۱۳۹۱ خرداد ۳۱, چهارشنبه

بیماری، اعتصاب و مرگ زندانیان سیاسی

ماهک‌ نیک‌ نهاد
در سومین سالگرد کشته شدن ندا آقاسلطان که روز سی‌ام خردادماه بر اثر شلیک گلوله در خیابان جان داد و به نماد جنبش اعتراضی مردم ایران در سال ۱۳۸۸ تبدیل شد، صدها زندانی سیاسی تنها به دلیل اعتراض‌های پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در زندان‌های ایران به سر می‌برند.
در چنین روزی، خبر اعدام مخفیانه سه زندانی سیاسی به نام‌های عباس حیدریان، جمشید حیدریان و عبدالرحمان حیدریان که چندی پیش از زندان کارون اهواز به نقطه نامعلومی منتقل شده بودند، منتشر شده است.
در کنار خبر اعدام‌های مخفیانه، اکنون دغدغه سلامت بسیاری از زندانیان سیاسی، به یک بحران جدی در میان فعالان مدنی تبدیل شده است. در کنار زندانیان پس از انتخابات، زندانیان سیاسی دیگری هم هستند که سال‌هاست محروم از درمان و امکانات مناسب پزشکی، با خطر مرگ روبه‌رو هستند. در یک‌سال گذشته، چند زندانی عقیدتی در زندان‌های ایران درگذشته‌اند. در روزهای گذشته نیز، محمدمهدی زالیه نقشبندیان، زندانی سیاسی کرد که در رجایی‌شهر کرج زندانی بود، بر اثر بیماری درگذشت.
محمدمهدی زالیه نقشبندیان، اوایل ماه جاری با وضعیت جسمانی وخیم به بیمارستان منتقل شد. او مجروح شیمیایی جنگ ایران و عراق بود و پس از تحمل بیش از ۱۸ سال حبس در زندان‌های ارومیه و رجایی‌شهر کرج، پس از انتقال به بیمارستان از دنیا رفت. این زندانی سیاسی در ماه‌های اخیر در زندان رجایی‌شهر که زندانی آلوده است،‌ مبتلا به بیماری ریوی شده بود.
مسئولان زندان رجایی‌شهر کرج، او را تا سوم خردادماه سال جاری بدون رسیدگی پزشکی در این زندان نگهداشتند. محمدمهدی زالیه نقشبندیان به اتهام همکاری با یک حزب کردی بازداشت و به حبس ابد محکوم شده بود. مرگ او، دومین مرگ بین زندانیان سیاسی در خرداد ماه سال جاری (۱۳۹۱) بود.
منصور رادپور، زندانی سیاسی دیگری بود که اول خرداد بر اثر سکته مغزی درگذشت. او پیش از سکته مغزی، بیماری‌های دیگری نیز داشت.
زندانیان سیاسی دیگر در زندان‌های ایران هم با مشکلات مربوط به سلامتی دست به گریبانند و وضعیت آنها نیز وخیم توصیف می‌شود. با وخیم‌تر شدن وضعیت سلامت این زندانیان، شیرین عبادی، برنده‌ جایزه صلح نوبل، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و گزارشگران بدون مرز، روز ۱۶ خرداد بیانیه مشترکی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی بیمار در زندان‌های ایران منتشر کردند و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها شدند.
به گزارش هرانا، ماشاء‌الله حائری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج که ۲۲ خرداد ماه برای چندمین بار متوالی بر اثر وخامت وضع جسمی به صورت اورژانس به بیمارستان رجایی کرج منتقل شده بود، به زندان رجایی شهر برگردانده شد بدون این‌که مراحل درمانش به پایان برسد.
پزشکان بهداری زندان تاکید کرده بودند او که یکبار جراحی قلب باز انجام داده است باید هرچه زود‌تر تحت مراقبت‌های ویژه پزشکی قرار گیرد، ولی مسئولان زندان و دادستانی حاضر به صدور اجازه برای بستری شدن وی در بیمارستان نشدند.
در خبری دیگر، صالح کهن‌دل، زندانی سیاسی که احتمال می‌رود به سرطان خون مبتلا باشد و محکوم به ده سال زندان است، در اعتراض به بدرفتاری ماموران اعزام در مسیر رفتن به بیمارستان اعلام کرد که از این پس از رفتن به بیمارستان امتناع خواهد کرد. او در اعتراض به ضرب و شتم توسط ماموران اعزام زندان، فحاشی آنان به خود و خانواده‌اش، استفاده از دستبند و پابند برای اعزام به بیمارستان، ممانعت ماموران اعزام از انجام کامل آزمایش‌ها و… این تصمیم را گرفته است.
حسین رونقی ملکی، آغاز و پایان اعتصاب غذای خشک
حسین رونقی ملکی، وب‌نگار زندانی که از ششم خرداد ١٣٩١ در اعتراض به وضعیت بازداشت خود دست به اعتصاب غذا زد، ١٣ خرداد به دستور آیت‌الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران به بیمارستان انتقال داده شد، اما بعد‌از‌ظهر سه‌شنبه ۱۶ خرداد، ماموران امنیتی وابسته به سپاه وارد بیمارستان شدند و او را به اتاق دیگری منتقل کردند. سایت کلمه گزارش داد که ماموران اطلاعات سپاه به اتاق محل بستری حسین رونقی در بیمارستان هاشمی‌نژاد حمله کردند و دیگر ماموران مستقر در اتاق و همچنین پدر و مادر این زندانی سیاسی را از اتاق بیرون کردند‌ و سپس حسین رونقی را به اتاق دیگری در همین بیمارستان انتقال دادند.
زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین نیز نامه‌ای در وب‌سایت کلمه منتشر کرده و هشدار دادند که رسیدگی نکردن به وضعیت حسین رونقی، ممکن است برای او خطرات جانی به دنبال داشته باشد. او سرانجام پس از ۱۸ روز اعتصاب غذا به مناسبت ۲۲ خرداد ماه، سالگرد انتخابات ۸۸، به اعتصاب غذای خود پایان داد.
آنها بدون ارائه توضیح درباره علت این برخورد، از ملاقات پدر و مادر این زندانی بیمار با او نیز جلوگیری کردند وگفتند آنها صرفاً در روزهای تعیین‌شده برای ملاقات اجازه دیدن فرزندشان را خواهند داشت. ماموران تا ۱۱ شب مشغول بازجویی او بودند و او پس از این اتفاق اعتصاب خشک را آغاز کرد.
حسین رونقی ملکی یک کلیه خود را به طور کامل از دست داده و کلیه دیگرش ۲۰ درصد از کار افتاده‌ است. حسین رونقی ملکی، در اعتراض به وضعیت زندان اعتصاب غذای خود را در زندان آغاز کرد و در بیمارستان هم اجازه وصل کردن سرم را نداد.
پدر حسین اعلام کرد که تنها خواسته‌ او مرخصی است تا در شهر محل سکونتش، عمل جراحی ضروری‌اش را انجام دهد. این در حالی است که این زندانی سیاسی پیش از این دوبار تحت عمل جراحی قرار گرفته، اما بلافاصله پس از عمل به زندان منتقل شده و درمانش کامل نشده است.
آقای ملکی، چهارشنبه ۱۷ خرداد به دادستانی تهران رفت و اتفاق‌های اخیر بیمارستان را به اطلاع مسئولان دادستانی رساند. زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین نیز نامه‌ای در وب‌سایت کلمه منتشر کرده و هشدار دادند که رسیدگی نکردن به وضعیت حسین رونقی، ممکن است برای او خطرات جانی به دنبال داشته باشد. او سرانجام پس از ۱۸ روز اعتصاب غذا به مناسبت ۲۲ خرداد ماه، سالگرد انتخابات ۸۸، به اعتصاب غذای خود پایان داد.
حسین رونقی ملکی، نویسنده وبلاگ بابک خرمدین و مدیر سایت ایران پروکسی است که فیلترشکن به ایرانیان ارائه می‌کرد. او به اتهام “تلاش برای براندازی نرم” به ۱۵ سال زندان محکوم شده است.
ملاقات با نرگس محمدی در شرایط بحرانی
نرگس محمدی، روزنامه‌نگار و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر است که از اردیبهشت ١٣٩١، در زندان است.
نرگس محمدی در ملاقات به خانواده خود گفته است که با وجود درخواست برای انتقال به زندان اوین در تهران، یعنی جایی که حکم برای او صادر شده و محل سکونتش بوده است، همچنان در زندان زنجان نگهداری می‌شود. او همچنین گفته است که بیماری‌اش تشدید شده وهر روز حالش به هم می‌خورد؛ با این حال، تنها دارویی که به او داده می‌شود، مسکنی است که از طریق آمپول به وی تزریق می‌شود.
او که چندی پیش به شکل غیر ‌قانونی به زندان زنجان منتقل شده است، در بازداشت‌های قبلی خود به بیماری فلج عضلانی مبتلا شده بود. تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی از تشدید بیماری همسرش، نرگس محمدی در زندان زنجان و در میان زندانیان بزه‌کار خبر داد. کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، سه‌شنبه ۳۰ خردادماه وضعیت جسمانی نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب‌رئیس کانون مدافعان حقوق بشر را که هم‌اکنون در زندان زنجان و در میان متهمان مواد مخدری به‌سر می‌برد، ناگوار توصیف کرد.
تقی رحمانی همسر نرگس محمدی گفته است که همسرش در ملاقات روز شنبه ۲۸ خردادماه با صورت کبود شده و لکنت زبان فراوان با خانواده‌اش روبه‌رو شده است. نرگس محمدی در این ملاقات شرح داده است که روز چهارشنبه ۲۵ خردادماه زیر دوش حمام حالش به‌هم خورده و به زمین خورده است. در این وضعیت یکی از هم‌بندی‌های وی او را بلند کرده، اما دیگر نمی‌توانسته راه برود و تمام روز همانطور بوده است. نرگس محمدی در ملاقات یادشده همچنین افزوده است که صبح روز پنج‌شنبه ۲۶ خردادماه او را به بیمارستان بهشتی زنجان برده‌اند، اما آن‌جا به جای اینکه بستری شود به وی تنها دارویی داده‌اند و بعد او را به زندان با‌زگردانده‌اند.
