ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه

واکنش های جهانی به تسخیر سفارت انگلیس و ابراز تاسف وزارت خارجه ایران از وقایع امروز


شورای امنیت سازمان ملل متحد حمله به سفارت بریتانیا در تهران را محکوم کرده است.
سایت عصر ایران به نقل از بی بی سی نوشت: بیانیه شورای امنیت با توافق هر ۱۵ کشور عضو – از جمله چین و روسیه – توسط سفیر پرتقال، رییس دوره ای شورای امنیت، قرائت شد.
پیش از این، دولت آمریکا و اتحادیه اروپا حمله به مجموعه‌های سفارت بریتانیا را محکوم کرده بودند و دولت بریتانیا نیز در اعتراض به این حمله کاردار ایران در لندن را به وزارت امور خارجه این کشور احضار کرد.
سخنگوی دفتر رئیس‌جمهور آمریکا گفت که کشورش حمله به سفارت بریتانیا را به شدت محکوم می‌کند و آماده است که از همپیمانانش در شرایط سخت حمایت کند.  یک سخنگوی کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم از وقایع امروز تهران به شدت ابراز نگرانی کرد و آن را “حمله‌ای کاملاً غیر‌قابل قبول” خواند.  اشتون گفت: این خیلی نگران کننده است که من مطلع شدم که دارایی های سفارت انگلیس در تهران، مورد هجوم تظاهرات کنندگان قرار گرفت. من شدیدا این هجوم کاملا غیر قابل قبول را محکوم می کنم.
سفارت بریتانیا در خیابان فردوسی و اقامتگاه دیپلماتیک و مرکز فرهنگی بریتانیا در باغ قلهک تهران بعد از ظهر امروز ۸ آذر (۲۹ نوامبر) مورد حمله گروهی از معترضان به سیاست‌های بریتانیا قرار گرفت.
این در حالی است که وزارت امور خارجه ایران از “رفتارهای غیرقابل قبول معدودی از معترضان” ابراز تأسف کرده و گفته است که ایران قوانین و مقررات بین‌المللی و مصونیت اماکن دیپلماتیک را محترم می‌داند.
در این بیانیه آمده است:
«در پی تجمع اعتراض‌آمیز دانشجویان در مقابل سفارت انگلیس در تهران که منجر به تظاهرات خارج از کنترل گردید، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از برخی رفتارهای غیرقابل قبول معدودی از معترضین که علیرغم تلاش نیروی انتظامی و تقویت نیروهای حفاظت‌کننده از سفارت صورت پذیرفت، ابراز تاسف نموده و از مسئولین امر خواسته شده است تا اقدامات و بررسی‌های فوری و ضروری در این رابطه به عمل آورند.
وزارت امور خارجه ضمن احترام به قوانین و مقررات بین‌المللی و با تاکید بر مصونیت اماکن دیپلماتیک، بر تعهد دولت جمهوری اسلامی ایران به حفاظت و صیانت از اماکن و ماموران دیپلماتیک تاکید می‌نماید.بدیهی است از طریق مجاری قانونی و مبادی ذیربط موضوع مورد پیگیری قرار خواهد گرفت.»
پیش‌تر وزارت امور خارجه بریتانیا از حملات علیه دو مجموع سفارت خود در تهران به شدت ابراز خشم کرده و آن را غیرقابل قبول خوانده بود.این وزارتخانه تأکید کرده بود که بر اساس قوانین بین‌المللی و کنوانسیون وین، دولت ایران مسئول حفاظت از دیپلمات‌ها و سفارتخانه‌ها در این کشور است.
روسیه نیز حمله به سفارت انگلیس در تهران را محکوم و آن را غیر قابل قبول دانسته است.
کرمی یکی از نمایندگان مجلس تسخیر سفارت انگلیس را محکوم کرد و از احتمال مقابله به مثل در انگلیس و دیگر کشورها سخن گفت.
نماینده سنندج ​گفت: گرچه اقدامات خصمانه دولت انگلیس را به هیچ عنوان قابل دفاع نمی دانیم و در طی ۳۲ سال گذشته این کشور از موضع خصم و نفاق با ما روبرو بوده و تبعات بسیاری را برای ما در فضای بین​المللی به بار آورده است؛ اما این نوع برخورد و هجوم و حمله به سفارتخانه این کشور، خارج از روابط دیپلماتیک بود.
در سوی دیگر حمید رسایی نماینده دیگر مجلس در میان  تجمع کنندگان بوده و سخنرانی نیز کرده است.
به نوشته واحد مرکزی خبر، امروز “تعدادی از دانشجویان! خشمگین! که قصد تصرف سفارت (در خیابان فردوسی) را داشتند، کوکتل مولوتف و سنگ به داخل سفارت پرتاب کردند و شیشه‌های سفارت را شکستند و گوشه‌ای از ساختمان کوچک پشت درب اصلی سفارت نیز آتش گرفت”.
خبرگزاری جمهوری اسلامی هم خبر داد که “اسناد و مدارک محرمانه و جاسوسی” بریتانیا در تهاجم معترضان به باغ قلهک به مصادره آنها در آمده است و “تعدادی از اتباع بیگانه مستقر در ساختمان باغ قلهک نیز توسط دانشجویان محافظت می‌شوند”.
خبرگزاری فارس چند ساعت بعد، از آزاد شدن “۶ کارمند انگلیسی که در باغ قلهک در محاصره دانشجویان بودند” توسط پلیس دیپلماتیک خبر داد.
به گزارش خبرگزاری‌های کشور، مرتضی تمدن، استاندار تهران و احمدرضا رادان، جانشین فرمانده کل پلیس ایران در محل سفارت بریتانیا در خیابان فردوسی حاضر شده‌اند تا دانشجویان را وادار به خروج از محوطه و ساختمان سفارت کنند.
خبرگزاری فارس از بروز درگیری شدید میان مهاجمان درون سفارت با پلیس خبر داده و نوشته است که چند پلیس مجروح شده‌اند و حال یکی از دانشجویان هم “وخیم” است. در تصاویر منتشر شده از حوادث امروز، یک خودرو که در داخل محوطه سفارت به آتش کشیده شده و تعدادی از مهاجمان که مدارک و اموال را از داخل ساختمان سفارت خارج می‌کنند، دیده می‌شوند.
روابط ایران و بریتانیا در هفته های اخیر و در پی تشدید تحریم‌ها علیه ایران توسط دولت بریتانیا پرتنش بوده است و مجلس ایران کاهش روابط این کشور با بریتانیا را به سطح کاردار تصویب کرده است. وزارت امور خارجه بریتانیا اعلام کرده است که 
مقامات ارشد این وزارتخانه با کاردار ایران در بریتانیا گفت‌و‌گو کرده‌اند و مستقیماً خواهان واکنش سریع دولت ایران شده‌اند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه


برای تحریم‌های سخت‌تر آماده باشیم

در روزها و هفته‌های اخیر در رسانه‌های خبری و تحلیلی دنیا بحث‌هایی در مورد قصد غرب برای تحریم بانک مرکزی ایران به راه افتاده است. هر چند به نظر نمی‌رسد که در حال حاضر این مسئله عملی باشد و خوشبختانه هنوز به تصمیمی‌در این رابطه نرسیده اند اما به هر حال موضوعی است که باید در وهله اول مانع آن شد و درثانی به راهکارهای مقابله با آن در صورت وقوع اندیشید.
البته بسیاری معتقدند که بعید است که واقعا غرب چنین تصمیمی‌ اتخاذ کند، چرا که با منافع اقتصادی آنها در تعارض است. تحریم بانک مرکزی ایران به این معنی است که کلا مبادلات مالی ایران قطع می‌شود و تعهدات مالی ایران قابل اجرا نخواهد بود. در چنین صورتی فروش نفت از سوی ایران منتفی می‌شود و چنین اتفاقی بر بازار نفت تاثیر جدی می‌گذارد.
ایران چهارمین صادر کنننده نفت است و خروج نفت ایران از بازار نفت جهان می‌تواند به ثبات عرضه و تقاضا در بازار نفت ضربه وارد کند. با این وجود نباید تصور کرد که همیشه چنین وضعیتی حاکم خواهد بود. چنانچه به هردلیل تقاضای بازار نفت کاهش پیدا کند و یا بتوانند جایگزینی برای نفت ایران پیدا کنند ممکن است در اجرای چنین تصمیمی‌ مصمم تر شوند.
در حال حاضر عربستان سعودی تا حدی امکان تولید مازاد نفت دارد. از سوی دیگر حوزه‌های نفتی عراق هم در حال بازسازی است و در سالهای اخیر بر تقویت توان صادرات این کشور کار شده است. حوزه‌های نفتی لیبی هم در حوادث و تحولات اخیر لیبی چندان ضربه ای ندیده است و به زودی می‌تواند صادرات نفت لیبی احیا شود و به حداکثر توان خود برسد. چنین مسائلی نشان می‌دهد که امکان این که در بازار نفت عرضه افزایش یابد به نحوی که خلاء نفتی ایران بتواند جبران شود، در آینده وجود دارد.
بنابراین غرب در راستای منافع خود در حال حاضر دست به قطع کامل روابط بانکی خود با ایران نزده است و علی رغم اعمال تحریم‌هایی علیه کشورمان، چنین مسئله ای را در شورای امنیت به صورت قطعنامه به تصویب نرسانده اند. بنابراین تا وقتی چنین اتفاقی نیفتاده نمی‌توان گفت که در روند صادرات نفت ایران خللی وارد شده است. اما باید دانست که با تبلیغات و مواضع و سیاست‌هایی که اتخاذ می‌شود چنین اقدامی‌ در برنامه‌های آتی و دراز مدت آنها قرار دارد و برای جایگزینی نفت ایران در چنین شرایطی فکر می‌کنند.
اما آیا در مقابل، ما به این مسئله توجه کافی داشته ایم. متاسفانه در این یکی دو سال گذشته ما جز بسنده کردن به این قول که تحریم‌ها اثری ندارد و ما می‌توانیم تحریم‌های اعمال شده را دور بزنیم، فکر جدی دیگر نشده است. همه دلسوزان کشور امیدوارند که مسئولان ما به فکر چنین تهدیدهایی باشند و با اتخاذ سیاست‌های درست، کاری کنند که مردم کشورمان آسیب نبینند.
به نظر می‌رسد ما در این زمینه در دو حوزه می‌توانیم فعالیت کنیم و خود را آماده کنیم. یکی در عرصه دیپلماسی کشور است و دیگری در زمینه سیاست‌های اقتصادی.
در حوزه دیپلماسی متاسفانه شاهد این هستیم که اجماعی در جهان علیه کشورما ایجاد شده است و بسیاری از کشورهایی که تا چند سال پیش در مقابل سیاست‌های غرب علیه ما ایستادگی می‌کردند و مانع از اقدامات آنها می‌شدند در بعضی موارد سست شده اند و با این سیاست‌ها همراهی نشان می‌دهند. می‌بینیم که چین و روسیه در تصویب قطعنامه‌های تحریم کشورمان در سازمان ملل با دول غربی همراهی می‌کنند. از سوی دیگر بسیاری از کشورهای دوست ما با غرب همراه می‌شود. به عنوان مثال زمانی رئیس دولت ما از برزیل و ترکیه به عنوان دوستان متحد ما سخن می‌گفت و با ما هم پیمان می‌شدند ولی اکنون می‌بینیم که از حمایت برزیل خبر چندانی نیست و ترکیه نیز در برخی موارد به سمت غرب می‌چرخد. با ملاحظه چنین شرایطی و این که وضعیت ما در جهان در سالهای گذشته تضعیف شده است به نظر می‌رسد دیپلماسی ما آنچنانکه باید و شاید با قدرت عمل نمی‌کند. به نظر می‌رسد ما یا استدلال نداریم یا استدلال ما ضعیف است و یا در روابطمان با کشورهای دیگر استدلال نمی‌کنیم. هر کدام از این‌ها باشد نشانه ضعف ما است. بنابراین به لحاظ رویکرد دیپلماتیک باید تلاش لازم صورت گیرد تا اجازه ندهیم شرایط بدتری نظیر تحریم بانک مرکزی و قطع مبادلات مالی ما ایجاد شود. یک راه ما این است که اجازه ندهیم که کار به آنجا برسد که در شرایط بدتری مجبور شویم تن به توافق بدهیم.
در اما بعد اقتصادی، واضح است که اقتصاد ما اقتصاد تک محصولی است و ما به شدت به درآمدهای نفتی وابسته هستیم. امیدواریم کار به آنجا نرسد که ما در فروش نفتمان دچار مشکل شویم ولی به هر حال وقتی کسی تصمیمی‌می‌گیرد که راهی را برود باید تمام جوانب آن را در نظر بگیرد و به دنبال راهکارهایی برای حل معضلات باشد.
به عنوان مثال از اختلاف قیمت ارزی می‌توان استفاده کرد. در حال حاضر بسیاری از محصولات بخش تولید ما که پیش از این بازار خارجی نداشت و با تولید مازاد داخلی روبرو بود با استفاده از این اختلاف قیمت ارزی، در کشورهای همسایه بازار پیدا کرده اند. ما باید سعی کنیم که روابطمان را با کشورهای همسایه که به برخی از محصولات ما نیاز دارند، حفظ کنیم. همچنین باید امنیت مبادلات اقتصادی را برای آنها تامین کنیم و به آنها نشان دهیم در این زمینه حسن نیت داریم. کشورهای همسایه ما به دلیل مشترکات فرهنگی، زبانی، دینی و مذهبی و یا احساسات ضد امپریالیستی ممکن است در این زمینه با ما همراهی کنند و ارز خارجی در مرزهای ما در مقابل کالاهای ما در اختیار ما قرار دهند. چنین مبادلاتی رابطه بانکی نمی‌خواهد و با ایجاد بازارچه‌های ارزی و بانک‌هایی می‌توان به آن اقدام کرد. بنابراین به نظر می‌رسد می‌توان با استفاده از ا نشیب و فرازهای اقتصادی بخشی از هزینه‌های ارزی را تامین کرد، هرچند این بخش کوچکی است.
اقدامات دیگری هم ممکن است در جهت مدیریت شرایط اقتصادی صورت داد و آن استفاده از طلا است. به عنوان مثال ونزوئلا در حال حاضر با توجه به قیمت خوب بازار طلا، بخشی از ذخائر خود را به حراج گذاشته است. آیا ما چنین تمهیداتی داشته ایم و تبدیل ذخایر خود را در ذهن گذاشته ایم؟ به راحتی می‌شود در بسیاری از موارد فروش نفت را با معادلات بارتر و یا تعویض فیزیکی با طلا انجام داد.
معادلات بارتر یا کالا به کالا راه دیگری است که می‌توان استفاده کرد. ما در زمان جنگ تحمیلی هم از چنین راههایی استفاده کرده ایم. در زمانی که عرصه به لحاظ مالی بر ایران سخت بود و درآمد ما به ۶ میلیارد دلار هم نمی‌رسید مدیران آن روز کشور با تعویض کالا با کالای خارجی تلاش می‌کردند نیازهای ما را تامین کنند. متاسفانه امروز در بخش اقتصادی ما اساسا حرفی از این موضوع نیست و اساسا به استفاده از چنین تمهیداتی فکر نشده است.
با این همه، این راهها، به قول علمای اسلام «اکل میته» است. یعنی راههایی است که در شرایط سخت و تنگ باید به آنها پناه برد. خوشبختانه بعد از سالها که مسئولین ما تاثیرگذاری تحریم‌ها را رد می‌کردند اخیرا قبول کرده اند که شرایط سخت و تنگ است. بنابراین در این شرایط اگر از این راهها استفاده کنیم وضعیت بهتری خواهیم داشت. با این وجود امیدواریم روابط کشورمان مثل بقیه دنیا با اکثریت کشورهای جهان به حالت تعادل بازگردد و شرایط اقتصادی کشورمان بدتر از این نشود. همچنین امیدواریم مسئولین برای شرایطی آماده باشند که اگر غرب تصمیمات دیگر گرفت بتوان آن را مدیریت کرد. نمونه‌های گرسنگی که در کره شمالی دیده می‌شود پشت انسان را به لرزه در می‌آورد. هر چند مردم ما بسیار مقاوم تر هستند ولی نباید هزینه‌های سوء مدیریت خود را به مردم تحمیل کرد.
* رئیس پیشین اتاق بازرگانی تهران
منبع: دیپلماسی ایرانی

چکیده :روز گذشته ماموران با برخورد نامناسب با چند نفر از همسران زندانیان سیاسی بند 350 شرایط اعتراض دسته جمعی خانواده های آنان را فراهم آوردند. ...

خانواده زندانیان سیاسی زندان اوین از افزایش برخوردهای نامناسب ماموران در سالن ملاقات این زندان گلایه دارند.
به گزارش خبرنگار کلمه، خانواده زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین که دوشنبه ها با خانواده های خود دیدار می کنند می گویند در هفته های اخیر شاهد برخورد نامناسب از سوی برخی ماموران مستقر در این زندان بوده اند.
چندی است که مامورانی سالن ملاقات زندان اوین قبل از ملاقات خانواده ها با عزیزان شان کیف های آنها را جستجو کرده و ضمن تحویل گرفتن تلفن همراه آنان بعد از کنترل کامل اجازه ملاقات آنها با زندانی شان را صادر می کنند.
طبق خبرهای رسیده به کلمه، روز گذشته ماموران با برخورد نامناسب با چند نفر از همسران زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ شرایط اعتراض دسته جمعی خانواده های آنان را فراهم آوردند.
همسر ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی یکی از کسانی بود که با برخورد نامناسب یک مامور بازرسی مواجه شد. این مامور خانم قدیانی را با خشونت به درون سالن راند و ضمن هل دادن و توهین به او گوشی موبایلش را تحویل گرفت.
وقتی خانواده قدیانی به این نحوه ی برخورد نامناسب اعتراض کردند نه تنها این مامور به آنها اهمیتی نداد که با آوردن چند مامور دیگر توهین های خود را به خانواده این زندانی سیاسی که همسرش سابقه زندانی بودن در زندان های دوران ستمشاهی را نیز دارد ادامه دادند.
این برخوردها موجب شد تا جمعی از خانواده زندانیان سیاسی به این وضعیت اعتراض کنند.
یکی از خانواده ها می گوید: نمی دانم چرا به بهانه های مختلف می خواهند همین بیست دقیقه ملاقات هفتگی ما را نیز خراب کنند و هر بار با برخوردی نامناسب موجب پریشانی خانواده ها قبل از ملاقات با عزیزان شان شوند. این موضوع بر روحیه زندانی و خانواده اثرات نامناسبی بر جا می گذارد و ملاقات هفتگی را که تنها دلخوشی ماست به کاممان تلخ می کند.
خبرها همچنین حاکی است که در همین روز با دیگر خانواده ها نیز برخوردهای نامناسبی صورت گرفته که این برخوردها هنگام کنترل شناسنامه ها رخ داده است، که بار دیگر موجب متشنج شدن فضای سالن ملاقات شده است.
خانواده یکی از زندانیان سیاسی می گوید: ظاهرا چند روز قبل یک قاچاقچی مواد مخدر از سالن ملاقات حضوری اقدام به فرار کرده است و همین موضوع موجب شده است که ماموران سالن ملاقات رفتار سختگیرانه ای را در پیش بگیرند که ابعاد این برخوردها به خانواده زندانیان سیاسی هم سرایت کرده حال آنکه بیشتر زندانیان سیاسی حتی از ملاقات حضوری محروم هستند و همه می دانند که آنها برای مرام و عقیده شان در زندان مانده اند و می توانند با نوشتن یک سطر موجبات آزادیشان را فراهم می کند اما آنها هر گز دست به این اقدام نمی زنند و همچنان بر مواضع شان ایستاده اند،آن وقت مسوولان سالن ملاقات بعد از فرار یک قاچاقچی مواد مخدر چنین رفتارهای توهین آمیزی را با ما در پیش می گیرند که به هیچ عنوان مقبول و پذیرفته نیست.
همچنین خانواده زندانیان بند ۳۵۰ اوین می گویند از آنجا که تلفن های همراه خانواده ها هنگام ورود به سالن ملاقات توسط ماموران تحویل گرفته می شود و آنها در همان سالن ساعتها در انتظار فرا رسیدن زمان ملاقات در انتظار می مانند وجود تلفن های همگانی در این سالن اهمیت ویژه ای دارد اما این تلفن ها نیز مدتهاست قطع است. خانواده زندانیان سیاسی از دادستان تهران می خواهند که به این موارد غیرقانونی و رفتارهای نامناسب ماموران مستقر در زندان اوین پایان دهد.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۴, جمعه

سیامک قادری، روزنامه‌نگار زندانی، در نامه‌ای از شکنجه‌های خود می‌گوید

“سیامک قادری” خبرنگار اخراجی ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی) در واکنش به سخنان اخیر مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد در گفتگو با روزنامه ی اعتماد نامه ای از زندان اوین به بیرون فرستاده است.
این روزنامه نگار در نامه ی خود برای نخستین بار سخن از رفتارهای ضد انسانی نیروهای اطلاعاتی با وی در قبال نامه ی جوانفکر به وزارت اطلاعات برای بازداشت وی می گوید.
قادری با مخاطب قراردادن کسی که وزارت اطلاعات به اشاره ی او و با اتهام ضد نظام و ولایت فقیه بازداشت و زندانی اش کرده است ، جوانفکر و جریان متبوع وی را گروهی منحرف قدرت طلب و ثروت اندوز می خواند.
خبرنگار سابق ایرنا می گوید: چرا در قبال فجایعی که بعد از خرداد ۸۸ رخ داد سخنی نگفتید و سکوت کردید ولی وقتی با برخی از اعضای باند شما به دلیل فساد مالی برخورد شده است از غیر قانونی بودن سلول انفرادی و نداشتن وکیل می گوئید!
قادری که سابقه همکاری با ایرنا برای دو دهه را در کارنامه دارد برای نخستین بار از سازماندهی نیروهای بسیج خبرگزاری ایرنا برای شرکت در سرکوب مردم معترض به نتایج انتخابات زیر نظر جوانفکر می گوید.
به گزارش ندای سبز آزادی، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

به بهانه ی گفتگوی مشاور مطبوعاتی و رسانه ای احمدی نژاد با روزنامه اعتماد
آقای جوانفکر شما روزنامه نگار نیستید
مشاور رسانه ی احمدی نژاد به تازگی گفت و گویی طولانی با روزنامه ی وزین (توقیف شده) «اعتماد» داشت که در آن سعی به ارایه چهره ای صادق و دلسوز از دولت نهم و دهم نموده و با مظلوم نمایی و دادن آدرس های “انحرافی” تلاش بر مغلوب کردن یاران پیشین دولت نهم و دهم کرده است، که این روزها سخت به جان این مولود نا خلف خود افتاده اند.
در آن نوشتار جوانفکر تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا از منظر یک روزنامه نگار بی طرف! مدعیات و اسنادی بر مظلومیت جریان خود و بی انصافی رقیبان ارایه دهد، ادعایی که در همان نگاه اول نشان از سلطه و چیرگی توهم خود بزرگ بینی دست اندرکاران دولت از سویی و دست کم انگاری مخاطب دارد.
در نوشتار زیر نگاهی گذرا به برخی از این مدعیات و اشاراتی در جهت روشن شدن صحت و سقم آن داشته ام.
***
آقای مشاور رسانه ای در مصاحبه ی خود مدعی شده اند «اصولگرایان خودشان را به دولت احمدی نژاد چسبانده اند»! آقای جوانفکر گویی همانند سایر دوستان خود در این جریان متنوع بر این باورند که حکمرانی۶ ساله باند احمدی نژاد دستاوردهای مثبتی برای مردم داشته است که آن را افتخار آمیز و محل حسادت گروه ها و جریانات تلقی می کنند. مگر جز این است که حاصل عملکرد آنان در حوزه ی اقتصاد فرار سرمایه ها، نابودی کشاورزی، تعطیلی واحدهای صنعتی، تورم، فساد لجام گسیخته، در حوزه ی بین المللی انزوای مطلق ایران، ده ها قطعنامه بین المللی، انواع تهدیدهای نظامی و تحریم ها، از دست دادن مواضع استراتژیک منطقه ای و واگذاری آن به کشورهایی نظیر ترکیه، در حوزه ی سیاسی تعطیلی و بن بست همه ی نهادهای قانونی حتی پست ریاست جمهوری، در حوزه ی فرهنگ و اخلاق جامعه، گریز از دین، سقوط ارزش های اخلاقی، افزایش خشونت های اجتماعی، سرقت های مسلحانه و هزاران مشکل دیگر بوده است. این عملکرد مشعشع چه جای حسادت دارد که دیگران بخواهند خود را به رئیس جمهور و بانی این همه مصایب بچسبانند؟
ایشان مدعی شده اند «ثروت مال مردم است» و نتجه گرفته اند که احمدی نژاد باید پاسدار امانت مردم باشد! باید به ایشان متذکر شد که از این ثروت افسانه ای، سهم ملت چه میزانی است؟ مگر جز این است که آن چه به صورت ملموس در حساب های مردم واریز شده بخشی از جبران افزایش یک باره بهای حامل های انرژی است که در موسم های خاص به یک باره به حساب های مردم سرازیر شده است. شاید منظور ایشان خاصه خرجی های دولت در موسم انتخابات مد نظر باشد که به گفته نهادهای نظارتی هم اکنون نیز برای فرستادن نمایندگان دست نشانده به پارلمان در حال انجام است! تازه سهم ۴۰ هزار تومانی مردم کجا و تنها یک مورد اختلاس ۳ هزار میلیاردی جریان طرفدار رئیس جمهور کجا؟
جناب جوانفکر در فرازی که پاسخ به سوال صریح خبرنگار در مورد «فساد مالی اخیر» است به یک باره دست به شعبده بازی زده و به جای پاسخ به سوال خبرنگار می گوید «نتوانسته اند ثابت کنند که ما رمال و جن گیر هستیم»! عجبا ! در اثبات شعبده باز بودن جریان شما همین بس که در پاسخ به سوال روشن در مورد فساد ۳ هزار میلیاردی، مدعی می شوید که نتوانسته اند اتهام رمالی را در مورد جریان شما اثبات کنند !
اما شاید مهم ترین بخش از افاضات جناب مشاور رسانه ای رئیس جمهور آن جایی است که ایشان دردمندانه در مورد مصائب زندان، انفرادی و سختی های خانواده زندانیان جریان خود داد سخن می دهد. از زندان انفرادی ۶۰ روزه ملک زاده می گوید و از سقط جنین همسر او در زندان و مشقت ملاقات و عدم اجازه ملاقات با وکیل و … .
جناب جوانفکر ! اگر رفت و آمد به زندان برای همسر آقای ملک زاده سقط جنین به همراه داشت و سخت بود، حتما رفت و آمد پدران و مادران سالخورده زندانیانی که ۲ سال است (از خرداد ۱۳۸۸ تاکنون) هر هفته در سرما و گرما و از راه های دور و نزدیک به امید دیدار فرزندان شان از پشت کابین و با تلفن به این جا (زندان) می آیند یک تفنن است !
مرگ مادر دانشجوی زندانی که در هجوم شبانه دچار سکته قلبی شد، مرگ پدر یک فعال ستاد انتخاباتی که ۳ ماه از محل نگه داری فرزندش بی اطلاع بود پس چه ؟! آیا این ها از جمله ی آن ملتی نیستند که از آن ها دم می زنید، حتما باید قیافه آنان شبیه جنابعالی ، ملک زاده و یا احمدی نژاد باشد تا به پشتوانه قدرت و ثروت بر آنان دل سوزاند و اشک تمساح ریخت! عجبا که دست به بیت المالی مردم می برید و وقتی مورد بازخواست قرار می گیرید فریاد می زنید. مگر نه این که زندانیان پس از وقایع خرداد ۱۳۸۸ عمدتا شهروندانی بودند که جرم شان شرکت در تظاهرات، دادن شعار و ابراز عقیده بوده است که دستی هم به منابع ثروت و قدرت نداشته اند، چرا در این مدت صدای انسانیت شما و جریان وابسته به آن در نیامد! سرنوشت همسران و فرزندان زندانیانی که از تهران و شهرستان ها هر هفته برای ملاقات با همسران شان زیر برف و باران به زندان می آیند تا اسرای ملت خدای ناکرده گرفتار یاس و نومیدی نشوند چه؟ البته که شریف ترین فرزندان ایران بر خلاف نزدیکان جریان رانت خوار به سختی های زندگی رسالت مندانه عادت دارند و مصائب زندگی خود را فریاد نمی زنند تا امثال شما از آن لذت ببرند!
جناب جوانفکر به درستی اعلام کرده اید انفرادی غیر قانونی و کاری مذموم است! اما آیا دلسوزی تان شامل حال آن جوانی که به جرم ارسال (مثلا) یک پیامک (SMS) یا ایمیل، ۷ ماه در انفرادی بوده و امروز با روانی پریش هم بندی ماست نیز می شود؟
یا این که در انفرادی نگه داشتن فقط برای مجرمانی که چنگ به بیت المال برده اند بد است؟ برای بنده که ۹ ماه را در بازداشت گاه بدنام ۲۰۹ و ۲۴۰ به صورت غیر قانونی نگه داری شده ام چه؟ برای آن پزشکی که در آستانه دومین سالگرد دستگیری اش هنوز در بازداشت موقت است و ۹ ماه را در سلول انفرادی گذرانده چه طور ، آیا برای این ها نیز انفرادی بد است؟
به حق گفته اید که این طور نیست که «چون ما مسئولیتی داریم هر کاری دل مان خواست بتوانیم انجام دهیم، هر کس را که دل مان خواست احضار یا بازداشت کنیم و همه چیز باید بر اساس قانون باشد» !
بنده هم زمانی که چپ و راست سیلی بر صورت ام فرود می آمد و بوی تهوع آور توالت اتاق بازجویی، امانم را برده بود تا علیه جنبش سبز و سایت کلمه اراجیفی را به صورت مصاحبه تلویزیونی ارایه کنم یا هنگامی که سرم را با فشار به داخل آن استوانه ی مهوع هدایت می کردند ، با خود فکر می کردم یک جای کار ایراد دارد!
من فکر می کردم نباید همه تلاش هایی که در قامت یک ایرانی و در قالب یک خبرنگار به عشق ملت و مملکت انجام دادم منتهی به چنین دستاوردهایی شود. من نیز بارها با خودم زمزمه می کردم که نباید اصحاب قدرت هر کاری که دل شان خواست انجام دهند. ولی این سخن را از شما قبول ندارم.
چرا که دست خط شما به حراست سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) هنوز به روشنی جلوی چشمانم است که در آن خواستار برخورد وزارت اطلاعات با بنده به عنوان عنصر ضد نظام و ضد ولایت شده بودید. همان نامه ای که همکاران تان برای من فاکس کردند و اکنون در پرونده ی من در دیوان عدالت اداری موجود است. برادر عزیر چه طور آن زمانی که بر توسن سرکش قدرت بلامنازع می تاختید، این اعمال را غیر قانونی نمی دانستید؟!
جنابعالی به درستی اشاره کرده اید حداکثر بازداشت موقت ۴۸ ساعت است، بنده ده ها مورد از هم بندیان خود را سراغ دارم که بالای ۱۵ هزار ساعت یعنی ۲ سال در بازداشت موقت به سر می برند! جنابعالی در خبرگزاری فخیمه ایرنا و در روزنامه هتاک ایران هرگز این ساعات را جمع نزده اید تا بفهمید چه فجایعی تحت عنوان بازداشت موقت جریان دارد اما حال که آقای ملک زاده و دوستان تان در مکتب مشائیسم گرفتار شده اند فغان به آسمان بلند کرده اید!
آقای جوانفکر ! بنده در آستانه هفدهمین ماه ، بسیاری از همبندانم در آستانه پایان محکویت هنوز نتوانسته اند با وکیل خود ملاقات کنند و شما از یاران تان می گوئید که ۲ ماه بازداشت بدون ملاقات با وکیل را تجربه کرده اند !
به درستی گفته اید مردم از شما به عنوان یک روزنامه نگار انتظار دارند که مطالبات آن ها را از مسئولین بخواهید، اما آیا مردم فقط ملک زاده و سایر وابستگان به جریانی هستند که این روزها به حق به صفت “انحرافی” متصف شده اند؟
جناب جوانفکر مدعی است روزنامه ایران یک شرکت خصوصی است ! بر فرض که در راه اندازی و بالندگی این روزنامه از توان و اموال و بودجه خبرگزاری دولتی ایرنا استفاده نشده باشد، جنابعالی چه کاره این شرکت خصوصی با اموال میلیاردی هستید که اجازه نمی دهید نهادهای نظارتی قانونی به انجام وظیفه خود بپردازند. شاید نگران رو شدن هزینه های نامشروع تبلیغاتی در ایام منتهی به انتخابات سال ۱۳۸۸ هستید که بی ضابطه در ایرنا و ایران صورت گرفته است!
اشاره داشتید که «امام جمعه مشهد در جریان انتشار ویژه نامه خاتون شما و همکاران تان را محارب خواندند و این را ظلمی خواندید که پایدار نمی ماند» .
برای شما و مردم بسیار جالب است با همان حربه ای که معترضان پس از عاشورای ۱۳۸۸ را حشره و واجب القتل خواندند و به همان ادعا برای عده ای بی گناه حکم زندان و اعدام و تبعید بریدند، گرفتار آمده اید. همان هایی که خود در آن زمان سخنان شان را تیتر یک روزنامه خود می کردید. شما که دم از رسالت روزنامه نگاری می زنید بسم الله ! هنوز عده ای از آنان که به اتهام واهی محارب به اعدام محکوم اند چشم انتظار انجام رسالت شما هستند! از سرنوشت خانواده های آنان هم بگوئید!
اشاره به «قشر خاکستری جامعه کردید که حق حیات و {آزادی} بیان دارند» چطور است در آستانه شعبده بازی ای دیگر باز نیازتان به رای دهندگان افتاده است! یادآوری می کنم که در جریانات پس از انتخابات ۱۳۸۸ حدود ۳۰ هزار کارمند را از دولت اخراج کردید و پرونده آنان نزد دیوان عدالت اداری در حال رسیدگی است. آن ها به صرف مخالفت با احمدی نژاد و نه حتی اعلام و ابراز این مخالفت، شغل خود را از دست دادند و بنیان خانواده شان متزلزل و گاه منهدم شد. آیا آن ها حق حیات و زندگی شرافتمندانه نداشته اند؟ حرف زدن که بماند. چرا که این روزها کسانی را به بند ۳۵۰ اوین آورده اند که صرفا در درون تاکسی انتقادی یا اعتراضی به سیاست های حکومت کرده اند و در آستانه محکومیت یک ساله به اتهام تبلیغ علیه نظام قرار دارند. این ها همان قشر خاکستری هدف شما در انتخابات هستند یا نیستند؟
گله کرده اید که «عده ای با خواندن شما با وصف انحرافی حق زندگی شما و خانواده محترمتان را سلب کرده اند چرا که خانواده گناهی ندارند که با مطرح کردن یک داستان و سناریوی انحرافی زندگی را برایتان تلخ کرده اند»، خوشا به انصاف مردانی چون شما ! که سناریوهای ساختگی در دستگاه های اطلاعاتی را قبل از صدور حکم در اخبار و گزارشات خود انعکاس دادید و آبروی مسلمان را بر خلاف شرع و قانون بردید.
البته شکایت و حتی مقابله کامل با این کجروی ها می ماند برای زمانی که خیلی دور نیست!
اشاره کردید «به خاطر دشمنی با مشایی یک عده انسان بی گناه را زندانی کرده اید و برخی را ۶۰ روز در انفرادی نگاه داشته اند و بعد افزوده اید که خداوند از این کار راضی نیست» !
باورم نمی شود قهر خدا را از حبس اولیای خودش و اصحاب خودش و بی توجهی نسبت به هزاران بازداشتی پس از انتخابات. این ادعاها، عدالت پروردگار را زیر سوال می برد.
مدعی شده اید که وزارت اطلاعات در آن دوره حرف شما را نمی خوانده اند و برای اثبات دروغگویی جریان شما به همان دست نویس جنابعالی اشاره می کنم که صاحبان ۳ وبلاگ را در ایرنا که از قضا غیر از بنده که افتخار جانبازی نداشتم، آن دو تن از جانبازان سرافراز بودند به وزارت اطلاعات معرفی کردید و به اجبار آنها را واداشتید که وبلاگ های خود را تعطیل کنند و پس از امتناع بنده از تعطیل فعالیتم با احضارهای مکرر به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات، من را گرفتار زندان و حبس کردید! از آن اشاره شما به وزارت اطلاعات بنده به این مصایب گرفتار آمدم: سه سال حبس به دلیل حضور در نجمعات و تهیه گزارش های بی طرفانه ی آن و یک میلیون ریال جزای نقدی به دلیل فاسد و نامشروع خواندن دولت غیرقانونی شما. باز هم مدعی هستید نفوذی در وزارت اطلاعات نداشته اید. زهی شرمساری از این همه دروغ بافی.
منافقانه زیر علم رهبری سینه می زنید اما به یک باره می گوئید «مردم تشخص می دهند چه کسی در خط احمدی نژاد است و او را به عنوان رئیس جمهور آینده انتخاب می کنند. دلبسته نام احمدی نژاد هستید نه نظام، نه رهبری، نه کشور، نه ملت و حتی حرفه روزنامه نگاری! برای اثبات این سرسپردگی به باند احمدی نژاد تنها کافی است نمونه ای از گزارش های تجمعات اعتراضی را ولو گزارش های محرمانه روکنید. متاسفانه آن زمانی که همه ی خبرنگاران زیر باتوم و گاز اشک آور فعالیت خبری می کردند جریان انحرافی تان در ایرنا به کار گماردن نیروهای خدماتی و بسیجی ایرنا با کلاه و چماق در خیابان ولی عصر بود.
ادعای بزرگی کرده اید که «کسی که برای خدمت می آید باید آماده شهادت باشد»! ببینم آیا در این ادعا صادقید یا خیر. تمام کسانی که شما پاکسازی کردید و پس از وقایع ۱۳۸۸ در صحنه جدال حق و باطل ، سفره ثواب و نماز را ترک کردند بدون سر و صدا دارند هزینه ی آن را می پردازند. اما در مورد شما چه طور. تا جایی که در خاطر دارم در ایامی که ستاد بحران ساز بر سر راه دولت ملی خاتمی سنگ اندازی می کردند شما در بیت رهبری سنگر گرفته بودید و در سر خیال استراحت در سواحل اسپانیا را می پروراندید و با هزار فشار غیر قانونی ، مدیریت ایرنا را وادار به اعزام شما به مادرید کردید. حتی فراتر رفتید؛ در مطلبی در روزنامه ایران مجیز دولت خاتمی را گفتید که به آن اعتقاد نداشتید. پس از پایان ماموریت ۴ ساله و هنگام سوار شدن به هواپیما مدعی شدید که دولت اسپانیا جنابعالی را به دلیل اعلام آمادگی برای اجرای حکم قتل سلمان رشدی اخراج کرده است تا بار دیگر بتوانید تن به سواحل زیبای بارسلون بشوئید و صد البته خود را پاکباز و آماده شهادت می دانید. البته نه بر روی رمل های تفدیده ی جنوب یا برف های یخ زده ی غرب کشور بلکه در راحت و آسودگی سواحل کشورهای اروپایی برای خود دشمن فرضی می سازید و شعار شهادت و ایثار می دهید.
در جای جای گفت و گوی خود با رزنامه اعتماد ، چشم انداز انتخابات ریاست جمهوری آینده را از نظر دور نداشته اید. مثلا آنجا که می گوئید «چرا باید پول ملت را به مترو داد که حساب پس نمی دهد»! ولی خودتان میلیون ها پول مردم را در ایرنا و ایران صرف مجیز گویی از دولتی بی کفایت کردید و حاضر به حساب پس دادن آن هزینه ها نیستید.
ادعا می کنید «احمدی نژاد مراعات می کند پول مردم درست هزینه شود» که با یک ضرب و تقسیم ساده می توان نسبت سرقت ۳ هزار میلیاردی را با آنچه به مردم داده اید و از جیب آنان خارج ساخته اید به دست آورد.
از حاکم شدن فضای نظامی گری در شهر تهران یاد می کنید چرا که شهردار آن یک نظامی بدون تخصص است و فراموش می کنید تخصص دولت مورد حمایت شما تبدیل بزرگراه های درجه یک به خیابان های درجه ۲ در تهران بوده است و ۲سال پس از انتخابات هیچ شبی را شما و یاران تان بدون دغدغه خیزش اعتراضات به صبح نرسانده اید و ناگزیر در تمام شئون مردم وامداران خود را به کار گمارده اید !
شهردار تهران را متهم به زدن افترا و بهتان به یک وزیر می کنید که او را عرق خور خوانده است و آن مستحق کیفر اسلامی و حد می دانید و فراموش می کنید بهتان ها و افتراهایی که به فرزندان ملت در قالب خبر و گزارش می زدید.
این همه کارنامه شما و دولت شما در عرصه های مختلف است که نخبگان را به زنجیر کشیده و از کشور فراری داده است، مدیران را خانه نشین کرده و نهادهای لازم و قانونی را منهدم کرده است و همچنان مدعی هستید.
بفرمائید اکنون در دولت نهم و دهم کدام مدیر با سابقه غیر نظامی و غیرامنیتی در مصدر امور است! شاید در چند ماه گذشته گرایش برخی از آنان به جریان رقیب موجب اخراج آنان از دولت شده باشد . نظامی ترین دولت های پس از انقلاب دولت احمدی نژاد است. باری مشاور محترم محترم رسانه ای آقای احمدی نژاد ، گویی باز بوی کباب به مشام شان خورده است و خود متوجه نیستند که این چیز دیگری است که دارند داغ می کنند.
اما یک ادعا نیز در ابتدای گفت و گوی تان در مورد میرحسین موسوی داشته اید و مدعی شده اید که موسوی مقبولیت نداشت! این دیگر از آن ادعاهایی است که نشان از انتزاع از واقعیات در توهمات شما و دوستان تان دارد. اگر جرات دارید به موسوی اجازه دهید فقط ۵ دقیقه با مردم سخن بگوید تا تومار شما و اذناب تان را در هم بپیچد. چرا از ارتباط رادمردانی چون موسوی و کروبی با کسانی که به ادعای شما آنان را قبول ندارند وحشت دارید. اگر واقعا صادقانه می گوئید که موسوی مقبولیت ندارد چرا آن قدر از ارتباط آنان و آزادی شان وحشت زده اید! در مقبولیت موسوی و کروبی همین بس که حبس و ضرب و جرح هزاران طرفدار وی و دل سپردگان به دموکراسی و آزادی افزون بر۲ و نیم سال پس از انتخابات همچنان ادامه دارد و به کابوس شب های شما و دوستان شیفته ی قدرت تان تبدیل شده است.
لازم می دانم بار دیگر حساب امثال جناب عالی را از حساب خبرنگاران، نویسندگان، مترجمان و فعالان خبری ایرنا و روزنامه ایران جدا سازم که آنان نیز همچون ما اسیر توهمات عده ای از خدا بی خبر مدعی شما و جریان انحرافی تان هستند نه خیر آقای جوانفکر شما روزنامه نگار نیستید و گرنه اکنون در جبهه ی سیاه کاری و سیاه بازان قرار نداشتید.
سیامک قادری خبرنگار اخراجی ایرنا
۲۹ آبان ۱۳۹۰ بند ۳۵۰ زندان اوین

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۱, سه‌شنبه


ماجرای حمله امروز نیروهای امنیتی به روایت یکی از خبرنگاران روزنامه ایران

یکی از روزنامه نگاران روزنامه ایران ساعاتی پس از حمله نیروهای امنیتی و پلیس به تحریریه این روزنامه به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت: اکنون همه بچه ها سفید پوش هستند، پر از پودر سفید آتشفشانی،هنوز هم از گاز فلفل دچار سردردیم. حوالی ظهر بود که ما ناگهان صدای جیغ و فریاد را از طبقه چهارم شنیدیم. ما در تحریریه روزنامه ایران در طبقه سوم کار می کنیم و طبقه چهارم دفتر جوانفکر است و کنار دفتر او اتاقیست که تعدادی از بچه های سیاسی ایرنا در آن کار می کنند. ظاهرا بچه های سرویس سیاسی دیده بودند که عده ای لباس شخصی در اتاق جوانفکر دست و پای او را گرفته اند و او را روی زمین خوابانده اند. بچه ها شروع کرده بودند به جیغ زدن و “الله اکبر ” و “حیدر حیدر” گفتن. ما هم که در تحریریه طبقه پایین بودیم با شتاب وارد راهرو و پله های بالا شدیم تا ببینیم چه شده است.
این روزنامه نگار که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت: بچه های سرویس سیاسی آسانسور را بلافاصله قطع کردند تا آنها نتوانند جوانفکر را با خود به پایین ببرند. در اتاق جوانفکر را هم قفل کردند و به پلیس زنگ زدند. اما آنها در را با باتوم شکستند و بیرون آمدند و یکدفعه تمام طبقات از لباس شخصی ها و پلیس پر شد. انگار جلوی در فقط منتظر ورود بودند. آنها وارد تمام طبقات شدند، کامپیوترها را به زمین می کوبیدند، فحاشی می کردند. و همه را با باتوم می زدند. چند تا از بچه ها برای مقابله کپسول آتشفشانی را به سمت لباس شخصی ها گرفتند تا از دستشان فرار کنند. آنها هم گاز فلفل زدند. داشتیم خفه می شدیم. بچه ها روزنامه های که روی میز بود را تند تند آتش می زدند تا اثر گاز برود. الان کف راهروها، سر تا پای همه ما سفید است از پودر آتشفشانی و چشمهایمان قرمز از گاز فلفل. بچه ها را با باتوم می زدند و می بردند. تا به حال چنین چیزی ندیده بودم.
ماموران امنیتی ظهر روز دوشنبه به موسسه روزنامه ایران حمله کردند تا علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رییس جمهور و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا را بازداشت کنند. آقای جوانفکر که به اتهام انتشار برخی از مقالات و تصاویر «خلاف عفت عمومی» در ویژه نامه «خاتون» در روزنامه ایران از سوی دادگاه انقلاب به یکسال حبس محکوم شده است، صبح روز دوشنبه نشستی خبری درباره این حکم برگزار کرد که در پایان این نشست با حضور ماموران دادستانی تهران برای بازداشت خود مواجه شد که نهایتا به درگیری با کل تحریریه ختم شد.علی اکبر جوانفکر روز شنبه ۲۸ آبان مصاحبه ای با روزنامه اعتماد داشت که در آن مصاحبه انتقادی مطالبی را در خصوص غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور و منوچهر متکی، وزیر امور خارجه پیشین ایران مطرح کرده بود.
اگرچه علی اکبر جوانفکر ساعتی پس از این اتفاق در گفتگو با خبرگزاری رویترز اعلام کرد که بازداشت نشده است اما به گفته روزنامه نگار روزنامه ایران حدود ۳۰ نفر از نیروهای خبرگزاری ایرنا، روزنامه ایران ، ایران آنلاین و ایران اقتصادی بازداشت شده اند و چند نفر نیز مجروج دیده اند.همچنین مصیب نعیمی، مدیر مسول روزنامه ایران نیز بازداشت شده است.
این روزنامه نگار با اشاره به اینکه آنها در حال حاضر مشغول کار کردن هستند تا فردا روزنامه انتشار یابد، گفت:« چنین چیزی را هرگز ندیده بودم. تحریریه میدان جنگ شده بود.۳۲ نفر دستگیر شدند. حتی دو آبدارچی را خودم دیدم که بردند و یک حروفچین، به نام سحرقزه قولو را هم گرفتند چون طفلک موبایل دستش بود و آنها لابد فکر می کردند او دارد به بیرون گزارش می دهد.»
این روزنامه نگار درباره اینکه آیا کسی از کارمندان آسیب جدی دیده است، گفت:« خانم مریم سامانی، یکی از خبرنگاران گروه اجتماعی، از ناحیه پا مشکل دارد، نیروهای امنیتی سرش داد می زدند که راه برو، داشتند با باتوم همه را به پایین می راندند. خانم سامانی هم که کنار راهرو ایستاده بود گفت من نمی توانم بدون آسانسور بروم. بعد آنها هلش دادن، به او فحاشی کردن و گاز فلفل توی صورتش زدند و او هم از حال رفت، بعد هم بلندش کردند و او را بردند.»
این روزنامه نگار افزود:« مورد دیگری که من فقط شنیدم و خودم ندیدم، این است که یکی از خبرنگاران سرویس سیاسی، به نام آقای سلطانیه که در طبقه چهارم بوده و ظاهرا در همان دقایق اول جلوی نیروهای امنیتی خیلی مقاومت کرده است آنها هم او را هل داده اند به سمت شیشه اتاق که می گفتند تمام سرش خونی شده بوده و بعد او را با خود برده اند.»
این روزنامه نگار با اشاره به اینکه اکنون نیروهای روزنامه ایران و بقیه ضمایم این روزنامه مشغول به کار هستند از حضور استاندار تهران در دفتر این روزنامه برای کنترل اوضاع خبر داد



.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

چکیده :فؤاد سجودی فریمانی، نخبه علمی و دانشجوی دکترای محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی امیرکبیر، برای اجرای حکم هشت سال حبس خود احضار شد. فرزند شهید غلامعلی سجودی فریمانی که سرپرستی یک خانواده را عهده دار بوده است و همچنین تنها یک هفته از مراسم عقدش می گذرد، حالا باید خود را برای یک دوره 8 ساله حبس در زندان اوین آماده کند...

فؤاد سجودی فریمانی، دانشجوی دکترای محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی امیرکبیر، برای اجرای حکم ۸ سال حبس به زندان اوین احضار شد
.
به گزارش خبرنگار کلمه، دادیار اجرای احکام دادسرای اوین در نامه‌ای خطاب به وثیقه‌گذار، از او خواسته است که سجودی فریمانی را ظرف مدت ۲۰ روز از رویت اخطاریه به زندان اوین تحویل دهد، و اظهار کرده که در غیر این صورت نسبت به ضبط وثیقه به نفع دولت اقدام خواهد شد.
فؤاد سجودی فریمانی، فرزند شهید غلامعلی سجودی فریمانی، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی امیرکبیر است که در شهریور ماه ۸۹ بازداشت شده و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
او در حالی برای اجرای حکم خود به دادسرای اوین احضار شده است که هنوز هیچ حکمی به وی ابلاغ نشده و بر اساس آخرین ابلاغ به وی، پرونده اعتراضش به رای دادگاه بدوی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی موحد در حال بررسی است.
فریمانی در ۲۳ شهریور سال ۸۹ در حالی بازداشت شد که به تازگی در دوره دکترا ثبت نام کرده بود و شرایط خانوادگی سختی را می‌گذراند.
سجودی که دوران بازداشت خود را در بند دو الف زندان اوین سپری کرد و بیش از ۴۵ روز از این مدت را در انفرادی به سر برد، با سپردن وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد و به دلیل فشارهای روحی اعمال شده در دوران بازداشت، پس از آزادی برای مدتی در بیمارستان اعصاب و روان مهرگان بستری شد.
وی دوره کارشناسی خود را در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف و کارشناسی ارشد خود را در مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیر کبیر به اتمام رسانده است.
فریمانی دارای چند مورد ثبت اختراع و مقالات علمی متعدد بوده است. وی مشاور پروژه های دانشگاهی زیادی بوده و در بسیاری از فعالیت های علمی پژوهشی دانشگاه امیرکبیر به جامعه خود خدمت کرده است.
صدور حکم هشت سال حبس برای وی به اتهام توهین به مقدسات به شدت تعجب آور بوده است. زیرا وی جز کارهای متعارفی نظیر مباحثات ایمیلی، به اشتراک گذاشتن لینک در محیطهای مجازی و داشتن کاریکاتور در هارد خود، کار دیگری نکرده که ادعای توهین و جرم درباره آن مطرح باشد.
او که سرپرستی یک خانواده را عهده دار بوده است و همچنین تنها یک هفته از مراسم عقدش می گذرد، حالا باید خود را برای یک دوره ۸ ساله حبس در زندان اوین آماده کند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

چکیده :با وجود شرایط ذکر شده، ابوالفضل قدیانى، حسین رونقى ملکى و معصوم فردیس محبوس در بند 350 اوین بیمار و على رغم تایید و تاکید پزشکى قانونى مبنى بر درمان آنها خارج از زندان متاسفانه مقامات قضایى از صدور مجوز براى درمان آنها خوددارى مى کنند

وضعیت جسمی ابوالفضل قدیانى، حسین رونقى ملکى و معصوم فردیس زندانیان سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ اوین نامساعد و بهداری زندان از درمان آنان عاجز است.



در حالى که گزارش های رسیده از زندان به کلمه حاکى از به وخامت گراییدن اوضاع جسمی ابوالفضل قدیانى،حسین رونقى ملکى و معصوم فردیس است، بهدارى اوین، اولین ایستگاه زندانیان بیمار، از ابتدایی ترین تجهیزات لازم براى رسیدگى به وضعیت این زندانیان بى بهره است.
به گفته ی زندانیان سیاسی در حال حاضر دستگاه نوار قلب، اکسیژن، الکترو شوک این بخش هفته ها ست دچار ناکارآمدى است و در اعزام به این مرکز، تنها عملیات احیاى اعمال شده بر روى زندانیان تزریق مسکن است.
قابل ذکر است که زندانیان بیمار بیش از این تعداد هستند اما این ٣ زندانى سیاسى در شرایط خطرناک به سر می برند.
ابوالفضل قدیانى عضو شوراى مرکزى سازمان مجاهدین انقلاب که چندى پیش به دلیل گرفتگى عروق قلبى با انجام عمل و قراردادن ۵ استنت در رگهاى قلبى بدون استراحت و گذراندن دوران نقاهت به زندان بازگشت داده شد، در وضعیت نامناسبى بسر مى برد به گونه اى که ادامه این روند باعث سکته قلبى مجدد خواهد شد. در حال حاضر این زندانى سیاسى از درد هاى شدید قلبى رنج مى برد و نیاز فورى به درمان در خارج از زندان دارد.
حسین رونقى ملکى فعال حقوق بشر که تاکنون چند بار تحت عمل جراحى کلیه قرار گرفته و اخیرا براى چهارمین بار در بیمارستان هاشمى نژاد عمل جراحى شده است، از دردهاى مداوم کلیه و خونریزى شدید رنج مى برد. این در حالیست که على رغم اصرار پزشکان جراح بیمارستان هاشمى نژاد براى درمان در محیط خارج از زندان مقامات قضایى این فعال حقوق بشر را به زندان اوین بازگرداندند.
معصوم فردیس معاون وزیر ارتباطات و فن آورى اطلاعات دولت اصلاحات که بنا بر نتایج آزمایشات انجام شده در بیمارستان بهمن آسیب نخاعى وى براى پزشکان محرز شده و طبق گفته متخصصان در صورت عدم انجام عمل جراحى به موقع، امکان قطع نخاع این زندانى سیاسى وجود دارد. در حال حاضر وی از توانایی کافى براى راه رفتن برخوردار نمى باشد.
بر اساس این گزارش با وجود شرایط ذکر شده، این ٣ زندانى سیاسى بیمار و على رغم تایید و تاکید پزشکى قانونى مبنى بر درمان آنها خارج از زندان متاسفانه مقامات قضایى از صدور مجوز براى درمان آنها خوددارى مى کنند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۲۳, دوشنبه


همزمان با بازداشت آریا آرام نژاد خواننده، ترانه سرا و آهنگ ساز و بی خبری از وضعیت وی، صفحهء کمپین حمایت از هنرمندان سبز در فیس بوک ضمن انتشار بیانیه ای خواستار آزادی این هنرمند جوان شد. این بیانیه بصورت عمومی منتشر شده و به امضاء ۲۸۶ تن از فعالان سیاسی، اجتماعی و هنرمندان رسیده است.
به گزارش کلمه، در این بیانیه امضا کنندگان مصرانه خواسته اند ضمن آزادی هرچه سریع‌تر آریا آرام‌نژاد شرایط فعالیت موثر هنرمندان فراهم گردد تا در این روزهای دشوار به لطف جادوی هنر گامی بلند جهت تلطیف فضای اجتماعی برداشته شود.
در بین امضا کنندگان این بیانیه اسامی فعالانی چون احمد پورنجاتی، حسین زمان، مهدی خزعلی، رجبعلی مزروعی، مریم شربتدار قدس، فخرالسادات محتشمی پور و لیلی رشیدی در کنار جوانان عرصه های سیاسی، رسانه و هنر به چشم می خورد.
برای امضاء این بیانیه می توانید به صفحهء فیس بوکی کمپین حمایت از هنرمندان سبز به آدرس http://www.facebook.com/IranianGreenArtists مراجعه نمایید.
متن این بیانیه و اسامی امضا کنندگان آن که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
خبر پتک محکم در آیینه بود…
هنر روح تپندهٔ هر جامعه است و هنرمند به تعداد مخاطبانش در جامعه تکثیر می‌شود. بازداشت یک هنرمند بیش از آنکه تبعاتی فردی داشته باشد منجر به جراحاتی اجتماعی خواهد شد و لطمات جبران ناپذیری بر روح جامعه خواهد زد.
در روزهایی که شاهد آزادی هنرمندانی چون مرضیه وفامهر، مهران زینت بخش و کتایون شهابی بودیم و با تقارن اعیاد اسلامی گمان بر آن بود که خردورزی موجود، در پی کاهش التهاب جامعه ناشی از حوادث اخیر و تهدیدات‌گاه و بیگاه جنگ‌خواهان بی‌منطق است، خبر بازداشت آریا آرام‌نژاد هنرمند متعهد کشورمان با توجه به آنکه پروندهٔ قضایی وی مسیر قانونی خود را طی می‌کرد و در انتظار نوبت تجدید نظر بود حیرتی مضاعف را موجب شد. نگرانیم از حال آریا و بی‌خبری از او که با بیماری قلبی دست و پنجه نرم می‌کند و بیش از آن نگرانیم از زندان‌هایی که مبادا روزی خانهٔ هنرمندان لقب بگیرند.
ما امضا کنندگان این بیانیه مصرانه می‌خواهیم ضمن آزادی هرچه سریع‌تر آریا آرام‌نژاد شرایط فعالیت موثر هنرمندان فراهم گردد تا در این روزهای دشوار به لطف جادوی هنر گامی بلند جهت تلطیف فضای اجتماعی برداشته شود.
اسامی امضا کنندگان:
۱٫ آیدا مهرانی
۲٫ تارا هادیزاده
۳٫ ابراهیم مهتری
۴٫ ابوذر زمان
۵٫ احسان اکبری
۶٫ احسان آزاد
۷٫ احسان نادرپور
۸٫ احمد پورنجاتی
۹٫ احمد حسین خانی
۱۰٫ اردوان اصحابی
۱۱٫ اسکندر احمدی
۱۲٫ افسانه برزویی
۱۳٫ اکرم ثمری
۱۴٫ الهام ایرانی
۱۵٫ امید ایران مهر
۱۶٫ امیر بختیاری
۱۷٫ امیر جمشیدی
۱۸٫ امیر حسین مصلی
۱۹٫ امیر صالحی
۲۰٫ امیر غیور

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه


در حدود ساعت ۱۳:۲۰ کاربران شبکه‌های اجتماعی از صدای انفجار و زمین‌لرزه شدید در نقاط مختلف تهران، کرج و شهریار خبر دادند.
باشگاه خبرنگاران جوان در ۱۳:۳۲ نوشت: دقایقی پیش صدای انفجار مهیبی در برخی مناطق استان تهران به گوش رسید. بر اساس این گزارش برخی شنیده ها حاکی از این است که این صدا بر اثر انفجار پمپ گاز در حوالی تهران بوده است.
خبرآنلاین هم در ۱۳:۲۲نوشت: ساعتی قبل صدای انفجار مهیبی درغرب و جنوب غربی تهران شنیده شده و البته به حدی بوده که در قسمت شمال شرق، شمال و شرق تهران نیز شیشه ها لرزیده است. صدای انفجار به حدی بوده است که برخی از مردم ساکن شمال و شمال شرق وحشت زده شده و برخی از کاربران در تماس با خبرآنلاین گفتند که شیشه برخی از ساختمانها نیز ریخته است. برخی از کاربران در غرب تهران و حتی در کرج نیز گفتند انفجار شدید بوده و صدای آنرا به خوبی شنیده اند. با وجود این که آتش نشانی هتوز گزارشی نداده است اما گویا این اتفاق در غرب تهران و حوالی کارخانه های سایپا و ایران خودرو رخ داده است.
خبرگزاری مهر هم در خبری که چند دقیقه بعد حذف شد، نوشت: در دقایقی پیش انفجار عجیبی بخشی از کرج در محدوده عظیمیه را لرزاند. دقایقی پیش انفجار مهیبی که با صدای بلندی همراه بود کرج به ویژه منطقه عظیمیه را لرزاند و موجب شکستن شیشه‌ها و وحشت مردم شد.
این خبرگزاری در ۱۳:۳۸ در خبر جدیدی نوشت: دقایقی قبل انفجار یک جایگاه CNG در منطقه شهر قدس شهریار تهران را لرزاند. به گزارش خبرنگار مهر، دقایقی قبل انفجار یک جایگاه CNG در منطقه شهر قدس شهریار تهران را لرزاند.
نماینده شهریار در ۱۳:۴۵ در گفت‌وگو با خانه ملت از وقوع انفجار در زاغه مهمات یک پادگان نظامی در ملارد شهریار خبر داد.
در ۱۳:۵۱ هم علی رضا جانه مدیرکل امنیتی انتظامی استانداری تهران درباره صدای مهیبی که ظهر امروز در تهران شنیده شد، به ایسنا گفت: این صدای انفجار خارج از شهر تهران و مربوط به غرب استان تهران (ملارد و شهریار) و در یکی از پادگان‌هایی که در آنجا وجود دارد، است.
در ۱۳:۵۲ خبرگزاری به نقل از مدیر ایمنی، بهداشت و محیط زیست شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی نوشت: انفجار کرج مربوط به کارخانه‌ای در صفادشت کرج بوده و به جایگاه‌های CNG یا دیگر تجهیزات صنعت نفت ارتباطی نداشته است.
در ۱۴:۰۳ سخنگوی شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران، خبر باشگاه خبرنگاران را تکذیب کرد. مجید شهیدی در گفتگو با مهر با تکذیب انفجار جایگاه CNG در تهران و البرز، اعلام کرد: امروز هیچگونه انفجاری در تاسیسات نفتی استان تهران و البرز به وقوع نپیوسته است.
در ۱۴:۲۱ خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، نوشت: مقارن ظهر امروز انفجاری در یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی تهران رخ داد.
در ۱۴:۲۱ فاطمه آلیا نماینده تهران یه ایلنا گفت: این انفجار تلفات جانی نداشته است. طبق جزئیاتی که به ما اعلام شده است، انفجار در کارخانه‌ای نزدیکی کرج، انفجار در یک پادگان نظامی و همچنین انفجار در یک پمپ گاز سی ان جی، سه روایتی است که درخصوص انفجار امروز وجود دارد. درحال حاضر افراد مسئول درحال بررسی طبیعی یا غیر طبیعی بودن این حادثه هستند!
خبرگزاری مهر نوشت: ترافیک سنگین تردد به سمت پادگان بیدگنه را با مشکل مواجه کرده و امکان امدادرسانی به محل حادثه دیده را با مشکل مواجه کرده است. از سرچهار راه ملارد تا پادگان بیدگنه ترافیک سنگینی حاکم است و ماموران امدادرسانی آتش نشانی و هلال احمر و اورژانس با مشکل می توانند به محل حادثه خود را رسانده و به خدمات رسانی مشغول شوند.
از ورود خبرنگاران به داخل پادگان جلوگیری شده است و بالگردهای امدادرسانی در آسمان محل حادثه در رفت آمد هستند. ماموران راهنمایی رانندگی، نیروی انتظامی، هلال احمر، سپاه و … در حال خدمات رسانی به مصدومان و حادثه دیدگان هستند. از ۱۰ کیلومتری محل حادثه به دلیل دود غلیظ به سختی می توان اطراف را دید و آتش برافروخته شده از این انفجار هنوز خاموش نشده است.
پرویز سروری رییس کمیته امنیت داخلی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس  محل انفجار را پادگان امیرالمومنین (ع) شهرستان ملارد اعلام کرد.
اسماعیل کوثری نایب رییس دوم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هم ساعت انفجار را ۱۲:۵۰ امروز اعلام کرد.
سایت قانون در حدود ساعت ۱۶ به نقل از یک منبع آگاه از کشته شدن ۴۰ تن در انفجار امروز آموزشگاه نظامی مدرس (از زاغه‌های نگهداری مهمات) در ملارد کرج خبر داد.
ساعت ۱۶: ایلنا هم خبر کشته شدن ۴۰ نفر را به عنوان اخبار غیررسمی منعکس کرده است. این در حالی است که فاطمه آلیا نماینده اصولگرای تهران پیش‌تر هرگونه تلفات جانی در حادثه امروز را تکذیب کرده بود.
۱۶:۲۵ شایعه‌ای بین کاربران شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، مبنی بر اینکه موشک‌های دوربرد شهاب یا مهمات مورد نیاز این موشک‌ها در زاغه این پادگان نگهداری می‌شده است.
۱۶:۲۸ مجتبی خالدی کارشناس مسئول مرکز هدایت عملیات بحران اورژانس کشور از اعزام ۲۳ دستگاه آمبولانس، چهار اتوبوس آمبولانس و یک بالگرد امدادهوایی به محل حادثه انفجار در ملارد کرج و انتقال ۱۰مصدوم این انفجار به بیمارستان خبر داد و گفت: از ساعت ۱۳:۳۰ شنبه که انفجاری در محدوده ملارد به مرکز هدایت عملیات بحران اورژانس کشور گزارش شد، با توجه به شدت حادثه و احتمال وجود مصدومان، تا به حال تعداد ۲۳ دستگاه آمبولانس، چهار دستگاه اتوبوس‌آمبولانس و یک دستگاه بالگرد امدادهوایی به منطقه حادثه اعزام شده است. تاکنون دو مصدوم این انفجار به بیمارستان البرز، سه مصدوم به بیمارستان شریعتی و ۵ مصدوم نیز به بیمارستان امام سجاد (ع) کرج منتقل شده‌اند.

مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران از به شهادت رسیدن ۱۵ نفر در انفجار یکی از پادگان‌های سپاه در اطراف تهران خبر داد.
خبرگزاری فارس: ۱۵ شهید در انفجار پادگان‌ سپاه/ دلیل انفجار “جابجایی مهمات” بوده است

سردار رمضان شریف مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به وقوع انفجار مهیب در یکی از پادگانهای سپاه در اطراف تهران به خبرگزاری فارس گفت: این انفجار به دلیل جا به جایی مهمات رخ داده که در اثر این حادثه ۱۵ نفر شهید و عده‌ای نیز مجروح شده‌اند که حال برخی از مجروحان وخیم است.
وی همچنین در خصوص شایعات مطرح شده از سوی برخی رسانه های خارجی مبنی بر جابجایی کلاهک های موشکی در این پادگان سپاه، گفت: اصلا این انفجار ربطی به آزمایش هسته ای که برخی از رسانه های بیگانه آن را مطرح کرده اند، ندارد.
اسماعیل کوثری در گفت وگو با خبرآنلاین در خصوص آخرین اطلاعاتش از انفجار در زاغه مهمات در پادگان  شهرستان شهریار برخی شایعات درباره خرابکاری در این حادثه را منتفی دانست.
حسین گروسی، نماینده شهریار در مجلس هم که به گفته خود از نزدیک از محل حادثه دیدن کرده است، گفت: این انفجار تلفات جانی به همراه داشته، اما این تلفات زیاد نبوده است. با توجه به این‌که پادگان بیدگنه در بیرون از شهر قرار دارد، انفجار رخ داده در زاغه مهمات این پادگان تلفات زیادی نداشته و تعداد مجروحین کم است. در این پادگان سرباز نبوده و تنها انبار مهمات منفجر شده است.
در ۱۷:۲۳ محمود مظفر رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر در گفتگو با خبرنگار مهر از وضعیت بحرانی پادگان ملارد و احتمال انفجار مجدد خبر داد و گفت: تنها ۶ امدادگر با سگهای زنده یاب مجوز ورود به پادگان را گرفتند. دود غلیظ مانع نجات آسیب دیدگان شده است. خیابانهای اطراف پادگان توسط مسئولان مربوطه بسته شده تا عملیات امداد و نجات بهتر انجام شود ولی تنها ۶ نفر از امدادگران توانستند مجوز داخل شدن پادگان را اخذ کنند. هیچ اطلاعات دیگری در دسترس نیست ولی احتمال انفجار دیگری می رود. اورژانس تهران هم در خارج از پادگان مستقر شده و نتوانست داخل پادگان شود. آماری مصدومین و مجروحینی که هلال احمر به خارج از پادگان منتقل کرد تنها ۱۰ نفر بوده است.
سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه، در مصاحبه تلفنی با بخش خبری ۱۸:۳۰ شبکه تهران سیمای جمهوری اسلامی، اعلام کرد که تعداد کشته‌های حادثه انفجار امروز به ۲۷ تن و تعداد زخمی‌ها به ۱۶ تن رسیده است. وی علات حادثه را تلاش برای جابجایی مهمات و تجهیزات جهت اجرای ماموریت های محوله جاری اعلام کرد.


صبح امروز، شنبه، دکتر مسعود پدرام، نویسنده و فعال ملی – مذهبی بازداشت شد.
به گزارش خبرهای رسیده به کلمه، مسعود پدرام، دانش آموخته ی ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر اجتماعی توسط دائره اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی تهران، بازداشت شد.
پدرام، عضو شورای فعالان ملی مذهبی ایران، در جریان بازداشت فله ای نیروهای ملی مذهبی در اسفندماه ۱۳۷۹، بیش از ۳ ماه در سلول های انفرادی بازداشتگاه عشرت آباد سپاه پاسداران بود. وی بعد از ۵ ماه حبس، به قید وثیقه آزاد شد. پرونده وی همچون پرونده دیگر فعالان ملی مذهبی از آن هنگام تاکنون، در دادگاه تجدیدنظر مفتوح بوده است.
وی در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد در سال ۱۳۸۱ به ۴ سال زندان و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود.
این حکم در دادگاه تجدیدنظر متوقف ماند؛ و نتیجه ی این دادگاه هیچ گاه به پدرام و دیگر متهمان پرونده (ازجمله مرحوم مهندس عزت الله سحابی، زنده یاد هدی صابر، حبیب الله پیمان، محمد ملکی، محمد بسته نگار، رضا رییس طوسی و حسین رفیعی) اعلام نشد.
این پرونده ۱۵ متهم داشت. دکتر علیرضا رجایی، یکی دیگر از متهمان این پرونده نیز شش ماه پیش بازداشت شد و هم اینک در بند ۳۵۰ اوین محبوس است.
مسعود پدرام، نویسنده و پژوهشگر سیاسی حامی جنبش سبز، در ماه های اخیر، مورد احضار و تهدید مکرر نهادهای امنیتی قرار گرفته بود، تا این که امروز شنبه بازداشت و به اوین منتقل شد.
در لیست آثار این نویسنده کتاب هایی چون: «روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب» و «سپهر عمومی روایتی دیگر از سیاست: نظریات آرنت و هابرماس» و مترجم کتاب «زندگی و زمانه دموکراسی لیبرال» به چشم میخورد. از وی مقالات متعددی در نشریات داخلی کشور در تبیین آراء یورگن هابرماس و هانا آرنت و مفهوم «سپهر عمومی» منتشر شده است.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

اردشیر امیرارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، در نامه‌ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد، به اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخته و خواستار پیگیری جدی آنها شده است.
او در این نامه به احضار فعالان سیاسی و مدنی از جمله امضاکنندگان نامه ۱۴۳ فعال سیاسی به خاتمی درباره انتخابات، بازداشت محمد توسلی، علی رشیدی و آریا آرام‌نژاد، جلوگیری از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت و موارد دیگر اشاره کرده است.
متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، به همراه ترجمه عربی و انگلیسی آن به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضع حقوق بشر ایران
با سلام و احترام
نقض حقوق اساسی شهروندان ایران، به‌ویژه معترضان سیاسی همچنان ادامه دارد. در جدیدترین موارد، در پی انتشار نامهای سرگشاده توسط ۱۴۳ فعال سیاسی و کنشگر مدنی خطاب به آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران، در روزهای گذشته جمعی از امضاکنندگان این نامه توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی احضار شده، مورد بازجویی خشن و تهدید قرار گرفته‌اند. از احضارشدگان خواسته شده که امضای خود را پس بگیرند، محتوای این نامه را تکذیب کنند، و از فعالیت سیاسی پرهیز نمایند. درحالی که امضاکنندگان این نامه، تنها خواستار برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه شده، و وضع سیاسی کنونی را فاقد شرایط لازم برای چنین انتخاباتی ارزیابی کرده بودند.
یکی از امضاکنندگان، مهندس محمد توسلی، ۷۳ ساله، مسئول دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، و نخستین شهردار تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ است. آقای توسلی در ۱۲ آبان ۱۳۹۰ به شکل غیرقانونی، و برای چندمین بار در سالهای اخیر بازداشت و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل ۸۱ ساله نهضت آزادی نیز پس از احضار و تهدید، برخلاف تصریحات قانون اساسی، در دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیات منصفه، محاکمه شده است. برخی دیگر از همفکران ایشان نیز احضار و تهدید شده اند؛ از جمله دکتر غفار فرزدی، استاد دانشگاه تبریز که مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته است.
همچنین، جمعی از اعضای شورای فعالان ملی-مذهبی، جبهه مشارکت ایران اسلامی، و دیگر تشکل‌ها و فعالان سیاسی اصلاح طلب و معترض به طرق مختلف در رابطه با نامه به آقای خاتمی و مطالبه‌ی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران مورد تهدید و فشار غیرقانونی نهادهای قضایی و امنیتی قرار گرفته‌اند.
در موردی مشابه، جمعی از اعضای جبهه ملی ایران در پی انتشار بیانیه انتقادی در مورد وضع اقتصادی ایران، احضار و مورد تهدید قرار گرفته و از فعالیت سیاسی تشکیلاتی منع شده‌اند. دکتر علی رشیدی، استاد دانشگاه در همین رابطه بازداشت شده است.
هم‌زمان در روزهای گذشته، آریا آرام‌نژاد، آهنگساز و خواننده‌ی حامی جنبش سبز مردم ایران، با هجوم نیروهای امنیتی بار دیگر در منزل مسکونی‌اش بازداشت شده است.
نقض حقوق بشر در ایران تنها متوجه فعالان سیاسی، کنشگران صنفی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و هنرمندان (به‌ویژه اهالی سینما) نبوده بلکه شامل شهروندان معمولی نیز شده است. چنانکه متاسفانه در رویدادی دیگر، نهادهای حکومتی از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور (مانند اصفهان) جلوگیری کرده و بر نقض حقوق قانونی و شرعی آنان اصرار ورزیده‌اند.
رفتار غیرقانونی با شهروندان عادی، برخورد خشونت‌آمیز با معترضان و منتقدان وضع موجود در ایران و تهدید و منع آنان از فعالیت سیاسی، سرکوب فزاینده‌ای را متوجه جامعه مدنی کرده، و حقوق اساسی کنشگران سیاسی و مدنی، اقلیتهای مذهبی و حتی شهروندان عادی را برخلاف موازین جهانی حقوق بشر، اصول قانون اساسی و دیگر قوانین جمهوری اسلامی نادیده گرفته و نقض نموده است.
این شورا از جنابعالی انتظار دارد به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضع حقوق بشر در ایران، نسبت به پیگیری جدی جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی، توجهات لازم را مبذول فرمایید.
با سپاس
اردشیر امیرارجمند
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید
۹ نوامبر ۲۰۱۱

ترجمه انگلیسی:
In the name of God the Merciful,
Mr. Ahmed Shaheed United Nations Special Rapporteur on Human Rights in Iran,
Greetings,
The systematic violation of the basic human rights of Iranian citizens, and in particular the rights of political activists, continues in Iran. The latest such incident took place after 143 political and civil activists wrote an open letter to the former president of the Islamic Republic of Iran, Seyed Mohammad Khatami.  A number of the aforementioned signatories were summoned by security and intelligence entities within the Islamic Republic and subjected to a violent and threatening interrogation process.  The individuals summoned were told to retract their signatures, to reject the content of the letter and to refrain from engaging in any form of political activity.  This demand was made despite the fact that the signatories had merely requested that free and fair elections be held in Iran and had described the current conditions in the country as not conducive to the achievement of such a goal.
73 year old Mohammad Tavasoli, head of the political office of The Freedom Movement of Iran and the first mayor of Tehran after the victory of the 1978 Islamic Revolution, is one of the signatories of the aforementioned letter. Mr. Tavasoli was illegally arrested on November 9th, 2011 and transferred to solitary confinement at Evin prison.  It is worth mentioning that Mr. Tavasoli has been arrested several times in recent years.  Dr. Ebrahim Yazdi, 81 year old Secretary General of The Freedom Movement of Iran was also summoned, threatened and tried in a court without a jury, in violation of the principles stipulated in Iran’s Constitution.
Furthermore, members of the National Religious Coalition of Iran, the Islamic Iran Participation Front and other reformist political entities and critics of the ruling establishment have been threatened and illegally pressured by judicial and security forces as a result of the open letter addressed to Mr. Khatami requesting free and fair elections in Iran.
In a similar incident, some of the members of The National Front of Iran were summoned, threatened and banned from all organized political activities following the publication of a statement criticizing the economic conditions in Iran.  Dr. Ali Rashidi, a university professor was arrested subsequent to the publication of this critical statement.  Moreover, singer and songwriter Arya Aramnejad, an avid supporter of the people’s Green Movement of Iran was also arrested a few days ago after his house was raided by security forces.
Human rights violations in Iran are not just committed against political and civil activists, journalists, writers and artists (particularly local actors), but also committed against ordinary citizens. Iranians of Sunni faith, in major cities across Iran [such as Esfahan] for example,  have been denied their legal and religious rights and have been prevented from celebrating Eide Ghorban [the Festival of Sacrifice], an important religious Sunni tradition.
The illegal treatment of ordinary citizens, the violent confrontation of opponents of the ruling establishment and the critics of the current conditions in Iran, coupled with the banning of citizens from political activities, has led to the extreme repression of the Iranian society. As a result we have witnessed the systematic violation of international human rights norms and principles and the violation of the constitution and the laws of the Islamic Republic of Iran when it comes to political and civil activists, religious minorities and even ordinary citizens in Iran.
In your capacity as United Nations Special Rapporteur on Human Rights in Iran, the Coordination Council for the Green Path of Hope, therefore requests your immediate pursuit of, and special attention to, the latest incidents of human rights violations committed by the Islamic Republic of Iran.
Thanking you in advance for your support.
Yours respectfully,
Ardeshir Amir Arjomand
Spokesperson for the Coordination Council for the Green Path of Hope
November 9th, 2011

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه


محکومیت قطعی مهران فرجی به شش ماه حبس تعزیری

مهران فرجی، روزنامه نگار، به یک سال حبس محکوم شد که شش ماه از آن به حال تعلیق درآمده است.
به گزارش سحام نیوز،‌ شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر مهران فرجی، خبرنگار گروه اجتماعی روزنامه شرق را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی (که برای مدت ۵ سال تعلیق شده) محکوم کرده است. او از سوی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
آقای فرجی هجدهم آذر سال گذشته در حالی که برای بازدید خانواده اش به قزوین رفته بود، از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. وی پس از تحمل دو ماه بازداشت در سلول انفرادی، با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شد.
حکم صادر شده برای مهران فرجی، قطعی است و برای اجرای شش ماه حبس تعزیری به دایره اجرای احکام زندان اوین ارسال شده است.
فرجی، سابقه همکاری با روزنامه‌های همشهری، اعتماد ملی، کارگزاران و همچنین خبرگزاری ایلنا را دارد و در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ستاد مهدی کروبی، نامزد اصلاح‌طلب فعالیت می‌کرد.
شش ماه حبس تعزیری

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

مصطفی مقیسه
، پسر محمدرضا مقیسه در سالن ملاقات مورد ضرب و شتم سربازان زندان اوین قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار کلمه، صبح امروز و در حالی که خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در سالن انتظار برای ملاقات با زندانیان خود بودند، دو تن از سربازان حراست سالن یکی از پسران محمدرضا مقیسه روزنامه نگار منتقد و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
به گفته ی شاهدان در این سالن یکی از ماموران که گاهی روزهای دوشنبه در محل ملاقات حاضر می شود بعد از مکالمه ی توهین آمیز کوتاهی با مصطفی مقیسه که پس از سوال های این جوان برای نحوه ی پر کردن کارت ملاقات بوده است با وی درگیر شده است.
بر اساس این گزارش پس از چند دقیقه دو سرباز به مصطفی مقیسه حمله کرده و به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند به طوری که لباس های وی پاره شده و ظاهر نامناسبی پیدا کرده است.
به گفته ی خانواده های زندانیان سیاسی این ضرب و شتم و برخورد غیر انسانی در مقابل ده ها خانواده و فرزندان آن ها صورت گرفته است. تا آنجا که کودکان حاضر در سالن به شدت ترسیده و فضای استرس و التهاب در بین خانواده ها شدت گرفته است.
بر اساس خبرهای رسیده به کلمه دو سربازی که مصطفی مقیسه را مورد ضرب و شتم قرار داده اند سهرابی و میراسماعیلی نام دارند اما یکی از شاهدان این صحنه معتقد بود ماموری که در ابتدا باعث بحث و درگیری شد در گذشته نیز خانواده ها را مورد آزار و فشار روانی قرار می داده تا انجا که چند ماه پیش پس از اعتراض کلامی و ملایم یکی از خانواده ها به برخوردهای توهین آمیز وی، شناسنامه های آنان را گرفته و دستور لغو ملاقات را به طور غیر قانونی صادر کرده است.
به گفته ی یکی دیگر از خانواده ها رفتارهای توهین آمیز با خانواده های زندانیان سیاسی آنقدر شدت گرفته که برخی مسئولان و ماموران سالن ملاقات اوین که رفتار متفاوت تری نسبت به این عده ی معدود دارند بارها در مواجه با خانواده ها اظهار شرمندگی و طلب بخشش می کنند.
محمدرضا مقیسه، روزنامه‌نگار و سردبیر مجله بیست ساله‌ها و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات است.
وی مهرماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام فعالیت در کمیته بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب استان تهران به ۶ سال زندان محکوم شد.


کلمه-گروه سیاسی
«سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
»
این سخنان میرحسین موسوی در اولین آبان پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری است. او با یادآوری رشادت دانشجویان خط امام، تبعید امام خمینی و روز دانش آموز، این روز را “سبزترین” روز سال می داند و بر این باور است که:‌
مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
میردر بند خیلی پیشتر پیش بینی اوضاعی را کرده بود که دولتمردان با خیره سری و نادیده گرفتن منافع و امنیت ملی، کشورهای دیگر را برای تعدی به سرزمینمان بسیج کنند.
آنجا که با انذار از افراط بشارت داده بود:
مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
اینک همزمان با سالروز سیزدهم آبان، سوء سیاستهای دولتمردانی که منافع خود را بر منافع عالی کشور و مردم ترجیح می دهند کشور را با بحران های امنیتی مواجه کرده است. 

بر دولتمردان مدعی است تا آتش  فتنه های خودساخته را با بها دادن به حق حاکمیت مردم و ایجاد اعتماد عمومی با آزادی تمام زندانیان سیاسی و رفع حصر از  دلسوزان کشور خاموش کنند و بیش از این اجازه ندهند، اقتدارطلبی و تک تازی های آنان بیش از این کیان امنیت ملی کشور را با خطر رو به رو کند که  تنها راه باقی مانده بازگشت ب سخن نخست وزیر دوران  دفاع مقدس است که “مردم ولی نعمتان ما هستند” و بدانند که ” سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. ”
در آستانه هشتمین ماه زندان خانگی همراهان جنبش سبز، بیانیه شماره چهارده میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۳ آبان را بازخوانی می کنیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.
البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.
میر حسین موسوی