ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۸, سه‌شنبه

بیست و پنجم بهمن ماه


این مقاله گویا و پرمحتوا در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ به چاپ رسیده، ولی از آن جا که مشکلات و اشتباهات ما همچنان در جای خود باقیست و ما کماکان به دور دایره می گردیم و نتوانستیم تا کنون گره کور مبارزه سیاسی با رژیم آدمخوار را باز کنیم، بی تردید یادآوری آن ضروری است، و می تواند راهنمای خوبی برای خوانندگان میهن دوستمان باشد.
بیست و پنجم بهمن ماه را، پشت سر گذاشتیم و همه ی ما از اتفاقاتی که به وقوع پیوست، آگاهیم. من به طور خلاصه، به وقایع مهم دیروز، اشاره می کنم:
۱- جمعیت بیش از حد انتظار بود و دلاور مردان و شیر زنان سرزمین مان، با اتحادی کم نظیر، در سراسر ایران زمین، به خصوص در تهران، شیراز و اصفهان، به خیابان ها گام نهادند و شعار مرگ بر دیکتاتور را سر دادند.
۲ – خبری از نیروهای سپاهی نبود و لباس شخصی ها نیز، همانند پارسال پر شمار نبودند، که این خود نشانه از پاشیدگی سپاه و نیروهای سرکوبگر از درون دارد.
این ویدیو تلاش قهرمانانه ملت بزرگ ایران در برابر مزدوران ولی وقیح نشان می دهد.
۳ – در تظاهرات مردمی دیروز، بنا به گفته بی بی سی و کمیته گزارشگران حقوق بشر، دست کم دو نفر کشته شدند، و ۱۵۰۰  نفر از مبارزان  دستگیر شدند.
۴ – نه آقای موسوی، نه خانم رهنورد، نه مهدی کروبی، نه خاتمی و نه هیچ یک از نردیکان و بزرگان اصلاح طلب در خیابان ها حضور پیدا نکردند. ما در مقاله های پیشین گفتیم، که آنان باید پیش از اینکه روز راهپیمایی را اعلام کنند، محل سکونت خویش را به طور ناشناس به خانه ی یکی از آشنایان و یاران، تغییر دهند تا بتوانند در کنار مردم باشند.
۵ – جبهه ی مشارکت، در بیانیه ای، هدف جنبش سبز را اقتدار و پایداری نظام جمهوری اسلامی خواند و گفت که جنبش قصد براندازی ندارد و فقط خواستار کمی اصلاحات است.
این بیانیه، موجب دلسرد شدن و سلب اعتماد بسیاری از عزیزان شد و ضربه ی چشمگیری به اتحاد مردمی زد. ما از همین جا جبهه مشارکت و همه کسانی که سر به آخور ولایت وقیح دارند، و تلاش می کنند این رژیم آدم خوار را بر سر پا نگاه دارند، محکوم می کنیم، و بیزاری خود را از این گروههای وطن فروش و ضد ایرانی اعلام می داریم.

یک صحنه از تظاهرات دلیرانه مردم تهران در روز گذشته. نظیر این برخوردها، بسیار زیاد بوده است.
یک صحنه از تظاهرات دلیرانه مردم تهران در روز گذشته. نظیر این برخوردها، بسیار زیاد بوده است.
۶ – تظاهرات تا آخرین دقایق شب نیز، ادامه داشت ولی به صورت پراکنده و با جمعیتی نه چندان زیاد که در طی این مقاله به علّت ها و دلایل این امر، اشاره خواهم کرد.
۷- خبری از استان های شمال غربی نبود.
همه ی شما گرامیان، منظور من را به خوبی درک کرده اید، اینگونه به نظر می رسد که ایران دیگر باقر خان و ستار خان را در کنار خویش نمی بیند، در صورتی که تمامی حرکات انقلابی و مشروطهو ملّی شدن نفت کشورمان، با کمک و یاری چشم گیر آذری های عزیز، عملی شدند.
علّت این بی مهری و بی تفاوتی چیست؟.

برای درک بهتر و روشن شدن قضایا، از شما خوانندگان ارجمند، درخواست دارم که ادامه ی مقاله را که با تحقیق بنده بر انقلاب مصر و همچنین انقلاب سال پنجاه و هفت، به دست آمده است را با دقت بخوانید.
خان اوّل: می توانیم بیست و پنجم بهمن ماه را، خان اوّل آزادی بنامیم.
مردم، پس از یک سال و نیم سکوت و خاموشی، یا حضوری سبز، خیابان ها را به لرزه در آوردند و همه ی نظریه ها و فرضیات را مبنی بر مرگ جنبش سبز، و از بین رفتن شور و شوق مردم برای کسب آزادی را، نقض کردند.

مردم آمدند و شعارهایشان، شخص خامنه ای را مورد حمله قرار می داد، و این خود، نشان دهنده ی این است، که ملّت آگاه ایران، خواهان اصلاحات نیست، بلکه خواهان براندازی و جامعه ای آزاد و دموکرات است.
این مطلب را می توانیم از شعار رسای مردم که داد می زدند: “مرگ بر اصل ولایت فقیه” دریابیم.

در طی مسیر راهپیمایی، مردم دلیر، با خشونت و بی مهری سربازان و ماموران ضد شورش، مواجه شدند و با وجود گاز اشک آور و باتوم، نه ایستادند، و نه فرار کردند، بلکه کتک خوردند و شعار دادند و به راه خویش به سمت میدان آزادی ادامه دادند.
گاهی نیز، مردم با نشستن بر روی زمین، مظلومیت و حق طلبی خویش را با زبان سکوت، به مزدوران اهریمنی نشان دادند و عاجزانه از مامورین درخواست کردند، که به صفوف ملّت بپیوندند. ولی از آنجا که مغز آن ها با سخنان علی خامنه ای، شستشو داده شده، این همه محبت و دلاوری و مظلویمت مردم، در آن دیو صفتان اثری نکرد.

در حین تظاهرات، درگیری هایی نیز بین مامورین و مردم رخ داد، که در چند نمونه ی آن، جوانان، چند بسیجی خود فروخته را حسابی گوشمالی دادند ولی همانند همیشه، مردم مانع جوانان شدند و همینکه جوانان شیردل ایرانی، بسیجی کتک خورده را رها کردند، آن بسیجی بلند شد و با زنجیری به جان یک پیرمرد افتاد. این جاست که باید گفت: « توبه گرگ، عاقبت مرگ است ».
در این ویدیو،  بسیجی مزدوری در چنگال مردم اسیر است، ولی مردم با دل رحمی بی جا او را رها کردند، تا به جنایت خود ادامه دهد.
هم میهنان عزیزم، پارسال، در بیست و پنجم خرداد ماه، من و دوستانم در یکی از کوچه های خیابان انقلاب، به سمت کارگر، یک گروه پنج نفره از لباس شخصی ها را که کمین کرده بودند را، دیدیم و از پشت غافلگیرشان کردیم، و حسابی از خجالتشان در آمدیم ولی پیرزنی مهربان، ما را قسم داد که ولشان کنیم، همین که ما ولشان کردیم، آن ها بیسیم زدند و تا ما به خودمان آمدیم، دوره مان کرده بودند و هم ما و هم پیرزن بینوا را کتک زدند.
تجربه نشان داده که نباید به بسیجی و لباس شخصی رحم کرد، چرا که همین که فرصتش را پیدا کنند، فراموش می کنند که من و تو به آن ها رحم کرده ایم و دمار از روزگارمان در خواهند آورد.
بنابراین، از هم میهنان عزیزی که این مقاله را میخوانند، خواهشمندم که مانع گوشمالی دادن بسیجی ها توسط جوانان نشوید، چرا که بسیجی محبت و مروّت نمیشناسد.

دیگر این که، تظاهرات، تا نیمه های شب ادامه داشت، جوانان آتش به پا کرده بودند و شعار آزادی آزادی آزادی سر می دادند.
حال، چرا نتوانستیم خیابان ها را در شب نیز به تصرف در آوریم ؟:
۱- نبود مواد غذایی همراه عزیزان آزادی خواه
۲- سرمای هوا در شب و نبود پتو و دیگر وسایل گرم کننده که بشود با آن ها شب را به صبح رساند.
۳- پراکندگی نیروهایمان و جمع نشدن همه در یک مکان.
۴- و مهم تر از همه، نبود برنامه برای بیست و ششم بهمن ماه.
جوانان ما، شجاعانه سکوت شب را نیز، با فریاد های آزادی خواهانه ی خویش، شکستند ولی از آنجا که نمی دانستند، فردا چه باید بکنند، و آیا فردا نیز، موج مردم، به آن ها خواهد پیوست، اجباراً صحنه ی مبارزه را ترک کردند.

ویدیویی دیگر از تظاهرات شبانه امشب تهران (۲۵ بهمن)
خان دوّم: امروز بیست و ششم بهمن ماه است، دیروز ثابت کردیم ما بیشماریم و قدرتمند تر از قبل، قدم به عرصه ی مبارزه گذاشتیم.
ترس دشمن، از من و تو، پریشانی دیکتاتور از اتحاد ما، آشکاراست. حال زمانی است، که نباید ثانیه ای را نیز تلف کنیم.
اکنون ما دوباره شور و شوقمان را باز یافته ایم، الان همه ی ما دوباره و مثل همیشه، سبز سبز سبزیم ولی ایندفعه، سبز بر اندازیم و تا ولی وقیح را روانه ی قبرستان تاریخ نکنیم، از پای نمی نشینیم.

دیروز مطالب بسیاری خواندم مبنی بر اینکه سپاه پاسداران، مخالف سرکوب و به خاک و خون کشیدن دوباره ی مردم است و عدّه ای از سرداران شیر پاک خورده ی سپاه، اعلام کرده اند که در صورت سرکوب مردم، به صفوف مردم خواهند پیوست. دستوری که به سپاهیان داده شده است، دخالت نکردن است و این یک پیروزی بزرگ برای ماست.
ارتش نیز که تکلیفش مشخص است، آن ها پارسال نیز خودشان را درگیر نکردند و گلوله ای از تفنگ یک ارتشی به سمت مردم، شلیک نشده است.

امیدواریم که سپاهیان و ارتشیان آن قدر شرافت انسانی داشته باشند که بدانند آنان در خدمت مردمند، یا نوکر و برده یک آخوند؟.
هر حال، بهتر است در تظاهرات های بعدی، با شعارهای خود، از ارتشیان و سپاهیان، دعوت کنیم که به ما بپیوندند. آن چنان که  دیروز نیز، شعار هایی با این مضمون داده شد: “ارتشی با غیرت- حمایت حمایت”

دیگر اینکه، دیروز شیخ مهدی کروبی، اعلام کرد که مردم رهبر جنبش اند، و خواسته ی آن ها هدف جنبش سبز. عزیزان هم وطن، پس شما خودتان، رهبران جنبشید.
حال، سخن ما باشما گرامیان است: مگر در انقلاب مصر رهبر شناخته شده ای وجود داشت؟. مگر هنوز هم در آن کشور، رهبری وجود دارد.
این نقص و کمبود ما است که همیشه دنباله رو بوده ایم، و افساری به گردن خود آویخته، و آن را به دست یک نفر دادیم. حال، اگر این یک نفر توی زرد و عوضی از آب در آمد، ما را نیز به دنبال خود به منجلاب خواهد کشید.

در این خیزش ملی، رهبری وجود ندارد، این جوانانند که مدیر و رهبر انقلابند و با دشمن به نبرد و ستیز می پردازند.
در این خیزش ملی، رهبری وجود ندارد، این جوانانند که مدیر و رهبر انقلابند و با دشمن به نبرد و ستیز می پردازند.
بنابراین، ما به دنبال آزادی بی قید و شرط و سکولاریسم و دموکراسی تلاش می کنیم. هرکس و هر گروه با این برنامه و روش مخالفتی داشته باشد، دشمن آزادی و سربلندی مردم و کشور ایران است.
از آن چه گفته شد،، ما مردمان ایران زمین، که هر کدام از ما، یک رهبر است، از آقایان موسوی و کروبی درخواست داریم، که مردم را به اعتصاب سراسری دعوت کنند. با این کار کمر دولت خواهد شکست.

خان سوم: پس از اعتصاب سراسری، تظاهرات های هر روزه، بدون عقب نشینی، ما را زودتر به هدف مان خواهد رساند. در تظاهرات های بعدی، باید فکری به حال غذا و آب و وسایل گرم کننده بکنیم.
می توان از عزیزانی که محل سکونتشان نزدیک محل تجمع است، کمک گرفت و همچنین می شود، از مردم درخواست کرد، که کوله پشتی سبکی برای خود، تهیه کنند که در آن مقداری مواد غذایی وجود داشته باشد.
اگر توجه داشته باشید، می بینید که مزدوران نیز خود را با ساندیس و کیک تغذیه کرده و انرژی می گیرند و دوباره برای سرکوب ما حرکت می کنند، ما نیز همان رویه را در پیش خواهیم گرفت.

این ویدیو نشانگر آنست که مردم مصر برای ادامه تظاهرات شبانه خود خوراک و وسائل راحتی با خودشان آورده بودند.
همچنین، برای اتحاد بیشتر و برنامه ریزی دقیقتر، از نفرات تشکیل دهنده ی هسته ی تظاهرات، درخواست می شود، که خود را به یکدیگر شناسانده، و برنامه ریزی کنند که تظاهرات بعدی کی و کجا باشد و یا به چه صورت انجام بگیرد.
اگر بدین صورت باشد، جوانان همانند دیشب، پراکنده نمی شوند،بلکه با صلابت، در یک مکان جمع می شوند و شعار می دهند و تن عظمای چلاق را می لرزانند.

خان چهارم: همه ی ما سابقه ی دعوای خیابانی را داشته ایم، شاید در روزهای بسیار دور، شاید برای یکبار، ولی داشته ایم. امری که به انقلاب مصر و همچنین به انقلاب پنجاه و هفت کمک شایانی کرد، کمک گرفتن از جنگ های چریکی و خیابانی و زهره چشم گرفتن از مزدوران دولتی بود.
تا جایی که مزدوران دیگر می ترسیدند، به مردم نزدیک شوند و کم کم از دستورات مافوق خویش سر باز زدند و صحنه ی مبارزه را ترک کردند.

حال که کارد به استخوان رسیده و همه ی ما، با هم یکدل و یک صدا شدیم و برای آزادی ایرانمان می جنگیم، چرا از روش های خشونتی، در قبال این بی صفتان استفاده نکنیم؟
تا کنون جواب مشت و لگد و گلوله را با شعار و سکوت و فرار داده ایم، نتیجه ای نگرفتیم، و همواره بازنده بوده ایم. ولی ازین پس، ما نیز با شعار زیبای “می کشم می کشم آنکه برادرم کشت” اقتدا کرده، و دیگر فرار نمی کنیم، بلکه ما نیز با هر آنچه که دستمان بیاید، حمله می کنیم و این مزدورانند که باید فرار کنند. ما بر این باوریم که جواب سنگ، را با سنگ، و جواب گلوخ ،را باید با کلوخ داد.

خان پنجم: آمار دستگیری های دیروز بالاست، اعلام شده که با سران جنبش سبز، برخورد سخت خواهد شد. اگر دیر بجنبیم، باید مرگ عزیزانمان را هر چه بیشتر با چشم ببینیم.
یقین دارم که حکومت، برای سرکوب مردم و زهره چشم گرفتن دوباره، و فرستادن مردم به خانه هایشان، قصد دارد پروژه ی آدم کشی جدیدی را راه بیاندازد و در این پروژه، همه ی زندانیان سیاسی مان به علاوه ی پیشگامان جنبش، در خطرند. بنابراین، بر ماست که هر چه سریعتر دوباره دست یکدیگر را گرفته و به خیابان ها برویم و نگذاریم که حکومت دلاوران مان را به خاک و خون کشاند.

اکنون زمانی است، که باید از پدرانمان درس بگیریم. آن زمان، نه اینترنتی بود و نه امکانات اطلاع رسانی همانند الان، بدین گستردگی و آسانی بود.
پدران ما، با استفاده از شب نامه ها، همدیگر را از تظاهرات بعدی آگاه می کردند و راه کارهایشان را به اطلاع یکدیگر می رساندند. ما هم اکنون، امکانات بسیار گسترده ای در پخش اخبار، اطلاع رسانی، و همآهنگی با یکدیگر در اختیار داریم. پس از هم اکنون ، هر کدام از ما ایرانی ها، باید یک رسانه شود.

خبرهای تظاهرات، روزهایی که برای اعتراض اعلام خواهند شد، ساعت مرگ بر دیکتاتور گفتن ها، والله اکبر های شبانه، سخنان آموزنده و توصیه های ایمنی را باید به هر کس که می توانیم مخابره کنیم و اکنون زمانی است که خواب بر ما حرام است. باید بیدار باشیم و اطلاع رسانی کنیم.
خان ششم: برای نابودی دیکتاتور، ما به همه ی ایرانیان، از هر نقطه، و با هر زبان، و در هر شهری، نیازمندیم. ما باید اتحاد خود را دوباره با سایر هموطنان عزیزمان که در این سی و سه سال بهشان بیشتر ظلم شده، به دست بیاوریم.
روی سخنم با شماست، فرزندان غیور ستار خان و باقر خان: دلاوران آذری زبان، که در هر واقعه ی عظیم تاریخی این مرز و بوم نقش پر رنگ شما، چشم ها و دل های ما را نوازش می دهد.

این تصویر دلاوران آذربایجان را در انقلاب مشروطیت نشان می دهد.
این تصویر دلاوران آذربایجان را در انقلاب مشروطیت نشان می دهد.
آهای قارداش، آهای باجی: می دانم که به شما چه گذشته است، آگاهم که چه سختی ها کشیده اید و چقدر رنج برده اید، از دل پر دردتان مطلعم.
می دانم که بی خردان نا جوانمردانه، زبان اصیل و لهجه ی شیرینت را، مورد تمسخر قرار داده اند، امّا گویی که با این تمسخرخود را ضایع کرده اند، نه تو را. چرا که ما، همه ی ایرانیان، به دلاوری و جوانمردی و پاکبازی شما، آذریان ایمان داریم، به شما می بالیم، و به وجودتان، افتخار می کنیم.

ای آذری، ای هموطن، ای عزیز دل، بیا و یک بار دیگر، گذشت کن، مثل همیشه که ما کوتاهی و نادانی کرده ایم و تو بزرگوارانه بخشیده ای، مثل همه ی بازی های کودکانه ای که در حیات عزیز اینا، من و تو انجام داده ایم.
آهای ارسلان، رفیق شفیق دوران کودکیم، پسرکی به قول خودت محکم همانند سبلان، بیا و یک بار دیگر، با من باش، هوایم را داشته باش، این دفعهبه شرافت ایرانمان سوگند یاد می کنم که آزادی نصیب هر دوی ما می شود. درست مثل همان شکلات هایی که عزیز، یکی به من و یکی به تو میداد، یادت که هست رفیق؟. مساوی و برابر و چه شیرین و دوست داشتنی.
من به تو، به زبان ناب تو، به فرهنگ غنی تو، به دل پاک و بی آلایش تو، به همه ی آذریان شجاع، از صمیم قلبم، احترام می گذارم. برادران و خواهران آذریم، در این بهار آزادی، جای شما خیلی خالیست، منتظر خروش دلاورانه ی شما هستیم.
کرد های با مرام، لر های اصیل و دوست داشتنی، سیستانی های جوانمرد و ستم کشیده، جنوبی های خون گرم، همه ی ایرانیان نازنین، امروز وقت اتحاد است.

خان هفتم: دوستان و هم وطنان عزیز، ما درگیر جنگ و مبارزه برای کسب آزادی مان هستیم، بدیهی است، در این بین که سر ما شلوغ است و سخت در حال تلاشیم، افرادی موج سوار، می خواهند بر موج سبز من و تو سوار شوند و از راه نرسیده، گوی قدرت را از دستان ما، مردم ایران، که می خواهیم خودمان، شخص اوّل مملکتمان را انتخاب کنیم و رهبری ایران را برای مدتی مشخص شده به او بسپاریم، برباید و دوباره روز از نو، روزی از نو.
بر ماست که هوشیارانه عمل کنیم و حواسمان را جمع کنیم که مبادا گول شعارهای این اشخاص را بخوریم.

ما خواستار آزادی و دموکراسی در ایران هستیم و به هیچ وجه از خواسته ی مان، حتی یک سر سوزن نیز، کوتاه نمی آییم. به امید آزادی و روز پیروزی.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه

این همه هیاهو و تدارک برای چند صد معترض!

از ههم راهپیمایی اعتراضی دیگری در تهران و چند شهر ایران برگزار شد و تعداد زیادی از شهروندان در آن شرکت کردند .راه پیمایی ۲۵ بهمن ماه ، تظاهراتی که با حضور گسترده مردم در حمایت از مردم مصر و تونس برگزار شد و همراهان جنبش سبز نیز با حضور در آن بار دیگر نشان دادند که جنبش سبز زنده است . اما هنوز چند ساعتی از برگزاری این تظاهرات نگذشته بود که صدا و سیمای به اصطلاح ملی که با پول بیت المال اداره می شود، به همراه دیگر رسانه های دولتی به وارونه کردن حقیقت پرداختند و تعداد شرکت کنندگان در این تظاهرات را به چند صد نفر رساندند و از صبح تا شب در رسانه هایشان دروغ نوشتند و نوشتند و گفتند. در این گزارش تنها به چند نمونه از برنامه هایی که اقتدارگرایان در این چند روز برای به گفته خودشان چند صد نفر! شرکت کننده این تظاهرات اجرا کرده، اشاره می کنیم و قضاوت را تنها بر عهده خوانندگان می گذاریم .
هزارها نیروی امنیتی و گارد ضد شورش در خیابانهای شهر
از همان ساعات ابتدایی روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه و حتی روزهای قبل از آن چهره شهر کاملا تغییر کرده بود و همه جای شهر نیروهای امنیتی و ماموران گارد ضد شورش حضور داشتند تا جایی که اگر کسی هم از برگزاری این راهپیمایی بی خبر بود با دیدن این همه مامور می فهمید که به زودی تظاهراتی در اعتراض به دولت برگزار خواهد شد .
در این روز مثل همیشه نیروهای لباس شخصی و بسیج نیز با چماق ها و انواع و اقسام سلاح های گرم و سردشان در خیابان حضور داشتند . هر کسی می تواند این سوال ساده را از دولتمردان جمهوری اسلامی که این همه نیرو را به خیابان آورده بود بپرسد چطور و چرا چند هزار نیروی امنیتی و لباس شخصی را فقط برای مقابله با سیصد- چهار صد معترض به خیابان ها آوردید؟ آیا این با هیچ عقل و منطقی همخوانی دارد ؟چرا برای چند صد نفر این همه برنامه تلویزیونی و تیتر در روزنامه هایتان اختصاص داده اید؟ و چرا به خاطر این جمع کوچک سرعت اینترنت را پایین آورده و موبایل ها را قطع کردید؟
مردم که در این روز همواره جنبش های اعتراضی منطقه را با جنبش سبز مقایسه می کردند بارها به حضور این نیروها اشاره می کردند و می گفتند مصری ها و تونسی ها فقط با ارتش و پلیس (و به ندرت با لباس شخصی ها) طرف بودند اما معلوم نیست ما با چه گروهی طرفیم ؟ نیروی انتظامی ،بسیج ، سپاه ، لباس شخصی ها و ….همه و همه برای برخورد با ما آمده اند، هرچند با این همه نیرو باز هم اطمینان داریم منکر حضور ما خواهند شد .
چند ساعتی از راهپیمایی نگذشته بود که با وجود بسیج همه نیروهای سرکوبگر وابسته به نهادهای مختلف نظامی و انتظامی برای سرکوب مردم معترض، پیش بینی مردم درست از آب در آمد و حامیان دولت مثل همیشه مدعی شدند که فقط چند صد نفر در خیابان های تهران حضور یافته اند. آنها در عین حال منکر وجود هر گونه تظاهراتی در دیگر شهرهای کشور شدند .
برنامه های ویژه صدا و سیما برای چند صد نفر معترض !
از همان شب برگزاری تظاهرات ۲۵ بهمن ماه، اغلب شبکه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی برنامه هایش را ۲۴ ساعته به این تظاهرات اختصاص داده و با انواع دورغ پردازی ها، تهمت ها و دروغ ها برای اینکه ثابت کند کسی در این تظاهرات حضور نداشته تلاش کرد .ولی باز این سوال ساده اینجا هم تکرار می شود: چرا رسانه ملی برای چند صد نفری که تنها در چند خیابان شهر تهران حضور یافته اند این گونه برنامه هایش را تغییر می دهد؟ و با حب و بغض از صبح تا شب به قشر وسیعی از مردم یک کشور توهین می کند . برنامه خبری شبکه دو هم در این چند روز با فحش و تهمت علیه رهبران جنبش سبز شروع شد و همه دقایق آن به توهین گذشت تا با این توهین ها به همه ثابت کند که شرکت کنندگان در تظاهرات اندک و مشتی فریب خورده بوده اند !
اما در مصر و تونس چه اتفاقی رخ داد ؟ هر چند رسانه های دولتی این دو کشور نیز تا اندازه ای حقایق را وارونه جلوه داده می دادند اما در آنجا تا این حد حقایق تغییر نمی یافت و حداقل وجود معترضان پذیرفته می شد و از آنها با نام اراذل و اوباش و خس و خاشاک، بزغاله و گوساله و فتنه گر و …نام برده نمی شد.
تعطیلی مترو ،قطع تلفن های همراه و کندی اینترنت
در روز برگزاری تظاهرات ۲۵ بهمن ماه، مانند همه تجمع های اعتراضی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته برگزار شد، خطوط تلفن همراه قطع شد و ایستگاه های مرکزی مترو در نقاط مختلف شهر تعطیل شد؟ آیا برای سیصد یا چهار صد تظاهر کننده همه این اقدامات انجام شد ؟ و سرعت اینترنت نیز کاهش یافت ؟آیا به جز این بود که تمام این اقدامات انجام شد تا تعداد کمتری از مردم از برگزاری انتخابات و سازماندهی آن در خیابان اطلاع یابند ؟
در مصر و تونس هم تلفن های همراه و اینترنت قطع می شدند تا تظاهر کنندگان امکان ارتباط با یکدیگر را نیابند. اما مسوولان آن کشورها منکر این واقعیت نمی شدند و رییس مجلس آن کشورها هم آن گونه که علی لاریجانی مدعی می شد که با این کارها نمی توان صدای اعتراض مردم را خاموش کرد و با بی اعتنایی از آنچه در کشور خودش می گذشت،نقش بازی نمی کرد.یعنی علی لاریجانی نمی داند که حکومت ایران همیشه از این روش برای محدودیت و سرکوب معترضان استفاده کرده است که در باب محدودیت در مصر و تونس داد سخن سر می داد ؟ یا شاید هم برای سیصد چهار صد نفر معترض چنین کارهایی اصولا لازم است !
نمایندگانی که حکم اعدام صادر می کنند
نمایندگان مجلس فردای روز برگزاری این تظاهرات آن قدر از این تظاهرات خشمگین شدند، که در مجلس شعار دادند وحرکات عجیبی کردند که شاید در دنیا بی سابقه باشد . این نمایندگان نقش قوه مقننه را نیز به قوه قضاییه تغییردادند و در مجلس بدون برگزاری هیچ دادگاهی سران جنبش سبز را به اعدام محکوم کردند .آنها در این روز هرگز نپرسیدند که مردم در این تظاهرات چه می خواستند و چرا کتک خوردند و کشته شدند و تنها فریاد مرگ بر و اعدام سر دادند .
در مصر و حتی بحرین نمایندگان مجلس چه کردند ؟ نمایندگان مجلس در این کشورها به کشته شدن مردم اعتراض کردند و خواهان برخورد با متخلفان شدند . چند روز پیش وقتی یکی از معترضان بحرینی در جریان تظاهرات اعتراضی کشته شد ، نمایندگان مجلس این کشور خواستند که هر چه زودتر این موضوع پی گیری شود .
مصادره شهیدان جنبش و سخنانی تناقض آمیز درباره بازداشت معترضان
این بار دولت ایران کار را یکسره کرد و تمام اصول اخلاقی را یک جا زیر پا گذاشت . آنها یکی از شهدای جنبش سبز را که به دست نیروهای خود سر به شهادت رسیده است ، با عنوان شهید بسیجی در صدا و سیما به مردم معرفی کرد. اتفاقی که هر گز و هرگز در کشورهای مصر و تونس و دیگر کشورها رخ نداده است . اینکه یک شهید را با نام و عنوان و با عقیده دیگری به همه معرفی کنند . حتی مبارک دیکتاتور مصر بارها از کشته شدن معترضان مصری ابراز تاسف کرد و گفت که به خاطر کشته شدن آنها غمگین است و مثلا ادعا نکرد که کشته شده ها از لباس شخصی های حامی او هستند، اما حکومت ایران نه تنها منکر کشته شدن معترضانی می شود که قربانی سرکوب آنها هستند، که آنها را به نام خود نیز مصادره می کند .
برادر شهید صانع ژاله امروز در گفت و گو با یکی از شبکه های فارسی زبان اعلام کرد که برادرش طرفدار جنبش سبز بوده و هرگز بسیجی نبوده است . این شهید در چند روز گذشته توسط صدا و سیما به عنوان یکی از شهدای بسیجی معرفی شده است .شهید محمد مختاری نیز بدون اینکه برایش کارت شهید صادر شود، دزدیده شد.
در این روز همچنین هزاران نفر از معترضان به حکومت دستگیر و زندانی شدند، اما به گفته مسوولان پلیس ۱۵۰ نفر و به گفته نیروهای امنیتی ۱۵۰۰ نفردستگیر شده اند . البته جای سوال دارد که چگونه ۴۰۰ معترض توانسته اند، هزاران نیروی انتظامی و امنیتی را به شهر بکشانند و در نهایت چند برابر معترضان!! دستگیر شوند ؟

دولت باز هم برای اینکه ثابت کند که معترضان تنها چندین نفر فتنه گر هستند و از کشورهای غربی خط می گیرند، سخنان چند رهبر غربی را مثال آورد و آن را بارها در رسانه به اصطلاح ملی نشان داد . اما هیچ وقت تلویزیون ایران اشاره نکرد که دولتهای غربی بارها و بارها از مردم معترض در مصر و دیگر کشورها حمایت کردند، آنها هیچگاه به خاطر این حمایت ها، معترضان این کشورها را وصل به بیگانگان نکردند اما معترضان خودی و سران آنها را بارها و بارها متهم به وصل بودن به بیگانگان کردند .