۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

همسر سیامک قادری: برخوردهای نامناسب و مشکلات خانواده ها همچنان ادامه دارد

در حالی که زندانیان سیاسی در حال گذراندن حکمهای سنگین و غیرقانونی خود هستند، طی ماههای گذشته موج جدیدی از رفتارها و برخوردهای نامناسب و ناشایست با خانواده های زندانیان سیاسی به راه افتاده است. از سوی دیگر خانواده های زندانیان سیاسی بارها برای بیان مشکلات و مسائل خود به مقامات قضایی مراجعه کرده اند اما این پیگیریها همواره به دستور از “بالا” با بن بست مواجه شده و مورد بی توجهی به “عمد” مسئولین قضایی قرار گرفته است.
ضرب و شتم پسر مقیسه ای، جلوگیری از ملاقات فرزندان خردسال نسرین ستوده با مادرشان، تهدید و تحقیر مادران سالخورده و همسران، شنود تلفنها، ممانعت از آزادی زندانیانی که دوران محکومیت خود را به پایان رسانده اند، نگهداری تعدادی از زندانیان در سلول انفرادی، تهدید و ارعاب خانواده ها و زندانیان در صورت اطلاع رسانی، صدور احکام جدید برای زندانیان سیاسی که در حال گذراندن دوران محکومیت خود هستند، تنها نمونه ی کوچکی از مجموعه این اقدامات “غیرقانونی” و “غیر شرعی” دستگاه قضایی کشور است.
در دیداری که چندی پیش جمعی از خانواده ها با دادستان در “پارکینگ” دادستانی داشتند این مقام قضایی وعده داده بود که از این برخوردها بی اطلاع است و هفته آینده این برخوردها صورت نخواهد گرفت. همچنین هفته گذشته در سالن ملاقات ماموری حضور داشت که مشکلات خانواده ها را بر روی کاغذ ثبت می کرد تا به دست مقامات قضایی برساند. به همین مناسبت با یکی از اعضای خانواده ی بزرگ زندانیان سیاسی به گفتگو نشستیم تا مطلع شویم که آیا این وعده ها تحقق یافته است؟
فرزانه میرزاوند همسر سیامک قادری خبرنگار سابق خبرگزاری ایرنا که هم اکنون در بند ۳۵۰ بسر می برد، با تاکید بر تدوام برخوردهای غیرقانونی با خانواده ها به “جرس” می گوید: ” برخوردهایی که با خانواده ها صورت می گیرد واقعا آزاردهنده است. آنها یک روند تدریجی را از یک زمان خاصی شروع کرده اند و این فشارها مشخصا بر روی خانواده های زندانیان سیاسی است. از گشتن کیفها تا بازرسی های بدنی “عجیب و غریب” به گونه ای که گویی با قاچاقچیان مواد مخدر مواجهند و خلاصه هر هفته خانواده ها با چیزهای جدیدتری مواجه می شوند. از جمله دعوا در سالن ملاقات و برخوردهای نا مناسب و حضور ماموران بی تربیت ، مامورانی که حتی با افراد مسن رفتارها و برخوردهای بسیار بی ادبانه ای دارند. یک مورد هم تحویل گرفتن موبایلهای خانواده هاست که خانواده ها بعد از پس گرفتن موبایلهایشان متوجه شده اند که موبایلها دستکاری و روشن شده و به همین خاطر اعتمادی ندارند. دو هفته هم یک خانم محترم و سالخورده ای به مامورین گفت من موبایلم را خاموش می کنم اما تحویل نمی دهم، اما چنان برخورد خشن و بسیار نامناسبی با او صورت گرفت که واقعا آزاردهنده بود. تنها تغییری که ایجاد شده این است که برای ملاقات خانواده ها باید به دادسرا مراجعه و نامه ای را دریافت کنند و به دست مسئولین زندان برای امضا برسانند و دوباره آن را به دادسرا بر گردانند. فقط این دوباره به دادسرا برگشتن، برداشته شده وگرنه تمامی مسائل و مشکلات مثل همان روال قبلی است.”
او می افزاید: ” مشکل دیگر انگشت نگاری و عکس انداختن از ملاقات کنندگان و پوشاندن کاور زرد رنگ به تن زندانیان سیاسی است که همچنان پابرجاست و واقعا برخوردی عجیب و آزاردهنده است. یکی دیگر از مسائل این است که بعد از پایان یافتن زمان ملاقات تا زندانی به جای خودش برسد خانواده ها را در آنجا نگه می دارند، حتی هفته گذشته یکی از خانمهای باردار که مشکلات جسمانی زیادی داشت، چهار ساعت در آنجا نگهش داشتند. خلاصه ما برای یک ملاقات بیست تا سی دقیقه دقیقا سه تا چهار ساعت معطل می شویم اینها مسائلی است که مشکلات زیادی را برای خانواده ها ایجاد می کند. در میان خانواده ها بچه های کوچک ، زنان باردار و زنان سالخورده وجود دارند که این شرایط بسیار آزاردهنده و تحقیرکننده است. کارت ملی ، شناسنامه ، مدرک شناسایی و اینها را هر هفته باید ارائه دهیم که بعضی از شهرستان می آیند یا مسن هستند فراموش می کنند، خلاصه خانواده ها مدام در نگرانی و ناراحتی به سر می برند. هربار که برای ملاقات می رویم دعا دعا می کنیم که امروز به خیر بگذرد و برخوردی پیش نیاید که این امر واقعا ناخوشایند است و هرچه سریعتر باید به این برخوردها پایان دهند. خانواده ها قصد دارند به دادستانی مراجعه کنند و درخواست خود را مکتوب دهند تا ببینیم بررسی می شود یا نه، اگرچه تجربه نشان داده جوابی نمی گیریم. اما این روند افزایش فشارها به حدی زیاد شده که خانواده ها در صددند اقدام جدی در مقابل این برخورد ها انجام دهند. جالب است که این فشارها را زیر بهانه هایی از جمله فرار زندانیان غیر سیاسی انجام می دهند، در صورتیکه زندانیان سیاسی اهل فرار نیستند و اگر می خواستند فرار کنند که سر از زندان در نمی آوردند. آنها ترجیح دادند بایستند و برای اعتقاداتشان هزینه بپردازند و حکمهای “ناعادلانه” و “غیرقانونی” را تحمل کنند و بگذرانند.”
همسر این روزنامه نگار دربند با اشاره به مشکلات عدیده و عدم پاسخگویی مسئولین ادامه می دهد: “خانواده ها برای بیان خواسته ها و مشکلات خود به دادستانی مراجعه کردند و نامه نوشتند و روز یکشنبه که برای پیگیری نامه مراجعه می کنند فقط بالای نامه امضا و نوشته شده بود ، ملاحظه شد. طبق قانون زندانها ملاقات کننده ها باید بتوانند به طور منظم با زندانیان خود ملاقات کنند اما زندانیان سیاسی از این قاعده مستثنا هستند و خانواده های زندانیان سیاسی باید یک پروسه ای را بگذرانند تا موفق به ملاقات عزیزان خود شوند. در واقع باید به دادستانی مراجعه کنند و فرم را پر کنند و خود دادستان شخصا اجازه ملاقات دهند. (هر یک ماه این فرم پر می شود و باید منتظر اجازه ی دادستان باشیم) گاهی به سه یا چهار ماه کشیده می شود تا خانواده ها بتوانند عزیزان خود را حضوری ملاقات کنند و بعضی از زندانیان سیاسی اصلا ملاقات حضوری ندارند.”
خانم میرزاوند با اشاره به دیدار جمعی از خانواده ها با دادستان در پارکینگ می گوید: “هفته های گذشته که جمعی از خانواده ها به دادستانی مراجعه کرده بودند از ساعت نه صبح منتظر دادستان بودند اما ایشان نیامدند تا اینکه ساعت دو و سه بعداز ظهر متوجه شدند که دادستان در پارکینگ در حال رفتن است، خانواده ها سریع خود را به پارکینگ می رسانند و دادستان را آنجا ملاقات می کنند. دادستان گفت پس من را ملاقات کردید و یکی از خانمها جواب داد اگر قرار است دادستان را در پارکینگ ملاقات کنیم پس دفتر دادستانی برای چیست؟! دفتر دادستانی را تعطیل کنید تا در پارکینگ شما را ملاقات کنیم. همچنین یکسری از خانواده ها برای ملاقات با آقای آوایی مراجعه کرده بودند که موفق به ملاقات با ایشان نشدند و مسئول دفتر ایشان قول مساعد دادند تا خانواده ها بتوانند طی هفته های آینده ملاقات مستقیمی با خود آقای آوایی داشته باشند و مشکلات خانواده ها در آن ملاقات مطرح گردد اما اگر باز پاسخ نگیریم قطعا اقدامی انجام خواهیم داد.”
همسر قادری ادامه می دهد: “حالا ما درخواست کتبی خود را در دادستانی می گذاریم، اگرچه درخواست خانواده های سیاسی اصلا ثبت نمی شود و این یکی از این مشکلات است که با آن مواجه هستیم. درخواستها بدون کوچکترین توجهی در دستگاه خردکن گذاشته می شود ، برای مثال همسرم شش ماه از بازداشتش می گذشت و به خاطر یکسری مسائل مالی که باید خود ایشان حضور داشته باشند برای مرخصی اقدام کردند ، حتی گفتند که تحت الحفظ بیایند تا وکالت را به من بدهند، اما با گذشت بیش از یک سال و نیم هنوز این خواسته بی پاسخ مانده و بسیاری از خانواده ها با مشکلاتی بسیار بیشتر از این دست به گریبانند اما دریغ از توجه و پاسخگویی. از جمله این خواسته ها این است که تعدادی از زندانیان سیاسی دوران محکومیت خود را گذرانده اند اما باز در زندان نگه داری می شوند و از آزادی آنها ممانعت به عمل می آید. زندانیان ممنوع الملاقات داریم ، زندانیانی داریم که هنوز در انفرادی هستند که نمونه ی بارز آن آقای تاجزاده هستند که در این شرایط نگهداری می شوند. آقای تاجزاده بعد از این همه مدت در انفرادی است و شاید اسمش فرق کند اما عملا در انفرادی و جدا از زندانیان سیاسی دیگر است.”
گفتنی است، چندی پیش سید محمد خاتمی با حضور در منزل جمعی از زندانیان سیاسی با خانواده های آنها دیدار و از ایشان دلجویی کرد. وی با تقدیر از فداکاری و صبوری این زندانیان سیاسی و خانواده های عزیز آن ها، بر ضرورت آزادی همه زندانیان سیاسی و گشایش فضای سیاسی و اجتماعی تاکید کرد.
همسر سیامک قادری در خصوص این دیدار می گوید: “دیداری گرم و صمیمی بود و خانواده ها عمیقا از ابراز همدلی ایشان با خانواده ها دلگرم و خرسند شدند.”
این عضو خانواده بزرگ زندانیان سیاسی در پایان می گوید: “خانواده ها خواسته یا ناخواسته حلقه های یک زنجیر را تشکیل می دهند. زندانیان ما به خاطر یک هدف مشترک در زندان به سر می برند بنابراین خانواده ها جدای از علائق و سلیقه ها به هم وصل و با هم متحد هستند. آنها برای احقاق حقوق خود و عزیزان خود لحظه ای دست از تلاش برنخواهند داشت.”
لازم به یادآوری است، سیامک قادری خبرنگار سابق خبرگزاری ایرنا که در تاریخ پنج مرداد ۱۳۸۹ با یورش نیروهای امنیتی و اطلاعات به منزلش به اتهام ایجاد وبلاگ ایرنای ما و انتشار گزارش‌های عینی خود از تظاهرات مردم در جنبش سبز و انعکاس اخبار و تحولات حرکت اعتراضی مردم دستگیر و به چهار سال حبس تعزیری محکوم گردید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر