۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه

به جای تجربه بی ثمر، باید از اشتباهات گریخت


بی شک 25 بهمن 90 روز سقوط رژیم نیست! اما اگر منطق را به آغوش کشیم آغاز یک پایان عظیم و لبخندی به آزادی واقعی خواهد بود..
احساسات محوری، بی برنامه گی و مشخص نکردن اهداف در انقلاب ها، نتیجه ای جدا از انقلاب سال 57 برایمان نخواهد داشت! اگر دستی به دفتر خاطره ها بکشید و آن را ورقی بزنید، خواهید دریافت که در اکثر حرکت های مردمی این احساسات بوده که بر منطق چیره گشته. احساسات علاوه بر این که می تواند روحی تازه و محرکی قوی در بدنه های اعتراضی داشته باشد ، می تواند نقش یک زهر شیرینی را هم بازی کند که باعث شود شکستی تدریجی گریبان یک حرکت عظیم را به چنگال گیرد!  سه عامل یاد شده ارکان پیروزی یک حرکت عظیم می باشند که نمی توان از هر یک از آن ها چشم پوشی کرد، پس باید سعی کنیم لباسی سبز از جنس آزادی خواهان مردم ایران را به تن این عوامل کنیم تا در نهایت به پیروزی واقعی لبخندی بزنیم.
همراهان سبزم در پی آمادگی و ترتیب میهمانی عظیم از فریاد ها هستند برای بیست و پنجی دیگر،برای روزی که حباب ترس سرنوشتی به جز ترکیدن را نخواهد کشید. بی شک تمامی ما باید برای هر چه با شکوه تر برگزار شدن این حرکت بزرگ تلاش کنیم، اما نباید از یاد ببریم که این نظام جور و زور ستم، قطعاً با یک تظاهرات و حتی چند روز تظاهرات بی هدف به پایان سلام نخواهد کرد! این وظیفه ی ماست که گریز از اشتباهات را بر تجربه ی بی ثمر آن ترجیح دهیم. شاید بهتر باشد کمی به سمت صراحت بیان حرکت کنیم تا بهتر با این موضوع درگیر شویم. با چند سوال شروع می کنم:
1.هدف از تظاهرات 25 بهمن چیست؟
2.برای روز های قبل و بعد آن چه برنامه ای در نظر گرفته شده است؟
3.آیا انتظار سقوط یک نظام را در تظاهراتی چند ساعته جست و جو می کنیم؟
قطعاً تعصب بی جا باعث خواهد شد که جواب تمامی این پرسش ها این گونه داده شود : «به تو ربطی نداره مزدور!»، این دقیقاً همان جوابیست که حرامیان آرزویش را از ما می کشند! سطحی انگاری و بی هدفی تیریست بر قلب حرکت ها پس باید به جای فرارازنقطه ضعف برای بر طرف کردن آن ها تلاشی جدی کنیم.
جنبش ما بیش از آن که به کلیپ و عکس احتیاج داشته باشد به برنامه ای مدون و هدف گذاری درست نیاز دارد. فراخوانی داده شده اما برای روز های قبل و بعد آن برنامه ای در نظر گرفته نشده است. آیا لازم نیست که در شب های منتهی به 25 بهمن به فریاد های اعتراضی شبانه پرداخت؟ آیا لازم نیست 25 بهمن را روز آغاز نافرمانی های مدنی گسترده اعلام کرد و به مردم آموخت که چگونه می توان با کمترین هزینه آن را اجرایی کرد؟ حرکت های مقطعی و مناسبتی قطعاً نمی تواند ضربه ای مهلک به جان فاسد این نظام باشد .
 نقصان دیگر ما تمیز ندادن به اهدافمان است!  حرکت هایی که بدون هدف کلید می خورند 2 ضرر ابتدایی دارند: 1. واقعیتیست که اگر هدف گذاری  مشخصی وجود نداشته باشد نمی توان بدنه اکثریت جامعه را با خود همراه کرد چون تمام مردم نه توان و نه وقت تحلیل را دارند، پس این وظیفه ماست که این کار را برایشان انجام دهیم 2. در صورت موفقیت آن حرکت خاص نتیجه ای ملموس حاصل نمی شود و بنابراین طعم پیروزی با یاس و نا امیدی به تلخی خواهد زد در نتیجه سرمایه ی عظیم جنبش، یعنی مردم ریزش خواهند داشت.
قطعاً هدف بلند مدت ما رسیدن به آزادی و دموکراسی در زیر سایه حکومتی سکولار است اما در کنار این هدف ارزشمند نیاز است که اهدافی کوتاه مدت و میان مدت را به وضوح برای مردم آشکار کنیم. به عنوان مثال مردم باید بدانند اگر 25 بهمن به خیابان ها باز می گردند چه مهمی حاصل خواهد و شد و چه متاعی را به دست خواهند آورد. به عنوان مثال می توان برای این روز هدفی کوتاه مدت را متصور بود و بر آن تکیه کرد، شاید بتوان تلاش برای آزادی میرحسین، شروع دوباره حرکت های خیابانی و اعتراض به وضعیت اسف بار اقتصادی را به عنوان اهدافی کوتاه مدت برای آن در نظر گرفت. اما اگر نخواهیم به این برخورد تن دهیم، متاسفانه باید خود را برای پذیرش شکست آماده کنیم!
لازم است که به منطق و خرد گرایی پناه بیاوریم و راه و مسیری روشن را برای خود بسازیم و با استفاده از نیروی عظیممان برای رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم. تنها زمانی احساسات، غیرت، و عشقمان به آزادی به کار می آید که ابتدا از این نقاصمان فرار کرده باشیم. من تمامی شما عزیزان، و تمامی صاحبان اندیشه را دعوت می کنم تا از جای بر خیزند و با کمکی همه گیر تلاش کنند تا راه آزادی را به درستی طی کنیم و از بند روز مرگی خود را برهانیم. به شما اطمینان می دهم که ناجی در راه نیست، تنها خومانیم و خودمان..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر