۱۳۹۰ دی ۱۷, شنبه

دور جدید ضرب و شتم زندانیان سیاسی در گفتگو با نزدیکان محمودیان و عجمی

جرس: در حالیکه مقامات قضایی وعده بهبود شرایط زندان ها و زندانیان سیاسی را داده اند اما بار دیگر موجی جدید از ضرب و شتم و فشار بر روی زندانیان سیاسی آغاز شده است. در این اقدامات "غیر قانونی" و "غیر شرعی" مهدی محمودیان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و بیهوش شده است. هم اینک نیز تمام بدنش کبود و پای او می لنگد. این در حالی است که رئیس زندان و پزشک قانونی شاهد آثار شدید این ضرب و شتم بوده اند اما هیچگونه واکنشی از خود نشان نداده اند. از سوی دیگر علی عجمی زندانی سیاسی دیگر که بخاطر وضعیت جسمانی نامناسب خود در بهداری منتظر درمان بوده است مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بنا به منابع اگاه پرده گوشش دچار آسیب شده است. 
یکی از نزدیکان مهدی محمودیان با تشریح ضرب و شتم او به "جرس" می گوید: "روز شنبه مهدی را از سلولش به بند دو الف منتقل کردند و تا چهارشنبه هم آنجا بوده و در راه هم که او را می بردند اینقدر او را کتک زدند و با باتوم به سرش زده اند که دچار تشنج  و بیهوش شده و زمانیکه بهوش آمده، دیده که سرم بدستش است و دستگاه اکسیژن به او وصل است. در مدتی هم که در اوین بوده در بند قرنطینه بوده و روزی چند بار می آمدند و سه نفری بشدت کتکش می زدند.الان تمام بدنش کبود است و گلویش را بطور وحشیانه ای فشار می دادند تا صدایش در نیاید. یک شکنجه کامل هم به پدر و مادرش دادند و این پدر و مادر سالخورده و بیمارهر جا می رفتند و مراجعه می کردند تا خبری بگیرند به آنها می گفتند به ما مربوط نیست! آخر به ما بگویید به چه کسی مربوط است برویم با آن صحبت کنیم و دادخواهی کنیم...نمی دانید بدن مهدی را چه کرده اند..."

او ادامه می دهد : "روز پنج شنبه که بالاخره خانواده اش به ملاقاتش رفتند با حال وخیم و بدن کبود و پای لنگان پسرشان مواجه شدند و دیدند که تمام بدنش کبود بوده و وقتی راه می ر فته می لنگیده است. الان پدر و مادرش مریض شده اند و پدر محمودیان از غصه و گریه در بستر بیماری افتاده است. مادرش هم به دادستانی نامه نوشته و منتظر جوابشان است. شما تصور کنید یک پدر و مادر چطور باید شاهد شکنجه پسرشان باشند این در حالی است که در این بیست و هشت ماه حتی یکروز هم به مرخصی نیامده است. و آنها هر دو هفته یکبار می توانند پسر خود را ببینند و بعد هم که بدن کبود او را می بینند چه رنجهایی را که تحمل می کنند. بخدا اینها روی شمر را سفید کرده اند. حتی پدر و مادرش را هم تهدید کرده اند که حق مصاحبه ندارند و نباید از حال و روز پسرشان به رسانه ها چیزی بگویند وگرنه آنها را هم به زندان می اندازند. اما غافل از اینکه کدام مادری می تواند ببیند که فرزندش جلوی چشمش شکنجه می شود و ساکت بنشیند اگر این روند ادامه پیدا کند و مرخصی ندهند هیچ مادری ساکت نخواهد شد. مادران هم ترسی از زندان ندارند تنها نمی توانند شاهد ذره ذره شکنجه بچه هایشان باشند. الان هم که من دیدم پدر و مادر مهدی ممنوع المصاحبه هستند من که از نزدیکان مهدی هستم و شاهد این ظلمها و بلاهایی که بر او و خانواده اش می رود هستم خبر رسانی می کنم که همه بدانند چه بر سر جوانان ما در زندان می آید."

این منبع نزدیک به مهدی محمودیان با اشاره به عدم پاسخگویی مقامات حکومتی می افزاید: "مدام خانواده ها را تهدید می کنند که نباید مصاحبه کنید و این مصاحبه ها نظام را تهدید می کند! ما هم حرفمان این است ما کاری به نظام نداریم اما این نظام است که ما را ول نمی کند. جالب اینجاست که رئیس زندان و پزشک قانونی هم دیده اند که چه بلایی به سر مهدی آمده اما "هیچ" عکس العملی نشان نداده اند. مقامات قضایی که حاضر به ملاقات خانواده ها نیستند، به نامه های آنها که جواب نمی دهند، زندانیان را که به ناحق به زندان کرده اند و حقوق اولیه آنها را رعایت نمی کنند... بابا آخر ظلم هم حد و حسابی دارد. بخدا شمر با امام حسین اینچنین نکرد که اینها می کنند. شما چه می دانید بدن این بچه را چکار کرده اند مثل یک ذغالخته شده است، این است مسلمانی؟!!! دیگر مانده ایم به کجا دادخواهی کنیم همه دستتشان با هم است و وقتی ظلم می کنند نمی آیند حرف ما را گوش دهند. حال خودتان تصور کنید یک پدر و مادر تا دو هفته در بی خبری بسر ببرند تا روز ملاقات برسند."

مهدی محمودیان، مسئول ستاد اطلاع رسانیِ جبهه مشارکت و افشاگر فجایع بازداشتگاه کهریزک است که هم اکنون بیست هشت ماه از حبس وی برای گذراندن دوران محرومیت شش ساله خود می گذرد و در طی این مدت نه تنها از حقوق اولیه خود از جمله مرخصی محروم بوده بلکه بارها مورد ضرب و شتم و بازجویی قرار گرفته است.

این فعال حقوق بشر در دوران زندانش نامه ای را خطاب به رهبری منتشر کرد که در آن پرده از وضعیت بسیار نامناسب زندان رجایی شهر بر داشت اما هیچگاه پاسخی به این نامه داده نشد.

این منبع نزدیک به مهدی محمودیان در پاسخ با این سوال که علت انتقال وی به بند دو الف سپاه چه بوده است، می گوید: "گویا یکی را دستگیر کرده اند و چیزهایی گفته که آنها هم مهدی را برای بازجویی بردند و می خواستند از او چیزی در بیاورند که مهدی هم جوابشان را نداده که آنها هم او را زده اند تا اعتراف ساختگی کند. تا اینکه ظهر چهارشنبه او را مثل یک جسد به سلول رجایی شهر انداختند که اصلا نمی توانسته از جایش بلند شود...اما خدا را شکر که از نظر روحی بسیار مقاوم است و روز به روز مقاومت و روحیه اش قوی تر می شود."

از سوی دیگر علی عجمی زندانی دیگر محبوس در زندان رجایی شهر که به علت بیماری به بهداری در انتظار رسیدگی پزشکی بوده است اما مسئول حفاظت اطلاعات با سوال و جواب کردن سیلی‌ محکمی به گوش علی عجمی می زند که همین برخورد تند و غیر قانونی منجر به آسیب شدید به پرده گوش این زندانی سیاسی می گردد.

برادر علی عجمی با ابراز نگرانی از وضعیت برادرش می گوید: "متاسفانه هیچ اطلاعی از علی ندارد و نمی داند الان او در چه وضعیتی بسر می برد."

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر