۱۳۹۰ دی ۱۰, شنبه

بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در رجایی شهر و اوین به مناسبت سالگرد وقایع عاشورای ۸۸


بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در رجایی شهر و اوین به مناسبت سالگرد وقایع عاشورای ۸۸

جـــرس: به مناسبت سالگرد وقایع عاشورا و موج گسترده سرکوب آزادیخواهان در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جمعی از محکومین سیاسی آن حوادث که در زندان های رجایی شهر و اوین محبوس هستند، با صدور بیانیه ای تحلیلی، گوشه ای از وقایع را مورد تحلیل قرار داده و بر تداوم همان مسیر تاکید کرده اند.

گزارش های رسیده به جرس حاکی است که این زندانیان سیاسی محبوس در زندان های رجایی شهر و اوین، در بیانیه خود خطاب به ملت ایران آورده اند: "همان گونه که ندای زینب و اسیران عاشورا در مجلس بزم یزید، خواب خوش جباران را آشفت و ندای مظلومیت حسین را و راه حق جویانه او را برای همیشه در تاریخ جاویدان ساخت، ما نیز وظیفه ی خود دانستیم تا با نوشتن این نامه گوشه ای از حقایقی را که در سال 88 و به ویژه در روز عاشورا اتفاق افتاد، برای آنها که در صحنه حضور نداشته و حکومت با استفاده از رسانه ی ملی سعی در تحریف واقعیت در نزد آنان را داشته روایت کنیم و رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم."

در این بیانیه خاطرنشان شده است: آن چه بیش از هر چیز مهم است این است که حسین و پیروانش قیام برعلیه ظلم و تزویر را به تمام فرایض دینی مقدم داستند و با نثار خون خویش نقاب از چهره ی ظالمان مردم فریب برداشتند و مردم ایران نیز با الهام از عاشورا صحنه عزاداری را به صحنه ی مبارزه با تزویرگران حاکم بدل ساختند، به راستی که تاریخ حقانیت این قیام را به قضاوت خواهد نشست و بر ماست که ادامه دهنده ی راه همه ی شهدای سال 88 و قیام حق طلبانه ی مردم ایران باشیم.

متن این بیانیه که  در اختیار جرس قرار گرفته و خاطرنشان شده "به دلیل محدودیت های فراوان با تاخیر به بیرون از زندان راه یافته"، به شرح زیر است:

ملت شریف و آگاه ایران
عاشورای حسینی و قیام امام حسین برعلیه دستگاه حکومتی فاسد و عوام فریب اموی برای درهم کوبیدن بساط ظلم و فساد و پایان دادن به دروغ پردازی های مدعیان دین و سوء استفاده کنندگان از حاکمیت دینی برای انباشت ثروت و غارتگری بیت المال مسلمانان سرآغاز فصل جدیدی از کتاب دینداری است که در آن اهمیت مبارزه با ستمگران فاسد و بدعت گزار حتی از زیارت کعبه و فریضه ی حج نیز بیشتر است.

امام حسین با عدم بیعت با یزید و قیام برای نجات مظلومینی که خسته از سالهای بیدادگری بنی امیه دست کمک به سوی او دراز کرده بودند، ثابت کرد که پرداختن به امور مردم و بازپس گیری حق مظلومین از ستمگران و رسوا ساختن مدعیان دروغین دین که با تظاهر به دینداری، قصد فریفتن مردم برای تمکین از حکومت فاسد خویش را داشته اند به بسیاری از فرایض دینی دیگر ارجحیت دارد و این درس بزرگی بود که حسین به همه ی دین داران تاریخ آموخت.

مردم آگاه و مبارز ایران برای دست یابی به حقوق پایمال شده ی خویش و با خواست نفی استبداد و دستیابی به عدالت و آزادی و آزادی و استقلال، با الهام از قیام عاشورا در سال 57 به صحنه مبارزه با رژیم استبدادی پهلوی وارد شدند و توانستند با مبارزه ی توام با ایثار و نثار جان خویش پایه های سلطنت فاسد پهلوی را در هم بشکنند، اما متاسفانه عده ای فرصت طلب که عقده ی سالها حقارت و حاشیه نشینی و تضعیف از سوی حکومت را در دل داشتند به پشتوانه ی جمعی از جاهلان ناآگاه چماق به دست، و با حذف و کشتار همه ی دگراندیشان و مبارزان راستین راه حق وعدالت، عنان قدرت را در دست گرفته و این بار به نام مذهب پایه های حکومت دیکتاتوری و ستمگر خود را بر گرده ی مردم رنج کشیده ایران بنا نهادند، که حاصل سی سال حکومت ظالمانه ی آن ها چیزی جز فقر، فساد و محرومیتهای اجتماعی گسترده و اختلاف طبقاتی فاحش و جنگ و ویرانی و عقب ماندگی گسترده ایران در همه ی عرصه های علمی و فنی از صحنه ی رقابت های جهانی به بار نیاورد.

دستاورد این حکومت نکبت بار که با از بین رفتن بخش زیادی از منابع ملی و یا تاراج آنها توسط بیگانگان مشرق و مغرب حاصل شد، سرازیر شدن درآمدهای سرشار نفتی به جیب سودجویان حاکمیت و وابستگان آنها بود که حاصل آن را می توان در زندگی های اشراف زده و پرهزینه ی بسیاری از افرادی که در این دوران دستی در حاکمیت داشته اند مشاهده کرد و اموال و دارایی های منقول و غیر منقولی را که با سوء استفاده از قدرت از فهرست اموال عمومی خارج و به مالکیت خود و خانواده و وابستگان در آورده یا تبدیل به سرمایه های نقدی نموده و به خارج از کشور گسیل داشته اند دید و این درحالی بوده که در طی این سال ها با ایجاد فضای رعب و وحشت و سرکوب برای مردم ، هرگونه صدای اعتراض و مخالفت را به نام مخالفت با دین و حفظ اصل نظام که آن را اوجب واجبات دانسته اند ! در نطفه خفه کرده و جمع زیادی از منتقدان و دگراندیشان را با مجازات هایی همچون اعدام، زندان، شکنجه و تبعید مواجه ساخته و یا در جریان قتلهای زنجیره ای از میان برداشته اند، جالب است که روش های توجیه وضع موجود و مقابله با معترضان و سرکوب آنها به نام دین در تمام حکومت های فاسدی که به نام دین بر مردم استیلا یافته اند شباهتهای زیادی با هم دارد، و همه خود را مظهر و مرجع حکومت الاهی و مخالفان خود را اراذل و اوباشی می شمارند که با دین خدا و حکومت خدا به مبارزه برخاسته اند. به طوری که یزید نیز امام حسین و یارانش را شورشگران علیه خلیفه خدا و ضد دین و محارب دانسته و ریختن خون آنها را حلال می دانست. حجاج بن یوسف نیز که تاریخ از جنایات و خونریزی های ددمنشانه او صفحات تاریکی را نقل می کند. مخالفین خود را محارب می شمرد و در حمله به شهر مکه 50 هزار نفر از مردم را به جرم ضدیت با حاکمیت دین بی رحمانه قتل عام کرد.

مقایسه روشها و رفتارهای حاکمان جمهوری اسلامی و زندگی اشرافی بسیاری از آنان و بررسی دارایی های افسانه ای خانواده های آنها و هزینه های سرسام آوری که برای اداره کردن مراکز اصلی قدرت نظیر بیت... با چندین هزار نفر پرسنل امنیتی و حفاظتی از ثروت عمومی جامعه، مصروف می شود. شباهت های زیادی با نحوه رفتار و منش حکومتی بنی امیه، معاویه و یزید و اشرافیت لجام گسیخته ای که با غارت بیت المال فراهم گردیده بود دارد که با قدری مطالعه حق جویانه در تاریخ و بررسی آگاهانه وضعیت موجود به روشنی می توان آنها را دریافت.

اختلاف طبقاتی عمیق و غارتگری حاکمان و فشارهای ناشی از فقر عمومی در جامعه، موج سهمگینی از نارضایتی عمومی را ایجاد کرده که هرازچندگاهی در صحنه ی اعتراضات اجتماعی، بخشی از آن به نمایش گذاشته می شد. جمهوری اسلامی برای گذار از این نارضایتی ها، به راه حل مطرح کردن شعار عدالت و روی کار آوردن جناح جدیدی که عمدتا وابستگان نظامی و امنیتی رژیم بودند با روی آوردن چهره ای عوام فریب به نام احمدی نژاد رسید، که در پس مطرح شعارهای به ظاهر عدالت خواهانه فاز جدیدی را برای حاکمیت باز کند که حرکت تدریجی کشور را به سوی اقتصاد آزاد سرمایه داری با روندی خزنده و پنهانی را تسریع بخشد و در این میان با فریفتن مردم با اقدامات عوام فریبانه هم چنان فضای پشت پرده ی اقتصاد برای چپاولگری عناصر حاکمیت باز بگذارد با این تفاوت که این بار جناح نظامی و امنیتی که تاکنون در انتهای صف حاکمیت و پشت سر روحانیت قرارگرفته بودند با کنار زدن آنها خود را به ابتدای صف غارتگری رسانده اند. در دست گرفتن بسیاری از ارکان سیاسی و اقتصادی کشوراز سوی سپاه و فرماندهان آنها در سالهای ریاست احمدی نژاد دلیل روشنی بر این مدعاست. در این میان مردم هوشیار و آگاه ایران با مشاهده دقیق اتفاقاتی که در صحنه اقتصادی کشور در دوره ی اول ریاست جمهوری نامبرده رخ داد و تضاد آن ها با شعارهای به ظاهر عدالت طلبانه و مشاهده موارد هم چون سرکوب بی رحمانه و بی سابقه ی جریانات حق طلبانه کارگری ، تعطیلی بسیاری از صنایع به دلیل حجم گسترده کالاهای وارداتی مصرفی که عمدتا از سوی سپاه صورت می گرفت. فقر و بی کاری گسترده مردم و افزایش نرخ تورم و جهش ناگهانی نرخ مسکن ، واگذاری پروژه های عظیم اقتصادی هم چون عسلویه به سپاه و چندین و چند مورد آشکار دیگر ، با زیرکی دریافتند که شعارهای احمدی نژادی پاسخگوی مطالبات ضد استبدادی و عدالت خواهانه آنها نیست و نخواهد بود. و با امید به تغییر اوضاع و شکست انحصار گرایی با حضور گسترده در انتخابات سال 88 و رای به کاندیدای رقیب ، قصد غلبه بر جریان تزویرگری حاکم را داشتند که متاسفانه با تقلب سازمان یافته ی گسترده در انتخابات ، این عده از جناح حاکم نشان دادند که نه فقط برای رای و نظر مردم در عرصه ی سیاست ارزشی قائل نیستند بلکه با تمام چنگ و دندان از موقعیت به دست آمده دفاع می کنند و برای ادامه نقشه های شوم خود به هر نیرنگی برای حفظ قدرت متوسل خاهند شد.

پس از انتخابات مردم آگاه و در صحنه ی ایران برای حفظ و صیانت از حق حاکمیت قانونی خویش و پاسداری از رای خود، دست به اعتراضات خیابانی گسترده و آرام و مسالمت آمیز زدند و اعتراض خود را نسبت به ظلم و فساد حاکم به نمایش گذاشتند که متاسفانه ، حکومت با بهره گیری از نیروهای ناآگاه و فریب خورده و شعبان بی مخ های چماق به دست با هجوم ناجوانمردانه به صفوف مردم، تعداد زیادی از مردم را به خاک و خون کشیده و عده ی زیادی را دستگیر و مورد آزار و اذیت و شکنجه و حتی تجاوز قرار دادند که شرح ماوقع به طور گسترده به اطلاع همگان رسیده است. اعتراضات گسترده ی مردمی در شهرهای مختلف کشور در روزها و مناسبت های مختلف ادامه یافت تا به عاشورای سال 88 رسید و یک بار دیگر الهام از قیام امام حسین در مبارزه با ظلم و تزویر ، جوهر آزادی خاهی ملت ایران را به جوش آورد و آن ها را به صحنه ی اعتراض مسالمت آمیز در روز عاشورا کشانید که متاسفانه باز هم حکومت به بهره گیری از جمع کثیری نیروهای خود فروخته و یا فریب خورده ناجوانمردانه به صفوف مردم بی سلاح هجوم آوردو فجایع ناگواری را خلق کرد که حمله با چاقو و قمه به مردم عزادار ، پرت کردن زنان و سالخوردگان از روی پل به پائین ، کشتار با گلوله و زیرگرفتن عابرین با ماشین های نظامی گوشه ای از سبعیت و ددمنشی دشمنان مردم و مستبدین حاکم است. البته مقاومت و دفاع جانانه مردم در برابر متجاوزین و در هم شکستن نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم با نیروی ایمان و اراده هم صفحه ای از تاریخ درخشان مردم ایران است که بی شک برای همیشه به یادگار خواهد ماند.

در پایان عاشورای خونین سال 88 تعداد زیادی از مردم حاضر در صحنه که بسیاری از آن ها فقط نظاره گر حوادث بودند دستگیر و تعداد زیادی از فعالین سیاسی هم در روزهای بعد به بهانه های واهی به جمع آن ها افزوده شدند.

حکومت که تاکنون با شعار حکومت دینی خود را یکه تاز صحنه ی دین گرایی می دانست ، از این که مردم هم توان این را دارند که با الهام از جوهره ی آزادی خواهی و ظلم ستیزی یپشوایان مذهبی خود به مبازره با حکومت برخاسته و به عبارتی با مذهب واقعی به جنگ مذهب ساختگی و دنیا طلبانه حاکمان بروند، به شدت به وحشت افتاد و با تلاشی مذبوحانه سعی کرد تا با گردآوری نیروهای وابسته به خود و به صحنه آوردن اجباری کارمندان ، نظامیان ، دانش آموزان ، از تهران و شهرستان های در نمایش مسخره و ساختگی روز نهم دی ماه ، به خیال باطل خود هماوردی برای قیام خود جوش و مردمی و حق طلبانه روز عاشورا فراهم آورد که این بار نیز یادآور جشن و پایکوبی لشگریان یزید در بعد از ظهر عاشورا و روزهای بعد بود که برای تقویت روحیه ی نیروهای خود باخته ای که دستشان به خون مردم آغشته گشته بود صورت پذیرفت. بعد از این رویداد تاریخی ، حکومت با شکنجه و تهدید و دستگیرشدگان و حتی خانواده های آن ها سعی کرد تا با جمع آوری اعترافات ساختگی به مردم بقبولاند که قیام عاشورای 88 یک حرکت خودجوش مردمی نبوده و با دخالت سازمان یافته بیگانگان و یا جریان های سیاسی داخل و خارج کشور صورت پذیرفته است. حاصل این دادگاه های فرمایشی صدور احکام سنگین ، زندان ، تبعید و حتی اعدام برای افرادی بود که بسیاری از آن ها فقط برای تکمیل سناریوی رژیم در اثبات وابستگی قیام عاشورا دستگیر شده و بسیاری از آنها حتی در صحنه نیز حضور نداشتند.

مردم غیور ایران!
همان گونه که ندای زینب و اسیران عاشورا در مجلس بزم یزید، خواب خوش جباران را آشفت و ندای مظلومیت حسین را و راه حق جویانه او را برای همیشه در تاریخ جاویدان ساخت، ما نیز وظیفه ی خود دانستیم تا با نوشتن این نامه گوشه ای از حقایقی را که در سال 88 و به ویژه در روز عاشورا اتفاق افتاد، برای آنها که در صحنه حضور نداشته و حکومت با استفاده از رسانه ی ملی سعی در تحریف واقعیت در نزد آنان را داشته روایت کنیم و رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم. آن چه بیش از هر چیز مهم است این است که حسین (ع) و پیروانش قیام برعلیه ظلم و تزویر را به تمام فرایض دینی مقدم داستند و با نثار خون خویش نقاب از چهره ی ظالمان مردم فریب برداشتند و مردم ایران نیز با الهام از عاشورا صحنه ی عزاداری را به صحنه ی مبارزه با تزویرگران حاکم بدل ساختند، به راستی که تاریخ حقانیت این قیام را به قضاوت خواهد نشست و بر ماست که ادامه دهنده ی راه همه ی شهدای سال 88 و قیام حق طلبانه ی مردم ایران باشیم.

هفتم دی 1390
جمعی از محکومین سیاسی حوادث پس از انتخابات
رجایی شهر- اوین

فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران: ۱۰۶ خبرنگار در سال ۲۰۱۱ کشته شده اند


فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران: ۱۰۶ خبرنگار در سال ۲۰۱۱ کشته شده اند

جـــرس: در آستانه پایان سال ۲۰۱۱ میلادی، فدراسیون بین المللی خبرنگاران اعلام کرد که در سال ۲۰۱۱ بیش از ۱۰۰ خبرنگار، فعال مطبوعاتی یا پرسنل حوزه خبری کشته شده‌اند که این میزان نسبت به آمار ارائه شده در سال قبل افزایش داشته است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران در آخرین روز از آخرین ماه سال جاری اعلام کرد که خشونت علیه فعالان حوزه خبری در سال ۲۰۱۱ میلادی افزایش یافته است که عمده این خشونت‌ها در پاکستان، عراق و مکزیک روی داده و در هریک از این کشورها ۱۱ فعال حوزه خبر کشته شده‌اند.

بنا بر این گزارش، طی سال ۲۰۱۱ میلادی در مجموع ۱۰۶ فعال خبری کشته شده‌اند. این در حالی است که تعداد کشته‌شدگان این حوزه در سال گذشته میلای ۹۴ تن گزارش شده بود.

بر اساس این گزارش، علاوه بر موارد فوق، ۲۰ خبرنگار و پرسنل خبری نیز در سال ۲۰۱۱ میلادی در اثر حوادث طبیعی جان خود را از دست دادند.

بر مبنای گزارش فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران، اکثریت این افراد خبرنگاران خطوط مقدم بوده و باقی آنها راننده، تصویربردار و سایر پرسنل رسانه‌ای بوده‌اند.

این فدراسیون که مقر آن در بروکسل قرار دارد، همچنین از ناکامی دولت‌ها در حفاظت از خبرنگاران و مجازات افرادی که مسئول اعمال این خشونت‌ها هستند، انتقاد کرده است.

این نهاد طی نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، خواستار اقدام در این‌باره شده و در این نامه آورده است: "در شرایطی که دولت‌ها نسبت به کشته شدن خبرنگاران که به اقدامی عادی تبدیل شده است، بی‌تفاوت بوده یا آن را انکار می‌کنند، شما و سازمان ملل متحد مسئول هستید وظیفه آنها مبنی بر حمایت از خبرنگاران را یادآوری کنید."

فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران نمایندگی بیش از ۶۰۰ هزار خبرنگار در ۱۳۱ کشور جهان را بر عهده دارد.

گفتنی است، طی روزهای اخیر نیز، سازمان گزارشگران بدون مرز، در آستانۀ اتمام سال ۲۰۱۱ میلادی همانند سالهای گذشته با انتشار بیلان آزادی مطبوعات در سالی که سپری شد، به بررسی وضعیت آزادی های رسانه ای و آنچه برای روزنامه نگاران و مطبوعات و فعالان رسانه ای در سراسر جهان رخ داده، پرداخته و آورده بود: "بر اساس گزارش این سازمان مستقل و غیر دولتی حامی روزنامه نگاران، چین، ایران و اریتره در سال ٢٠١١ بزرگترین زندان‌های جهان برای روزنامه‌نگاران بوده‌اند."

هشدار!!!!!






میزان مجاز بنزن در هر لیتر فقط 0,5 درصد است این درحالی است که برای تولید بنزین از محصولات پتروشیمی از حدود 1 درصد بنزن شروع کردند که جواب نداد و به ناچار درصد بنزن افزایش یافت تا 50درصد یعنی دقیقا 100برابر حد مجاز و جالب است که بدانید بنزن به راحتی از طریق پوست جذب و هدیه اش به ما سرطان خون است.
از تمام جامعه مجازی ایران استدعا دارم با تمام قوا به انتشار این فاجعه بپردازند چراکه این بنزین داخلی در تمام کشور مصرف میشود
كلا مجبوريم به خاطر تحريم ، بنزين را با اين روش توليد كنيم . علت تحريم را شما بهتر مي دانيد ولي هر چه هست داريم به خاطرش سرطان مي گيريم 

درخواست آزادی دکتر مسعود سپهر توسط جمعی از استادان دانشگاه آزاد شیراز


درخواست آزادی دکتر مسعود سپهر توسط جمعی از استادان دانشگاه آزاد شیراز

 جـــرس: در ادامۀ واکنش های اعتراض آمیز نسبت به ادامه بازداشت دکتر مسعود سپهر، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب و استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد شیراز، جمعی از استادان آن دانشگاه، با صدور بیانیه ای، خواستار آزادی فوری وی شدند.

همزمان گزارش رسیده است که جمعی از فعالان دانشجویی مورد احضار و گروهی از استادان آن دانشگاه نیز، مورد تهدید قرار گرفته اند.

گزارش های رسیده به جرس حاکی است که طی شش هفته ای که از دستگیری مسعود سپهر، استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد شیراز و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب می گذرد، جو شدید امنیتی بر این دانشگاه حاکم بوده است و طی این مدت تعدادی از دانشجویان فعال بخش علوم سیاسی برای جلوگیری از اقدامات احتمالی به کمیته انضباطی دانشگاه فراخوانده شده و برای ایشان پرونده هایی تشکیل گردیده است.

همچنین برخی از اساتید دانشگاه نیز جهت خودداری از موضع گیری در قبال این دستگیری مورد ارعاب و تهدید قرار گرفته اند .

با این وجود جمعی از اساتید این دانشگاه طی بیانیه ی کوتاهی نگرانی خود را نسبت به ادامه روند موجود ابراز داشتند . در بخشی از بیانیه آمده است :
"طولانی شدن مدت زمان حبس استاد گرامی و همکار ارزنده ما ، جناب آقای دکتر مسعود سپهر موجبات تاسف و نگرانی هر چه بیشتر جمعی از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی شیراز را فراهم کرده است. امید است تا مسئولان امر با سعه صدر به این موضوع پرداخته و اقدامات مقتضی را جهت آزادی هر چه سریعتر ایشان مبذول نمایند."

لازم به ذکر است ، پیش از این نیز جمعی از دانشجویان طی بیانیه ای دستگیری استاد خود را محکوم و خواهان آزادی ایشان شده بودند .

آخرین گزارش های رسیده به جرس حاکی از آن است که این فعال اصلاح طلب همچنان در زندان پلاک ۱۰۰ شیراز نگهداری می شود.

همچنین طی روزهای اخیر گزارش رسیده بود که خانواده وی موفق شده اند سه دقیقه وی را ملاقات کنند.

مسعود سپهر، روز ۲۶آبان ماه در منزل خود دستگیر و و پس از چندی، به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز معروف به پلاک ۱۰۰ منتقل شد.

وضعیت نامناسب جسمانی حمیدرضا خادم، فعال سیاسی محبوس در بند ٣۵٠ اوین


وضعیت نامناسب جسمانی حمیدرضا خادم، فعال سیاسی محبوس در بند ٣۵٠ اوین

جـــرس:  .

به گزارش کلمه، حمید رضا خادم، فعال سیاسی و عضو جبهه ملی ایران که اکنون در بند ٣۵٠ زندان اوین بسر می برد، دچار خون ریزی ریه، سرفه های ممتد عفونی و همچنین درد و التهاب کلیه شده است که در اثر شدت بیماری با کاهش وزن شدید مواجه شده است .

وی دو هفته اخیر بیماری اش را تنها با صرف دارو گذرانده و امکانات حداقلی بهداری اوین شرایط تشخیص و درمان وی را دشوار نموده است و اثری در کاهش ضعف و بیماری او نداشته است .

حمید رضا خادم فعال سیاسی، کنشگر حقوق بشر و از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸که در شانزدهم آذر ۱۳۸۹ از سوی شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود، با تایید شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به چهار سال حبس تعزیری محکوم گردید .

بر اساس این گزارش، موارد اتهامی حمید رضا خادم که ۲۱ مهرماه سال جاری خود را به زندان اوین برای سپری کردن دوران محکومیتش معرفی کرده بود، اجتماع، تبانی و تبلیغ علیه نظام در قالب نگارش مقاله و مصاحبه با رسانه ها اعلام شده است

انتقال مهدی کوهکن، از بند ۳۵۰ زندان اوین به بیمارستان

جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، مهدی کوهکن زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین روز چهارشنبه هفتم دی ماه، جهت انجام آزمایشات پزشکی به بیمارستانی در خارج از زندان اوین منتقل شد.

به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی که در طی مدت بازداشت خود یک روز هم مرخصی نداشته است و در پرونده دوم خود همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان بسر می‌برد از ناحیه زانوی پا به دلیل عفونت به شدت رنج می برد.

بر اساس این گزارش، پیشتر زانوی مهدی کوهکن در حین بازجویی و در اثر شکنجه توسط ماموران وزارت اطلاعات آسیب دیده و تحت عمل جراحی قرار میگیرد.

گفتنی است، این فعال فرهنگی در پرونده پیشین خود به همراه هفت تن دیگر محاکمه شده و به سه سال و شش ماه چهار روز حبس تعزیری، ۱۴۸ ضربه شلاق، دو میلیون و پانصد هزار ریال جریمه نقدی محکوم شده است.

گزارشی از وضعیت بغرنج تغذیه در بند ۳۵۰ و زنان زندان اوین


گزارشی از وضعیت بغرنج  تغذیه در بند ۳۵۰ و زنان زندان اوین

 

به گزارش  جرس ، موضوع تغذیه زندانیان معضلی بسیار فوری بوده، که حتی درقانون (آئین نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی مصوب 20/9/84) به آن تصریح شده است.

مطابق ماده 95 قانون فوق حداقل برنامه غذایی زندانیان عبارت است از دادن سبزیجات، میوه، گوشت حداقل سه نوبت در هفته است، اقلامی که در جیره زندانیان به طور عام وجود ندارد.

بر اساس گزارش رسیده، در حال حاضر تقریبا 90 درصد از جیره تحویل نهار در سطل های زباله اندرزگاه ها ، خصوصا بند 350 به صورت زباله در می آید.

همچنین، کیفیت نامناسب برنج و خورش هایی که اغلب آبکی، بدون طبخ مناسب، فاقد گوشت و سرشار از سویا است، موجب شده که روزانه توسط زندانیان غذای جایگزین با افلامی که به صورت هفتگی توسط زندانیان تهیه می شود آماده گردد.

تاکید آئین نامه زندان ها مبنی بر لزوم استفاده از گوشت در غذای مصرفی تا 2 ماه پیش به صورت نمادین رعایت می شد و در غذای تحویلی به بند 350، مقدار کمی گوشت به همراه انبوهی از سویا وجود داشت، اما از 2 ماه قبل تا کنون همان رعایت صوری قانونی نیز فراموش شده و در غذای تحویلی گوشتی مشاهده نمی شود.

این اقدام خلاق قانون از سوی زندانها با توجیه نبود بودجه کافی اعلام می شود و این در حالی است که در اغلب بندهای زندان اوین، هزینه های سازمان زندانها در حداقل خود قرار دارد.

برخلاف تصریح آیین نامه زندان ها، درحال حاضر در اغلب بندهای زندان اوین، حتی هزینه تاسیسات و امکانات اولیه از سوی زندانیان تامین می شود.

در این گزارش همچنین آمده است: در بند 350 زندان اوین غیر ساختمان و تحت های موجود، قریب به اتفاق امکانات توسط زندانیان تهیه شده است. اقلامی همچون یخچال و فریزر، گاز، کولر، تلویزیون، فرش، قابلمه، کاسه، بشقاب، قاشق و چنگال، لیوان و پارچ، تزئینات و پرده، صندلی و.... با هزینه شخصی برخی از زندانیان تهیه شده است.

این در حالی است که بنا به تصریح بندهای 240 تا 242 موضوع بخش مددکاری قانون زندانها، مسئولان زندان موظف به تامین نیازهای مادی زندانیان و خانواده آنها شد ه اند. هزینه تغذیه متعادل هز زندانی با وصف صورت گرفته ماهانه حداقل یک میلیون و 200 هزار ریال ارزیابی شده است که عموما برای جبران کمبودهای غذایی، نظیر میوه و سبزیجات، گوشت و لبنیات صورت می گیرد.

همچنین، پزشکان حاضر، ارزش غذایی جیره واره شده به بند 350 را با توجه به دور ریز 90 درصد اقلام تحویلی به بندها، چیزی در حدود صفر می دانند، حال آنکه به گفته آنان، می توان با طبخ همین مواد غذایی و مصرف آن از سوی زندانیان، این ارزش غذایی را ارتقاء داد.

در حال حاضر، غیر از صبحانه که با کاهش بودجه از میزان و حجم آن نیز کاشته شده است (یک بسته پنیر400 گرمی برای 20 نفر)، اغلب به صورت زباله از بند خارج می شود.

غیر از جیره شام که به صورت عدس که مورد اقبال  زندانیان قرار دارد، و در هفته 2 بار به زندانیان عرضه می شود، تنها جیره تحویلی قابل استفاده از سوی زندانیان همان صبحانه است که کمیت آن بسیار پائین است و نبود میوه جات نیز باعث شده است که به صورت هفتگی حدود 20 میلیون ریال میوه و سبزی وارد بند شود که به طور متوسط ماهانه 600 هزار ریال هزینه اضافی به زندانیان و خانواده آنان بار می کند.

موضوع تهیه مواد اولیه برای طبخ غذا در بند نسوان به مراتب حادتر است، چرا که بند مذکور اجازه دریافت مستقیم اقلام مذکور را ندارد و صرفا در صورت اجازه و هماهنگی مدیر بند، می توان برخی از اقلام مورد نیاز آنان را از مجل خریدهای بند 350 تامین کرد، موضوعی که در هفته های گذشته سخت تر شده است و اجازه انتقال مواد اولیه به بند مذکور داده نمی شود.

بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در رجایی شهر و اوین به مناسبت سالگرد وقایع عاشورای ۸۸

گزارش های رسیده به جرس حاکی است که این زندانیان سیاسی محبوس در زندان های رجایی شهر و اوین، در بیانیه خود خطاب به ملت ایران آورده اند: "همان گونه که ندای زینب و اسیران عاشورا در مجلس بزم یزید، خواب خوش جباران را آشفت و ندای مظلومیت حسین را و راه حق جویانه او را برای همیشه در تاریخ جاویدان ساخت، ما نیز وظیفه ی خود دانستیم تا با نوشتن این نامه گوشه ای از حقایقی را که در سال 88 و به ویژه در روز عاشورا اتفاق افتاد، برای آنها که در صحنه حضور نداشته و حکومت با استفاده از رسانه ی ملی سعی در تحریف واقعیت در نزد آنان را داشته روایت کنیم و رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم."

در این بیانیه خاطرنشان شده است: آن چه بیش از هر چیز مهم است این است که حسین و پیروانش قیام برعلیه ظلم و تزویر را به تمام فرایض دینی مقدم داستند و با نثار خون خویش نقاب از چهره ی ظالمان مردم فریب برداشتند و مردم ایران نیز با الهام از عاشورا صحنه عزاداری را به صحنه ی مبارزه با تزویرگران حاکم بدل ساختند، به راستی که تاریخ حقانیت این قیام را به قضاوت خواهد نشست و بر ماست که ادامه دهنده ی راه همه ی شهدای سال 88 و قیام حق طلبانه ی مردم ایران باشیم.

متن این بیانیه که  در اختیار جرس قرار گرفته و خاطرنشان شده "به دلیل محدودیت های فراوان با تاخیر به بیرون از زندان راه یافته"، به شرح زیر است:

ملت شریف و آگاه ایران
عاشورای حسینی و قیام امام حسین برعلیه دستگاه حکومتی فاسد و عوام فریب اموی برای درهم کوبیدن بساط ظلم و فساد و پایان دادن به دروغ پردازی های مدعیان دین و سوء استفاده کنندگان از حاکمیت دینی برای انباشت ثروت و غارتگری بیت المال مسلمانان سرآغاز فصل جدیدی از کتاب دینداری است که در آن اهمیت مبارزه با ستمگران فاسد و بدعت گزار حتی از زیارت کعبه و فریضه ی حج نیز بیشتر است.

امام حسین با عدم بیعت با یزید و قیام برای نجات مظلومینی که خسته از سالهای بیدادگری بنی امیه دست کمک به سوی او دراز کرده بودند، ثابت کرد که پرداختن به امور مردم و بازپس گیری حق مظلومین از ستمگران و رسوا ساختن مدعیان دروغین دین که با تظاهر به دینداری، قصد فریفتن مردم برای تمکین از حکومت فاسد خویش را داشته اند به بسیاری از فرایض دینی دیگر ارجحیت دارد و این درس بزرگی بود که حسین به همه ی دین داران تاریخ آموخت.

مردم آگاه و مبارز ایران برای دست یابی به حقوق پایمال شده ی خویش و با خواست نفی استبداد و دستیابی به عدالت و آزادی و آزادی و استقلال، با الهام از قیام عاشورا در سال 57 به صحنه مبارزه با رژیم استبدادی پهلوی وارد شدند و توانستند با مبارزه ی توام با ایثار و نثار جان خویش پایه های سلطنت فاسد پهلوی را در هم بشکنند، اما متاسفانه عده ای فرصت طلب که عقده ی سالها حقارت و حاشیه نشینی و تضعیف از سوی حکومت را در دل داشتند به پشتوانه ی جمعی از جاهلان ناآگاه چماق به دست، و با حذف و کشتار همه ی دگراندیشان و مبارزان راستین راه حق وعدالت، عنان قدرت را در دست گرفته و این بار به نام مذهب پایه های حکومت دیکتاتوری و ستمگر خود را بر گرده ی مردم رنج کشیده ایران بنا نهادند، که حاصل سی سال حکومت ظالمانه ی آن ها چیزی جز فقر، فساد و محرومیتهای اجتماعی گسترده و اختلاف طبقاتی فاحش و جنگ و ویرانی و عقب ماندگی گسترده ایران در همه ی عرصه های علمی و فنی از صحنه ی رقابت های جهانی به بار نیاورد.

دستاورد این حکومت نکبت بار که با از بین رفتن بخش زیادی از منابع ملی و یا تاراج آنها توسط بیگانگان مشرق و مغرب حاصل شد، سرازیر شدن درآمدهای سرشار نفتی به جیب سودجویان حاکمیت و وابستگان آنها بود که حاصل آن را می توان در زندگی های اشراف زده و پرهزینه ی بسیاری از افرادی که در این دوران دستی در حاکمیت داشته اند مشاهده کرد و اموال و دارایی های منقول و غیر منقولی را که با سوء استفاده از قدرت از فهرست اموال عمومی خارج و به مالکیت خود و خانواده و وابستگان در آورده یا تبدیل به سرمایه های نقدی نموده و به خارج از کشور گسیل داشته اند دید و این درحالی بوده که در طی این سال ها با ایجاد فضای رعب و وحشت و سرکوب برای مردم ، هرگونه صدای اعتراض و مخالفت را به نام مخالفت با دین و حفظ اصل نظام که آن را اوجب واجبات دانسته اند ! در نطفه خفه کرده و جمع زیادی از منتقدان و دگراندیشان را با مجازات هایی همچون اعدام، زندان، شکنجه و تبعید مواجه ساخته و یا در جریان قتلهای زنجیره ای از میان برداشته اند، جالب است که روش های توجیه وضع موجود و مقابله با معترضان و سرکوب آنها به نام دین در تمام حکومت های فاسدی که به نام دین بر مردم استیلا یافته اند شباهتهای زیادی با هم دارد، و همه خود را مظهر و مرجع حکومت الاهی و مخالفان خود را اراذل و اوباشی می شمارند که با دین خدا و حکومت خدا به مبارزه برخاسته اند. به طوری که یزید نیز امام حسین و یارانش را شورشگران علیه خلیفه خدا و ضد دین و محارب دانسته و ریختن خون آنها را حلال می دانست. حجاج بن یوسف نیز که تاریخ از جنایات و خونریزی های ددمنشانه او صفحات تاریکی را نقل می کند. مخالفین خود را محارب می شمرد و در حمله به شهر مکه 50 هزار نفر از مردم را به جرم ضدیت با حاکمیت دین بی رحمانه قتل عام کرد.

مقایسه روشها و رفتارهای حاکمان جمهوری اسلامی و زندگی اشرافی بسیاری از آنان و بررسی دارایی های افسانه ای خانواده های آنها و هزینه های سرسام آوری که برای اداره کردن مراکز اصلی قدرت نظیر بیت... با چندین هزار نفر پرسنل امنیتی و حفاظتی از ثروت عمومی جامعه، مصروف می شود. شباهت های زیادی با نحوه رفتار و منش حکومتی بنی امیه، معاویه و یزید و اشرافیت لجام گسیخته ای که با غارت بیت المال فراهم گردیده بود دارد که با قدری مطالعه حق جویانه در تاریخ و بررسی آگاهانه وضعیت موجود به روشنی می توان آنها را دریافت.

اختلاف طبقاتی عمیق و غارتگری حاکمان و فشارهای ناشی از فقر عمومی در جامعه، موج سهمگینی از نارضایتی عمومی را ایجاد کرده که هرازچندگاهی در صحنه ی اعتراضات اجتماعی، بخشی از آن به نمایش گذاشته می شد. جمهوری اسلامی برای گذار از این نارضایتی ها، به راه حل مطرح کردن شعار عدالت و روی کار آوردن جناح جدیدی که عمدتا وابستگان نظامی و امنیتی رژیم بودند با روی آوردن چهره ای عوام فریب به نام احمدی نژاد رسید، که در پس مطرح شعارهای به ظاهر عدالت خواهانه فاز جدیدی را برای حاکمیت باز کند که حرکت تدریجی کشور را به سوی اقتصاد آزاد سرمایه داری با روندی خزنده و پنهانی را تسریع بخشد و در این میان با فریفتن مردم با اقدامات عوام فریبانه هم چنان فضای پشت پرده ی اقتصاد برای چپاولگری عناصر حاکمیت باز بگذارد با این تفاوت که این بار جناح نظامی و امنیتی که تاکنون در انتهای صف حاکمیت و پشت سر روحانیت قرارگرفته بودند با کنار زدن آنها خود را به ابتدای صف غارتگری رسانده اند. در دست گرفتن بسیاری از ارکان سیاسی و اقتصادی کشوراز سوی سپاه و فرماندهان آنها در سالهای ریاست احمدی نژاد دلیل روشنی بر این مدعاست. در این میان مردم هوشیار و آگاه ایران با مشاهده دقیق اتفاقاتی که در صحنه اقتصادی کشور در دوره ی اول ریاست جمهوری نامبرده رخ داد و تضاد آن ها با شعارهای به ظاهر عدالت طلبانه و مشاهده موارد هم چون سرکوب بی رحمانه و بی سابقه ی جریانات حق طلبانه کارگری ، تعطیلی بسیاری از صنایع به دلیل حجم گسترده کالاهای وارداتی مصرفی که عمدتا از سوی سپاه صورت می گرفت. فقر و بی کاری گسترده مردم و افزایش نرخ تورم و جهش ناگهانی نرخ مسکن ، واگذاری پروژه های عظیم اقتصادی هم چون عسلویه به سپاه و چندین و چند مورد آشکار دیگر ، با زیرکی دریافتند که شعارهای احمدی نژادی پاسخگوی مطالبات ضد استبدادی و عدالت خواهانه آنها نیست و نخواهد بود. و با امید به تغییر اوضاع و شکست انحصار گرایی با حضور گسترده در انتخابات سال 88 و رای به کاندیدای رقیب ، قصد غلبه بر جریان تزویرگری حاکم را داشتند که متاسفانه با تقلب سازمان یافته ی گسترده در انتخابات ، این عده از جناح حاکم نشان دادند که نه فقط برای رای و نظر مردم در عرصه ی سیاست ارزشی قائل نیستند بلکه با تمام چنگ و دندان از موقعیت به دست آمده دفاع می کنند و برای ادامه نقشه های شوم خود به هر نیرنگی برای حفظ قدرت متوسل خاهند شد.

پس از انتخابات مردم آگاه و در صحنه ی ایران برای حفظ و صیانت از حق حاکمیت قانونی خویش و پاسداری از رای خود، دست به اعتراضات خیابانی گسترده و آرام و مسالمت آمیز زدند و اعتراض خود را نسبت به ظلم و فساد حاکم به نمایش گذاشتند که متاسفانه ، حکومت با بهره گیری از نیروهای ناآگاه و فریب خورده و شعبان بی مخ های چماق به دست با هجوم ناجوانمردانه به صفوف مردم، تعداد زیادی از مردم را به خاک و خون کشیده و عده ی زیادی را دستگیر و مورد آزار و اذیت و شکنجه و حتی تجاوز قرار دادند که شرح ماوقع به طور گسترده به اطلاع همگان رسیده است. اعتراضات گسترده ی مردمی در شهرهای مختلف کشور در روزها و مناسبت های مختلف ادامه یافت تا به عاشورای سال 88 رسید و یک بار دیگر الهام از قیام امام حسین در مبارزه با ظلم و تزویر ، جوهر آزادی خاهی ملت ایران را به جوش آورد و آن ها را به صحنه ی اعتراض مسالمت آمیز در روز عاشورا کشانید که متاسفانه باز هم حکومت به بهره گیری از جمع کثیری نیروهای خود فروخته و یا فریب خورده ناجوانمردانه به صفوف مردم بی سلاح هجوم آوردو فجایع ناگواری را خلق کرد که حمله با چاقو و قمه به مردم عزادار ، پرت کردن زنان و سالخوردگان از روی پل به پائین ، کشتار با گلوله و زیرگرفتن عابرین با ماشین های نظامی گوشه ای از سبعیت و ددمنشی دشمنان مردم و مستبدین حاکم است. البته مقاومت و دفاع جانانه مردم در برابر متجاوزین و در هم شکستن نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم با نیروی ایمان و اراده هم صفحه ای از تاریخ درخشان مردم ایران است که بی شک برای همیشه به یادگار خواهد ماند.

در پایان عاشورای خونین سال 88 تعداد زیادی از مردم حاضر در صحنه که بسیاری از آن ها فقط نظاره گر حوادث بودند دستگیر و تعداد زیادی از فعالین سیاسی هم در روزهای بعد به بهانه های واهی به جمع آن ها افزوده شدند.

حکومت که تاکنون با شعار حکومت دینی خود را یکه تاز صحنه ی دین گرایی می دانست ، از این که مردم هم توان این را دارند که با الهام از جوهره ی آزادی خواهی و ظلم ستیزی یپشوایان مذهبی خود به مبازره با حکومت برخاسته و به عبارتی با مذهب واقعی به جنگ مذهب ساختگی و دنیا طلبانه حاکمان بروند، به شدت به وحشت افتاد و با تلاشی مذبوحانه سعی کرد تا با گردآوری نیروهای وابسته به خود و به صحنه آوردن اجباری کارمندان ، نظامیان ، دانش آموزان ، از تهران و شهرستان های در نمایش مسخره و ساختگی روز نهم دی ماه ، به خیال باطل خود هماوردی برای قیام خود جوش و مردمی و حق طلبانه روز عاشورا فراهم آورد که این بار نیز یادآور جشن و پایکوبی لشگریان یزید در بعد از ظهر عاشورا و روزهای بعد بود که برای تقویت روحیه ی نیروهای خود باخته ای که دستشان به خون مردم آغشته گشته بود صورت پذیرفت. بعد از این رویداد تاریخی ، حکومت با شکنجه و تهدید و دستگیرشدگان و حتی خانواده های آن ها سعی کرد تا با جمع آوری اعترافات ساختگی به مردم بقبولاند که قیام عاشورای 88 یک حرکت خودجوش مردمی نبوده و با دخالت سازمان یافته بیگانگان و یا جریان های سیاسی داخل و خارج کشور صورت پذیرفته است. حاصل این دادگاه های فرمایشی صدور احکام سنگین ، زندان ، تبعید و حتی اعدام برای افرادی بود که بسیاری از آن ها فقط برای تکمیل سناریوی رژیم در اثبات وابستگی قیام عاشورا دستگیر شده و بسیاری از آنها حتی در صحنه نیز حضور نداشتند.

مردم غیور ایران!
همان گونه که ندای زینب و اسیران عاشورا در مجلس بزم یزید، خواب خوش جباران را آشفت و ندای مظلومیت حسین را و راه حق جویانه او را برای همیشه در تاریخ جاویدان ساخت، ما نیز وظیفه ی خود دانستیم تا با نوشتن این نامه گوشه ای از حقایقی را که در سال 88 و به ویژه در روز عاشورا اتفاق افتاد، برای آنها که در صحنه حضور نداشته و حکومت با استفاده از رسانه ی ملی سعی در تحریف واقعیت در نزد آنان را داشته روایت کنیم و رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم. آن چه بیش از هر چیز مهم است این است که حسین (ع) و پیروانش قیام برعلیه ظلم و تزویر را به تمام فرایض دینی مقدم داستند و با نثار خون خویش نقاب از چهره ی ظالمان مردم فریب برداشتند و مردم ایران نیز با الهام از عاشورا صحنه ی عزاداری را به صحنه ی مبارزه با تزویرگران حاکم بدل ساختند، به راستی که تاریخ حقانیت این قیام را به قضاوت خواهد نشست و بر ماست که ادامه دهنده ی راه همه ی شهدای سال 88 و قیام حق طلبانه ی مردم ایران باشیم.

هفتم دی 1390
جمعی از محکومین سیاسی حوادث پس از انتخابات
رجایی شهر- اوین

حکم سه سال حبس تعزیری فرشته شیرازی تایید شد

ادگاه تجدید نظر استان مازندران، حکم سه سال حبس تعزیری فرشته شیرازی که توسط قاضی حسن زاده در دادگاه انقلاب شهرستان آمل صادر شده بود را تایید کرد.
به گزارش تارنمای «تغییر برای برابری»، فرشته شیرازی فعال حقوق زنان از روز ۱۲ شهریور در زندان آمل که فاقد امکانات اولیه و تفکیک جرائم است نگهداری می شود.
بر اساس این گزارش، فرشته شیرازی به دلیل شرایط نامناسب زندان آمل علی رغم اینکه خانواده اش ساکن آمل هستند درخواست انتقال به زندان ساری را داده است که به احتمال قوی در هفته های آینده به زندان ساری منتقل خواهد شد.
گفتنی است، فرشته شیرازی فعال حقوق زنان و از اعضای فعالان کمپین یک میلیون امضا در شهر آمل است، که پیش‌تر در شهریور سال ۸۸ بار‌ها به دفتر پیگیری و اطلاعات این شهر احضار و بازجویی شده و منزل وی نیز توسط ماموران امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته بود.
شیرازی در تاریخ ۱۲ شهریور ماه ۱۳۹۰ در پی احضار به اداره اطلاعات آمل بازداشت و در تاریخ شش مهر ماه ۱۳۹۰ در دادگاه شهر آمل محاکمه شد، که در این دادگاه “اقدام علیه امنیت ملی، نشراکاذیب، توهین به مسئولین” از جمله اتهاماتی بود که به این فعال مدنی تفهیم شد اما وی اتهامات مذکور را نپذیرفت.
این فعال مدنی و جنبش زنان، در نهایت به سه سال حبس تعزیری و هفت سال ممنوع الخروجی محکوم شد.

۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد. زرتشت

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰







عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰





عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰
عکس های مبارزه با بد حجابی سال ۹۰

سایت هاشمی رفسنجانی مسدود شد

محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی خبر مسدود شدن سایت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران را تایید کرد.
آقای محمد هاشمی، مسئول دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت و گو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا روز جمعه نهم دیماه گفت: "در حدود ساعت هفت شب پنج شنبه شب، از شرکتی که خدمات مربوط به سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی را ارائه می کند تماس گرفتند و اعلام کردند که به آن ها دستور داده شده است تا سرویس دهی به این سایت را قطع کنند."
آقای محمد هاشمی گفت که چند روز پیش گروهی "منتسب به گروه نظارت تارنما" پیغامی برای سایت فرستاد که " در آن از مدیریت سایت درخواست شده بود که سایت را پالایش کند و مصادیق پالایش را حذف خطبه های آخرین نماز جمعه آیت الله رفسنجانی اعلام کرده بودند."
به گفته آقای هاشمی، بی توجهی مدیریت سایت به این درخواست "غیرقانونی و تعجب آور" منجر به از دسترس خارج شدن این سایت شد.
آقای هاشمی رفسنجانی در آخرین خطبه نماز جمعه تهران بعد از اعتراضات انتخابات ریاست جمهوری در باره به خطر افتادن مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی هشدار داده و پیشنهاداتی نظیر آزادی زندانیان سیاسی و دلجویی از خانواده آنها را برای آرام کردن فضای کشور بعد از انتخابات ریاست جمهوری را مطرح کرده بود.
سخنان آقای هاشمی در این نماز جمعه، انتقاد برخی از محافظه کاران و شماری از اصولگرایان را به دنبال داشت. احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان از جمله محافظه کاران پرنفوذی بود که ناخشنودی خود را پنهان نکرد و حتی همنوا با محمود احمدی نژاد، آقای هاشمی رفسنجانی را مسئول ناآرامی های بعد از انتخابات معرفی کرد.
مسئول دفتر آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه افزود که هنوز مشخص نیست چنین دستوری از سوی کدام مرجع به شرکت خدمات دهنده سایت داد شده است، روز شنبه این موضوع را پی گیری می کنیم تا معلوم شود که این دستور از سوی کدام مرجع و به چه منظوری صادر شده است.
برخی از منابع خبری، فیلترینگ این سایت را مرتبط با مواضع آقای هاشمی رفسنجانی درباره انتخابات اخیر مجلس می دانند.
این در حالیست که در اواخر سال گذشته مهدی صرامی، معاون مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته بود: "پایگاه اطلاع رسانی آقای هاشمی رفسنجانی تاکنون در سامانه ثبت پایگاه اینترنتی ایرانی به ثبت نرسیده و لذا مطابق آئین نامه ساماندهی پایگاههای اینترنتی فاقد هویت محسوب می شود و فاقد مجوز قانونی است."
این برای دومین بار است که سایت یک رئیس جمهور سابق ایران فیلتر می شود.
در آبانماه سال گذشته وبسایت شخصی محمد خاتمی اعلام کرد که کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، سایت (http://www.khatami.ir) را مشمول ماده ۳۲ قانون جرایم رایانه ای تشخیص داده و اعلام کرده بود که از این از ارائه خدمات میزبانی به این سایت در داخل ایران جلوگیری خواهد شد.
پیش از آن نیز اعلام شده بود که پایگاه اینترنتی محمد خاتمی به دستور کمیته "فیلترینگ" مسدود شده است.
رئیس کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه دادستان کل کشور است و برخی اعضای آن عبارتند از : وزیر و نماینده وزارتخانه های آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری اطلاعات، دادگستری، علوم، اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس سازمان صدا و سیما و فرمانده نیروهای انتظامی.
تاکنون پایگاه های اطلاع رسانی چند نفر از مراجع تقلید شیعه در ایران فیلتر شده است که شامل سایت های آیت الله یوسف صانعی و آیت الله بیان زنجانی می شد.

بنزین آلوده؛ متهم ردیف اول آلودگی هوای تهران

هر ساله با شدت گرفتن آلودگی هوا آنچه که بیش از قبل مورد سوال قرار می‌گیرد میزان استاندارد بنزین‌هایی است که در حال حاضر در جایگاه‌ها توزیع می‌شود.
به گزارش ایلنا، صرف نظر از تکذیب و انکاری که با آوردن اسم بنزین آلوده از سوی مقامات مختلف صورت می‌گیرد، اگر قدری پای صحبت‌های جایگاه داران که عمده بخش توزیع را در دست گرفته‌اند بنشینیم، نسبت به میزان استاندارد بودن بنزین‌هایی که استفاده می‌شود دچار تردید خواهیم شد.
سابقه نشان می‌دهد که در هر بخشی که استاندارد‌ها با شک و تردید روبرو بوده، ادله و مستندهای بسیاری برای رد آن عنوان شده است اما پس از آغاز تولید بنزین پالایشگاهی در داخل کشور برخی کار‌شناسان تردیدهای خود را نسبت به میزان استاندارد بودن آن ابراز کردند.
این تردید‌ها زمانی قوت می‌گیرد که بحث آلودگی هوا و علت‌های اصلی این آلودگی به میان می‌آید علت‌هایی که‌گاه گداری به متهم‌های ردیف اول در این آلودگی تبدیل می‌شوند.
بی‌خبری جایگاه داران از استانداردهای بنزین
ناصر رئیسی فر رییس اتحادیه جایگاه داران در همین رابطه به خبرنگار ایلنا گفت: بنزین موجود بر اساس استانداردهایی است که پژوهشگاه صنعت نفت تعیین می‌کند اما هیچ دستگاهی برای کنترل کیفیت و هیچ معیاری برای سنجش آلودگی بنزین وجود ندارد.
به گفته وی جایگاه داران از طریق مردم و نارضایتی‌هایی که از طریق آن‌ها منتقل می‌شود‏ از میزان استاندارد بودن بنزین وارد شده به جایگاه‌ها مطلع می‌شوند.
رئیسی فر با اشاره به اینکه هیچ جایگاهی دستگاه اندازه گیری کیفی برای بنزین ندارد و نمی‌تواند در مورد میزان استاندارد بودن بنزین صحبت کند گفت: دستگاه‌های دولتی که بنزین را به ما تحویل می‌دهند، اعلام نمی‌کنند که بنزین تحویل داده شده تا چه میزان از استانداردهای لازم برخوردار است و خود جایگاه داران بدون اطلاع از میزان آلودگی بنزین را توزیع می‌کنند.
در همین رابطه چندی پیش رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت با تاکید بر اینکه عامل اصلی آلودگی هوا بنزین تولید داخل نیست تولید و توزیع بنزین آلوده در جایگاه‌ها را تکذیب کرده بود.
محمد رویانیان تاکید کرده بود که هر ساله با شدت گرفتن آلودگی هوا در تهران و سایر کلانشهرهای کشور از بنزین به عنوان عامل اصلی آلودگی هوا نام برده می‌شود که به گفته وی در شرایط فعلی هر چند کیفیت بنزین تولید داخلی خیلی بالا نیست اما عامل آلودگی هوا تولید و توزیع بنزین تولید داخلی نیست.
این عضو کابینه دولت با بیان اینکه در حال حاضر هیچ‌گونه بنزین آلوده‌ای در سطح کشور تولید و توزیع نمی‌شود، اظهار داشت: به زودی با بهره برداری از طرحهای جدید پالایشگاهی امکان عرضه بنزین با استاندارد یورو چهار و پنج اتحادیه اروپا در سطح کشور فراهم می‌شود.
البته رویانیان به این مسئله اشاره نکرده بود که چرا با وجود پایین بودن استاندارد بنزین‌های مصرف شده در داخل کشور برای توزیع بنزین‌های با استاندارد بالا سریع‌تر اقدام نمی‌شود.
رویانیان البته برخی شرکت‌های خودروساز را نیز متهم کرده و گفته بود که شرکتهای خودروساز داخلی باید نسبت به تولید خودروهایی با حداقل آلایندگی اقدام کنند.
عرضه بنزین‌هایی با استاندارد یورو ۴ و ۵
هرچند صحبت از بنزین‌های با استاندارد یورو ۴ و ۵ صحبت تازه‌ای نیست چرا که پیش از این نیز علیرضا ضیغمی مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی از ورود بنزین با استاندارد‌های بالا خبر داده بود.
میزان استاندارد بودن بنزین‌های فعلی از یک طرف و علت بی‌اطلاعی جایگاه داران از طرف دیگر مواردی است که فرضیه پایین بودن میزان استاندارد بنزین‌های فعلی را تقویت می‌کند چرا که در صورت قابل قبول بودن میزان استاندارد بنزین‌های فعلی جایگاه داران و یا خود مسئولین با قاطعیت بیشتری در مورد استاندارد بنزین‌های موجود حرف می‌زدند.
سوال اینجا است که چرا هر بار صحبت از بنزین‌های آلوده می‌شود تنها چیزی که در جواب آن عنوان می‌شود، ورود بنزین‌های با استاندارد یورو ۴ و ۵ است و تاکنون هیچ مدرک و یا استدلالی برای آلوده نبودن بنزین ارائه نمی‌شود.

فریاد ابوالفضل قدیانی از اوین؛ جانمان را برای انقلاب نگذاشتیم که امروز بر کشور سلطنت کنند

دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.
ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.
عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه‌ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.
متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی  زندانی  ۶۶ ساله که توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است به این شرح است :
بسم الله الرحمن الرحیم

تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)
این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.
این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.
اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خند و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پردخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.
از وفور مدح ها فرعون شد
کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه ۶۴)
اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافله‌ی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»
و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.
باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.
ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.
خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که به‌فرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»
به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.
البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.
به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.
قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.
البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیه‌الامه  استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.
معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.
در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟
مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!
چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار
چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت
خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.
اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟
این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟
رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟
صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل ۲۷ قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.
البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.
آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»
پاسخ من به این پرسش این است:
آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.
و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.
جهد فرعونی چو بی توفیق بود           هرچه او میدوخت آن تفتیق بود
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
ابوالفضل قدیانی
بند ۳۵۰
دیماه ۱۳۹۰

همسر سیامک قادری: برخوردهای نامناسب و مشکلات خانواده ها همچنان ادامه دارد

در حالی که زندانیان سیاسی در حال گذراندن حکمهای سنگین و غیرقانونی خود هستند، طی ماههای گذشته موج جدیدی از رفتارها و برخوردهای نامناسب و ناشایست با خانواده های زندانیان سیاسی به راه افتاده است. از سوی دیگر خانواده های زندانیان سیاسی بارها برای بیان مشکلات و مسائل خود به مقامات قضایی مراجعه کرده اند اما این پیگیریها همواره به دستور از “بالا” با بن بست مواجه شده و مورد بی توجهی به “عمد” مسئولین قضایی قرار گرفته است.
ضرب و شتم پسر مقیسه ای، جلوگیری از ملاقات فرزندان خردسال نسرین ستوده با مادرشان، تهدید و تحقیر مادران سالخورده و همسران، شنود تلفنها، ممانعت از آزادی زندانیانی که دوران محکومیت خود را به پایان رسانده اند، نگهداری تعدادی از زندانیان در سلول انفرادی، تهدید و ارعاب خانواده ها و زندانیان در صورت اطلاع رسانی، صدور احکام جدید برای زندانیان سیاسی که در حال گذراندن دوران محکومیت خود هستند، تنها نمونه ی کوچکی از مجموعه این اقدامات “غیرقانونی” و “غیر شرعی” دستگاه قضایی کشور است.
در دیداری که چندی پیش جمعی از خانواده ها با دادستان در “پارکینگ” دادستانی داشتند این مقام قضایی وعده داده بود که از این برخوردها بی اطلاع است و هفته آینده این برخوردها صورت نخواهد گرفت. همچنین هفته گذشته در سالن ملاقات ماموری حضور داشت که مشکلات خانواده ها را بر روی کاغذ ثبت می کرد تا به دست مقامات قضایی برساند. به همین مناسبت با یکی از اعضای خانواده ی بزرگ زندانیان سیاسی به گفتگو نشستیم تا مطلع شویم که آیا این وعده ها تحقق یافته است؟
فرزانه میرزاوند همسر سیامک قادری خبرنگار سابق خبرگزاری ایرنا که هم اکنون در بند ۳۵۰ بسر می برد، با تاکید بر تدوام برخوردهای غیرقانونی با خانواده ها به “جرس” می گوید: ” برخوردهایی که با خانواده ها صورت می گیرد واقعا آزاردهنده است. آنها یک روند تدریجی را از یک زمان خاصی شروع کرده اند و این فشارها مشخصا بر روی خانواده های زندانیان سیاسی است. از گشتن کیفها تا بازرسی های بدنی “عجیب و غریب” به گونه ای که گویی با قاچاقچیان مواد مخدر مواجهند و خلاصه هر هفته خانواده ها با چیزهای جدیدتری مواجه می شوند. از جمله دعوا در سالن ملاقات و برخوردهای نا مناسب و حضور ماموران بی تربیت ، مامورانی که حتی با افراد مسن رفتارها و برخوردهای بسیار بی ادبانه ای دارند. یک مورد هم تحویل گرفتن موبایلهای خانواده هاست که خانواده ها بعد از پس گرفتن موبایلهایشان متوجه شده اند که موبایلها دستکاری و روشن شده و به همین خاطر اعتمادی ندارند. دو هفته هم یک خانم محترم و سالخورده ای به مامورین گفت من موبایلم را خاموش می کنم اما تحویل نمی دهم، اما چنان برخورد خشن و بسیار نامناسبی با او صورت گرفت که واقعا آزاردهنده بود. تنها تغییری که ایجاد شده این است که برای ملاقات خانواده ها باید به دادسرا مراجعه و نامه ای را دریافت کنند و به دست مسئولین زندان برای امضا برسانند و دوباره آن را به دادسرا بر گردانند. فقط این دوباره به دادسرا برگشتن، برداشته شده وگرنه تمامی مسائل و مشکلات مثل همان روال قبلی است.”
او می افزاید: ” مشکل دیگر انگشت نگاری و عکس انداختن از ملاقات کنندگان و پوشاندن کاور زرد رنگ به تن زندانیان سیاسی است که همچنان پابرجاست و واقعا برخوردی عجیب و آزاردهنده است. یکی دیگر از مسائل این است که بعد از پایان یافتن زمان ملاقات تا زندانی به جای خودش برسد خانواده ها را در آنجا نگه می دارند، حتی هفته گذشته یکی از خانمهای باردار که مشکلات جسمانی زیادی داشت، چهار ساعت در آنجا نگهش داشتند. خلاصه ما برای یک ملاقات بیست تا سی دقیقه دقیقا سه تا چهار ساعت معطل می شویم اینها مسائلی است که مشکلات زیادی را برای خانواده ها ایجاد می کند. در میان خانواده ها بچه های کوچک ، زنان باردار و زنان سالخورده وجود دارند که این شرایط بسیار آزاردهنده و تحقیرکننده است. کارت ملی ، شناسنامه ، مدرک شناسایی و اینها را هر هفته باید ارائه دهیم که بعضی از شهرستان می آیند یا مسن هستند فراموش می کنند، خلاصه خانواده ها مدام در نگرانی و ناراحتی به سر می برند. هربار که برای ملاقات می رویم دعا دعا می کنیم که امروز به خیر بگذرد و برخوردی پیش نیاید که این امر واقعا ناخوشایند است و هرچه سریعتر باید به این برخوردها پایان دهند. خانواده ها قصد دارند به دادستانی مراجعه کنند و درخواست خود را مکتوب دهند تا ببینیم بررسی می شود یا نه، اگرچه تجربه نشان داده جوابی نمی گیریم. اما این روند افزایش فشارها به حدی زیاد شده که خانواده ها در صددند اقدام جدی در مقابل این برخورد ها انجام دهند. جالب است که این فشارها را زیر بهانه هایی از جمله فرار زندانیان غیر سیاسی انجام می دهند، در صورتیکه زندانیان سیاسی اهل فرار نیستند و اگر می خواستند فرار کنند که سر از زندان در نمی آوردند. آنها ترجیح دادند بایستند و برای اعتقاداتشان هزینه بپردازند و حکمهای “ناعادلانه” و “غیرقانونی” را تحمل کنند و بگذرانند.”
همسر این روزنامه نگار دربند با اشاره به مشکلات عدیده و عدم پاسخگویی مسئولین ادامه می دهد: “خانواده ها برای بیان خواسته ها و مشکلات خود به دادستانی مراجعه کردند و نامه نوشتند و روز یکشنبه که برای پیگیری نامه مراجعه می کنند فقط بالای نامه امضا و نوشته شده بود ، ملاحظه شد. طبق قانون زندانها ملاقات کننده ها باید بتوانند به طور منظم با زندانیان خود ملاقات کنند اما زندانیان سیاسی از این قاعده مستثنا هستند و خانواده های زندانیان سیاسی باید یک پروسه ای را بگذرانند تا موفق به ملاقات عزیزان خود شوند. در واقع باید به دادستانی مراجعه کنند و فرم را پر کنند و خود دادستان شخصا اجازه ملاقات دهند. (هر یک ماه این فرم پر می شود و باید منتظر اجازه ی دادستان باشیم) گاهی به سه یا چهار ماه کشیده می شود تا خانواده ها بتوانند عزیزان خود را حضوری ملاقات کنند و بعضی از زندانیان سیاسی اصلا ملاقات حضوری ندارند.”
خانم میرزاوند با اشاره به دیدار جمعی از خانواده ها با دادستان در پارکینگ می گوید: “هفته های گذشته که جمعی از خانواده ها به دادستانی مراجعه کرده بودند از ساعت نه صبح منتظر دادستان بودند اما ایشان نیامدند تا اینکه ساعت دو و سه بعداز ظهر متوجه شدند که دادستان در پارکینگ در حال رفتن است، خانواده ها سریع خود را به پارکینگ می رسانند و دادستان را آنجا ملاقات می کنند. دادستان گفت پس من را ملاقات کردید و یکی از خانمها جواب داد اگر قرار است دادستان را در پارکینگ ملاقات کنیم پس دفتر دادستانی برای چیست؟! دفتر دادستانی را تعطیل کنید تا در پارکینگ شما را ملاقات کنیم. همچنین یکسری از خانواده ها برای ملاقات با آقای آوایی مراجعه کرده بودند که موفق به ملاقات با ایشان نشدند و مسئول دفتر ایشان قول مساعد دادند تا خانواده ها بتوانند طی هفته های آینده ملاقات مستقیمی با خود آقای آوایی داشته باشند و مشکلات خانواده ها در آن ملاقات مطرح گردد اما اگر باز پاسخ نگیریم قطعا اقدامی انجام خواهیم داد.”
همسر قادری ادامه می دهد: “حالا ما درخواست کتبی خود را در دادستانی می گذاریم، اگرچه درخواست خانواده های سیاسی اصلا ثبت نمی شود و این یکی از این مشکلات است که با آن مواجه هستیم. درخواستها بدون کوچکترین توجهی در دستگاه خردکن گذاشته می شود ، برای مثال همسرم شش ماه از بازداشتش می گذشت و به خاطر یکسری مسائل مالی که باید خود ایشان حضور داشته باشند برای مرخصی اقدام کردند ، حتی گفتند که تحت الحفظ بیایند تا وکالت را به من بدهند، اما با گذشت بیش از یک سال و نیم هنوز این خواسته بی پاسخ مانده و بسیاری از خانواده ها با مشکلاتی بسیار بیشتر از این دست به گریبانند اما دریغ از توجه و پاسخگویی. از جمله این خواسته ها این است که تعدادی از زندانیان سیاسی دوران محکومیت خود را گذرانده اند اما باز در زندان نگه داری می شوند و از آزادی آنها ممانعت به عمل می آید. زندانیان ممنوع الملاقات داریم ، زندانیانی داریم که هنوز در انفرادی هستند که نمونه ی بارز آن آقای تاجزاده هستند که در این شرایط نگهداری می شوند. آقای تاجزاده بعد از این همه مدت در انفرادی است و شاید اسمش فرق کند اما عملا در انفرادی و جدا از زندانیان سیاسی دیگر است.”
گفتنی است، چندی پیش سید محمد خاتمی با حضور در منزل جمعی از زندانیان سیاسی با خانواده های آنها دیدار و از ایشان دلجویی کرد. وی با تقدیر از فداکاری و صبوری این زندانیان سیاسی و خانواده های عزیز آن ها، بر ضرورت آزادی همه زندانیان سیاسی و گشایش فضای سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.
همسر سیامک قادری در خصوص این دیدار می گوید: “دیداری گرم و صمیمی بود و خانواده ها عمیقا از ابراز همدلی ایشان با خانواده ها دلگرم و خرسند شدند.”
این عضو خانواده بزرگ زندانیان سیاسی در پایان می گوید: “خانواده ها خواسته یا ناخواسته حلقه های یک زنجیر را تشکیل می دهند. زندانیان ما به خاطر یک هدف مشترک در زندان به سر می برند بنابراین خانواده ها جدای از علائق و سلیقه ها به هم وصل و با هم متحد هستند. آنها برای احقاق حقوق خود و عزیزان خود لحظه ای دست از تلاش برنخواهند داشت.”
لازم به یادآوری است، سیامک قادری خبرنگار سابق خبرگزاری ایرنا که در تاریخ پنج مرداد ۱۳۸۹ با یورش نیروهای امنیتی و اطلاعات به منزلش به اتهام ایجاد وبلاگ ایرنای ما و انتشار گزارش‌های عینی خود از تظاهرات مردم در جنبش سبز و انعکاس اخبار و تحولات حرکت اعتراضی مردم دستگیر و به چهار سال حبس تعزیری محکوم گردید.

۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

سه-حیوانی-که-زمان-مرگ-شان-را-می-دانند


هوشیاری در مورد مرگ پدید‌ه‌ای روانشناسی است که تا مدتها تصور می‌شد تنها در انسان‌ها وجود دارد به این مفهوم که جانداران دیگر غیر از انسان متوجه لحظات پایانی عمر خود و هم‌نوعان خود نمی‌شوند و طبیعتا عکس‌‌العمل خاصی در این لحظات ار خود بروز نمی‌دهند.
به گزارش ایران ویج ، اما تحقیقاتی وجود دارد که نشان می‌دهد مرگ آگاهی (death awareness) در جانوران دیگر نیز وجود دارد و با مطالعه دقیق رفتار آنها می‌توان نتیجه گرفت که لحظات پایان عمر حیوانات برای خودشان و اطرافیانشان قابل درک است.
شامپانزه
۱- شامپانزه
شامپانزه‌های شبیه‌ترین ِ موجودات به انسان به لحاظ تکاملی هستند و خصوصیات فیزیکی و روانشناختی مشابه زیادی با انسان‌ها دارند. پیرامون پدیده مرگ آگاهی نیز اخیرا مجله تخصصی “روند حیات” مقاله‌ای چاپ کرده که در آن به تحقیق گروهی از پژوهشگران بریتانیایی دانشگاه استیرلینگ اشاره شده است. این پژوهشگران رفتار شامپانزه‌ها را هنگام مرگ یکی از اعضای گروه به دقت زیر نظر گرفتند و متوجه شدند گروه شامپانزه‌ها در برابر عضوی از گروه که در آستانه مرگ است رفتار دیگری دارند. جیمز آندسون نویسنده مقاله می‌گوید: “نتیجه بررسی‌های ما در رفتار شامپانزه‌ها، نشان می‌دهد که هوشیاری در مورد مرگ در این حیوانات بسیار عمیق‌تر از آن است که تا کنون تصور می‌شد”.
بخشی از این تحقیق در اسکاتلند صورت گرفته است. زیست‌شناسانی که مدتها محل زندگی شامپانزه‌ها در باغ‌وحش اسکاتلند را زیر نظر گرفتند برای مثال به مرگ شامپانزه ماده پنجا‌ه ساله‌ای در سال ۲۰۰۸ اشاره می‌کنند. در روزهای نزدیک به مرگ این شامپانزه، پژوهشگران دریافتند که سایر اعضای گروه رفتار بسیار آرامی دارند و به شامپانزه ضعیف و رنجور توجه بیشتری می‌کنند.
در آخرین ساعات زندگی او نیز همه اعضای گروه روی سکوی نزدیک او جمع شده و آرام پوست او را نوازش می‌کردند. پس از مرگ این شامپانزه ماده همه از او دور شدند و تنها دختر او تمام شب را کنار مادرش باقی ماند. نکته جالب دیگری اینکه حتی پس از چند روز و عادی شدن رفتار شامپانزه‌ها، آنها تا چند روز روی سکویی که شامپانزه پیر آخرین ساعات زندگی‌اش را روی آن گذراند جست‌وخیز نمی‌کردند.
تحقیق دیگری توسط محققین دانشگاه آکسفورد در کشور گینه بیسائو انجام شد که در این تحقیق آنها شاهد مرگ دو فرزند کم سن شامپانزه ماده بودند. شامپانزه مادر در روزهای آخر بسیار بی‌تاب و کمک حال فرزندان بود و پس از مرگ آنها نیز جسدشان را تا مدت‌ها با خود حمل و به مکان‌های مختلف جابجا می‌کرد و در نهایت با حالتی حاکی از افسردگی جسدها را رها می‌کند تا شامپانزه‌های دیگر جسد نیمه باقی‌مانده را ببرند. به گفته دورا بیرو مسئول این تیم تحقیقاتی “این پژوهش نشان می‌دهد که توانایی درک مرگ و ارتباط عاطفی عمیقی میان بچه شامپانزه‌ها و مادرشان وجود دارد که حتی تا بعد از مرگ آنها نیز ادامه خواهد داشت”.
در آخرین ساعات زندگی شامپانزه ماده همه اعضای گروه روی سکوی نزدیک او جمع شده و آرام پوست او را نوازش می‌کردند.
فیل
۲- فیل
تحقیقات زیادی از جمله یک کار مطالعاتی توسط دانشمندان دانشگاه آکسفورد در کشور کنیا در آفریقا که سال‌ها به طول انجامیده اثبات می‌کند که فیل‌ها نسبت به مرگ آگاهند و در لحظات مرگ با یکدیگر مهربان‌تر می‌شوند. این تحقیق که نتایج آن توسط دانشکده جانورشناسی دانشگاه آکسفورد منتشر شده نشان می‌دهد که نه تنها خویشاوندان درجه اول بلکه بقیه فیل‌ها نیز نسبت به فیلی که لحظات آخر زندگی را می‌گذراند توجه ویژه دارند و با حالتی حاکی از ترحم تلاش می‌کنند نیازهای او را رفع کنند. در این مطالعه که فیلی در حال مرگ بود، پنج خانواده از فیل‌های دیگر به حالت پرستاری به فیل در حال مرگ سر می‌زدند و به او برای زنده ماندن کمک می‌کردند.
بررسی رفتار این فیل‌ها علاوه بر ضبط صوتی و تصویری با استفاده از ردیاب‌های رادیویی که بر روی بدن فیل‌ها نصب شده بود انجام شده است.
مسئول تیم تحقیقاتی در کنیا می‌گوید “این واکنش‌ها نشان می‌دهد که چگونه انسان‌ها و فیل‌ها احساسات مشترکی دارند، مانند هشیاری نسبت به مرگ و مراقبت و محبت نسبت به موجود در حال مرگ”. محققان معتقدند که مشابه این رفتار فیل‌ها در دلفین‌ها نیز مشاهده شده است.
قو
۳- قو
قوها پرندگان زیبا و از مخلوقات خارق‌العاده خداوند هستند که به سبب تک همسری در طول عمر (monogamy) به سمبل عشق و وفاداری در بسیاری از فرهنگ‌ها تبدیل شده‌اند. اگر چه پدیده تک‌همسری در بین پرندگان تا نود درصد (در برابر هفت درصد در پستانداران) وجود دارد، اما نکته متمایز کننده این دسته از غازیان نظریاتی است که در مورد مرگ‌آگاهی آنها خصوصا گونه قوهای گنگ (Mute Swan) وجود دارد. گفتنی است که در دسته بندی‌های پرنده شناسی قو (swan) با غاز (goose) متفاوت است در حالیکه بسیاری از افراد آنها را به اشتباه یکی می‌دانند.
با اینکه در سال ۲۰۰۱ پترسون و همکارانش در کتاب راهنمای پرندگان انگلستان و اروپا ذکر می‌کنند که قوهای گنگ در طول زندگی کاملا بی‌صدا نیستند ولی مثل غازهای وحشی صداهای گوشخراش و بلند از خود تولید نمی‌کنند، اما نام قوهای گنگ همچنان بر این جانداران مانده است.
در افسانه‌های قدیمی آمده که قوی گنگ در طول عمر هیچ صدایی تولید نمی‌کند و تنها در نزدیکی لحظات مرگ، به گوشه‌ای دنج پناه برده و آوازی زیبا به عنوان اختتامیه عمر عاشقانه خود می‌خواند که با اتمام آواز جانش را از دست می‌دهد. در اسطوره‌های قدیمی ذکر شده که قو در لحظات مرگ به محل اولین جفتگیری خود مراجعت کرده و آواز سر می‌دهد. اصطلاح “آواز قو” به معنی آخرین کار باشکوه یک فرد یا یک مجموعه برگرفته از همین افسانه‌ها است.
هنوز کسی به درستی نمی‌داند که آیا قوها واقعا آخرین لحظه‌های زندگی خود را تشخیص می‌دهند یا خیر اما افسانه‌ها و تعاریف نمادین در مورد این جانداران زیبا همچنان در فرهنگ‌های مختلف پابرجاست.
هنوز کسی از جانورشناسان به درستی نمی‌داند که آیا قوها واقعا آخرین لحظه‌های زندگی خود را تشخیص می‌دهند یا خیر و این مطلب بحث‌انگیز موضوع تحقیقی جامع مانند آنچه در مورد شامپانزه‌ها، فیل‌ها و دلفین‌ها انجام شده، نبوده است، اما افسانه‌ها و تعاریف نمادین در مورد این جانداران زیبا همچنان در فرهنگ‌های مختلف پابرجاست.