۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

سروش خطاب به خامنه ای: پایان دولت سحر مدت شما نزدیک است


عبدالکریم سروش، متفکر دینی و از منتقدان حکومت ایران، در نامه ای خطاب به آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، گفته است: پایان دولت سحر مدت شما نزدیک است.
عبدالکریم سروش در آغاز نامه خود با اشاره به نامه های محمد نوری‌زاد، مستند ساز و نویسنده منتقد حکومت ایران ، نوشته است:«حرٌزمانه وهنرمند دلیر و آزاده ، محمد نوری زاد ، باب نقد ناصحانه و نصح ناقدانه  رهبری را گشوده است و از اصحاب قلم و اجتهاد خواسته است تا دعوت او را لبیک گویند و به نوبه خود ادای تکلیف و امر به معروف کنند و دفتر انتقاد را کلان تر سازند ، مگر این آواهای نازک ناقدانه بدل به فریا د شود و پرده گوشی و صفحه وجدانی را بلرزاند  و گره از کار فرو بسته خلقی بگشاید.»
متن کامل نامه را اینجا بخوانید
عبدالکریم سروش در ادامه نوشته است:« صاحب این قلم  …اگر چه به عین الیقین پایان دولت سحر مدت شما را نزدیک می‌بیند ، راه نکونامی و نیک‌ سر انجامی را  به شما نشان دهد ، مگر به جاروب انصاف خانه قدرت را از خاشاک ستم بپیرایید و از خدا و خلق آمرزش و پوزش بطلبید و بند از پای عدالت و آزادی بردارید و زندانیا‌ن استبداد را آزاد و استبداد را (که اعظم منکرات عالم است) زندانی کنید و آب حکمت را به جوی حکومت بازگردانید و بازی سیاست را به قاعده کنید و جامه ریاست را به اندازه ببرید و بقیه دوران  زعامت را به توبه و تدارک سپری کنید.»
عبدالکریم سروش که طی سال های گذشته تحت فشارهای «حکومت جمهوری اسلامی ایران » مجبور به ترک ایران شد، هم اکنون در دانشگاه های آمریکا مشغول به تدریس است.
عبدالکریم سروش  خطاب به رهبر ایران می گوید:« در انتخابات دخالت  وتقلب می کنید ، مجلس را در رایزنی های مهم  سر جای خود می نشانید، اجازۀ تظاهرات آزاد به هیچ گروهی و حزبی نمی دهید، بنام دفع تهاجم فرهنگی بروزنامه ها تهاجم می کنید، قوّۀ قضائیه را معلّق می گذارید و بی التفات به آن ، مخالفان را  مجازات  ودر حصروحبس می کنید، حتی با درویشان که “وفا کنند و ملامت کشند و خوش باشند” وفا نمی کنید ، به احدی اجازه نقد رهبری را نمی دهید، سپاهیان را به عرصه سیاست و اقتصاد می کشید، صدا و سیما را مهار میزنید،  فرهنگ و دانشگاه را امنیتی نظامی می کنید، حوزه های علمیه دینی و مساجد ومنابر را حکومتی می کنید، ناقدان را حتی اگر از مراجع باشند  فرو می کوبید.»
عبدالکریم سروش در ادامه به انتقاد از دولت محمود احمدی نژاد پرداخته و نوشته است:  وی «دولتمردی بی‌ تدبیر» است که « دولتی خرافه گستر و سفاهت پرور» دارد که « از چاه‌های نفت بر می‌دارد و در چاه‌های جمکران می‌ریزد ؟»
عبدالکریم سروش در خصوص محمود احمدی نژاد نوسته است:« قایق خرد خیالات خام خود را با پاروی تائیدات رهبری در دریای مخاطرات بین المللی به یمین و یسار می‌‌راند و به توهم ” ظهوری ” و فتح الفتوحی قریب الوقوع ، انگشت تحریک در چشم خونریز جهان خواران جنگ طلب می‌کند و باکی از ویرانی خاک ایران ندارد.»
عبدالکریم سروش همچنین به حوادث و سرکوب اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ اشاره کرده و نوشته است:«مردم « زوال استبداد دینی» را جشن می گرفتند و باد و آتش در کار برکندن خیمه استبداد وسوختن ریشه بیداد بودند که مزدوران و شقاوت پیشگان  فرمان یافتند تا قتل و شکنجه و شرارت و تجاوز و تطاول را به اوج رسانند و عَلَم شقاوت را بر قلٌه قساوت بر افرازند . گورستان‌ها را پر کردند و زندان‌ها را پر تر. اما جنبش فرو ننشست.»
عبدالکریم سروش می گوید: شعار«مرگ بر دیکتاتور» معترضان نشان آن بود که جز زوال استبداد  و مرگ دیکتاتوری راضی‌ شان نخواهد کرد.
براداران لاریجانی و مثلث «زر و زور و تزویر»
این منتقد حکومت جمهوری اسلامی در ادامه از نقش براداران لاریجانی درقدرت سیاسی ایران انتقاد کرده و نوشته است:« مجلس و دستگاه قضا را به خدمت نگیرید واز آنها رأی و حکم بر وفق مزاج خود طلب نکنید. دستگاه قضا باید پنجه در پنجه رهبری بیفکند و او را در سوء معاملاتش مؤاخذه کند. با این مجلس ذلیل وقضای زبون  کدام دادگری و کدام مردم سالاری ممکن است؟  و انتخابات  چه گرهی از کار ملت خواهد گشود؟ مثلث زر و زور و تزویر یعنی سه برادران لاریجانی را گماشته اید تاشما رااز شر قضا وقانون وحقوق بشر برهانند؟ خلایق رااز نحوست این تثلیث برهانید وبی خطر بر خط راست برانید. چهره قضا وقانون را به آب عزت از غبار ذلت بشویید واز اسب انتخابات فرودآیید وزمامش را بدست مردم بسپارید.»
اشاره عبدالکریم سروش به علی لاریجانی، رییس مجلس، صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه و محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه است.
عبدالکریم سروش در ادامه نامه خود، آیت الله علی خامنه ای را با آغا محمد خان قاجار مقایسه کرده و نوشته است:«مورٌخان آورده‌اند که آغا محمد خان قاجار هم موسیقی می نواخت هم زیارت عاشورایش ترک نمی‌شد هم به دستان نامبارک خود سر می برید وچشم در می آورد. چرا رفتار و کردار شما باید یاد آور احوال وی باشد؟.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر