۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

زخم هایی که ۳۹ زندانی سیاسی به یادمان آوردند پشتِ همدیگر را خالی نکنیم




سی و نه زندانی سیاسی در بیانیه ای از همه مردم خواسته اند تا در کنار آگاهی‌ بخشی در مورد انتخابات دروغین و مهندسی شده ی اسفندماه، از هیچ کوششی برای پیگیری آزادی رهبران محبوس جنبش سبز در بهمن ماه جاری دریغ نکنند.


تعارف که نداریم بیرون از ایران دفاع از رهبران جنبش، اصلا به کار بردنِ واژه ی «رهبر» چنان هزینه بردار است که باید تا چند روز تمام توان و انرژی ات را بگذاری برای پاسخگویی به روشنفکرانی که زیر گرمای دل انگیز وسایل گرمایشیِ رو به راهِ خویش نشسته اند و تئوری ها و نظریه های راهبردی خویش را در قالب تمسخر و استهزا حواله ات می کنند که ای وای جنبشِ آزادی خواهانه ی مردم ایران را خلاصه نکنید به موسوی و کروبی و کسانی که از همین نظام بوده اند و به جمهوری اسلامی باور دارند و چه و چه....و همین موجب شد که اصلا یادمان برود موسوی و کروبی هم همپای همین مردم معترض در خیابان حضور پیدا می کردند و آنها خودشان را تافته ی جدا بافته نمی دانستند.

یازده ماه است که دو نفر که هیچ ادعای رهبری هم نداشتند را زندانی کردند و جنبش در سکوتی سخت خانه نشین شده است. کم کم یک ساله می شود حبس و حصر کسانی که وقتی برای ۲۵ بهمن فراخوان حضور در خیابان داده بودند خیلی ها فکر می کردند این مردم چون علیه ولایت مطلقه فقیه شعار داده اند پس هرگز به فراخوان موسوی و کروبی پاسخ مثبت نخواهند داد اما خیابان های تهران پر شده بود از فریادهای کسانی که هم به فراخوان پاسخ مثبت دادند و هم شعارهای خودشان را دادند چون موسوی و کروبی برای آنها هیچ شعاری را دیکته نکرده بودند. حالا هر دو تن زندانی شدند و هیچ رهبری در هیچ جای دنیا در تمام این یک سال نتوانست حتی یک تجمعِ پنجاه نفره را در دلِ ایران رهبری کند....


فارغ از همه بگو مگوهای دل آزار سیاسی هنوز رهبران واقعیِ این جنبشِ اعتراضی همان کسانی هستند که در دل ایرانِ نا امن برای آزادی و آبادیِ خانه ی مشترکمان هزینه می دهند. رهبران، همان کسانی هستند که در زندان بدون کمترین امکاناتِ یک زندگی معمولی که ما بیرون زندان از آن بهره مند هستیم همدل و متحد می شوند و فراخوان و بیانه هایشان به نام مردم است نه خطاب به رهبر نامشروع یک کشور و نه خطاب به رییس جمهور مشروع فلان کشور.

خوشمان بیاید یا نه رمز پیروزی ما و استیصال حکومت این بود که ما « همه با هم » بودیم و از روزی که دیگر کمتر «همه با هم» هستیم زخم ها مان عمیق تر شده است....به جای تصاحبِ پیروزیِ به دست نیامده، از فراخوان زندانیان سیاسی مان یاد بگیریم علی رغم اختلاف دیدگاه ها پشتِ همدیگر را خالی نکنیم...


کیست که نداند امضا کنندگان این بیانیه برایشان موسوی و کروبی و رهنورد بی نقد نیستند اما آنها در همین زمستان سردِ زندان، گرمتر از ما آزاد هایی که زیر سقف گرم خانه هامان در جای جایِ دنیا نشسته ایم و پنجه ی بی مهری بر صورت هم می کشیم «با هم و در کنار هم» نشسته اند. آنها نقد ها و نظرهای فردی خویش را در رسیدنِ به اهدافِ مشترک، گفتگو می کنند، بر سر هم نمی کوبند تا مبادا زخم خوردگان جنبش فراموش شوند و
زخم های دیگری بر پیکره ی ایران بنشیند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر