ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

هفتمین روز شهادت



شورای هماهنگی راه سبز امید باصدور بیانیه ای از مردم ایران دعوت کرد روز یکشنبه، اول اسفندماه، به منظور هفتمین روز شهادت دو شهید تظاهرات ۲۵ بهمن و همچنین بزرگداشت یاد و خاطره سایر شهدای جنبش سبز،در تجمع های تهران و شهرستان شرکت کنند.
متن کامل بیانیه،شورای هماهنگی راه سبز امید به این شرح است:
با عرض تسلیت به مناسبت شهادت دو تن از جوانان مظلوم این مرز و بوم درتظاهرات ۲۵ بهمن و با گرامیداشت خاطره دهها شهید جنبش سبز، از ملت بزرگوار ایران دعوت می شود تا در تجمعات بزرگداشت هفتمین روز شهادت این عزیزان که روز یکشنبه اول اسفندماه ۸۹، ساعت ۳ عصر در تهران و شهرستانهای سراسر کشور برگزار می شود، حضور به هم رسانند.
این حضور پرشکوه در آستانه میلاد مسعود پیامبر رحمت حضرت محمد بن عبدالله(ص) و امام جعفر صادق (ع)، علاوه بر حمایت قاطع از مواضع رهبران جنبش آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای ادامه راه دشوار آزادی و کرامت انسان، نشانه اعلام همبستگی با هموطنان کرد در پاسداشت خون این دو عزیز ایرانی شیعه و سنی است که به پای مبارزه با استبداد دینی بر زمین ریخت.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۲۸ بهمن

۲۵ بهمن، روز رسوایی اقتدارگرایان

http://www.kaleme.com/
کلمه – داریوش محمدی: ۲۵ بهمن یک آزمون سهل و ممتنع بود. حاکمیت می توانست با دادن یک مجوز و هدایت معترضان، «به آسانی» و با کمترین هزینه، زمینه را برای آشتی ملی و بازگشت به قانون اساسی فراهم کند، اما اقتدارگریان از ترس محدود شدن قدرتِ خود، از این کار «امتناع» کردند. از طرفی عدم صدور مجوز، مشروعیت رسمی حاکمیت را نزد افکار عمومی خدشه دار کرده و خیزش دوباره‌ی جنبش سبز می تواند به مرور زمان اقتدارگرایان را از تمام قدرت محروم کند.
اقتدارگریان خیزش جنبش سبز را انتخاب کردند. این انتخاب ناشی از تحلیلی است که می گوید «مهار و محو جنبش سبز ممکن است.» بعید است این تحلیل درست باشد.
* * *
فعالان سیاسی و تحلیلگران ایرانی می دانستند که حکومت ایران با تفسیر کنونی، شبه دموکراسی است و در صورت لزوم، حتی به قانون اساسی خود هم پای بند نیست، اما در عرصه ی بین المللی این موضوع رسمیت نداشت و نگرش به آن با تردید همراه بود. شاید هم در میان منافع کوتاه مدت و میان مدت دولت ها کم اهمیت می نمود.
۲۵ بهمن به جهانیان نشان داد که اقتدارگرایان به هیچ عهدی پایبند نیستند و نقض هرگونه قانون و پیمان نامه ای را با ادبیات دینی و شرعی توجیه می کنند. ۲۵ بهمن نمونه ای عملی از رفتار استبداد دینی را به جهان معاصر نشان داد، و اکنون جهانیان حق دارند که از خود بپرسند آیا این الگوی حکومتی تهدیدی برای نوع بشر محسوب نمی شود؟
* * *
معترضان ۲۵ بهمن، شهروندانی بودند که بر حق حیات و حقوق طبیعی خود در برابر حاکمیت اصرار داشتند. این دسته از شهروندان نشان دادند که در صورت لزوم به وجدان خود مراجعه می کنند و از قانون اساسی، تفسیری ملی دارند. حکومت اقتدارگرایان بر این دسته از شهروندان ممکن نیست و به این معنا ۲۵ بهمن اعلان مقابله ی وجدان علیه تفسیر اقتدارگرایانه از قانون و اجرای سلیقه ای قانون بود.
شهروندان حامی تجمع ۲۵ بهمن، حتی اگر نتوانند قدرت را در کوتاه مدت از اقتدارگریان پس بگیرند، آن را به شدت محدود می کنند. ۲۵ بهمن می گوید کام اقتدارگریان دیگر از قدرت شیرین نخواهد شد.
* * *
هجوم یکباره ی حاکمیت پس از ۲۵ بهمن قابل پیش بینی بود، اما رفتار جنبش در قبال حاکمیت قابل پیش بینی نیست. حیات طبیعی جنبش به معادلات سیاسی محصور نمی شود و عواقب رفتار تندروانه ی حاکمیت بر کسی معلوم نیست. چه بسا دستگیری و محاکمه ی احتمالی رهبران جنبش و سرکوب شدیدتر فعالان سیاسی، عرصه را برای حضور نسلی جدید فراهم کند که مصلحت سنجی رهبران جنبش را ندارد.
* * *
انکار درس ها و دستاوردهای ۲۵ بهمن توسط حاکمیت می تواند زبان جنبش سبز را به تدریج به سمت یک زبان تهدید آمیز تغییر دهد. اصرار جنبش سبز بر الگوی ۲۵ بهمن می تواند جنبش سبز را به سمت شکست حاکمیت سوق دهد؛ اما در آن صورت نه جنبش و نه حاکمیت در تعیین دستاوردهای این پیروزی نقشی نخواهند داشت. آینده از آن مردم است.