جمهوری اسلامی هم بخوبی میداند. بخاطر همین هم پس از آخرین نامه آقای اوباما در هفته های گذشته به خامنه ای و تاکید وی بر مرز سرخ بودن بستن تنگه هرمز از سوی رژیم و نیز خواهان مذاکره شدن با آخوندها از سوی آمریکا، آخوندها و خامنه ای ضحاک یک عقب نشینی سریع کرد و سرکرده پاسدارانش را به تلویزیون و مطبوعات فرستاد تا شکر خوردیم ها بگوید و رسما هم از سوی وزارت امور خارجه اشان شکر خوردیم رسمی خدمت "شیطان بزرگ" گفتند.
در نتیجه آقای اوباما بدنبال سیاست تغییر حکومت در ایران نبوده و نخواهد بود.
نوامبر سال 2012 برابر با آبانماه 1391 در آمریکا انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. از همین الان میشود پیش بینی کرد که بازنده این انتخابات آقای اوباما خواهند بود. که این خود طرح موضوع انتخابات آمریکا را به شکل تشریحی دارد.
اما در این تردیدی ندارم که یک رئیس جمهوری از حزب جمهوری خواه برنده انتخابات نوامبر خواهد بود و دکترین سیاسی اش در مورد ایران سرنگونی نظام حاکم بر ایران خواهد بود.
اسدلله علم، وزیر دربار دیکتاتوری شاه در یکی از پنج جلد کتاب خاطرات و روزنوشته هایش به نقش رئیس جمهور در آمریکا اشاره میکند و میگوید: تمامی رئیس جمهورهای آمریکا تنها مجریان و پیش برندگان سیاسیتهایی هستند که از سوی سیاستمداران، سرمایه دران و برنامه ریزهایی که در پشت صحنه هستند و هیچ کسی آنها را نمیبیند، تبعیین میشود و برای اجرا به رئیس جمهور داده میشود و این رئیس جمهور باید بر اساس همان خط و خطوط امور را به پیش ببرد (نقل به مضمون).
پس با این حساب بی دلیل نیست که نگارنده بر این اعتقاد است که باید گفت فصل تغییر رژیم در ایران بر طبق سیاستهای ایالات متحده آمریکا آغاز شده و دارد فازهای تضعیف و ایزوله کردن بین المللی نظام پلید جمهوری اسلامی را به پیش میبرد و این شرایط باید تا قبل از نوامبر 2012 تکمیل شده باشد.
این شرایط یعنی شرایط نه جنگ نه صلح، بهترین و مناسبترین فرصت تاریخی است که مردم ایران و جبهه اپوزسیون سرنگونی طلب و در راس آن مقاومت سازمان یافته برای سرنگونی ضحاکان حاکم، باید از آن بهره مند شوند تا نیازی نباشد که چشم به بمبهای غربی ها بدوزیم تا برایمان " آزادی " و " دموکراسی " بیاورند!
ماههایی که در پیش رو است بهترین و بزرگترین فرصتهای ویژه تاریخی برای آغاز یک تغییر حکومت از طریق مردم و برای مردم و بدست مردم است که مردم باید از آن بهرمند شوند.
در غیر اینصورت باید چشم به قوای نظامی بیگانگان دوخت تا با نابودی کشورمان و شخم زدن زیرساختارهای اقتصادی کشور با بمبهایشان، موجب سرنگونی نظام فاشیستی اهریمنی جمهوری اسلامی شوند. پس از آن چه خواهد شد را باید به کنکاش دیگری موکول کرد.

باید امروز تک تک ایرانیان آزادیخواه، خواستار تغییرات بنیادی و سرنگونی طلب چه در داخل و چه در خارج از کشور با درک شرایط حساس و تاریخی کشور عزیزمان ایران زمین، جامعه را به سوی یک انقلاب سوق دهند. انقلابی که هم دردسترس است و هم بستر اجتماعی آن آماده است. امروز حاکمیت اهریمنی و فاشیستی جمهوری اسلامی از هر زمان دیگری بی آینده تر است و نیرویهای سرکوبش شکننده تر.
ناقوس مرگ ضحاکان به صدا در آمده است، بپا خیزیم.

زنده باد آزادی، دموکراسی و سکولاریسم
سرنگون باد تمامیت نظام پلید جمهوری اسلامی با تمامی باندهای غالب و مغلوبش

مجتبی فتحی
شنبه 8 بهمن ماه 1390
برابر با 28 ژانویه 2012

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

بیانیه شبکه اجتماعی بیست و پنجم بهمن و دعوت به حضور گسترده در تظاهرات روز ۲۵ بهمن



“متوجه نیستند که ادامه ی سیاست غلبه به وسیله ی ایجاد خوف، نهایتا در نقطه ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن “روز خشم” و روزهای غضب ملی اجتناب ناپذیر می‌شود. فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می‌شنوند که بسیار دیر شده است.” میرحسین موسوی 

نه میرحسین. متوجه نیستند. اگر بودند سرزمینی که می‌توانست دوست شان داشته باشد را به دو راهی خطرناک انقلاب یا خطر حمله بیگانه نمی‌کشاندند. رئیس جمهور دروغینی که روزی برای مدیریت جهان  به رهبران کشورها  نامه می‌نوشت و رهبری که در رویاهای شبانه اش خود را والی مطلق تمام هستی می‌انگارد را چه کار به دردهای ملت. سر کوچه خیالشان که گوجه و گوشت یک سوم قیمت است ایستاده اند تا با سیب زمینی و یارانه شرف ملتی را ارزان معامله کنند، آنها را چه کار به آزادی. متکبرند چون فراعنه. غروری که از دیوانگان، ظالمانی می‌سازد که به سادگی انسان‌ها را به بند می‌کشند، جان شان را می‌گیرند و خم به ابرو نمی‌آورند. پیش بینی شما باز محقق شد، فراعنه صدای ملت را نشنیدند و دیر شد. نمی‌دانستند روزی خواهد رسید که آنسوی گذر کوچه خیال شان دیگر کسی آنها را نشناسد. شما و شیخ اما تنها گفتید یار مردم و جنبش سبزشان هستید.  رسم “یاری” می‌دانستید که اسم شب سقوط فراعنه است. بیانیه‌هاتان پر بود از تنها دو کلمه: جنبش سبز و مردم. جایی دل نسلی که در زندانی چنین به دنیا می‌آمد و بزرگ می‌شد را بردید. نسلی زیبا که زیبایی را دید و از سکوت گذشت. نسلی که تصویرتان را در حالی که زیر آسمان آفتابی ۲۵ خرداد با دستانی باز ایستاده اید قابی از طلا گرفته است. جنبش سبز کار بزرگ نسل ماست.  مردم جان به لب رسیده ای که طعم تازیانه را هر روزمی‌چشند، دندان قرچه‌هایشان نشان سکوت و مرگ نیست آنها ایرانی سبز را خواب دیده اند و از رویایی چنین زیبا به سادگی نمی‌توان گذشت. ما همان ملت هستیم، ملت ۲۵ خرداد، ۳۰ خرداد، همان‌ها که با گوشه چشمی‌در ۲۵ بهمن زمانی که فکر می‌کردند دیگر وجود نداریم چنان از جا کنده شدند که می‌خواستند چنان کنند! آن کنند که در خرداد ۸۸ تمام خاورمیانه را از خواب پرانده و لبخند شادی بر لبان ملل اسیر نشانده بودند.

روح بیانیه بیست و پنجم بهمن میرحسین موسوی سرکش است. سر سازگاری با هیچ فرعونی ندارد،  پای سفره نامرد نمی‌نشیند. تکلیف اش روشن است. بیانیه ای که آغاز این صفحه بود. شبکه ای که هیچ ندارد جز اعضایش و برای احقاق حق حاضر است از سالن‌های سینما تا سواحل خشک دریاچه ارومیه ای که دیگر با هیچ اشک چشمی‌پر نمی‌شود، در هر نقطه از این سرزمین در میانه میدان ظاهر شود. می‌گویند آغاز سفر سخت است اما اگر مرد و زن راه باشیم رسیدن به مقصد سخت نیست. آغاز و پایان این جنبش شما هستید. زیبائید که طلسم سکوت دیو را شکستید، توانگرید که روی خاکی از جنس طلا نشسته اید، توانا هستید که حتی سکوت تان خواب از چشمانشان می‌رباید. ایران فردا را دوست داریم چون شما آن را خواهید ساخت. زمستان هیچ گاه پایان قصه نبوده، شما از نسل بهارید، از نسل فردا و فریاد.

 برادران و خواهران تان در این شبکه برحسب وظیفه و برای ادامه این راه سبز نظراتتان را جمع بندی و در ادامه این بیانیه منتشر می‌کنند.امید است در مقام اعضا یک شبکه اجتماعی فعال به بخشی از وظایف خود عمل کرده باشیم. طبیعی است که آرا و پیشنهادهای منتشره نظر همه ما را جلب نخواهد کرد اما اطمینان داشته باشید در این یازده ماه تمامی‌ایمیل‌ها و کامنت‌ها مطالعه و پیش از هر مراسمی‌جمع بندی شده اند.

برنامه پیش از روز بیست و پنجم بهمن:

ایجاد ترافیک و به صدا در آوردن بوق ماشین‌ها در عصر روزهای ۲۳ و ۲۴ بهمن در نقاط شلوغ شهر به جز حوالی بیمارستان‌ها. این برنامه در صورت پوشش رسانه ای مناسب علاوه بر ایجاد تحرک می‌تواند به اطلاع رسانی مراسم ۲۵ بهمن نیز کمک بزرگی نماید.

روز ۲۵ بهمن:

به طور خلاصه بازخورد نظرات اعضا شبکه درباره برگزاری تظاهرات مثبت است. در این راستا و با تاسی از بیانیه ۳۹ زندانی سبز که از قلب اوین ما را به شکست حصر میرحسین موسوی، شیخ مهدی کروبی و همسران ایشان دعوت کرده اند، گروه بیست و پنجم بهمن حمایت خود را از تظاهرات خیابانی در این روز اعلام می‌کند. با توجه به نظرات دریافتی، مقصد پیشنهادی حرکت به سمت حد فاصل میدان انقلاب تا آزادی (ترجیحا میدان فردوسی تا تقاطع خیابان آزادی و نواب) از تمامی‌مسیرهای ممکن در ساعت چهار بعد از ظهر روز بیست و پنجم بهمن می‌باشد.

در نهایت باید عرض کنیم به دلیل انتخابات پیش رو، مراسم ۲۵ بهمن امسال اهمیت ویژه ای خواهد داشت. مشارکت فعال در این مراسم برگزاری این انتخابات نمایشی را در‌هاله ای از ابهام فرو خواهد برد. حاکمیت ترس خود را از برگزاری انتخابات پیش تر و در انتخابات شوراها نشان داده است. یادمان باشد برگزاری  مراسم اعتراضی پیش از ۱۲ اسفند راه را برای راهپیمایی میلیونی و مستمر هموار خواهد کرد. شکی هم نداشته باشیم پیروزی هر کدام از دو طرف حاضر در انتخابات به دیکتاتوری بسته تری خواهد انجامید. از شعله‌های امید در دلهای خود محافظت کنیم که اگر امید بمیرید انسانها هم زنده زنده می‌میرند. چه باک اگر دیکتاتور سنگ‌ها را ببندد و سگها را رها کند؟ قرعه فال به نام ما زده اند، در سکوتی که هیچ شنیده نمی‌شود جز صدای به هم خوردن دندانها، زمستان را باور نکنیم.

صفحه فیس بوک بیست و پنجم بهمن



برای اعتراض به حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بپا خیزیم


برای اعتراض به حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بپا خیزیم
جـــرس: در آستانه یکمین سالگرد حصر راهبران جنبش سبز، و در پی انتشار بیانیه گروهی از زندانیان سیاسی جهت فراخواندن فعالان و هموطنان به تلاش برای آزادی رهبران جنبش، سازمان جمهوریخواهان ایران با صدور بیانیه ای، همگان را به اتحاد عمل جهت این مهم دعوت کرد.

به گزارش جرس، این تشکل سیاسی در بیانیه ای که روز هفتم بهمن صادر و انتشار داده، خاطرنشان می کند: "ما از سرنوشت رهبران جنبش، در دست ماموران امنیتی و خطری که سلامت و امنیت آنان را تهدید می کند نگرانیم و باید متحدا بهر صورت ممکن خواست آزادی آنان را به گوش حکومتگران و جهانیان برسانیم."

سازمان جمهوریخواهان ایران همچنین متذکر این می شود که که "ما در خارج از کشور می کوشیم با برگزاری تظاهرات، نامه های سرگشاده، برانگیختن حساسیت مطبوعات و رسانه ها...و هر نوع اقدام تبلیغی دیگری، به فراخوان یاران دربندمان پاسخ گوییم و از همه همفکران و هموطنان خود انتظار داریم با هر ابتکار ممکن، در این میدان گام بگذارند."

متن این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته به شرح زیر است:

در پاسخ به ندای زندانیان سیاسی
هموطنان عزیز

نزدیک به یکسال از حصر غیرقانونی رهبران نمادین جنبش سبز که مصداق بارز آدم ربایی در حقوق بین المللی است، می گذرد. اعتراض و استقامت آنها در برابر پایمال شدن حقوق مردم یکی از عوامل اساسی پیدایش و تداوم جنبش مردم ایران برای گر فتن حق خود از حکومت بوده است. آخرین پیام های آنان برای عدم شرکت در انتخابات موجب اتحاد نظر گسترده ای میان منتقدان و مخالفان نظام حاکم در ایران شده است.

ما از سرنوشت آنان در دست ماموران امنیتی و خطری که سلامت و امنیت آنان را تهدید می کند نگرانیم و باید متحدا بهر صورت ممکن خواست آزادی آنان را به گوش حکومتگران و جهانیان برسانیم.

ما در خارج از کشور می کوشیم با برگزاری تظاهرات، نامه های سرگشاده، برانگیختن حساسیت مطبوعات و رسانه ها...و هر نوع اقدام تبلیغی دیگری، به فراخوان یاران دربندمان پاسخ گوییم و از همه همفکران و هموطنان خود انتظار داریم با هر ابتکار ممکن، در این میدان گام بگذارند.
بیایید دست در دست هم برای رهایی این سه تن و همه پیکارگران از زندان، شکنجه و اعدام مبارزه کنیم.

هفتم بهمن 1390 – 27 ژانویه 2012
سازمان جمهوریخواهان ایران

سیرک انتخاباتی جمهوری اسلامی


سخنان آقای رضا پهلوی در مورد تحریم انتخابات

سیرک انتخاباتی جمهوری اسلامی

پس از برگزاری آخرین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در خردادماه 1388، در حالیکه میلیونها ایرانی در خیابانها حق خود را فریاد می کشیدند، اعتراضات آنان نسبت به تقلب در انتخابات، با سرکوب شدید و بی سابقه حکومت روبرو گردید. حاکمان، فریاد آزادی خواهانه آنان را فتنه نامیدند، صدا و سیمای وابسته به بیت رهبری، اعتراضات مردمی را به عده‌ای «اغتشاشگر» نسبت داد، رئیس جمهور منتصب ولی فقیه، جوانان این مرز و بوم را خس و خاشاک نامید و علی خامنه ای، مسئولیت «خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها» را بر عهده کسانی دانست که از اعتراضات پشتیبانی می‌کنند.

با دستور مستقیم شخص علی خامنه ای، ولی مطلقه جمهوری اسلامی، نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها، بر مردم آتش گشودند، بسیاری از شهروندان کشته و تعداد زیادی زخمی شدند، به کوی دانشگاه وحشیانه حمله کردند، تعداد کثیری از فعالان سیاسی-مدنی، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و مردم عادی، بویژه جوانان، بازداشت و زندانی شدند. زندانیان را با قساوت تمام شکنجه و آزار جنسی دادند و تعدادی از دستگیرشدگان را به قتل رساندند.
دو سال و اندی پس از اعمال این جنایات وحشیانه و دهشتناک علیه مردم ایران، در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، ولی فقیه با همراهی شورای نگهبان و وزارت کشور دولت انتصابی اش، در تدارک برگزاری نمایشی دیگر است. علی خامنه ای که مسئول اصلی این جنایات می باشد و از تقلبی که با فرمان شخص او صورت گرفت، به خود می بالد و نامزدهای انتخابات را که رای آنها نادیده گرفته شد، افراد ناباب، نادان و بعضاً معاند، می نامد، بار دیگر، وقیحانه خواستار حضور پرشور مردم در این سیرک انتخاباتی شده است.
جمهوری اسلامی با نقض مستمر حقوق اساسی شهروندان، همچون آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی احزاب، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در یک فرایند آزاد، سالم و عادلانه را از شهروندان ایرانی سلب نموده است. بر همین اساس، در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، بسیاری از نیروهای سیاسی-مدنی از طیف ها و اندیشه های گوناگون خواستار تحریم انتخابات شده اند.

اتحاد بی سابقه نیروهای سیاسی-مدنی ایرانی، بمنظور تحریم انتخابات نمایشی مجلس شورای اسلامی، ضربه ای سهمگین بر پیکره لرزان این رژیم وارد نموده تا آنجا که علی خامنه ای، تحریم کنندگان را «پادوهای قرارگاه فرماندهی کفـر» توصیف نموده است، غافل از آن که مردم آزادیخواه ایران پس از سال ها مبارزه برای احقاق حقوق اساسی خود، فصل جدیدی از همگونی و یکپارچگی را در مسیر گذر از این نظام و گذار بسوی دموکراسی در ایران باز نموده است.

هم میهنانم،

در این شرایط حساس و بحرانی، شرکت در انتخابات نمایشی حکومت اسلامی، پایمال نمودن خون هزاران ایرانی است که جانشان را در راه آزادی، دموکراسی و سربلندی این سرزمین فدا نمودند، شکستن عهدی است که با زندانیان سیاسی-عقیدتی بسته ایم، کسانی که برای آزادی ما و سرزمینمان، دربند این حکومت مستبد گرفتار شده اند.

بر این باور هستم که،

- تنها راه برون رفت از شرایط موجود، گذر از چارچوب قانون اساسی این حکومت و نظام مستبد اسلامی است.
- بهترین و کم هزینه ترین راه برای تامین و حفظ امنیت و سرمایه های ملی، ایجاد فضای مناسب برای برقراری " آشتی ملی " و " عفو عمومی " با اراده و همگامی همه نیروهای مسلح، کنشگران سیاسی – مدنی از هر طیف و اندیشه ای، روحانیت و دیگر گروه ها می باشد. 
برای دستیابی به حکومت صندوق رای و حاکمیت پایدار مردم بر مردم در ایران، در چارچوب برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه بر اساس معیارهای بین المللی، از پا نخواهم نشست. 

انتخاب آزاد برای ایران آزاد
رضا پهلوی

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۷, جمعه

نظرسنجی گروهی از فعالان جنبش سبز در خصوص محل های مناسب برگزاری تجمعات اعتراضی


نظرسنجی گروهی از فعالان جنبش سبز در خصوص محل های مناسب برگزاری تجمعات اعتراضی
 جـــرس: گروهی از فعالان جنبش سبز، در آستانۀ یکمین سالگرد حصر راهبران جنبش سبز و خیزش آزادیخواهانه ۲۵ بهمن، به یک نظرسنجی عمومی در خصوص محل های تجمعات خیابانی و تظاهرات عمومی در آینده نزدیک در شهرهای مختلف کشور دست زد.
 
به گزارش تارنمای این نظرسنجی، در مقدمۀ منتشر شده در خصوص دلیل این اقدام آمده است:"بیست و پنج بهمن سالگرد حصرهای غیر قانونی نزدیک است. همزمان بی‌کفایتی و فساد شدید اقتصادی حکومت، و تحریمهایی ناشی از عملکرد نابخردانه دولتمردان، نارضایتی عمومی بی‌سابقه‌ای را پدید آورده است."
  
این فعالان همچنین خطاب به کاربران و مخاطبان آورده اند: "با توجه به تجربیات گذشته جنبش سبز در برگزاری تجمعات خیابانی، گزینه مورد نظر خود را در مورد مسیر و مقصد راه پیمایی روز ۲۵ بهمن، با در نظر گرفتن مؤلفهٔ‌هایی‌ همانند سهولت دسترسی، راه‌های ورودی و خروجی متعدد و دسترسی آسان به وسط نقلیه‌ای عمومی‌ انتخاب کنید."

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

حضور اعتراضی سبزها در نیمه دوم بهمن


به گزارش منابع خبری جرس در تهران هسته های اجتماعی سبز به جمع بندی رسیدند و بزودی با حضور فعال خود در عرصه عمومی به جنبش سبز نشاط تازه ای خواهند داد. زمان برگزاری حضور اعتراضی  بزودی اعلام خواهد شد. هسته های اجتماعی سبز در تهران و شهرهای بزرگ در تدارک برگزاری باشکوه این تجمع اعتراضی هستند. زمان این حضور اعتراض سبز در بازه زمانی پیش از انتخابات «نیمه دوم بهمن» خواهد بود. رفع حصر رهبران سبز میر حسین موسوی و مهدی کروبی و آزادی زندانیان سیاسی مهمترین مطالبه جوانان سبز است.

لازم به ذکر است میر حسین موسوی و مهدی کروبی بعد از فراخوان ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بطور غیرقانونی محصور شدند. ۲۵ بهمن یکی از گزینه های پیش رو است. تظاهرات خیابانی و تجمعات سکوت در میادین بزرگ، دانشگاهها و پارکها برخی گزینه های پیش روی جنبش است.به گزارش منابع خبری جرس تا کنون حضور اعتراضی مسالمت آمیز از بیشترین طرفدار برخوردار است. جزئیات بیشتر توسط دست اندرکاران در پی مشورت گسترده با فعالان سیاسی و مدنی و اجتماعی اعلام خواهد شد.


در شرائط جدید پیش بینی می شود این حضور اعتراضی به تجدید حیات جنبش سبز منجر شود. نامه های اعتراضی گسترده فعالان سیاسی داخل کشور بویژه محمد نوری زاد در انتقاد به رهبری، نامه های شجاعانه زندانیان سیاسی همانند ابوالفضل قدیانی و مصطفی تاج زاده و نامه های چهل امضائی که امری کم سابقه در تاریخ یکصد ساله مبارزات زندانیان سیاسی ایران است، اعتراضات جناح مستقل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جمله یادداشتهای اعتراضی سردار حسین علائی که در میان سرداران دوران جنگ بسیار متنفذ است، انتقادات نمایندگان فعلی و سابق مجلس همانند علی مطهری و عماد افروغ از سرفصل شرائط جدید است. اختلاف نظر شدید در سطح سران بین دفتر رهبری و رئیس دولت در تضعیف مواضع حاکمیت قابل نیز ذکر است.


شرائط بین المللی در مجموع به نفع سبزهاست. رویه دیکتاتور سوریه - مهمترین هم پیمان ایران - به اجماع بین المللی در تقبیح نزدیک می شود. در کادر رهبری حزب الله لبنان درباره حمایت بی قید و شرط ایران از رژیم بشار اسد تردیدهای جدی بروز کرده است. ضعف دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در برقراری حداقل امنیت کارشناسان هسته ای خود و وضعیت وخیم اقتصادی و رشد فزاینده تورم از دیگر نشانه های تنزل کارایی رژیم است. آنچه گذشت خلاصه جمع بندی منابع خبری جرس از تحلیلهای هسته های اجتماعی سبز در تهران و برخی شهرهای بزرگ است. سبزها با روحیه ای مضاعف به روزهای اوج در بهمن می اندیشند. برق امید در نگاه جوانان سبز موج می زند. تکیه کلام جوانان سبز این روزها این است: بچه ها! میر حسین منتظر یا حسین ماست. بچه ها! شیخ شجاع را تنها نگذاریم.

زخم هایی که ۳۹ زندانی سیاسی به یادمان آوردند پشتِ همدیگر را خالی نکنیم




سی و نه زندانی سیاسی در بیانیه ای از همه مردم خواسته اند تا در کنار آگاهی‌ بخشی در مورد انتخابات دروغین و مهندسی شده ی اسفندماه، از هیچ کوششی برای پیگیری آزادی رهبران محبوس جنبش سبز در بهمن ماه جاری دریغ نکنند.


تعارف که نداریم بیرون از ایران دفاع از رهبران جنبش، اصلا به کار بردنِ واژه ی «رهبر» چنان هزینه بردار است که باید تا چند روز تمام توان و انرژی ات را بگذاری برای پاسخگویی به روشنفکرانی که زیر گرمای دل انگیز وسایل گرمایشیِ رو به راهِ خویش نشسته اند و تئوری ها و نظریه های راهبردی خویش را در قالب تمسخر و استهزا حواله ات می کنند که ای وای جنبشِ آزادی خواهانه ی مردم ایران را خلاصه نکنید به موسوی و کروبی و کسانی که از همین نظام بوده اند و به جمهوری اسلامی باور دارند و چه و چه....و همین موجب شد که اصلا یادمان برود موسوی و کروبی هم همپای همین مردم معترض در خیابان حضور پیدا می کردند و آنها خودشان را تافته ی جدا بافته نمی دانستند.

یازده ماه است که دو نفر که هیچ ادعای رهبری هم نداشتند را زندانی کردند و جنبش در سکوتی سخت خانه نشین شده است. کم کم یک ساله می شود حبس و حصر کسانی که وقتی برای ۲۵ بهمن فراخوان حضور در خیابان داده بودند خیلی ها فکر می کردند این مردم چون علیه ولایت مطلقه فقیه شعار داده اند پس هرگز به فراخوان موسوی و کروبی پاسخ مثبت نخواهند داد اما خیابان های تهران پر شده بود از فریادهای کسانی که هم به فراخوان پاسخ مثبت دادند و هم شعارهای خودشان را دادند چون موسوی و کروبی برای آنها هیچ شعاری را دیکته نکرده بودند. حالا هر دو تن زندانی شدند و هیچ رهبری در هیچ جای دنیا در تمام این یک سال نتوانست حتی یک تجمعِ پنجاه نفره را در دلِ ایران رهبری کند....


فارغ از همه بگو مگوهای دل آزار سیاسی هنوز رهبران واقعیِ این جنبشِ اعتراضی همان کسانی هستند که در دل ایرانِ نا امن برای آزادی و آبادیِ خانه ی مشترکمان هزینه می دهند. رهبران، همان کسانی هستند که در زندان بدون کمترین امکاناتِ یک زندگی معمولی که ما بیرون زندان از آن بهره مند هستیم همدل و متحد می شوند و فراخوان و بیانه هایشان به نام مردم است نه خطاب به رهبر نامشروع یک کشور و نه خطاب به رییس جمهور مشروع فلان کشور.

خوشمان بیاید یا نه رمز پیروزی ما و استیصال حکومت این بود که ما « همه با هم » بودیم و از روزی که دیگر کمتر «همه با هم» هستیم زخم ها مان عمیق تر شده است....به جای تصاحبِ پیروزیِ به دست نیامده، از فراخوان زندانیان سیاسی مان یاد بگیریم علی رغم اختلاف دیدگاه ها پشتِ همدیگر را خالی نکنیم...


کیست که نداند امضا کنندگان این بیانیه برایشان موسوی و کروبی و رهنورد بی نقد نیستند اما آنها در همین زمستان سردِ زندان، گرمتر از ما آزاد هایی که زیر سقف گرم خانه هامان در جای جایِ دنیا نشسته ایم و پنجه ی بی مهری بر صورت هم می کشیم «با هم و در کنار هم» نشسته اند. آنها نقد ها و نظرهای فردی خویش را در رسیدنِ به اهدافِ مشترک، گفتگو می کنند، بر سر هم نمی کوبند تا مبادا زخم خوردگان جنبش فراموش شوند و
زخم های دیگری بر پیکره ی ایران بنشیند.

همه با هم منتشر کنیم/ روزنامه کلمه؛ پنجم بهمن


ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۵, چهارشنبه

انتخابات نمایشی و هنر مردمی


سازمان مجاهدین انقلاب خواستار مبارزه منفی از طریق عدم مشارکت عمومی در انتخابات شد


سازمان مجاهدین انقلاب خواستار مبارزه منفی از طریق عدم مشارکت عمومی در انتخابات شد

 جـــرس: سازمان مجاهدین انقلاب با صدور بیانیه ای تحلیلی پیرامون فضای کشور، از مردم خواست با اتخاذ مشی عدم مشارکت فعال، دست به مبارزه منفی زده و با عدم شرکت در چنین نمایشی، مخالفت خود را با روند فاجعه ‌بار کنونی حاکم بر نظام و کشور اعلام دارند.


این سازمان اصلاح طلب تاکید کرده است که "شبه انتخابات مجلس نهم از یک جهت مهم‌ترین «انتخابات» خواهد بود. مهم‌ترین نه به دلیل اهمیتی که مجلس نهم خواهد داشت، بلکه از این جهت که کاهش مشارکت مردم، تأثیر تعیین کننده‌ای بر تحولات بعدی خواهد داشت و با تشدید تردیدها و تزلزل‌ها و در نتیجه درگیری‌ها در سطح حاکمیت مسیر تحقق اهداف حق‌طلبانه و مشروع ملت و جنبش سبز ایران را هموارتر خواهد ساخت."

به گزارش تارنمای «امروز» در بیانیه تحلیلی چهارم بهمن ماه ۱۳۹۰ سازمان مجاهدین انقلاب آمده است:
"نشان دادن بی نتیجه بودن شرکت در انتخابات، به دلیل خالی شدن مجلس از محتوا، از بین رفتن استقلال عمل قوه مقننه و تبدیل شدن آن به مهری پلاستیکی در دست قدرت که بهترین شاهدش عملکرد دو مجلس هفتم و هشتم که بنا به اظهار رئیس مجلس هشتم تنزل نقش آن تا سرحد «مجری منویات رهبری» بوده است."

متن کامل بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در خصوص وضعیت کشور به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات آزاد، به عنوان یکی از اصلی ترین ارکان مردمسالاری تنها زمانی معنا می یابد که تمامی شهروندان از حق نامزدی در آن برخوردار بوده، و همه جریان های سیاسی رقیب حق استفاده عادلانه و برابر از امکانات عمومی از جمله مطبوعات و رسانه های جمعی به ویژه رسانه ملی را برای بیان دیدگاهها و برنامه خود داشته باشند. همچنین مجریان و ناظران و داوران انتخابات باید با بی طرفی بر روند برگزاری آن از ابتدا تا انتها نظارت داشته باشند و نهایتا انتخابات در فضایی آرام و به دور از هرگونه فضای امنیتی-پلیسی برگزار شود، وآرای ملت از دستبرد و مصادره حکومت و هرگونه مهندسی به منظور تحقق نتایج از پیش تعیین شده مصون و محفوظ باشد.
در انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی نه تنها هیچ‌یک از شرایط فوق وجود ندارد، بلکه نقض ابتدایی‌ترین حقوق و اصول یک انتخابات آزاد و سالم و منصفانه در اظهارات و مواضع حاکمان بیانگر عدم پایبندی ایشان به معیارهای فوق است. در واقع در شبه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی مسأله اصلی ‌نه رقابت نامزدهای رقیب و انتخاب‌ آن‌ها، بلکه شرکت یا عدم شرکت در چنین شبه انتخاباتی است. به همین دلیل از هم اکنون دغدغه اصلی حاکمیت این است که از چه طریق و با استفاده از چه روش‌هایی می‌توان تشکیل مجلسی مطیع و با ترکیب از پیش تعیین شده را به نام ملت و رأی و خواست آن‌ها رقم زد و با تبلیغ آن بر بحران مشروعیتی که حاکمیت پس از تقلب بزرگ انتخاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ بدان گرفتار آمده غلبه کرد و با نهادینه کردن شبه انتخابات، استبداد مطلقه را نهادینه ساخت. در صورت تحقق این هدف همان گونه که تجربه مجالس بی اختیار و دولت‌ تحمیلی طی سال‌های اخیر نشان داده است، در آینده باید شاهد سقوط هرچه بیشتر کشور در بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی ، وگسترش فقر و فساد و تبعیض باشیم.

در این میان جنبش سبز و اصلاح طلبی جلوگیری از سیر قهقرایی و متوقف کردن روند سقوط و انحطاط کشور و نابودی کامل آزادی‌ها و حقوق اساسی ملت را وظیفه خود می‌داند، و به امید خارج کردن حاکمان از توهمات خودساخته، و در شرایطی که هرگونه اعتراض و انتقادی از حکومت با بگیر و به بند و زندان و سرکوب پاسخ داده می‌شود، از مردم می خواهد با اتخاذ مشی عدم مشارکت فعال دست به مبارزه منفی زده و با عدم شرکت در چنین نمایشی، مخالفت خود را با روند فاجعه‌بار کنونی حاکم بر نظام و کشور اعلام دارند.

هریک از دو جبهه اقتدارگرایان حاکم و جنبش سبز برای پیشبرد راهبرد خاص خود از روش‌ها و ابزارهای ممکن و مناسب خویش استفاده خواهند کرد.

تاکتیک‌های اقتدارگرایان برای تحریک مردم به شرکت در انتخابات:
به طور کلی می‌توان روش‌ها و تاکتیک‌هایی را که اقتدارگرایان برای تحقق خط مشی خود در شبه انتخابات پیش‌روبه کار خواهند برد، در چهار عنوان زیر خلاصه کرد:
۱- تخدیر: طی مدت باقیمانده تا انتخابات حاکمیت اقتدارگرا خواهد کوشید تمامی امکانات تبلیغاتی نظیر صدا و سیما،‌تریبون‌های نمازجمعه و جماعات، نهادهای مذهبی، روضه خوان‌ها و مداحان وابسته و… را برای تخذیر اقشار مختلف به کار گیرد و برای قانع ساختن اقشار مختلف به خصوص بخش‌های از جامعه که امکان دسترسی چندانی به رسانه‌‌های مستقل و امکان ارتباطی با جریان‌های منتقد ندارند، متناسب با حساسیت‌ها و گرایش‌های ویژه آن‌ها از شعارها، راهکارها و تبلیغات خاصی استفاده کند، از جمله:
الف: استفاده ابزاری از میراث انقلابی و پیوند این انتخابات با انقلاب اسلامی بهمن ۵۷ و بهره‌برداری سوء از سخنان امام خمینی برای جلب اقشار وفادار و معتقد به اندیشه‌های ایشان و قانع کردن آنان به حضور در پای صندوق‌های رأی.
ب- استفاده ابزاری از دین ، شریعت و مقدسات برای اقشار متشرع به خصوص بخش‌های سنتی جامعه، از جمله استفاده تبلیغاتی از معدود مراجع حامی قدرت حاکم به منظور تبدیل امر شرکت در شبه انتخابات آینده به یک تکلیف شرعی.
ج- استفاده ابزاری از گرایش‌های ملی‌گرایانه و ایران دوستانه برای تحریک آن بخش از جامعه که دارای انگیزه‌های ملی – ایرانی قوی‌تری هستند. بنابراین در ایام منتهی به انتخابات احتمالا «وطن و میهن» در صدا و سیما اهمیت ویژه‌ای خواهد یافت و سرودهای ملی نظیر ای ایران و یادآوری شکوه و عظمت ایران باستان رونق و رواج ویژه‌ای خواهد گرفت.
د- استفاده از گرایش‌های ضد اجنبی، ضد استعماری و ضد استکباری جامعه و تبلیغ شرکت در شبه انتخابات اسفندماه به عنوان مبارزه پرشور ضد استکباری به منظور قانع کردن جامعه به اهمیت نفس شرکت در انتخابات صرفنظر از نتایج آن!!! به عنوان یک حرکت میهن‌پرستانه.
ه- از جمله اقدامات حاکمیت دامن زدن به اختلافات و رقابت‌های قبیله‌ای و محلی در آستانه انتخابات برای تحریک ساکنان شهرهای کوچک و مناطق دارای اقوام و طوایف مختلف جهت شرکت در انتخابات است.

۲- تهدید: جنگ روانی از روش‌های شناخته شده‌ای است که همواره حکومت‌های استبدادی علیه جنبش اعتراضی ملت از آن بهره برده‌اند. حاکمیت کنونی نیز در شبه انتخابات آینده از این روش نهایت بهره را خواهدبرد . ترساندن مردم و تهدید ضمنی آنان نسبت به عواقب منفی عدم شرکت در انتخابات و نبود مهر انتخابات در شناسنامه افراد، ازجمله از دست دادن شغل و عدم پذیرش فرزندان آنان در کنکور، قطع یارانه و … از جمله این شگردهاست که در سطح تبلیغات غیر رسمی و از طریق پخش سازمان یافته شایعه در جامعه مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
ترساندن جامعه از خطر جنگ ، حمله خارجی و ایجاد حس ناامنی و افزایش خطر حمله دشمن در صورت کاهش میزان مشارکت می‌تواند یکی دیگر از شگردهای عملیات روانی حاکمیت در این شبه انتخابات باشد.

۳- تطمیع: سیاست تطمیع شیوه شناخته شده‌ای است که مستبدان برای فریب و کشاندن مردم به صحنه‌های نمایش وفاداری ملت نسبت به خود از آن استفاده می‌کنند. به خصوص دولت و جناح حاکم در این زمینه بسیار پرتجربه است و در طول شش سال گذشته به مدد میلیاردها دلار نفتی واریز نشده به خزانه، دستبرد به بیت‌المال و به قیمت توقف طرح‌های عمرانی به وفور از این شیوه استفاده کرده است. دادن وعده افزایش یارانه و احتمالاُ انجام موردی آن، افزایش حقوق و مزایا،‌ توزیع پول و اعلام کوپن کالا به ویژه در مناطق محروم روستایی و شهری در آستانه انتخابات تنها چند قلم از اقلام تطمیع است که در گذشته تجربه شده است. در این دوره علاوه بر موارد مذکور باید منتظر ابتکارات فریبکارانه جدید‌تری نیز بود.

۴- سرکوب و سانسور: موج زود رس دستگیری‌های گسترده و بازداشت‌های غیر قانونی افراد طی هفته‌های اخیر ،حکایت از نگرانی و وحشت شدید استبداد حاکم از احتمال عدم مشارکت مردم در انتخابات آینده دارد. هرچه به روز ۱۲ اسفند نزدیک‌تر می‌شویم فضای رعب و اختناق شدیدتر خواهد شد و خبرنگاران و فعالان سیاسی منتقد و مستقل بیشتری در معرض تهدید قرار خواهند گرفت.
کم شدن سرعت اینترنت، تشدید فیلترینگ سایت‌های سیاسی منتقد و سبز، افزایش پارازیت برای مقابله با شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای، هجوم نیروهای پلیس به خانه‌های مردم و هلی‌برد کماندوها به بام ساختمان‌ها برای جمع آوری آنتن‌های ماهواره، اختلال در شبکه تلفن همراه به ویژه در روزهای منتهی به انتخابات، برخی دیگر از اقدامات ضد آزادی و محدود کننده‌ای است که حاکمیت استبداد برای جلوگیری از آگاهی مردم نسبت به ماهیت شبه انتخابات آینده بدان دست خواهد زد.
تشدید بحران خارجی تا مرز درگیری نظامی و احیاناُ بروز برخی تنش‌ها در مرزها به منظور ایجاد شرایط جنگی و محدودکردن آزادی‌ها به بهانه آن از یک سو و تحریک احساسات وطن پرستانه مردم و تشویق ایشان به شرکت در انتخابات از سویی دیگر از جمله اقداماتی است که در منطق قدرت‌پرستان ماکیاولی صفت کاملاُ موجه می‌نماید.

راهکارهای سبزها برای آگاهی بخشی به مردم برای عدم شرکت در انتخابات:
در این میان، جنبش سبز نیز برای آگاهی‌بخشی، افشاگری و تشویق شهروندان به عدم مشارکت در شبه انتخابات اسفندماه از شیوه‌ها و ابزارهای ممکن استفاده خواهد کرد. حفظ انسجام و اتحاد عمل همه نیروهای سبز شرط موفقیت سبزها در اجرای کامل این راهبرد خواهد بود.

خوشبختانه جنبش سبز و اصلاح طلبان به رغم تنوع درونی و با وجود تلاش‌های گسترده پیدا و پنهان اقتدارطلبان حاکم تا این مقطع توانسته‌اند هماهنگی و وحدت عمل خود را حفظ کرده و نقشه حاکمیت استبداد را برای ایجاد تفرقه میان ایشان در قبال شبه انتخابات آینده نقش برآب کنند. در این مرحله احزاب، سازمان‌ها و شخصیت‌های اصلاح طلب به صراحت عدم شرکت خود را در شبه انتخابات مجلس به صراحت اعلام کرده‌ و هرگونه فهرست انتخاباتی به نام اصلاح طلبان را منتفی دانسته‌اند.

با توجه به این موفقیت سبزها راهبرد عدم مشارکت فعال را در مراحل باقیمانده نمایش انتخاباتی آینده یعنی در دوران ۱- تبلیغات انتخاباتی. ۲- رأی گیری. و ۳- اعلام نتایج ، با جدیت بیشتری تعقیب و دنبال خواهند کرد. سبزها احتمالاً بر آگاهی بخشی هرچه بیشتر جامعه به ویژه اقشار محروم‌تر نسبت به ماهیت شبه انتخابات پیش رو با محورهای زیر تمرکز خواهند کرد، از جمله:
۱- نشان دادن بی نتیجه بودن شرکت در انتخابات به دلیل خالی شدن مجلس از محتوا ، از بین رفتن استقلال عمل قوه مقننه و تبدیل شدن آن به مهری پلاستیکی در دست قدرت که بهترین شاهدش عملکرد دو مجلس هفتم و هشتم که بنا به اظهار رئیس مجلس هشتم تنزل نقش آن تا سرحد «مجری منویات رهبری» بوده است.
۲- تشدید سلطه نیروهای امنیتی و نظامی بر مراحل مختلف انتخابات از جمله بررسی صلاحیت نامزدها در هیات های اجرایی و نظارت و شورای نگهبان و تعیین ترکیب مجلس بر اساس اوامر نهادهای امنیتی و نظامی.
۳- تمرکز بیشتر بر اقشار و طبقات محروم اجتماعی به ویژه در شهرهای کوچک‌‌تر و نواحی کمتر توسعه یافته که به دلیل عدم دسترسی به منابع خبری مستقل، در برابر تبلیغات سنگین حاکمیت آسیب‌پذیرترند.
۴- نشان دادن نتایج و آثار مخرب مدیریت وسیاستهای حاکمیت یکدست جناح اصولگرا درمجلس و دولت
درحوزه‌های اقتصادی،‌سیاسی و اجتماعی از سال ۸۴ به این سو و برشماری نتایج عملکردهای دولت و مجلس برخوردار از حمایت رهبری و دستگاه‌های امنیتی و نظامی حاکم بر مقدرات کشور. دروجه اقتصادی بخوبی روشن است که به رغم بهره مندی کشور و دولت از درآمد ۶۰۰ میلیاردی در این دوران نرخ های رشد اقتصادی و سرمایه گذاری به پائین تربن حد و نرخ های بیکاری و تورم به بالاترین رقم رسیده است وروز بروز ازارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی و طلا کاسته شده بگونه ای که در ظرف ده ماه اخیر نزدیک به هفتاد درصد از ارزش پول ملی کاهش یافته است. دولتی که آمده بود تا پول نفت را به سر سفره ها ببرد حالا آنچنان از ارزش پول ملی کاسته که صاحبانش دیگر نمی توانند همان سفره فقیرانه و متوسط خود را داشته باشند!
۵- افشای استفاده ابزاری اقتدارگرایان حاکم از شعارهای انقلاب، مقدسات دینی و نشان دادن پوچی ادعاهای استقلال طلبی و استعمار ستیزی و ایران دوستی ایشان به عنوان پوششی برای سرپوش گذاشتن بر خودکامگی‌ خویش و قربانی کردن اسلام و استقلال و حقوق ملت در پای قدرت و ثروت و نیز تشریح روند سقوط و انحطاط اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی به عنوان دستاوردهای حاکمیت استبدادی و خطراتی که ادامه این حاکمیت دین و ملت و کشور را تهدید می‌کند.
۶- افشای تطمیع‌های فریبکارانه نظیر پاداش‌ها و وعده‌های مالی زودگذر مشابه آن چه که در آستانه انتخابات ۸۸ شاهد بودیم.
۷- روشنگری در مورد عملیات روانی حاکمیت استبداد و توخالی بودن تهدیدها و شایعاتی نظیر برخورد با کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند.
۸- جبران وضعیت نابرابر رسانه‌ای در شرایط خفقان و سانسوراز طریق تأکید و تمرکز بر روابط دوجانبه و چند جانبه اجتماعی در جمع‌های فامیلی، تحصیلی، کاری، محلی و … برای رد و بدل کردن اخبار و اطلاعات جنبش اعتراضی و تحلیل و تفسیر اوضاع و کمک به توسعه شبکه اجتماعی واقعی در همه محیط‌‌های اجتماعی.
۹- استفاده از امکانات اینترنت و فضای مجازی به هر شکل ممکن اعم از توئیتر، فیس بوک، سایت‌ها و وبلاگ‌ها و ایمیل‌های شخصی. موبایل و پیامک برای حفظ ارتباط و انتقال اخبار.
۱۰- استفاده از فرصت تبلیغات انتخاباتی و شرکت در جلسات ، سخنرانی‌های تبلیغاتی، بحث‌ها و مناظره‌های نامزدها و هر محل تجمع دیگر برای طرح پرسش‌های انتقادی و آگاهی بخش و به چالش کشیدن اصل انتخابات.
۱۱- تلاش برای انتقال پیام به جامعه در فضای سانسور و خفقان با استفاده از امکاناتی نظیر شعار نویسی و راه های ابتکاری دیگر.
۱۲- به نظر می‌رسد ایده اعتصاب خانگی در روز جمعه ۱۲ اسفند به تدریج در میان طرفداران جنبش سبز به عنوان مؤثرترین و کم هزینه‌ترین روش بایکوت انتخابات فرمایشی پذیرفته شده و درحال فراگیرشدن باشد.
۱۳- روشن است ستاد انتخابات کشور و شورای نگهبان طبق تکلیفی که برای آنان تعیین شده از هم اکنون خود را آماده کرده‌اند که صرفنظر از میزان واقعی آراء ریخته شده به صندوق‌ها، با نمایش حضور سازمان یافته رأی دهندگان در چند شعبه مشخص، میزان شرکت در این شبه انتخابات را بیش از پنجاه در صد اعلام کرده آن را حماسه‌ای دیگر نظیر حماسه ۹ دی !! تبلیغ کنند. اما خلوت بودن شعب اخذ رأی، محیط و فضای عمومی شهرها و روستاها در روز رأی گیری و فیلم‌ها و گزارش‌های تصویری سبزها به سرعت غیر واقعی بودن اخبار و آمار جعلی را برملا و تبلیغات کذب را بی اثر خواهد ساخت. البته باندهای قدرت حاکم که در این شبه انتخابات برسر تقسیم غنائم رودر روی هم قرار گرفته‌اند، به احتمال زیاد در مرحله مهندسی و تقسیم آراء و کرسی‌های مجلس میان خود دچار اختلاف و درگیری شده و علیه یکدیگر دست به افشاگری خواهند زد و این خود به رسوایی هرچه بیشتر شبه انتخابات اسفندماه کمک خواهد کرد.

در پایان ذکر این نکته اساسی می نماید که شبه انتخابات مجلس نهم از یک جهت مهم‌ترین «انتخابات» خواهد بود. ؛ مهم‌ترین نه به دلیل اهمیتی که مجلس نهم خواهد داشت، بلکه از این جهت که کاهش مشارکت مردم، تأثیر تعیین کننده‌ای بر تحولات بعدی خواهد داشت و با تشدید تردیدها و تزلزل‌ها و در نتیجه درگیری‌ها در سطح حاکمیت مسیر تحقق اهداف حق‌طلبانه و مشروع ملت و جنبش سبز ایران را هموارتر خواهد ساخت.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ( شاخه خارج کشور)
۴/۱۱/۹۰

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۴, سه‌شنبه

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران



دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت­های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کرده‌ی استبداد دینی به قفس برنمی‌گردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.

اینک اما در سردترین فصل حیات سیاسی معاصر ایران، دوباره سیرک انتخاباتی جدیدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعیت خود را از دست رفته می‌بیند به دنبال آن است که به این فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خیال خام خویش٬ گرمایی ببخشد تا برای اجرای نمایشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازیگر فراهم نماید. اما کیست که نداند حکومت ایران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمایش می گذارد، و کیست که نداند دستاورد این سیرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پیش پر شده ای باشند که آمارهای پیشاپیش تعیین شده‌ و دروغین ۶۳ درصدی و  یا شاید هم 2/98 درصدی را به نمایش نهند؛ و محصول این صندوق ها قرار است نمایندگان گلچین شده ای باشند که به فرمان بیتِ استبداد، قیام و قعود کنند و بر فسادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نیست با این انتخابات اتفاق خاصی بیفتد جز اینکه چند روزی دستگاه های تبلیغاتی حکوت با توسل به آمارهایی دروغ مدعی حضور "حماسی" مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعیت نظام برگردانند. روشن است که در این شرایط جریان‌های اصیل سیاسی هرگز حاضر نمی شوند که بازیگر این نمایش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزینه گرم کردن تنور سرد این انتخابات نمایند.
انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالین و گروه­های سیاسی تمام نمود و نشان داد که ظرفیت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسیده و دیگر ذیل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح­طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزینه سنگینی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشید و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان این سرزمین را ریختند و در مدت دو سالی که گذشت، هیچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنایت‌های پیشین خویش نکردند.
ازسوی دیگر، با وجود محدودیت‌هایی همچون نظارت استصوابی، یک‌دستی و هم‌دستی مجریان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سیاسی کشور و عدم امکان فعالیت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هیچ عنوان ممکن نیست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سیاسی حاکم در ساختار سیاسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحیف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رویه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنیتی و اقتصادی، عملا هیچ کاری از منتخبین مردم برنمی آید همانگونه که از دولت­های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرایطی به مراتب بهتر برنیامد. پیداست که مسئولیت شرایط پیش آمده و پیامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکمیتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نیروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای بوده اما امروز ناگزیر از تحریم انتخابات نمایشی حکومت شده اند.
لذا همانگونه که میر حسین موسوی درآخرین پیام و در آخرین فرصت از درون زندان محصورش نوشت امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست. و نیز، همانطور که در پیام اخیر مهدی کروبی و همچنین بیانیه ۳۹ زندانی سیاسی  نیز منعکس شده است، انتخابات فرمایشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرین تیر بر پیکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از این پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهیم بود که بر دستان اقتدارگرایان  سنگینی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در این شرایط، گروه­های سیاسی یا کاندیداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات  زیر این تابوت را بگیرند چیزی جز بی آبرویی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که این افراد بخواهند از سرمایه و اعتبار جنبش سبز، برای رسیدن به مقاصد انتخاباتی خویش هزینه نمایند. ما شدیدا نسبت به این موضوع هشدار داده و از مجموعه­های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ایران می خواهیم که با مرزبندی صریح و بیان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمایه های والای این جنبش شوند.
همچنین معتقدیم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفایت نکرده و می بایست تحریم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحریم از سطح بیانیه ها فراتر رفته و منجر به نمود عینی در سطح جامعه شود. بدیهی است که موثرترین استراتژی پیش روی نیروهای دموکراسی طلب، مشروعیت زدایی از نمایش انتخاباتی حاکمیتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعیت زدایی از حاکمیت و نمایش های انتخاباتی اش نیز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نیست. مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناریوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمایش انتخاباتی حاکمیت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در یافتن کنش هایی کم هزینه برای عینیت دادن به تجمعات مخالفان چنین انتصابات فرمایشی­ای داشته باشند. بروز بیرونی و عینیت دادن به چنین اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپیمایی خیابانی نیست و می توان ایده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هایی ویژه (مانند اماکن زیارتی و تفریحی) و یا راه های ابتکاری دیگری یافت تا مانع از آن شد که جمعیت وسیع تحریم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست یابی به کاراترین ایده‌ها، منوط به ایجاد فضایی است که در آن نیروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله گرفته و به جای آن تحریم فعالانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی را در پیش بگیرند و از فرصتی که احتمالا با گشایش نسبی فضای سیاسی جامعه در ایام منتهی به انتخابات بوجود می آید برای بروز کنش‌هایی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.

1-  آخرین لیست وبلاگ­های امضا کننده را از http://akarim8808.blogspot.com   دنبال نمایید.

2-  در صورت تمایل به  امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس ahmadsaidi8808@gmail.com ایمیل نمایید.