به‌گفته تقی رحمانی در این ملاقات فرزندان آن‌ها مادرشان را با صورت کبود و لکنت زبان دیده‌اند. او روز شنبه ۱۳ خردادماه هم در حالی برای دیدار با خانواده خود به اتاق ملاقات رفته که روی یک صندلی نشسته بوده و توسط چهار نفر حمل می‌شده است. به گزارش وب‌سایت کلمه، او حتی توانایی ادای صحیح کلمات را نداشته و وضعیتش به حدی نامناسب بوده است که بر روحیه فرزندان او به شدت تاثیرگذار بوده است و علی و کیانا، فرزندان او، از دیدن حال نامناسب مادر خود غمگین شده‌اند.
نرگس محمدی در این ملاقات به خانواده خود گفته است که با وجود درخواست برای انتقال به زندان اوین در تهران، یعنی جایی که حکم برای او صادر شده و محل سکونتش بوده است، همچنان در زندان زنجان نگهداری می‌شود. او همچنین گفته است که بیماری‌اش تشدید شده وهر روز حالش به هم می‌خورد؛ با این حال، تنها دارویی که به او داده می‌شود، مسکنی است که از طریق آمپول تزریق می‌شود.
به گفته متخصصان، بیماری فلج عضلانی نیاز به مراقبت ویژه و فضای دور از اضطراب دارد. استمرار فلج عضلانی باعث می‌شود که بیماری مزمن شود و در صورت محقق نشدن شرایط مناسب، مداوای آن طولانی و حتی غیر ممکن شود.
محمد صدیق کبودوند و استمرار اعتصاب غذا
محمدصدیق کبودوند، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی دیگری است که از ششم خرداد، در زندان دست به اعتصاب غذا زده است.
آقای کبودوند در نامه‌ای که در وب‌سایت کلمه منتشر شده، شخص دادستان تهران را مسئول عواقب و پیشامدهای احتمالی برای خود و فرزند بیمارش دانسته است. فرزند او مبتلا به بیماری خونی صعب‌العلاج و درمان‌ناپذیر است و بیش از پنج ماه است که روی تخت بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند.
او پیش‌تر در نامه‌ای اعلام کرده بود تا وقتی برای ملاقات با فرزند بیمارش به او مرخصی داده نشود، به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد. خود او در ماه‌های گذشته بیمار بوده و لازم است برای درمان به بیمارستان منتقل شود. به گزارش هرانا، محمد صدیق کبودوند روز ۲۳ خرداد ماه در دیدار با خانواده‌اش اعلام کرد تا برآورده نشدن خواسته‌هایش همچنان در اعتصاب غذا خواهد ماند وممکن است در چند روز آینده دست به اعتصاب غذای خشک بزند.
تارنمای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، گزارش داده که کبودوند به خانواده‌اش گفته است: «معاون دادستان به او گفته مرگ یا اعتصاب زندانی سیاسی برای ما مهم نیست و ممکن است او را در صورت تدوام اعتصاب به سلول انفرادی منتقل کنند.»
دو هفته قبل از آن نیز، او با درخواست مشابهی پنج روز اعتصاب غذا کرد. مقامات قضایی وعده داده بودند که در صورت شکستن اعتصاب، درخواست او را بررسی خواهند کرد. اکنون او به دلیل عدم تحقق خواسته‌اش، دوباره اعتصاب غذا کرده است.
محمدصدیق کبودوند، فعال کرد و دبیر سازمان حقوق بشر کردستان، از سال ۱۳۸۶ بدون مرخصی در بازداشت بوده و به گفته همسرش فقط چندبار توانسته است ملاقات‌های کوتاه چندساعته با فرزند بیمارش داشته باشد.
بهمن ماه سال گذشته، محمد صدیق کبودوند تنها پس از یک دوره اعتصاب غذا، بعد از نزدیک به چهار سال حبس، توانست فرزند بیمارش را ببیند. این اجازه با این شرط به او داده شد که اعتصابش را بشکند.
آقای کبودوند در نامه‌ای که در وب‌سایت کلمه منتشر شده، شخص دادستان تهران را مسئول عواقب و پیشامدهای احتمالی برای خود و فرزند بیمارش دانسته است. فرزند او مبتلا به بیماری خونی صعب‌العلاج و درمان‌ناپذیر است و بیش از پنج ماه است که روی تخت بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند. محمدصدیق کبودوند به جرم اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره سازمان حقوق بشر کردستان و فعالیت در آن، به ده سال و به جرم تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم شده است.
علاوه بر اینها، با توجه به شمار زیاد بازداشت‌شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری و تعداد قابل توجه زندانیان عقیدتی دیگری که در طول این سال‌ها با احکام طولانی محبوس هستند، به نظر می‌رسد آمار زندانیان بیمار که سلامت‌شان به دلیل شرایط نامناسب زندان‌ها و رسیدگی نکردن مسئولان و پزشکان زندان در خطر است، بیشتر از نام‌هایی باشد که اخبارشان به رسانه‌ها می‌رسد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر