۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

درس های پیروزی آنگ سان سوچی برای ایرانیان



پیروزی چشمگیر خانم آنگ سان سوچی در انتخابات میان دوره ای برمه نشان داد اگرچه در کشورهای استبداد زده ای مانند برمه، راه رسیدن به حاکمیت مردم از طریق مبارزات مدنی عاری از خشونت راهی طولانی است، اما ناممکن نیست


پیروزی چشمگیر خانم آنگ سان سوچی در انتخابات میان دوره ای برمه، درس های زیادی برای ما ایرانیان در بر دارد. مخاطب مهم ترین این درس ها، همراهان جنبش سب...ز هستند. سوچی که بیش از ۱۵ سال حبس خانگی را در کارنامه بلندبالای مبازات سیاسی خود برای مردم سالاری دارد، بار دیگر نشان داده که اگرچه در کشورهای استبداد زده ای مانند برمه، راه رسیدن به حاکمیت مردم از طریق مبارزات مدنی عاری از خشونت راهی طولانی است، اما ناممکن نیست. شاید هنگامی که خانم سوچی در پی انتخاباتی که پیروز آن حزب لیگ ملی دموکراسی برای برمه بود طی کودتای نظامی دستگیر و به حیس خانگی محکوم شد، به ذهن هیچکس خطور نمی کرد روزی فرا رسد که مقاومت و پایداری او و طرفدارانش، نظامیان را مجبور به پذیرش رأی مردم کند. سوچی بار دیگر به آزادیخواهان جهان یاد داد که مقاومت مدنی منفی نه به معنی دست شستن از مبارزه و تلاش، که به کارگیری شیوه های کم هزینه و پرفایده ای است که احقاق حقوق ملت ها را به هدفی دست یافتنی تبدیل می کند.

درس دیگر سوچی را باید اقتدارگرایان فرا گیرند. مبارزه مدنی عاری از خشونت، پایداری در فرایند فرسایشی است که خودکامگان را وا می دارد از توهم قدرت بیرون آمده و تن به تواضع در برابر واقعیت اقتدار رأی مردم دهند. مستبدان در این فرایند یاد می گیرند که از جایگاه فرعونی حاکمیت خود پایین آمده و در مقابل خواسته های شهروندانشان سر تعظیم فرود آورند. علیرغم تصور کودتاچیان در روزها و هفته های نخست پس از کودتا، کودتاهای انتخاباتی در هیچ جای دنیا دوام نیاورده است. این درسی است که خودکامگان خیلی دیر می آموزند، اما چاره ای جز پذیرش آن ندارند. هر چه از عمر چکمه سالاری حاکمان می گذرد، حنای های و هوی تبلیغاتی شان کم رنگ تر و هیمنه رعب و وحشت شان بیشتر در هم می شکند. کار به جایی می رسد که بجای حکومت وحشت بر مردم، این حکومت است که از مردم در وحشت به سر می برد. ضعف نظامی گری در جهانی که آگاهی ها از انحصار دولت ها بیرون آمده، آنان را وادار به پذیرش این واقعیت انکارناپذیر می کند که اگر قدرتی هست، از آن مردم است.

مخاطب درس سوم، خشونت طلبانی هستند که بدون توجه به واقعیت های عینی و قابل درک رفتارها و باورهای مردم، در پی براندازی نظام سیاسی و آلترناتیوسازی از طریق زنده کردن مرده های عرصه سیاست هستند. تجربه خیزش های آزادیخواهانه مردم منطقه ما بخوبی نشان داده که تغییر نابهنگام ساختار قدرت، راه را بر تحول بنیادین فرهنگ سیاسی شهروندان، که لازمه حاکمیت پایدار مردم سالاری است، می بندد. حمله نظامی قدرت های بیگانه یا برافروحتن آتش جنگ های داخلی، استقرار اراده مردم بر عرصه سیاست را بیش از آن به نعویق می اندازد که در وهله نخست تصور می شود. جنبش های اجتماعی به منزله دانشگاه های بزرگی هستند که شهروندان در آن به یادگیری و تمرین حقوق شهروندی خود می پردازند و تنها با اتکا به فارغ التحصیلان این دانشگاه است که می توان آینده ای درخشان و حرکت مستمر بسوی استقرار مردم سالاری را نوید داد.

جنبش سبز مردم ایران نیز در یک سال گذشته و در حالی که رهبرانش در حبس خانگی بوده اند، راه های مقاومت منفی را تجربه کرده است. عدم شرکت گسترده و انکارناپذیر اکثریت شهروندان در انتخابات ۱۲ اسفند، طعم شیرین نخستین تجربة این گونه مبارزه را به یکایک همراهان صبور و بااستقامت چشاند. دولتمردان اگرچه سعی کردند با استفاده از تبلیغات دروغی که به علت شتابزدگی و ناهماهنگی به آشفتگی در ارایه آمار مشارکت منجر شد ناکامی خود را در بسیج آراء کتمان کنند، اما تعدد رسانه ها و تأثیر هر چند بطئ اما شگفت انگیز شبکه های اجتماعی و تماس های رو در رو، واقعیت را چنان برملا کرد که حاکمیت مجبور شد با تمام قوا به میدان بیاید و با سخنرانی های متعدد بر دروغ بزرگ حکومت پافشاری کند. همراهان بزرگ جنبش سبز همه ما را به صیر و استقامت دعوت کرده اند و نهال امید را در دل های رنجدیده و داغدیده مردم این سرزمین، همچنان سبز نگه داشته اند. این پیروزی را باید به مردم برمه تبریک گفت و در انتظار شنیدن تبریک متقابل از سوی آنان ماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر